رفتن به محتوای اصلی
اقتصادیهمشهری8 دقیقه مطالعه

شکستن دیوار محاصره با شاه‌کلید گاز و فرصت‌های همسایگی

سال‌هاست اقتصاد ایران زیر بار سنگین‌ترین محاصره‌های مالی و تجاری قرار دارد و تصویر غالب از سوی برخی رسانه‌ها چنین ساخته شده که گویی همه راه‌های تنفس کشور مسدود است و تا زمانی که درهای غرب گشوده نشود، هیچ چرخی نخواهد چرخید.

شکستن دیوار محاصره با شاه‌کلید گاز و فرصت‌های همسایگی

سال‌هاست اقتصاد ایران زیر بار سنگین‌ترین محاصره‌های مالی و تجاری قرار دارد و تصویر غالب از سوی برخی رسانه‌ها چنین ساخته شده که گویی همه راه‌های تنفس کشور مسدود است و تا زمانی که درهای غرب گشوده نشود، هیچ چرخی نخواهد چرخید.

به گزارش همشهری آنلاین، این تصویر بخش مهمی از واقعیت را می‌پوشاند. زیرا سختی‌های محاصره انکارناپذیر است، اما بخش چشمگیری از تنگناها ریشه در فرصت‌هایی دارد که درست در بیخ گوش ما و در مرزهای همسایگی خاک می‌خورند.

کشوری با ۱۵ همسایه و دسترسی به آب‌های آزاد و شاهراه‌های منطقه‌ای، در هیچ منطق اقتصادی یک جزیره محصور به شمار نمی‌رود، مگر آنکه اراده مدیران آن در پشت میزها گرفتار روزمرگی و تعلل شود. برای کم‌اثر کردن تیغ تحریم، گاهی نیازی به فناوری‌های پیچیده و ده‌ها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خارجی نیست. گاهی یک معامله سنجیده با همسایه دیوار به ‌دیوار می‌تواند میلیاردها دلار منفعت نقدی به صندوق ملی سرازیر کند. حوزه انرژی و دادوستد گاز طبیعی با همسایگان شمالی، از روشن‌ترین نمونه‌های این حقیقت فراموش‌شده است. میدانی که اراده شجاعانه دولت می‌تواند بازی تحریم را به نفع معیشت مردم برگرداند.

دود سرمای زمستان در چشم اقتصاد

داستان کمبود گاز در زمستان‌های ایران شباهت عجیبی به ضرب‌المثل قدیمی «آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم» دارد. ایران روی اقیانوسی از ذخایر گاز ایستاده است، با این ‌حال در روزهای یخبندان، زنگ خطر افت فشار در استان‌های شمالی و شرقی به صدا درمی‌آید. علت این تناقض در نقشه جغرافیایی کشور نهفته است. چاه‌ها و پالایشگاه‌های عظیم ما در جنوب و کرانه‌های خلیج فارس مستقرند، در حالی که سرمای سوزان و تقاضای پرحجم خانگی در شمال و شمال‌شرق خانه دارد. خطوط لوله موجود هراندازه هم پهناور باشند، در سرمای استخوان‌سوز ظرفیت عبور دادن این حجم انبوه از جنوب به شمال را ندارند.

وقتی این گلوگاه پدیدار می‌شود، تدبیر معمول و اضطراری این است که گاز نیروگاه‌ها و کارخانه‌ها قطع شود تا خانه مردم گرم بماند. اما نیروگاه بدون سوخت خاموش می‌شود و برای روشن ماندن چراغ کشور، میلیون‌ها لیتر سوخت مایع، یعنی گازوئیل و مازوت به کام مشعل‌های نیروگاهی ریخته می‌شود. این راهکار در ظاهر مشکل تاریکی را حل می‌کند، اما پشت پرده آن یک خسارت پنهان اقتصادی و زیست‌ محیطی عظیم شکل می‌گیرد. گازوئیل، این سرمایه گران‌بها و نقد شونده در بازارهای جهان به جای آنکه ارزآوری کند، بی‌صدا در کوره نیروگاه‌ها خاکستر می‌شود و هوای شهرها را هم تیره می‌سازد.

برآوردهای کارشناسی نشان می‌دهند اگر این کسری گاز مدیریت نشود، در چهار ماه سرد سال نیروگاه‌های کشور دست‌کم نیازمند مصرف نزدیک به ۴ میلیارد لیتر گازوئیل خواهند بود. اگر ارزش هر لیتر از این سوخت در بازارهای پیرامونی را به‌طور متوسط ۸۰ سنت در نظر بگیریم، کشور در این زمستان‌ها چیزی حدود ۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار از این دارایی ارزشمند را می‌سوزاند. این رقم هنگفت می‌توانست در حکم دارویی گوارا برای اقتصاد کم‌رمق ما باشد، اما به خاطر یک گره ساده فنی و ترانزیتی دود می‌شود و به هوا می‌رود.

سودای طلای مایع و گاز همسایه

پرسش یک ناظر بیرونی در این نقطه بسیار صریح است. آیا راهی وجود دارد که به جای سوختن این ثروت ملی، نیاز نیروگاه‌ها را تأمین کنیم و گازوئیل را به درآمد ارزی تبدیل سازیم؟ پاسخ در یک حساب سرانگشتی اما راهبردی نهفته است: واردات گاز از همسایگان شمالی. برای بسیاری از مردم شاید شنیدن این جمله غریب باشد که چرا دومین دارنده ذخایر گاز جهان باید از کشور دیگری گاز بخرد؟ پاسخ در مفهوم تجارت هوشمند نهفته است. تاجر زیرک کالای ارزان‌تر را در نقطه مصرف می‌خرد تا کالای گران‌تر خود را در بازارهای دورتر بفروشد.

فرض کنیم ایران بتواند در طول چهار ماه سرد سال، روزانه حدود ۳۳ میلیون متر مکعب گاز از مرزهای شمالی وارد کند. یعنی در مجموع حدود ۴ میلیارد مترمکعب. اگر هزینه خرید این حجم گاز با احتساب ترانزیت، نزدیک به یک میلیارد و دویست میلیون دلار برآورد شود، ورود این گاز به شبکه شمالی کشور اجازه می‌دهد درست به همان اندازه مشعل‌های گازوئیل‌سوز خاموش شوند و ۴ میلیارد لیتر سوخت مایع برای صادرات آزاد گردد.

فروش این گازوئیل در بازارهای صادراتی، درآمدی معادل ۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار تولید می‌کند. وقتی هزینه خرید گاز ترکمنستان را از آن کم کنیم، ۲ میلیارد دلار سود خالص ارزی برای کشور باقی می‌ماند. اگر ارزش ریالی این رقم را حتی با نرخ فرضی ۱۵۰ هزار تومان بسنجیم، سودی معادل ۳۰۰ هزار میلیارد تومان پدید می‌آید. رقمی که معادل بخش بزرگی از منابع هدفمندی یارانه‌هاست و می‌تواند فشار کسری بودجه را مهار کند. مسلما این یک ظرفیت محاسباتی است و به عواملی مانند بازدهی نیروگاه‌ها و نوسان قیمت سوخت بستگی دارد، اما اصل این منفعت اقتصادی آن‌قدر درخشان است که چشم بستن بر آن هیچ توجیهی ندارد.

راهی که از عشق‌آباد می‌گذرد

برای گشودن این مسیر طلایی، نزدیک‌ترین و طبیعی‌ترین شریک ما جمهوری ترکمنستان است. این کشور سال‌هاست به عنوان یکی از دارندگان ذخایر بزرگ گاز جهان در جست‌وجوی مسیرهای پایدار برای فروش کالای خود می‌گردد. خطوط لوله میان ایران و ترکمنستان دهه‌هاست که کشیده شده و سابقه روابط گازی دو کشور به دهه هفتاد خورشیدی می‌رسد. بنابراین نیازی به ساختن زیربناهای جدید و صرف سال‌ها زمان نیست.

زمینه سیاسی این همکاری نیز در ماه‌های اخیر هموارتر شده است. در شهریور سال ۱۴۰۳، در جریان سفر رئیس‌جمهور ترکمنستان به تهران و دیدارش با مسعود پزشکیان، تفاهم‌نامه‌ای رسمی برای گسترش همکاری‌های گازی میان شرکت ملی گاز ایران و ترکمن‌گاز امضا شد. پیش از آن نیز در تیرماه همان سال دو کشور بر سر انتقال سالانه ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز ترکمنستان به عراق از مسیر خاک ایران به تفاهم رسیده بودند. این نشانه‌ها حکایت از آن دارند که درهای دیپلماسی گشوده است و طرف ترکمنستانی حتی برنامه‌هایی برای توسعه خطوط لوله و ایستگاه‌های تقویت فشار خود ارائه کرده تا در بلندمدت ظرفیت انتقال را به ۴۰ میلیارد مترمکعب برساند.

منفعت این دادوستد به پول ختم نمی‌شود. وقتی گاز مستقیما وارد مشهد، گرگان و ساری شود، بار سنگین شبکه انتقال کشور سبک می‌گردد، صنایع داخلی از تعطیلی نجات می‌یابند و صادرات گاز طبیعی ایران به کشورهایی چون ترکیه و عراق بدون کوچک‌ترین افت فشاری تداوم پیدا می‌کند. این یعنی تثبیت اعتبار تجاری و سیاسی ایران در منطقه، آن هم در روزهایی که دشمنان تلاش می‌کنند کشور ما را از هر بازار انرژی حذف کنند.

تدبیر مالی برای قفل‌های کهنه

اگر سود این همکاری تا این پایه روشن است، چرا در گذشته جریان گاز از ترکمنستان قطع شد؟ تجربه نشان داده است که گیر کار مسئله بدهی‌های معوق و روش‌های پرداخت مالی بوده است. سیستم بانکی تحریم ‌شده ایران در تسویه دلاری با چالش روبه‌روست و ترکمنستان نیز کشوری است که با حساسیت ویژه درآمدهای ارزی خود را دنبال می‌کند. هرگونه قرارداد تازه، اگر پاسخ روشنی برای این گره مالی نداشته باشد روی کاغذ باقی خواهد ماند.

خلاقیت اقتصادی درست در همین تنگناها معنا پیدا می‌کند. ایران می‌تواند بخشی از گازوئیل صادراتی خود را مستقیما به عنوان بهای گاز وارداتی به ترکمنستان یا مشتریان معرفی ‌شده از سوی آن کشور تحویل دهد. تهاتر کالا با کالا، استفاده از ظرفیت بورس کالای ایران برای عرضه محصولات صنعتی و کشاورزی مورد نیاز عشق‌آباد، و تسویه با ارزهای محلی یا طلا همگی راه‌هایی آزموده‌شده در تجارت غیردلاری هستند.

افزون بر این، ترکمنستان تمایل فراوانی به استفاده از کریدورهای ترانزیتی ایران برای رسیدن به خلیج فارس دارد و هدف‌گذاری مبادله ۲۰ میلیون تن بار در مذاکرات دو کشور ثبت شده است. اگر پرونده گاز با پرونده ترانزیت کالا و خدمات فنی‌مهندسی گره بخورد، منافع دو ملت چنان به یکدیگر تنیده می‌شود که هیچ بادی نمی‌تواند این پل ارتباطی را تخریب کند.

بازی با کارت همسایه شمالی

در کنار ترکمنستان، روسیه دومین بازیگر کلیدی در این بازی شطرنج است. از فروردین ۱۴۰۴ گفت‌وگوهایی میان ایران و روسیه در جریان بوده و سخن از ظرفیت بلند مدت انتقال سالانه ۵۵ میلیارد متر مکعب گاز به میان آمده است. در تابستان ۱۴۰۵، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران تصریح کرد که مباحث مربوط به قیمت و شیوه تسویه همچنان کانون مذاکرات فشرده دو کشور است.

نباید مسیر ترکمنستان و روسیه را رقیب یکدیگر دانست. گاز ترکمنستان در دسترس‌ترین گزینه برای نجات زمستان‌های نزدیک است و ورود گاز روسیه می‌تواند پایه‌های تبدیل ایران به قطب توزیع انرژی منطقه در سال‌های بعد را استوار کند. حضور هم‌زمان دو تأمین‌کننده شمالی، دست ایران را در چانه‌زنی بر سر قیمت باز می‌گذارد و اجازه نمی‌دهد بازار داخلی کشور وابسته به یک مبدأ باقی بماند.

شهامت تصمیم در ساعت صفر

تفاوت میان کشوری که زیر تازیانه محاصره زمین‌گیر می‌شود با کشوری که در دل سختی‌ها راه پیشرفت را هموار می‌کند، در سرعت و اراده تصمیم‌گیری خلاصه می‌شود. دشمن برای فلج کردن اقتصاد ایران تلاش می‌کند، اما بخش بزرگی از خنثی‌سازی این نقشه در پایتخت خودمان رقم می‌خورد. سندها، تفاهم‌نامه‌ها و جلسات تشریفاتی برای اقتصاد نان و آب نمی‌شوند. آنچه ارزش دارد، جریان واقعی گاز در لوله‌ها و بارگیری محموله‌های گازوئیل در بنادر صادراتی است.

این مأموریت نیازمند آن است که وزارت نفت، وزارت امور خارجه، بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه، به جای حرکت در جزیره‌های جداگانه، زیر نظر یک فرماندهی واحد و مقتدر قرار گیرند. تصمیم‌گیری سریع بر سر فرمول پرداخت به همسایگان، حتی با ورود مقامات عالی دو کشور، امری کاملا دست‌یافتنی است.

محاصره اقتصادی پدیده‌ای شکننده است، مشروط بر آنکه نگاه ما از انتظارهای بی‌حاصل به سمت ظرفیت‌های دست‌نخورده پیرامون تغییر کند. وقتی ایران بر بام انرژی منطقه تکیه زده و راه‌های بی‌شمار برای دادوستد در اختیار دارد، پذیرفتن انفعال هیچ پایه‌ای در منطق و منافع ملی ندارد. زمستان نزدیک است و شعله‌های اراده دولت می‌تواند سرمای پیش‌رو را به فصل گشایش و پیروزی اقتصادی تبدیل کند.

منبع: همشهری

منبع خبرهمشهری
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 11:48
124,565مطلب نمایه‌شده
93,511موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی