رفتن به محتوای اصلی
سیاسیجام جم آنلاین9 دقیقه مطالعه

آیت‌الله مهدوی‌کنی؛ تکیه‌گاه اعتدال و وحدت نیروهای انقلاب

سخن‌گفتن از آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی، آن عالم ربانی، مجاهد پارسا و انقلابی صادق، برای ما که چند دهه در محضر علم، فضیلت و اخلاق او شاگردی کرده‌ایم، کار آسانی نیست. با این حال، در دوازدهمین سالگرد رحلت این استاد بزرگوار، به دعوت روزنامه جام‌جم، می‌خواهم به…

آیت‌الله مهدوی‌کنی؛ تکیه‌گاه اعتدال و وحدت نیروهای انقلاب

نخستین ویژگی‌ای که با شنیدن نام آیت‌الله مهدوی‌کنی به ذهن می‌آید، شخصیت متین، معتدل و استوار اوست؛ شخصیتی که در طول بیش از سه دهه از عمر انقلاب، از روز‌های مبارزه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تا پذیرش مسئولیت‌های سنگین پس از آن، همواره از وزن و جایگاهی ویژه برخوردار بود. این همان ویژگی‌ای است که در پیام امام خمینی (ره) نیز به آن اشاره شده بود؛ شخصیتی که هرگاه نظام به حضور و توانایی او نیاز داشت، در میدان خدمت حاضر می‌شد.آیت‌الله مهدوی‌کنی از جوانی تا واپسین روز‌های زندگی، از رفتار‌های شتاب‌زده، بی‌دقتی، بی‌انصافی و سبک‌سری پرهیز می‌کرد.

این ویژگی را از بزرگانی شنیده‌ایم که با ایشان معاشرت داشتند و سال‌ها از نزدیک شاهد سلوک علمی، اخلاقی و اجتماعی او بودند. حفظ چنین منش و شخصیتی در طول هشت دهه زندگی، آن هم در میان فراز و فرود‌های سیاسی و اجتماعی، کار آسانی نیست.او تحصیلات حوزوی خود را از مدرسه لرزاده تهران و در محضر آیت‌الله برهان آغاز کرد و در ۱۴‌سالگی، در روز عید غدیر، به لباس روحانیت درآمد. سپس در قم از محضر بزرگانی، چون آیت‌الله بروجردی، امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی بهره برد.

با بازگشت به تهران در سال ۱۳۴۰، فعالیت‌های علمی، فرهنگی، تربیتی و مبارزاتی خود را در مسجد جلیلی و دیگر محافل دینی دنبال کرد. منبر و محراب، تربیت نسل جوان، خدمت به مکتب اهل‌بیت (ع) و مبارزه با رژیم پهلوی، عرصه‌هایی بودند که او در آنها حضوری پیوسته و مؤثر داشت.این مسیر، با زندان، تبعید و شکنجه نیز همراه شد؛

اما آنچه در این دوره اهمیت دارد، تنها تحمل رنج و شکنجه نیست، بلکه روحیه‌ای است که او در سخت‌ترین شرایط از خود نشان می‌داد.در خاطرات مربوط به دوران بازداشت و شکنجه آیت‌الله مهدوی‌کنی در کمیته مشترک ضدخرابکاری، نقل شده است که او را با چشمان و دستان بسته آویزان می‌کردند و کف پایش را شلاق می‌زدند. با وجود این فشارها، روحیه معنوی و استقامت خود را حفظ می‌کرد. در یکی از این خاطرات، از زبان ایشان نقل شده است که هنگام شکنجه، آیه «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَینَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ» را زمزمه می‌کرد؛

یعنی: پروردگارا، بر ما صبر فرو ریز، گام‌هایمان را استوار بدار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.وقتی شکنجه‌گر از او می‌پرسید چه می‌گوید، پاسخ می‌داد: «ربنا». این خاطره، تصویری از روحیه مردی به دست می‌دهد که حتی در اوج فشار و رنج، ارتباط خود را با خدا حفظ می‌کرد و اجازه نمی‌داد شکنجه، اراده و ایمانش را درهم بشکند.یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آیت‌الله مهدوی‌کنی، جمع میان استقامت بر اصول و اعتدال در رفتار بود. گاهی تصور می‌شود اعتدال به معنای کوتاه آمدن از باور‌ها و اصول است؛

اما سیره ایشان نشان می‌دهد که می‌توان بر مبانی انقلاب و نظام استوار ماند و در عین حال، از تندروی، افراط و تفریط پرهیز کرد.او در دفاع از نظام و انقلاب، محکم و استوار بود؛ اما هنگامی که پای منافع شخصی به میان می‌آمد، به‌آسانی از حق و جایگاه خود می‌گذشت. کناره‌گیری از مسئولیت‌های مهم، از جمله نخست‌وزیری و دیگر مناصب، برای او به معنای از دست دادن موقعیت نبود. هرگاه تشخیص می‌داد که حفظ انقلاب، مصالح کشور و منافع مردم اقتضا می‌کند از جایگاهی کنار برود، در این کار تردید نمی‌کرد.این روحیه، ریشه در تواضع و شرح صدر او داشت.

آیت‌الله مهدوی‌کنی تلاش می‌کرد نیرو‌های مؤمن، علاقه‌مندان به امام خمینی (ره)، طرفداران نظام و ولایت و کسانی را که دل‌نگران سعادت این ملت بودند، در کنار یکدیگر نگه دارد. او اختلاف سلیقه‌ها را بهانه‌ای برای دور کردن افراد از یکدیگر نمی‌دانست و می‌کوشید زمینه همکاری و همدلی را میان جریان‌های مختلف انقلابی فراهم کند.امروز، پس از ۱۲ سال از رحلت ایشان، همچنان بسیاری بر جای خالی این شخصیت تأکید می‌کنند. آیت‌الله مهدوی‌کنی برای طیف‌های گوناگون نیرو‌های انقلاب، جایگاه پدری داشت.

آقای دکتر غلامعلی حدادعادل نیز در مراسمی در دانشگاه امام صادق (ع) به این ویژگی اشاره کرد و جایگاه آیت‌الله مهدوی‌کنی را به عبایی تشبیه کرد که نیرو‌های انقلاب را زیر خود جمع می‌کرد.این تعبیر، بیانگر واقعیتی مهم در شخصیت ایشان است: توانایی جمع کردن نیرو‌های مختلف، بدون آن‌که برای این کار از اصول خود دست بکشد یا دیگران را به تبعیت بی‌قیدوشرط از سلیقه شخصی خود وادار کند.برای شناخت جایگاه آیت‌الله مهدوی‌کنی، باید شرایط دشوار سال‌های نخست انقلاب را به یاد آورد؛

سال‌هایی که کشور با ترور‌های گسترده، اختلافات سیاسی و حذف شماری از برجسته‌ترین مسئولان خود روبه‌رو بود.در شهریور ۱۳۶۰، پس از شهادت شخصیت‌هایی، چون آیت‌الله بهشتی، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر و در شرایطی که بسیاری از مسئولان و چهره‌های مؤثر انقلاب هدف ترور قرار گرفته بودند، کشور با بحرانی جدی مواجه شد.

در چنین وضعیتی، آیت‌الله مهدوی‌کنی مسئولیت نخست‌وزیری را برعهده گرفت و در اداره کشور و عبور از آن دوره پرالتهاب نقشی مؤثر ایفا کرد.اهمیت این مسئولیت زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم کشور در آن مقطع با خلأ‌های مدیریتی، ناامنی و فشار‌های سیاسی و اجتماعی متعددی روبه‌رو بود. در چنین شرایطی، وجود شخصیتی مورد اعتماد امام خمینی (ره)، برخوردار از تجربه سیاسی و دارای روحیه اعتدال و استواری، برای حفظ ثبات و تداوم اداره کشور اهمیت فراوان داشت.آیت‌الله مهدوی‌کنی در آن روز‌ها صرفا یک مدیر اجرایی نبود؛

بلکه شخصیتی مورد اعتماد بود که می‌توانست در شرایطی دشوار، مسئولیت بپذیرد و با پرهیز از رفتار‌های هیجانی، به عبور کشور از بحران کمک کند.

حتی برخی از کسانی که با انقلاب و نظام همدل نبودند نیز به جایگاه و نقش او در آن مقطع اذعان کرده‌اند.این ویژگی، یکی از درس‌های مهم سیره او برای امروز است: در شرایط بحرانی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، احساس مسئولیت، عقلانیت، اعتماد عمومی و توانایی تصمیم‌گیری بر اساس مصالح کشور است.یکی دیگر از مقاطع مهمی که نقش آیت‌الله مهدوی‌کنی در آن کمتر از آنچه باید شناخته شده، بحران سیاسی مربوط به ابوالحسن بنی‌صدر است.در ماه‌های نخست انقلاب، اختلافات سیاسی به‌تدریج شدت گرفت و با افزایش تنش میان بنی‌صدر و جریان اصلی نیرو‌های انقلابی، کشور با بحرانی جدی مواجه شد.

این اختلافات، در کنار فعالیت گروه‌های مسلح و افزایش ترورها، فضای سیاسی کشور را پیچیده‌تر کرده بود.در این شرایط، امام خمینی (ره) برای بررسی اختلافات، هیئتی سه‌نفره تشکیل دادند. در این هیات، آیت‌الله محمد یزدی به نمایندگی از جریان انقلابی، آیت‌الله اشراقی به نمایندگی از بنی‌صدر و آیت‌الله مهدوی‌کنی به نمایندگی از امام خمینی (ره) حضور داشتند.این هیئت مأموریت داشت اختلافات را بررسی کند و درباره مسئولیت طرفین در بحران سیاسی آن روزگار به جمع‌بندی برسد.

حضور آیت‌الله مهدوی‌کنی در چنین جایگاهی، نشان‌دهنده اعتماد امام به دقت نظر، انصاف و تشخیص سیاسی او بود.پس از بررسی موضوع و اعلام نظر هیات، امام خمینی (ره) در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردند. سرانجام نیز مجلس شورای اسلامی در ۳۱ خرداد همان سال، رأی به عدم کفایت سیاسی او داد و زمینه برکناری‌اش از ریاست‌جمهوری فراهم شد.نقش آیت‌الله مهدوی‌کنی در این روند، از آن جهت اهمیت داشت که او در جایگاهی حساس، مسئولیت بررسی اختلافات را پذیرفت و در چارچوب مأموریت محول‌شده، به روشن شدن ابعاد بحران کمک کرد.

این نمونه‌ای از اعتماد امام به شخصیتی بود که می‌توانست در موقعیت‌های پیچیده، بدون هیاهو و تبلیغات شخصی، مسئولیت خود را انجام دهد.بسیاری از مردم، از جزئیات نقش ایشان در این مقاطع تاریخی آگاهی چندانی ندارند؛ زیرا آیت‌الله مهدوی‌کنی اهل تبلیغ برای خود نبود و برای معرفی خدماتش تلاش نمی‌کرد. او بیش از آن‌که در پی دیده شدن باشد، به انجام وظیفه می‌اندیشید.ویژگی دیگری که در سیره آیت‌الله مهدوی‌کنی برجستگی داشت، انصاف در داوری درباره دیگران بود؛

حتی درباره کسانی که با او مخالفت می‌کردند یا در حقش رفتار مناسبی نداشتند.او در قضاوت‌های خود، منافع شخصی، وابستگی‌های جناحی و اختلاف سلیقه را دخالت نمی‌داد. اگر درباره فردی داوری می‌کرد، می‌کوشید حق را بگوید؛ حتی اگر آن داوری به سود مخالفانش تمام می‌شد. همین رفتار سبب شده بود که بسیاری، حتی در میان مخالفان او، به صداقت، امانت‌داری و انصافش اعتماد داشته باشند.آیت‌الله مهدوی‌کنی دروغ نمی‌گفت، در قضاوت جانب منافع شخصی خود را نمی‌گرفت و تلاش می‌کرد رضایت خداوند را معیار رفتار و تصمیم‌هایش قرار دهد. این ویژگی‌ها، صرفا فضایل فردی نبودند؛

بلکه سرمایه‌ای اجتماعی به شمار می‌رفتند که به او امکان می‌داد در موقعیت‌های حساس، مورد اعتماد طیف‌های مختلف قرار گیرد.اعتماد امام خمینی (ره) به ایشان نیز در همین چارچوب قابل فهم است. امام در یکی از نوشته‌های خود، از جایگاه علمی و فقهی آیت‌الله مهدوی‌کنی یاد کرده بودند و در دوره نخست‌وزیری او نیز درباره رابطه خود با ایشان فرمودند: «آقای کنی را که ما از سابق ارادت داشتیم، داریم و خواهیم داشت.»این سخن، بیانگر اعتماد و ارادتی پایدار بود؛

اعتمادی که با گذر زمان و در موقعیت‌های مختلف استمرار یافت.اعتماد امام خمینی (ره) به آیت‌الله مهدوی‌کنی تنها به مسئولیت‌های سیاسی محدود نبود. اجازه‌های شرعی و احکام صادرشده برای ایشان نیز نشان‌دهنده جایگاه علمی، اخلاقی و امانتداری او بود.امام خمینی (ره) در اجازه‌های مربوط به مصرف وجوه شرعی، اختیاراتی به آیت‌الله مهدوی‌کنی داده بودند که نشان‌دهنده اعتماد ایشان به تشخیص فقهی، تقوا و امانت‌داری این عالم بزرگوار بود.

همچنین در حکمی که حدود چهار دهه پیش برای تولیت مدرسه مروی صادر کردند، به امانت‌داری و اعتماد خود به ایشان اشاره داشتند.این اعتماد، حاصل سال‌ها شناخت از شخصیت علمی و اخلاقی آیت‌الله مهدوی‌کنی بود؛ شخصیتی که احتیاط، زهد، تقوا، ورع و پایبندی به موازین شرعی در زندگی او جایگاهی اساسی داشت. او نه‌تنها در عرصه سیاست، بلکه در مسئولیت‌های دینی، آموزشی و اجتماعی نیز می‌کوشید امانت‌دار اعتماد دیگران باشد.از همین رو، آیت‌الله مهدوی‌کنی در کنار برخورداری از جایگاه علمی و فقهی، به‌عنوان شخصیتی امین و مورد اعتماد شناخته می‌شد؛

ویژگی‌ای که در اداره نهاد‌های دینی و تربیت نسل‌های آینده اهمیت ویژه‌ای دارد.بازخوانی سیره آیت‌الله مهدوی‌کنی، تنها یادآوری خاطرات یک شخصیت برجسته نیست؛ بلکه فرصتی برای توجه دوباره به ویژگی‌هایی است که جامعه و نظام در دوره‌های دشوار به آنها نیاز دارند: اعتدال در رفتار، استقامت بر اصول، انصاف در داوری، تواضع در مسئولیت، پرهیز از سهم‌خواهی و امانت‌داری در برابر اعتماد مردم.او در طول زندگی خود مسئولیت‌های مهمی برعهده گرفت؛ از فرماندهی کمیته‌های انقلاب و عضویت در شورای انقلاب تا وزارت کشور، نخست‌وزیری، عضویت در شورای نگهبان و ریاست مجلس خبرگان رهبری.

با این حال، آنچه شخصیت او را ماندگار کرد، صرفاً تعدد مسئولیت‌ها نبود، بلکه شیوه مواجهه‌اش با این مسئولیت‌ها بود.آیت‌الله مهدوی‌کنی می‌توانست از موقعیت‌های مهم برای تثبیت جایگاه شخصی خود بهره ببرد، اما در سیره او، حفظ مصالح انقلاب و کشور بر منافع فردی تقدم داشت.

همین روحیه بود که به او امکان می‌داد در شرایط اختلاف و بحران، نقشی وحدت‌آفرین ایفا کند و مورد اعتماد امام خمینی (ره) و بسیاری از نیرو‌های انقلاب باشد.امروز نیز دانشگاه امام صادق (ع)، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین یادگار‌های علمی و تربیتی ایشان، امانتی بزرگ بر دوش کسانی است که مسئولیت اداره و تداوم مسیر آن را برعهده دارند. حفظ این میراث، نیازمند همان روحیه امانت‌داری، دقت، تقوا و احساس مسئولیتی است که در سیره بنیان‌گذار آن دیده می‌شد. طبیعی است که در غیاب چنین شخصیتی، مشکلات و دشواری‌هایی پدید آید؛

اما وظیفه نسل امروز آن است که با شناخت درست میراث او، برای رفع مشکلات و حفظ اهداف و آرمان‌های این مجموعه تلاش کند.از خداوند متعال می‌خواهیم ما را قدردان عالمان بزرگ و خدمتگزاران صادق قرار دهد، توفیق امانت‌داری در برابر میراث آیت‌الله مهدوی‌کنی را به ما عطا کند و زمینه حفظ و تقویت دانشگاه امام صادق (ع) را فراهم آورد.همچنین از علاقه‌مندان، دوستان و شاگردان ایشان دعوت می‌کنیم در مراسم دعای ندبه که صبح جمعه، ساعت هفت، در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) و در جوار مزار آیت‌الله مهدوی‌کنی برگزار می‌شود، حضور یابند و یاد این عالم بزرگوار را گرامی بدارند.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرجام جم آنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 20:52
126,335مطلب نمایه‌شده
95,470موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی