گروه سیاسی و بینالملل برنا- محمد کاظمی/ انتخابات میاندورهای ایالات متحده در سوم نوامبر ۲۰۲۶، در شرایطی برگزار میشود که آینده سیاسی دونالد ترامپ، وضعیت اقتصادی آمریکا و نحوه مدیریت مناقشه با ایران به موضوعاتی مهم در فضای سیاسی این کشور تبدیل شدهاند. یکی از پرسشهای اصلی این است که اگر حزب دموکرات کنترل مجلس نمایندگان یا هر دو مجلس کنگره را به دست آورد، چه تغییری در قدرت سیاسی ترامپ و سیاست نظامی واشنگتن در قبال تهران ایجاد خواهد شد؟
پاسخ به این پرسش مستلزم تفکیک دو موضوع است: نخست، پیامدهای داخلی تغییر اکثریت کنگره برای رئیسجمهور و دوم، میزان اختیارات کنگره برای محدود کردن یا متوقف ساختن عملیات نظامی. جمعبندی اولیه این است که پیروزی دموکراتها میتواند فشار سیاسی و قانونی بر دولت ترامپ را افزایش دهد اما بهخودیخود به معنای پایان جنگ یا تغییر قطعی سیاست آمریکا در قبال ایران نیست. وضعیت سیاسی ترامپ در آستانه انتخابات انتخابات میاندورهای در میانه دوره چهارساله ریاستجمهوری برگزار میشود و در آن تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و بخشی از کرسیهای سنا به رقابت گذاشته میشوند.
بر اساس نظرسنجی رویترز/ ایپسوس منتشرشده در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ (دوشنبه ۲۷ مهرماه ۱۴۰۵)، میزان تأیید عملکرد ترامپ به ۳۱ درصد رسیده است. در همان نظرسنجی، دموکراتها در ترجیح حزبی برای انتخابات کنگره با ۴۷ درصد در برابر ۳۵ درصد جمهوریخواهان پیش بودند. این ارقام از وجود فشار سیاسی بر دولت حکایت دارند؛ با این حال، ترجیح حزبی در سطح ملی بهتنهایی نتیجه انتخابات در حوزههای انتخاباتی یا ایالتهای مختلف را مشخص نمیکند.
همچنین نمیتوان تمام کاهش احتمالی حمایت از جمهوریخواهان را صرفاً به جنگ ایران نسبت داد زیرا اقتصاد، هزینههای زندگی، مهاجرت و سایر مسائل داخلی نیز بر رفتار رأیدهندگان اثر میگذارند. اگر دموکراتها مجلس نمایندگان را تصاحب کنند چه اتفاقی میافتد؟ در صورت کسب اکثریت مجلس نمایندگان، دموکراتها میتوانند ریاست کمیتههای مهم را به دست آورند و نظارت بر عملکرد دولت را گسترش دهند. این وضعیت ممکن است به تحقیقات بیشتر درباره تصمیمهای نظامی، هزینه عملیات، نحوه مصرف بودجه و ارزیابی دولت از پیامدهای جنگ منجر شود.
مجلس نمایندگان همچنین میتواند در روند تصویب بودجه و قوانین مرتبط با سیاست خارجی نقش مؤثرتری ایفا کند. با این حال، تصویب محدودیتهای الزامآور همچنان به قواعد قانونگذاری، موضع سنا و در مواردی احتمال وتوی رئیسجمهور وابسته خواهد بود. از نظر سیاسی نیز تغییر اکثریت مجلس میتواند برای دونالد ترامپ دشواریهایی ایجاد کند. تحقیقات کنگره، انتشار اسناد و جلسات علنی ممکن است فشار رسانهای بر دولت را افزایش دهند و بر فضای سیاسی پیش از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ اثر بگذارند. با وجود این، از دست دادن اکثریت مجلس نمایندگان به معنای پایان ریاستجمهوری ترامپ نیست.
او میتواند تا پایان دوره قانونی خود در ژانویه ۲۰۲۹ در سمت ریاستجمهوری باقی بماند، مگر آنکه رویداد حقوقی یا سیاسی دیگری موجب خروج زودهنگام او از سمت شود. آیا پیروزی دموکراتها احتمال استیضاح ترامپ را افزایش میدهد؟ در صورت کنترل مجلس نمایندگان، احتمال آغاز یا گسترش روندهای استیضاح میتواند افزایش یابد اما باید میان طرح استیضاح و برکناری رئیسجمهور ایالات متحده تفاوت گذاشت. مجلس نمایندگان میتواند با اکثریت ساده مواد استیضاح را تصویب کند. با این حال، محکومیت و برکناری رئیسجمهور در سنا مستلزم رأی موافق دو سوم سناتورهای حاضر است.
بنابراین حتی در صورت کنترل هر دو مجلس توسط دموکراتها، برکناری ترامپ قطعی یا خودکار نخواهد بود. چنین نتیجهای به ماهیت اتهامات، شواهد ارائهشده و موضع سناتورها، از جمله جمهوریخواهان، بستگی دارد. تأثیر احتمالی تغییر اکثریت کنگره بر جنگ آمریکا و ایران مهمترین بخش این بحث، توانایی کنگره برای تأثیرگذاری بر تصمیمهای نظامی دولت است. قانون اساسی آمریکا اختیارات مرتبط با جنگ و نیروهای مسلح را میان کنگره و رئیسجمهور تقسیم کرده است.
رئیسجمهور فرمانده کل نیروهای مسلح است اما کنگره در تصویب بودجه، قانونگذاری و تعیین چارچوبهای قانونی عملیات نظامی نقش مهمی دارد. در نتیجه، تغییر ترکیب کنگره میتواند از چند مسیر بر جنگ اثر بگذارد: نخست؛ بودجه نظامی. کنگره میتواند درباره تأمین مالی عملیات نظامی تصمیم بگیرد یا برای مصرف اعتبارات شروطی تعیین کند. اگر اکثریت نمایندگان با ادامه جنگ مخالف باشند و بتوانند حمایت کافی در سنا نیز به دست آورند، فشار برای محدود کردن عملیات افزایش خواهد یافت.
با این حال، قطع یا محدود کردن بودجه با موانع سیاسی و حقوقی روبهرو است و ممکن است با مخالفت رئیسجمهور مواجه شود. دوم؛ اختیارات جنگی. نمایندگان و سناتورها میتوانند برای محدود کردن عملیات نظامی بدون مجوز قانونی مناسب، قطعنامههایی مطرح کنند. با این حال، اختلاف بر سر تفسیر اختیارات رئیسجمهور و کنگره، روند قانونگذاری و احتمال وتو میتواند اجرای چنین محدودیتهایی را دشوار سازد. سوم؛ فشار برای مذاکره.
جلسات نظارتی، مطالبه گزارشهای محرمانه یا علنی، بررسی هزینههای جنگ و تصویب قطعنامههای سیاسی میتواند دولت را برای ارائه توضیح درباره اهداف نظامی و مسیر دیپلماتیک تحت فشار قرار دهد. چهارم؛ تحریمها و حمایتهای نظامی. کنگره میتواند درباره تحریمهای ایران، فروش تسلیحات و کمکهای نظامی به شرکای منطقهای تصمیمگیری کند. این اقدامات ممکن است بر مسیر مذاکرات اثر بگذارند، اما جهت و شدت اثر آنها به محتوای تصمیمها و واکنش طرفهای درگیر بستگی دارد.
در مجموع، پیروزی دموکراتها میتواند هزینه سیاسی ادامه جنگ را برای دولت افزایش دهد اما قدرت عملی آنها برای متوقف کردن عملیات به ترکیب هر دو مجلس و توانایی ایجاد ائتلافی فراتر از حزب دموکرات وابسته است. آیا مخالفت با جنگ میتواند به یک ائتلاف دوحزبی تبدیل شود؟ یکی از عوامل تعیینکننده، موضع جمهوریخواهانی است که ممکن است درباره هزینهها یا ادامه عملیات نظامی با دولت اختلاف داشته باشند. اگر مخالفت با جنگ به مسئلهای صرفاً حزبی محدود بماند، دموکراتها برای تصویب محدودیتهای الزامآور با دشواری بیشتری روبهرو خواهند شد.
در مقابل، اگر تعدادی از جمهوریخواهان نیز از محدود کردن عملیات یا مشروط کردن بودجه حمایت کنند، امکان تأثیرگذاری کنگره افزایش مییابد. این موضوع بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که برای عبور از وتوی رئیسجمهور یا تصویب برخی اقدامات قانونی، حمایت قابلتوجهی از هر دو حزب لازم باشد. بنابراین، تعداد کرسیهای دموکراتها بهتنهایی شاخص کافی برای ارزیابی میزان محدود شدن اختیارات جنگی ترامپ نیست؛ آرایش واقعی آرا در مسائل نظامی اهمیت بیشتری دارد. سه سناریوی پیش روی جنگ پس از انتخابات سناریوی اول: دموکراتها فقط مجلس نمایندگان را تصاحب کنند.
در این وضعیت، احتمال افزایش تحقیقات، جلسات نظارتی و فشار سیاسی بر دولت وجود دارد. با این حال، اگر سنا در اختیار جمهوریخواهان باقی بماند، تصویب محدودیتهای قانونی بر عملیات نظامی ممکن است دشوار باشد. سناریوی دوم: دموکراتها هر دو مجلس را تصاحب کنند. در این حالت، امکان افزایش فشار برای محدود کردن بودجه جنگ، بررسی اختیارات رئیسجمهور و تقویت مسیر دیپلماتیک بیشتر میشود. با وجود این، ترامپ همچنان اختیارات اجرایی خود را حفظ میکند و میتواند با وتوی قوانین یا تکیه بر اختیارات فرماندهی خود در برابر بخشی از اقدامات کنگره مقاومت کند.
سناریوی سوم: جمهوریخواهان هر دو مجلس را حفظ کنند. این نتیجه فضای سیاسی مساعدتری برای پیشبرد برنامههای ترامپ فراهم میکند اما به معنای نبود مخالفت با جنگ نیست. نگرانیهای اقتصادی، هزینههای نظامی و اختلافنظر میان جمهوریخواهان میتوانند همچنان بر سیاست دولت اثر بگذارند. این سه سناریو، چارچوبهایی برای تحلیل پیامدهای نهادی انتخابات هستند، نه پیشبینی قطعی نتیجه انتخابات یا آینده جنگ. اقتصاد آمریکا و ارتباط آن با سیاست جنگ اقتصاد یکی از عوامل مهم در انتخابات میاندورهای است.
در نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو که در ۸ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۶ مهرماه ۱۴۰۵) منتشر شد، ۸۴ درصد رأیدهندگان ثبتنامشده اقتصاد را موضوعی بسیار مهم برای رأی خود دانسته بودند. در شرایطی که جنگ به افزایش هزینه سوخت، حملونقل یا سایر هزینههای خانوار منجر شود، ممکن است نارضایتی اقتصادی به ارزیابی منفیتر از عملکرد دولت تبدیل شود. با این حال، رابطه میان جنگ و رأی انتخاباتی خطی و قطعی نیست. رأیدهندگان ممکن است درباره علت افزایش قیمتها، مسئولیت دولت، امنیت ملی و گزینههای جایگزین برداشتهای متفاوتی داشته باشند.
همچنین یک سیاست خارجی ممکن است برای گروهی از رأیدهندگان اهمیت امنیتی داشته باشد، حتی اگر هزینه اقتصادی آن را نیز بپذیرند. از این رو، فشار اقتصادی میتواند یکی از عوامل تضعیف موقعیت انتخاباتی حزب حاکم باشد، اما نمیتوان آن را تنها عامل تعیینکننده نتیجه انتخابات دانست. آیا پیروزی دموکراتها به نفع ایران خواهد بود؟ پاسخ به این پرسش به تعریف «منافع ایران» بستگی دارد. اگر منظور کاهش حملات نظامی و افزایش احتمال آتشبس باشد، تغییر اکثریت کنگره میتواند با افزایش فشار برای مذاکره به این هدف کمک کند.
اما اگر منظور رفع تحریمها، دستیابی به توافقی مشخص یا تغییر اساسی در سیاست منطقهای آمریکا باشد، صرف پیروزی دموکراتها چنین نتیجهای را تضمین نمیکند. مخالفت با جنگ لزوماً به معنای حمایت از همه خواستههای ایران نیست. برخی سیاستمداران دموکرات ممکن است از کاهش درگیری نظامی حمایت کنند اما همزمان خواهان ادامه تحریمها، محدودیتهای هستهای و تضمینهای امنیتی باشند کماینکه در دولتهای دموکرات مانند جیمی کارتر، بیل کلینتون، باراک اوباما و جو بایدن شاهد تحریمهای شدید اقتصادی علیه ایران بودیم.
همچنین تحولات میدانی، وضعیت برنامه هستهای ایران، امنیت کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز، موضع متحدان منطقهای آمریکا و آمادگی تهران و واشنگتن برای توافق، بر مسیر آینده تأثیر خواهند گذاشت. در نتیجه، تغییر ترکیب کنگره ممکن است فضای سیاسی مذاکرات را تغییر دهد، اما جهت نهایی سیاست آمریکا در قبال ایران به مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی وابسته خواهد بود. *** انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ میتواند نقطه عطفی در رابطه میان کاخ سفید و کنگره باشد.
اگر دموکراتها کنترل مجلس نمایندگان یا هر دو مجلس را به دست آورند، ترامپ با نظارت شدیدتر، چانهزنی دشوارتر بر سر بودجه و احتمال افزایش فشار برای پاسخگویی درباره جنگ ایران روبهرو خواهد شد. با این حال، سه نتیجه را نباید از یکدیگر جدا نکرد: افزایش فشار سیاسی بر ترامپ، محدود شدن قانونی اختیارات او و پایان یافتن جنگ، سه رویداد متفاوتاند و هیچکدام الزاماً بهطور خودکار دیگری را به دنبال ندارد. مهمترین عامل تعیینکننده، نه صرفاً پیروزی انتخاباتی دموکراتها، بلکه توانایی شکلگیری یک ائتلاف دوحزبی برای اعمال محدودیتهای مؤثر بر عملیات نظامی است.
اگر چنین ائتلافی شکل بگیرد، فشار برای پایان دادن به درگیری یا حرکت به سمت مذاکره میتواند افزایش یابد. اگر اختلافها همچنان عمدتاً حزبی باقی بمانند، حتی تغییر اکثریت کنگره نیز ممکن است تأثیر محدودی بر تصمیمهای نظامی دولت داشته باشد. از این منظر، نتیجه انتخابات را باید نه بهعنوان رأی مستقیم مردم آمریکا درباره پایان جنگ، بلکه بهعنوان عاملی برای تغییر موازنه قدرت در واشنگتن و افزایش یا کاهش هزینه سیاسی ادامه جنگ ارزیابی کرد.
منبع: خبرگزرای برنا



