رویداد۲۴ | مازیار وکیلی – دانشگاه تهران از بدو تأسیس در سال ۱۳۱۳ قرار نبود صرفاً نهادی برای آموزش علوم و تربیت نیروی متخصص باشد. در اندیشه بنیانگذاران آن، از جمله عیسی صدیق و علیاکبر سیاسی، دانشگاه بخشی از پروژه تجدد ایرانی و محلی برای تربیت شهروندانی بود که بتوانند مستقل بیندیشند، قدرت را نقد کنند و در سرنوشت جامعه خود نقش داشته باشند. دانشگاه تهران در طول نزدیک به یک قرن، فراتر از یک مرکز علمی، به یکی از مهمترین عرصههای حیات سیاسی و اجتماعی ایران تبدیل شد؛ نهادی که از جنبش ملی شدن صنعت نفت و اعتراضات ۱۶ آذر ۱۳۳۲ تا انقلاب ۱۳۵۷ و تحولات سیاسی دهههای بعد، همواره در متن کشمکش میان جامعه و قدرت قرار داشته است.
اما تاریخ دانشگاه در ایران، تاریخ جدال دائمی دو نگاه متفاوت نیز بوده است؛ نگاهی که دانشگاه را نهادی مستقل برای تولید دانش، پرورش تفکر انتقادی و تربیت شهروند میداند و نگاهی که از دانشگاه انتظار دارد نیروی انسانی مطیع تربیت کند و از ورود به مسائل سیاسی و اجتماعی فاصله بگیرد. در نگاه دوم، دانشجوی مطلوب کسی است که درس بخواند، مدرک بگیرد و پرسشهایش از چارچوبهای تعیینشده فراتر نرود. نتیجه غلبه چنین رویکردی، تهی شدن تدریجی دانشگاه از همان ویژگیهایی است که اساساً به آن معنا و اعتبار میبخشند؛ روندی که میتوان آن را مرگ تدریجی ایده دانشگاه در ایران نامید.
در جمهوری اسلامی، رابطه دانشگاه و قدرت فرازونشیبهای بسیاری داشته است. از انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها در ابتدای دهه ۱۳۶۰ تا محدودیتهای سیاسی و انضباطی در دورههای بعد، استقلال دانشگاه بارها با چالش روبهرو شده است. در این میان، جریان اصلاحات رابطهای ویژه با دانشگاه و جنبش دانشجویی داشته است. پیروزی محمد خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶ تا حد زیادی با مشارکت و حمایت دانشجویانی همراه بود که خواهان آزادی بیان، گسترش جامعه مدنی و کاهش مداخله نهادهای سیاسی و امنیتی در دانشگاه بودند.
دانشگاه در آن دوره به یکی از پایگاههای اصلی گفتمان اصلاحطلبی تبدیل شد و انجمنهای دانشجویی، نشریات و تشکلهای مستقل بار دیگر رونق گرفتند. با این حال، وقایع تیر ۱۳۷۸ و برخورد با دانشجویان نشان داد که حتی در دوران اصلاحات نیز فاصله میان وعدههای سیاسی و واقعیت مناسبات قدرت در دانشگاه تا چه اندازه عمیق است. در دولتهای اصولگرا، بهویژه در دوره محمود احمدینژاد و سپس ابراهیم رئیسی، سیاستهای محدودکننده دانشگاه، این نهاد را از ایده اساسی آن جدا کرد.
برخورد با تشکلهای دانشجویی، محدودیت فعالیتهای سیاسی، کنار گذاشتن استادان و گسترش نظارتهای انضباطی و فرهنگی، از جمله موضوعاتی بود که بارها اعتراض دانشگاهیان را برانگیخت. پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ نیز استقرار حجاببانها، برخوردهای انضباطی و اخراج یا تعلیق برخی استادان و دانشجویان، بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که آیا دانشگاه قرار است نهادی مستقل برای آموزش و نقد باشد یا محیطی که در آن رفتار و اندیشه اعضایش دائماً تحت نظارت قرار میگیرد؟
بیشتر بخوانید: از دانشگاه رام نشدنی دیروز تا یادبودهای آراسته و بیخطر امروز | تاریخ ۷ دهه ۱۶ آذر و پرسشی که هنوز زنده است: چرا دانشگاه مهم است؟ واپسین نبرد دانشگاه برای استقلال چگونه رخ داد؟ دانشگاه تهران با چه هدفی تاسیس شد؟
با پیروزی مسعود پزشکیان در انتخابات ریاستجمهوری، انتظار میرفت این روند دستکم تا اندازهای تغییر کند. پزشکیان با حمایت بخشهایی از جریان اصلاحات به قدرت رسید و وعدههای او درباره حقوق شهروندی، پرهیز از برخوردهای سلبی و حفظ کرامت دانشجویان، امیدهایی را برای بازگشت آرامش و استقلال به دانشگاهها ایجاد کرد. انتخاب حسین سیمایی صراف بهعنوان وزیر علوم نیز این انتظار را تقویت کرد که مدیریت دانشگاهها از رویکردهای محدودکننده سالهای گذشته فاصله بگیرد.
در چنین فضایی، انتصاب محمدحسین امید، مدیری نزدیک به جریان اصلاحات، به ریاست دانشگاه تهران میتوانست نشانه آغاز دورهای تازه باشد. با این حال، تحولات پرسرعت اخیر در دانشگاه تهران پرسشهای تازهای درباره تحقق این وعدهها ایجاد کرده است. خبرها حاکی از تشکیل کارگروه حجاب، صدور احکام انضباطی، حاشیههای مربوط به اخراج استادان و دانشجویان و حتی ماجرای نامگذاری یک خوابگاه به نام رئیس فعلی دانشگاه است. مسئله فقط عملکرد یک مدیر دانشگاهی نیست؛
پرسش مهمتر این است که چرا با تغییر دولتها و جابهجایی مدیران، منطق اداره دانشگاه کمتر از آنچه وعده داده میشود تغییر میکند؟ آیا جریان اصلاحات که روزگاری بخش مهمی از اعتبار و سرمایه اجتماعی خود را از دانشگاه و جنبش دانشجویی به دست آورد، امروز قادر است از استقلال همان نهادی دفاع کند که در شکلگیری هویت سیاسیاش نقشی تعیینکننده داشت؟ بررسی کارنامه محمدحسین امید در دانشگاه تهران، از همین منظر اهمیت پیدا میکند؛
کارنامه مدیری که با وعده تحول و ارتقای جایگاه علمی دانشگاه روی کار آمد، اما اکنون عملکردش بیش از آنکه با دستاوردهای علمی شناخته شود، با مجموعهای از حاشیههای سیاسی، فرهنگی و مدیریتی مورد بحث قرار گرفته است.
محمدحسین امید کیست؟
منبع: رویداد 24



