، حمایت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی، فراتر از یک موضعگیری انتخاباتی، حامل پیامهایی مهم درباره آینده تحولات غرب آسیا است. این حمایت را باید در چهارچوب رابطهای بررسی کرد که در آن، منافع سیاسی، همکاریهای نظامی و تقابل با ایران جایگاه ویژهای دارند. ورود مستقیم رئیسجمهور آمریکا به رقابت انتخاباتی یک متحد خارجی، پرسشهای جدی درباره استقلال سیاسی، مسوولیتپذیری رهبران و پیامدهای منطقهای این ائتلاف ایجاد میکند.
مساله اصلی فقط این نیست که ترامپ از چه کسی حمایت میکند بلکه این است که چنین حمایتی چه اهدافی را دنبال میکند و چه هزینههایی ممکن است برای مردم منطقه به همراه داشته باشد. نخستین نکته راهبردی، تلاش واشینگتن برای تاثیرگذاری بر معادلات سیاسی داخلی اراضی اشغالی است. هنگامی که رئیسجمهور آمریکا آشکارا از تداوم نخستوزیری نتانیاهو حمایت میکند، عملا اعتبار و نفوذ سیاسی خود را در خدمت تقویت یک نامزد مشخص قرار میدهد.
چنین اقدامی را نمیتوان صرفا نشانه روابط دوستانه میان دو کنشگر سیاسی دانست زیرا وزن سیاسی و بینالمللی آمریکا میتواند بر فضای انتخاباتی صهیونیستها تاثیر بگذارد. تناقض آنجاست که واشینگتن همواره از ضرورت دموکراسی و حق انتخاب سخن میگوید، اما در عمل، رئیسجمهورش ترجیح خود را درباره نتیجه انتخابات یک بازیگر سیاسی آشکار میکند. البته میزان تاثیر این موضعگیری بر رایدهندگان صهیونیست هنوز روشن نیست. با این حال، نفس این دخالت نشان میدهد که دولت ترامپ تداوم قدرت نتانیاهو را با منافع خود همسو میبیند.
نکته دوم، پیوند خوردن رقابت انتخاباتی با سیاستهای نظامی و تقابل منطقهای است. هنگامی که حمایت سیاسی از یک بازیگر سیاسی با تاکید بر قدرت نظامی و مقابله با ایران همراه میشود، خطر آن وجود دارد که مسائل امنیتی به ابزار تبلیغات انتخاباتی تبدیل شوند. در چنین شرایطی، مذاکره، کاهش تنش و مصالحه ممکن است در سایه نیازهای سیاسی رهبران سیاسی قرار گیرند. ترامپ و نتانیاهو باید توضیح دهند که چگونه میتوان از صلح سخن گفت، اما همزمان بر سیاستهایی تاکید کرد که خطر تشدید تنش را افزایش میدهند.
حمایت قاطع ترامپ از نتانیاهو، این پیام را به ایران مخابره می کند که کشورمان باید به صورت کامل و همه جانبه، اهرم های قدرت ملی خود را تقویت و برای تقابل با دشمنان آماده باشد. سومین نکته، خطر تبدیل یک رابطه سیاسی شخصی به مبنای تصمیمگیریهای راهبردی برای کل منطقه است. رابطه نزدیک ترامپ و نتانیاهو ممکن است همکاریهای دوجانبه را تقویت کند، اما این نزدیکی بهخودیخود تضمینی برای صلح و ثبات نیست. برعکس، هنگامی که حمایت خارجی، هزینههای سیاسی تصمیمهای یک بازیگر را کاهش دهد، احتمال نادیدهگرفتن پیامدهای انسانی و بینالمللی سیاستهای آن افزایش مییابد.
در این میان، مردم فلسطین که سالها با پیامدهای درگیری و بحران انسانی مواجه بودهاند، و همچنین شهروندان کشورهای منطقه که از گسترش جنگ بیم دارند، نباید به حاشیه محاسبات قدرتهای سیاسی رانده شوند. هیچ اتحاد نظامی یا رابطه شخصی میان رهبران نمیتواند مسوولیت آنان در قبال جان و زندگی غیرنظامیان را از میان ببرد. در نهایت، حمایت ترامپ از نتانیاهو را باید نه فقط از زاویه مناسبات واشینگتن و تلآویو، بلکه با توجه به پیامدهای آن برای آینده غرب آسیا ارزیابی کرد.
معیار واقعی صلح، سخنرانیهای انتخاباتی یا نمایش قدرت نیست بلکه اقدام عملی برای توقف درگیریها، کاهش تهدیدهای نظامی، حمایت از غیرنظامیان و فراهمکردن زمینه راهحلهای سیاسی است. از این رو نباید فریب لفاظی های افرادی نظیر ترامپ و نتانیاهو را خورد.
منبع: خبرگزاری موج



