رفتن به محتوای اصلی
اقتصادینورنیوز6 دقیقه مطالعه

پشت مرزهای ایران و پاکستان چه خبر است؟

نورنیوز- گروه سیاسی: طبق آنچه رسانه‌ها گزارش کرده‌اند، ظرف روزهای گذشته حدود سه هزار کامیون در پشت مرز ایران و پاکستان متوقف مانده‌اند و امکان ورود به خاک همسایه شرقی را ندارند. اما ماجرا فقط یک صف طولانی کامیون نیست. در روزهایی که محاصره دریایی آمریکا بخش…

پشت مرزهای ایران و پاکستان چه خبر است؟

نورنیوز- گروه سیاسی: طبق آنچه رسانه‌ها گزارش کرده‌اند، ظرف روزهای گذشته حدود سه هزار کامیون در پشت مرز ایران و پاکستان متوقف مانده‌اند و امکان ورود به خاک همسایه شرقی را ندارند. اما ماجرا فقط یک صف طولانی کامیون نیست. در روزهایی که محاصره دریایی آمریکا بخش بزرگی از مسیرهای تجاری ایران را تحت فشار قرار داده و تهران برای حفظ جریان واردات و صادرات به مرزهای زمینی پناه برده است، توقف تجارت در دو گذرگاه مهم ایران و پاکستان این پرسش را جدی‌تر از همیشه مطرح می‌کند: آیا فشار برای بستن راه‌های زمینی ایران آغاز شده و پاکستان نخستین حلقه این زنجیره است؟

خبرهای رسیده از مرز در ابتدا متناقض بود. اطلاعیه‌ای در فضای مجازی از توقف موقت تردد و مراودات مرزی ایران و پاکستان خبر داد و سپس درباره اصالت آن تردیدهایی مطرح شد. اما طی روزهای بعد، اصل توقف فعالیت تجاری در گذرگاه ریمدان و نیز تعلیق تجارت از دو گذرگاه گبد–ریمدان و تفتان از سوی منابع مختلف تأیید شد. مقام‌های پاکستانی علت اقدام را مسائل امنیتی، مقابله با قاچاق و اصلاح مدیریت مرز اعلام کرده‌اند و مقام ایرانی نیز از «مشکلات فنی» و اتخاذ تدابیر احتیاطی سخن گفته است.

در نتیجه، آنچه فعلاً و بر اساس اخبار قابل اتکا و تقریباً رسمی می‌توان گفت، توقف یا اختلال جدی و موقت در تجارت زمینی دو کشور است؛ نه اینکه این اقدام رسماً بخشی از یک عملیات آشکار برای محاصره زمینی ایران اعلام شده باشد. اما اهمیت ماجرا دقیقاً در همین فاصله میان «واقعیت میدانی» و «علت سیاسی» آن است. وقتی با اعمال محاصره ظالمانه آمریکا، راه دریا بسته شد، مرزها به شریان حیاتی تبدیل شدند. محاصره دریایی آمریکا در ماه‌های گذشته، تجارت خارجی ایران را وادار کرده است مسیرهای جایگزین را جدی‌تر دنبال کند.

آمریکا از تیرماه بار دیگر محاصره بنادر و کشتی‌های مرتبط با ایران را برقرار کرد و این اقدام عملاً مسیر اصلی تجارت دریایی ایران را با محدودیت جدی مواجه ساخت. در چنین شرایطی، طبیعی بود که بخشی از فشار تجارت به مرزهای زمینی منتقل شود. ایران کشوری با هفت همسایه زمینی است و همین جغرافیا یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های آن با کشورهایی است که می‌توانند با محاصره دریایی تقریباً به‌طور کامل از شبکه تجارت جهانی جدا شوند. تهران نیز در ماه‌های گذشته تلاش کرده است از ظرفیت ترکیه، پاکستان، افغانستان، عراق، ترکمنستان و مسیرهای شمالی استفاده بیشتری کند.

وزیر اقتصاد ایران در اردیبهشت از فعال‌سازی مرزهای زمینی و بنادر شمالی برای حفظ جریان تجارت سخن گفته بود. پاکستان در این میان جایگاه متفاوتی دارد. این کشور هم به مرزهای جنوب شرقی ایران متصل است، هم بنادر مهمی مانند کراچی و گوادر دارد و هم می‌تواند بخشی از کالاهای ورودی به ایران را از مسیر زمینی به داخل کشور منتقل کند. به همین دلیل، از ماه‌ها قبل تلاش شده بود بخشی از گره ایجادشده در مسیر دریایی از طریق پاکستان باز شود.

حتی در فروردین، پاکستان شش مسیر ترانزیتی برای انتقال کالاهای مقصد ایران فعال کرد و پیش از آن هزاران کانتینر حامل کالاهای ایران در بنادر پاکستان متوقف مانده بودند. بنابراین وقتی همین مسیر جایگزین اکنون با توقف یا اختلال مواجه می‌شود، مسئله فقط یک اختلاف اداری مرزی نیست؛ هر گلوگاهی که در مسیرهای جایگزین ایجاد شود، ارزش راهبردی پیدا می‌کند. آیا پاکستان در حال اجرای تحریم آمریکا است؟ باید میان دو روایت تفاوت گذاشت. روایت نخست، روایت رسمی پاکستان است: توقف تجارت اقدامی موقت برای مسائل امنیتی، مقابله با قاچاق و اصلاح مدیریت مرز است.

مقام‌های بلوچستان پاکستان گفته‌اند مذاکرات با ایران برای رفع مشکل ادامه دارد و انتظار می‌رود گذرگاه‌ها پس از حل مسائل موجود باز شوند. روایت دوم، به مشکل بانکی بازمی‌گردد. فعالان اقتصادی ایرانی گفته‌اند الزام‌های جدید برای ثبت و تأیید عملیات واردات و صادرات در شبکه بانکی پاکستان، با توجه به تحریم سیستم بانکی ایران، عملاً انجام تجارت را برای واردکنندگان پاکستانی و صادرکنندگان ایرانی دشوار کرده است. بر اساس این روایت، حتی اگر درِ مرز از نظر فیزیکی باز باشد، ممکن است سیستم مالی پشت مرز قفل شده باشد.

گزارش‌های منتشرشده نیز تأکید کرده‌اند که اختلال کنونی لزوماً به معنای بسته‌شدن کامل مرز نیست و بخشی از مشکل از مسیر پرداخت و الزامات بانکی ناشی می‌شود. این تفاوت بسیار مهم است. محاصره زمینی الزاماً با بستن سیم خاردار و متوقف‌کردن کامیون‌ها آغاز نمی‌شود. ممکن است نخستین مرحله آن، سخت‌شدن مقررات بانکی، بیمه، حمل‌ونقل، ترانزیت و گمرک باشد؛ به‌گونه‌ای که تجارت از نظر حقوقی «ممنوع» نباشد اما از نظر عملی امکان‌پذیر نباشد. از این منظر، اتفاق پاکستان را باید با دقت زیر نظر گرفت.

زیرا چند هفته پیش نیز گزارش شده بود که آمریکا در حال بررسی گزینه‌های بیشتر برای تشدید فشار اقتصادی بر ایران است و «محاصره زمینی» یکی از گزینه‌های مطرح‌شده بوده است؛ هرچند اجرای آن بدون همکاری کشورهای همسایه بسیار دشوار خواهد بود. این نکته، البته، به معنای آن نیست که تصمیم اخیر پاکستان را می‌توان به آمریکا نسبت داد. برای چنین ادعایی فعلاً سند کافی وجود ندارد. اما همزمانی میان فشار دریایی، انتقال تجارت ایران به مرزهای زمینی و ایجاد اختلال در یکی از مهم‌ترین مسیرهای جایگزین، ارزش بررسی و مراقبت راهبردی دارد. محاصره کامل؛

دشوار اما فشار بر گلوگاه‌ها ممکن واقعیت جغرافیایی ایران اجرای یک محاصره زمینی کامل را بسیار دشوار می‌کند. ایران از شمال با ترکمنستان، از شمال‌غرب با آذربایجان و ارمنستان، از غرب با ترکیه و عراق، از شرق با افغانستان و پاکستان و از شمال از طریق دریای خزر با شبکه‌ای از مسیرهای تجاری منطقه‌ای مرتبط است. هیچ‌یک از این کشورها نیز الزاماً حاضر نیستند هزینه اقتصادی و سیاسی قطع کامل تجارت با ایران را بپذیرند. تجربه ماه‌های گذشته نیز همین را نشان داده است. حتی در شرایط محاصره دریایی، تجارت ایران به‌طور کامل متوقف نشده و بخشی از آن به مسیرهای زمینی منتقل شده است.

فایننشال‌تایمز از افزایش شدید تجارت زمینی ایران با ترکیه خبر داده و گزارش‌های دیگر نیز از فعال‌شدن مسیرهای زمینی از پاکستان و دیگر همسایگان سخن گفته‌اند. اما از این واقعیت نباید نتیجه گرفت که فشار زمینی بی‌اثر است. محاصره کامل شاید دشوار باشد، اما ایجاد گلوگاه‌های متعدد کاملاً ممکن است. اگر یک مسیر با محدودیت امنیتی مواجه شود، مسیر دیگر با الزامات گمرکی؛ اگر یکی با مشکل پرداخت بانکی روبه‌رو شود، دیگری با محدودیت بیمه و حمل‌ونقل.

نتیجه می‌تواند چیزی شبیه محاصره باشد بدون آنکه هیچ کشوری رسماً اعلام کرده باشد «مرز ایران را بسته‌ایم.» صف کامیونی ریمدان دقیقاً از همین زاویه اهمیت پیدا می‌کند. گزارش‌هایی از توقف کامیون‌ها برای چندین هفته در این مسیر منتشر شده و مشکلاتی مانند ظرفیت محدود زیرساخت، تعدد نهادهای دخیل، الزامات گمرکی و انتقال بار میان کامیون‌های دو طرف نیز بر زمان و هزینه حمل افزوده است. بنابراین پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «پاکستان مرز را بسته یا نه؟» پرسش مهم‌تر این است که آیا مسیرهای جایگزین تجارت ایران یکی پس از دیگری در حال تبدیل‌شدن به گلوگاه هستند؟

اگر توقف فعلی پاکستان کوتاه‌مدت باشد و با رایزنی تهران و اسلام‌آباد برطرف شود، می‌توان آن را در چارچوب مشکلات امنیتی، فنی و اداری مرزی ارزیابی کرد. اما اگر محدودیت‌های بانکی و تجاری ادامه پیدا کند، اگر مسیرهای ترکیه و پاکستان همزمان با تأخیرهای فزاینده روبه‌رو شوند و اگر کشورهای همسایه تحت فشار تحریم‌های ثانویه هزینه همکاری با ایران را بالا ببرند، آن‌گاه تصویر متفاوتی شکل خواهد گرفت: فشار از دریا به شبکه زمینی منتقل شده است. در چنین شرایطی، راهبرد «همسایگی» دیگر صرفاً یک سیاست خارجی مطلوب نیست؛ به بخشی از زیرساخت تاب‌آوری اقتصادی کشور تبدیل می‌شود.

همسایه‌ای که امروز مسیر تجارت است، فردا می‌تواند گلوگاه تجارت باشد. به همین دلیل، تهران باید علاوه بر پیگیری فوری بازگشایی مسیر پاکستان، همزمان چند مسیر جایگزین را فعال و از وابستگی بیش از اندازه به هر یک از آنها جلوگیری کند.

منبع: نورنیوز

منبع خبرنورنیوز
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 17:15
122,699مطلب نمایه‌شده
91,617موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی