رفتن به محتوای اصلی
اقتصادیباشگاه خبرنگاران جوان9 دقیقه مطالعه

سال بلوا و آشوب‌های اجتماعی در جهان؛ انسداد تنگه هرمز چه شرایطی رقم زده است؟

ترامپ ادعا می‌کند که تنگه هرمز روی نقشه باز است، اما بازار جهانی انرژی هنوز از تبعات جنگ نفس می‌کشد.

سال بلوا و آشوب‌های اجتماعی در جهان؛ انسداد تنگه هرمز چه شرایطی رقم زده است؟

باشگاه خبرنگاران جوان – اهمیت تنگه هرمز را نمی‌توان صرفاً با تعداد کشتی‌هایی سنجید که در یک روز از آن عبور می‌کنند. این گذرگاه یکی از شریان‌های اصلی انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در آن می‌تواند هزینه حمل‌ونقل، بیمه کشتی‌ها، عرضه فرآورده‌های نفتی و در نهایت قیمت سوخت را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، حتی زمانی که بخشی از مسیر باز می‌ماند، بازار‌ها ممکن است همچنان هزینه خطر‌های احتمالی و نااطمینانی درباره روز‌های آینده را بپردازند. وقتی گرانی سوخت از بازار به خیابان می‌رسد افزایش هزینه انرژی فقط مسئله شرکت‌های نفتی یا دولت‌ها نیست.

هنگامی که قیمت گازوئیل بالا می‌رود، هزینه حمل کالا، جابه‌جایی مسافر، تولید صنعتی و توزیع مواد غذایی نیز ممکن است افزایش یابد. این فشار، به‌ویژه در اقتصاد‌هایی که خانوار‌ها بخش بزرگی از درآمد خود را صرف نیاز‌های روزمره می‌کنند، می‌تواند نارضایتی اجتماعی را تشدید کند. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارش ۱۹ اکتبر خود با عنوان «از فرانسه تا آلبانی؛ ناآرامی اجتماعی خیابان‌های اروپا را فراگرفته است» نوشت که افزایش هزینه سوخت در کنار بحران مسکن، مشکلات خدمات عمومی و نارضایتی از وضعیت آموزش، زمینه اعتراض‌ها در شماری از کشور‌های اروپایی را فراهم کرده است.

بر اساس این گزارش، اعتراض‌ها در فرانسه، ایتالیا و آلبانی ابعاد گسترده‌ای پیدا کرده و در اسپانیا نیز بخشی از تجمع‌ها بر دشواری تأمین مسکن و افزایش اجاره‌بها متمرکز بوده است. اهمیت این تحولات برای بحث انرژی در آن است که افزایش هزینه‌های زندگی می‌تواند به نارضایتی‌های موجود اضافه شود و فشار بر دولت‌ها را افزایش دهد. گزارش ۱۹ اکتبر آسوشیتدپرس همچنین نشان می‌دهد که اعتراض‌های اروپا را نمی‌توان با یک علت واحد توضیح داد.

با این حال، هنگامی که افزایش قیمت انرژی به هزینه حمل‌ونقل، مواد غذایی و خدمات منتقل می‌شود، بحران انرژی می‌تواند به یکی از عوامل تشدیدکننده نارضایتی عمومی تبدیل شود. بنابراین، برای بررسی اثر بحران هرمز بر افکار عمومی جهان، باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: اعتراض‌هایی که مشخصاً در واکنش به قیمت سوخت شکل گرفته‌اند و اعتراض‌های گسترده‌تری که گرانی انرژی در کنار مسکن، دستمزد‌ها و خدمات عمومی به تشدید آنها کمک می‌کند. این تفکیک، نه از اهمیت بحران انرژی می‌کاهد و نه اجازه می‌دهد هر اعتراض اقتصادی در جهان به‌اشتباه نتیجه مستقیم تحولات این تنگه معرفی شود.

آمار‌ها چه می‌گویند؟ بازار هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است یکی از روشن‌ترین نشانه‌های فشار بر بازار انرژی، وضعیت عرضه گازوئیل است. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش «بازار نفت؛ اکتبر ۲۰۲۶» اعلام کرد که صادرات جهانی گازوئیل در سپتامبر، در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، روزانه حدود ۷۰۰ هزار بشکه کاهش داشته است. این نهاد توضیح داد که افت عرضه از روسیه و خاورمیانه، در مجموع حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در روز بوده و افزایش عرضه از منابع دیگر تنها بخشی از این کاهش را جبران کرده است.

آژانس بین‌المللی انرژی در همین گزارش تأکید کرد که اختلال در صادرات فرآورده‌های نفتی خاورمیانه، در کنار کاهش عرضه از روسیه و برخی کشور‌های آسیایی، فشار قابل‌توجهی بر بازار جهانی گازوئیل وارد کرده است. برآورد این نهاد نشان می‌دهد دسترسی جهانی به گازوئیل و فرآورده‌های مشابه در سه‌ماهه سوم سال، روزانه حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه کمتر از مدت مشابه سال گذشته بوده است. این آمار اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نفت خام و فرآورده‌های پالایش‌شده یکسان نیستند.

حتی اگر نفت خام در بازار موجود باشد، برای تبدیل آن به گازوئیل، بنزین و سایر فرآورده‌ها به ظرفیت پالایش، زمان، زیرساخت و مسیر‌های امن حمل‌ونقل نیاز است. به همین دلیل، اختلال در عرضه گازوئیل می‌تواند ادامه پیدا کند، حتی اگر بخشی از جریان نفت خام دوباره برقرار شود. آژانس بین‌المللی انرژی همچنین گزارش داد که صادرات فرآورده‌های پالایش‌شده از خاورمیانه در سپتامبر به حدود یک میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است؛ در حالی که این رقم پیش از جنگ حدود چهار میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه در روز بود.

صادرات گاز مایع نیز از حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه در روز پیش از جنگ به حدود ۶۷۰ هزار بشکه کاهش یافته بود. این ارقام نشان می‌دهند که بازگشت نسبی جریان نفت خام، لزوماً به معنای بازگشت کامل صادرات همه فرآورده‌های انرژی نیست. در نتیجه، ادعای باز بودن یک مسیر دریایی به‌تنهایی برای اثبات عادی شدن بازار کافی نیست؛ باید دید چه میزان محموله، با چه هزینه‌ای و تحت چه شرایطی به مقصد می‌رسد. تنگه‌ای که باز بودنش با امنیتش فرق دارد در بحث تنگه هرمز، یک تمایز اساسی وجود دارد: باز بودن مسیر با عبور عادی، مستمر و کم‌هزینه کشتی‌ها یکسان نیست.

شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران فقط به این نگاه نمی‌کنند که آیا عبور از یک مسیر از نظر فنی ممکن است یا خیر؛ آنها خطر حمله، مین‌های دریایی، توقیف کشتی، افزایش هزینه بیمه و احتمال اختلال در سفر بازگشت را نیز محاسبه می‌کنند. روزنامه گاردین در گزارش ۱۹ اکتبر خود درباره وضعیت تنگه هرمز نوشت که دست‌کم ۱۵ کشتی کانتینری طی ۱۰ روز گذشته در این آبراه هدف حمله قرار گرفته‌اند. این روزنامه همچنین با استناد به آمار سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا گزارش داد که در هفته منتهی به ۱۴ اکتبر، ۲۵۴ عبور از تنگه ثبت شده است؛

رقمی که حدود ۷۰ درصد کمتر از سطح پیش از درگیری توصیف شد. این گزارش تصویری از فاصله میان امکان عبور و بازگشت شرایط عادی ارائه می‌کند. حتی اگر شماری از کشتی‌ها با اجازه‌ی ایران همچنان از تنگه عبور کنند، کاهش محسوس رفت‌وآمد و افزایش خطر‌های امنیتی می‌تواند عرضه انرژی را محدود و هزینه انتقال محموله‌ها را بیشتر کند. البته گزارش گاردین درباره حمله به کشتی‌ها، به‌خودی‌خود به این معنا نیست که تمام عبورومرور متوقف شده یا همه محموله‌های انرژی در معرض خطر یکسان قرار دارند.

نکته اصلی آن است که ناامنی دریایی می‌تواند جریان تجارت را کند، پرهزینه و غیرقابل‌پیش‌بینی کند؛ شرایطی که برای بازار انرژی اهمیت اقتصادی مستقیمی دارد. از این منظر، قدرت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز تنها در امکان مسدود کردن کامل آن خلاصه نمی‌شود. ایجاد اختلال، افزایش ریسک و تحمیل هزینه‌های اضافی نیز می‌تواند بر تصمیم دولت‌ها، شرکت‌های نفتی و بازار‌های جهانی اثر بگذارد. چرا آمریکا به سراغ گازوئیل روسیه رفت؟ یکی از پرسش‌های مهم در این میان، تصمیم واشنگتن برای استفاده از عرضه گازوئیل روسیه است؛

آن هم در شرایطی که روابط آمریکا و روسیه با اختلافات گسترده ژئوپلیتیکی، به‌ویژه بر سر جنگ اوکراین، همراه است. خبرگزاری رویترز در ۹ اکتبر گزارش داد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرده است روسیه در مرحله نخست بیش از ۳۰۰ هزار تن گازوئیل عرضه خواهد کرد. رویترز همچنین به نقل از اظهارات ترامپ نوشت که قرار است محموله‌های بیشتری در ماه‌های بعد تأمین شود. چند روز بعد، رویترز در گزارش ۱۵ اکتبر خود به نقل از دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، از آغاز مجدد صادرات گازوئیل روسیه پس از توافق اعلام‌شده خبر داد.

این گزارش از حرکت یک محموله حدود ۴۰ هزار تنی گازوئیل کم‌گوگرد از بندر پریمورسک روسیه به مقصد مراکش نیز خبر می‌داد. این تصمیم را باید در چارچوب اولویت امنیت عرضه تحلیل کرد. هنگامی که قیمت سوخت افزایش می‌یابد و کمبود برخی فرآورده‌ها به مصرف‌کنندگان و صنایع فشار وارد می‌کند، دولت‌ها ممکن است برای تأمین کوتاه‌مدت بازار به گزینه‌هایی روی بیاورند که در شرایط عادی از نظر سیاسی مطلوب نیستند. چنین اقدامی لزوماً به معنای تغییر بنیادین سیاست خارجی آمریکا یا پایان اختلافات واشنگتن و مسکو نیست؛

بلکه نشان می‌دهد ملاحظات اقتصادی و امنیت انرژی می‌توانند بر تصمیم‌های عملی دولت‌ها اثر بگذارند. در عین حال، اندازه این محموله‌ها نیز اهمیت دارد. رویترز در گزارش ۱۵ اکتبر خود اشاره کرد که عرضه اولیه ۳۰۰ هزار تنی، در مقایسه با مصرف روزانه سوخت در بخش حمل‌ونقل آمریکا که نزدیک به سه میلیون بشکه برآورد شده، محدود است. بنابراین، این توافق به‌تنهایی نمی‌تواند مشکل بازار آمریکا یا کمبود جهانی گازوئیل را برطرف کند.

اهمیت سیاسی این موضوع در جای دیگری است: حتی اقتصادی بزرگ مانند آمریکا، با وجود توان تولید داخلی و دسترسی به منابع متعدد، در شرایط فشار بازار ناچار است گزینه‌های تأمین خود را گسترش دهد. این واقعیت نشان می‌دهد که قدرت تولید نفت خام، به‌تنهایی مصونیت کامل در برابر اختلال در بازار فرآورده‌های نفتی ایجاد نمی‌کند. اگر جنگ تمام شود، قیمت نفت پایین می‌آید؟ اظهارات ترامپ درباره کاهش قیمت نفت پس از پایان جنگ را نیز باید در همین چارچوب بررسی کرد.

اگر بازار‌ها بخشی از افزایش قیمت را به دلیل خطر اختلال در عرضه، ناامنی مسیر‌های دریایی و افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل تجربه کرده باشند، کاهش تنش‌ها می‌تواند بخشی از این فشار را از بین ببرد. اما پایان درگیری لزوماً به معنای بازگشت فوری قیمت‌ها به سطح پیش از بحران نیست. زیرساخت‌های آسیب‌دیده، ظرفیت پالایش، ذخایر تجاری، هزینه حمل‌ونقل و اعتماد شرکت‌های کشتیرانی ممکن است برای بازگشت به وضعیت عادی به زمان نیاز داشته باشند. افزون بر این، قیمت نفت خام و قیمت گازوئیل یا بنزین همیشه به یک اندازه و در یک زمان تغییر نمی‌کند.

آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش اکتبر خود اعلام کرد که قیمت شاخص نفت دریای شمال در سپتامبر نسبت به ماه قبل بیش از ۲۶ دلار به ازای هر بشکه افزایش یافته و به حدود ۱۱۶ دلار و ۸۹ سنت رسیده است. این نهاد افزایش تنش‌های خاورمیانه و هزینه‌های حمل‌ونقل را از عوامل فشار بر بازار برشمرد و نوشت که قیمت این شاخص هنگام تدوین گزارش در محدوده ۱۳۴ دلار قرار داشت. همین گزارش نشان می‌دهد که بازار انرژی فقط به میزان تولید نفت واکنش نشان نمی‌دهد؛ مسیر انتقال، هزینه رساندن محموله به پالایشگاه و احتمال تداوم اختلال نیز در قیمت‌گذاری نقش دارند.

بنابراین، کاهش تنش‌ها می‌تواند زمینه افت قیمت را فراهم کند، اما زمان و میزان این کاهش به شرایط واقعی عرضه و تقاضا بستگی دارد. هرمز؛ اهرم اقتصادی یا «بمب اتم»؟ اهمیت تنگه هرمز گاهی با تعبیر‌هایی مانند «بمب اتم اقتصادی» توصیف می‌شود. در این مورد می‌توان به یک واقعیت مهم اشاره کرد: اختلال در یک گلوگاه حیاتی تجارت جهانی، قادر است هزینه‌هایی را به کشور‌هایی تحمیل کند که هزاران کیلومتر از منطقه فاصله دارند.

قدرت این اهرم از چند عامل سرچشمه می‌گیرد: تمرکز بخشی از جریان انرژی در یک مسیر محدود، دشواری جایگزینی سریع برخی مسیرها، وابستگی اقتصاد‌های واردکننده به سوخت و حساسیت بازار‌ها به خطر‌های امنیتی. هنگامی که این عوامل هم‌زمان عمل می‌کنند، اثر اختلال می‌تواند از بازار نفت فراتر برود و به حمل‌ونقل، تولید، تجارت و هزینه زندگی منتقل شود. مسئله اصلی، کنترل روی نقشه نیست آنچه از تحولات بازار انرژی و گزارش‌های منتشرشده برمی‌آید، این است که امنیت یک مسیر دریایی را نمی‌توان صرفاً با ادعای باز بودن آن سنجید.

معیار واقعی، امکان عبور مستمر کشتی‌ها، میزان محموله‌های منتقل‌شده، هزینه بیمه و حمل‌ونقل و اطمینان بازار‌ها از تداوم عرضه است. گزارش آژانس بین‌المللی انرژی درباره افت صادرات گازوئیل و فرآورده‌های خاورمیانه، گزارش رویترز درباره توافق عرضه گازوئیل روسیه و گزارش گاردین درباره حمله به کشتی‌ها، هر یک بخشی از این تصویر را نشان می‌دهند. هیچ‌یک به‌تنهایی تمام پیچیدگی بحران را توضیح نمی‌دهد، اما کنار هم قرار گرفتن آنها روشن می‌کند که اختلال در مسیر‌های انرژی می‌تواند حتی پس از برقراری بخشی از رفت‌وآمد دریایی، آثار اقتصادی خود را حفظ کند.

در نهایت، اهمیت تنگه هرمز در جایگاهش در شبکه انرژی جهان و توانایی اختلال در این شبکه برای تحمیل هزینه به اقتصاد‌های دور و نزدیک نهفته است. در سیاست بین‌الملل، گاهی قدرت یک جغرافیا در هزینه‌ای است که جهان برای عبور امن از کنار آن می‌پردازد. منبع: خبرگزاری دانشجو

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

منبع خبرباشگاه خبرنگاران جوان
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 20:02
126,234مطلب نمایه‌شده
95,382موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی