رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعباشگاه خبرنگاران جوان9 دقیقه مطالعه

وابستگی به اینترنت ماسک چه بلایی سر اوکراین می‌آورد؟

وقتی زیرساخت حیاتی یک کشور در اختیار دیگری است، تصمیم سیاسی یا فنی طرف مقابل می‌تواند مستقیماً بر توان دفاعی آن کشور اثر بگذارد.

وابستگی به اینترنت ماسک چه بلایی سر اوکراین می‌آورد؟

باشگاه خبرنگاران جوان – اخیراً، گزارش‌هایی از اختلال در ارتباط ماهواره‌ای نظامی اوکراین که به استارلینک متصل است، منتشر شد. در واقع ترمینال‌های مورد استفاده نیرو‌های اوکراینی هنگام حرکت با سرعت بیش از ۱۰۰ مایل بر ساعت، معادل حدود ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت، اتصال خود را از دست می‌دادند. مقام‌های اوکراینی گفتند این محدودیت، بدون هشدار قبلی اعمال شده و چند مأموریت پهپادی را مختل کرده است. اهمیت موضوع زمانی روشن‌تر شد که معلوم شد بخشی از پهپاد‌های رهگیر اوکراین برای مقابله با پهپاد‌های تندرو روسیه نیز به این ارتباط وابسته‌اند. شرایط اولیه این اختلال چه بود؟

البته اینگونه نبود که یک خاموشی سراسری اینترنت رخ دهد. مشکل به محدودیت در استفاده از نسخه نظامی ارتباطات ماهواره‌ای مربوط می‌شد؛ محدودیتی که می‌توانست سرعت و نحوه اجرای عملیات نظامی را تغییر دهد. به گزارش گاردین و رویترز، اختلال در شرایطی رخ داد که روابط کی‌یف و واشنگتن نیز با تنش‌های سیاسی روبه‌رو بود. چنین اتفاقی این سوال را در ذهن هر مخاطبی بوجود می‌آورد که اگر کشوری بخش مهمی از توان دفاعی و ارتباطی خود را به خدماتی گره بزند که تصمیم‌گیری درباره دسترسی به آنها در اختیار دولت یا شرکتی خارجی است، در لحظه بحران چه میزان استقلال عملیاتی خواهد داشت؟

یک محدودیت فنی چگونه به بحران نظامی تبدیل شد؟ ارتباط ماهواره‌ای در جنگ اوکراین برای انتقال تصاویر پهپادی، ارتباط میان یگان‌ها، هماهنگی میدان نبرد و هدایت برخی سامانه‌های بدون‌سرنشین اهمیت دارد. در واقع هر جا که تصمیم‌گیری به دریافت اطلاعات زنده و انتقال فرمان وابسته باشد، اختلال در شبکه می‌تواند بر نتیجه مأموریت اثر بگذارد. برای پهپادی که باید در سرعت بالا حرکت کند اگر اتصال در میانه پرواز قطع شود، اپراتور ممکن است تصویر زنده را از دست بدهد یا دیگر نتواند مسیر پرنده را با همان دقت اصلاح کند. در چنین شرایطی، مأموریت می‌تواند لغو شود یا پهپاد از دست برود.

اهمیت این محدودیت برای اوکراین زمانی بیشتر می‌شود که نقش پهپاد‌های رهگیر در مقابله با پهپاد‌های تندرو روسیه را در نظر بگیریم. مقام‌های اوکراینی گفته‌اند سقف سرعت ارتباط، استفاده از برخی سامانه‌های رهگیر علیه پهپاد‌های جت‌پیشران شاهد را مختل کرده است. ولودیمیر زلنسکی نیز دیروز، ۱۷ اکتبر اعلام کرد که محدودیت همچنان پابرجاست و اوکراین در آن مقطع نمی‌تواند از این فناوری برای رهگیری برخی از این پهپاد‌ها استفاده کند. تا ۱۶ اکتبر، برخی مشکلات اولیه اتصال برطرف شده بود، اما سقف سرعت همچنان وجود داشت.

اوکراین برای رفع محدودیت با اسپیس‌ایکس و پنتاگون مذاکره می‌کرد و یکی از گزینه‌های مطرح، استفاده از بسته ارتباطی گران‌تری بود که برای هواگرد‌ها طراحی شده است. این تفاوت مهم است: بازگشت اتصال به معنای بازگشت کامل قابلیت عملیاتی نیست. ارتباط ممکن است برقرار باشد، اما نه در همه شرایطی که یک مأموریت به آن نیاز دارد. اینترنت ماسک یا زیرساخت تحت کنترل آمریکا؟ برای فهم این بحران، باید میان استارلینک و استارشیلد تمایز گذاشت. استارلینک شبکه تجاری اینترنت ماهواره‌ای شرکت اسپیس‌ایکس است.

استارشیلد، نسخه‌ای نظامی برای مشتریان دولتی و امنیتی است که از منظومه ماهواره‌ای استارلینک به‌عنوان زیرساخت خود استفاده می‌کند. بنابراین، محدودیت مورد بحث صرفاً به معنای خاموش‌شدن اینترنت تجاری استارلینک در اوکراین نبود؛ مسئله اصلی به شرایط استفاده از شبکه نظامی استارشیلد مربوط می‌شد. ایلان ماسک، مدیرعامل اسپیس‌ایکس، گفته است که استارشیلد تحت مالکیت و کنترل دولت آمریکاست و تصمیم‌گیری درباره محدودیت سرعت یا نحوه استفاده از این سامانه در اختیار ارتش آمریکا و در نهایت رئیس‌جمهور این کشور قرار دارد.

رویترز در ۱۵ اکتبر، به نقل از دو مقام آمریکایی و یک مقام غربی مطلع از موضوع، گزارش داد که دستور محدودکردن استارشیلد برای اوکراین از داخل کاخ سفید صادر شده بود. بااین‌حال، منابع مشخص نکردند چه کسی دستور را صادر کرده است. یک مقام ارشد آمریکایی نیز گفت دونالد ترامپ شخصاً چنین درخواستی نداده بود؛ ترامپ هم هرگونه نقش خود در اعمال محدودیت را رد کرد.

پس طبق منابع و گزارش‌های موجود شاید نتوان با قطعیت گفت کدام فرد دستور مشخص را صادر کرده یا انگیزه نهایی تصمیم چه بوده است، اما حتی بدون پاسخ قطعی به این پرسش آیا می‌توان این واقعیت تیز و برنده و البته تلخ را انکار کرد؟ اینکه اوکراین به سرویسی وابسته بود که اختیار نهایی درباره شرایط استفاده از آن را به هیچ‌وجه در دست نداشت و بدتر از آن در لوپ بی‌انت‌ها و بی‌نتیجه تعیین مقصر توسط این مقام و آن مقام افتاده بود که هر لحظه تاخیر او را در مهلکه بیشتر فرو می‌برد. این همان تفاوت میان استفاده از یک فناوری و کنترل آن است.

اوکراین می‌تواند تجهیزات را در اختیار داشته باشد، برای آنها برنامه‌ریزی کند و آنها را در عملیات به کار بگیرد؛ اما اگر دسترسی به زیرساخت ارتباطی مورد نیازشان از بیرون محدود شود، اختیار اجرای مأموریت نیز محدود خواهد شد. وقتی راه جایگزین آماده نیست وابستگی به یک تأمین‌کننده، به‌تنهایی لزوماً بحران‌زا نیست. مشکل زمانی حادتر می‌شود که یک خدمت حیاتی به یک شبکه خاص گره بخورد، راه جایگزین آماده‌ای وجود نداشته باشد و تغییر تأمین‌کننده به تعویض تجهیزات یا بازطراحی سامانه‌های عملیاتی نیاز پیدا کند. اوکراین با چنین وضعیتی روبه‌روست.

به گزارش رویترز، اروپا جایگزین آماده‌ای ندارد که نیرو‌های اوکراینی بتوانند به‌سادگی ترمینال‌های موجود خود را به آن متصل کنند. شبکه وان‌وب، متعلق به یوتل‌ست، یکی از گزینه‌های مطرح است؛ اما متخصصانی که رویترز با آنها گفت‌و‌گو کرده، به محدودیت‌های ظرفیت و عملکرد، وزن و ابعاد ترمینال‌ها و مصرف انرژی اشاره کرده‌اند. این ویژگی‌ها استفاده از برخی تجهیزات وان‌وب را در شرایط خط مقدم دشوار می‌کند. از سوی دیگر، ترمینال‌های استارلینک و استارشیلد از فناوری اختصاصی استفاده می‌کنند. انتقال گسترده نیرو‌ها به شبکه‌ای دیگر، بنابراین، صرفاً به خرید اشتراک تازه نیاز ندارد؛

ممکن است جایگزینی هزاران ترمینال، آموزش نیرو‌ها و سازگارکردن تجهیزات و نرم‌افزار‌های موجود را نیز ضروری کند. پروژه ماهواره‌ای IRIS² اتحادیه اروپا هم قرار نیست فوراً این خلأ را پر کند. رویترز گزارش داده که این پروژه، حتی در صورت پیشرفت مطابق برنامه، هنوز با بهره‌برداری فاصله دارد. این وضعیت نشان می‌دهد چرا داشتن یک گزینه جایگزین برای این وابستگی عملاً بی‌معنی و بی‌ثمر است.

شبکه دوم باید در شرایط واقعی کار کند، تجهیزات سازگار داشته باشد و دقیقاً زمانی که شبکه اصلی از دسترس خارج می‌شود، بتواند بار عملیات را بر عهده بگیرد، که در واقعیت امر اصلاً اینگونه نیست. مشکل اطلاعات و تصمیم سیاسی هم هست وابستگی اوکراین به آمریکا به ارتباطات ماهواره‌ای محدود نمی‌شود. در همان بازه زمانی، گزارش‌هایی نیز درباره نرسیدن هشدار‌های اطلاعاتی به‌موقع پیش از برخی حملات موشکی روسیه منتشر شد. اوکراین سال‌ها برای هشدار زودهنگام و تشخیص حملات از اطلاعات شرکای غربی، به‌ویژه آمریکا، استفاده کرده است.

بااین‌حال، این دو موضوع را نباید یک مسئله فنی واحد دانست. شبکه استارشیلد، ارتباطات و انتقال داده را فراهم می‌کند؛ سامانه‌های هشدار موشکی مبتنی بر حسگر‌های فروسرخ فضایی، مأموریت متفاوتی دارند. هم‌زمانی گزارش‌های مربوط به این دو حوزه، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که اختلال مشترک یا علت فنی یکسانی داشته‌اند. بااین‌حال، قرارگرفتن این مسائل کنار یکدیگر، مسئله بزرگ‌تری را نمایان می‌کند. یک کشور ممکن است برای ارتباطات به شبکه خارجی، برای اطلاعات هشداردهنده به شرکای نظامی و برای بخشی از تجهیزات دفاعی به صنایع کشور دیگری وابسته باشد.

هر کدام از این وابستگی‌ها به‌تنهایی قابل مدیریت به نظر می‌رسند؛ اما اگر چند قابلیت حیاتی هم‌زمان به یک شریک خارجی گره بخورند، تغییر سیاست آن شریک می‌تواند دامنه اثرگذاری بسیار گسترده‌تری پیدا کند. در چنین شرایطی، مسئله فقط کیفیت تجهیزات نیست؛ استمرار دسترسی به آنها نیز بخشی از توان دفاعی کشور محسوب می‌شود. دولت‌های دیگر، چه وابستگی‌هایی به آمریکا را دارند؟ درس این ماجرا به اوکراین محدود نمی‌شود. دولت‌های زیادی برای خدمات ارتباطی، رایانش ابری، نرم‌افزار‌های سازمانی، هوش مصنوعی، اطلاعات نظامی یا تجهیزات دفاعی از شرکت‌ها و زیرساخت‌های خارجی استفاده می‌کنند.

این همکاری‌ها می‌توانند هزینه را کاهش دهند و دسترسی به فناوری‌های پیشرفته را سرعت ببخشند؛ اما در حوزه‌های حیاتی، خطر وابستگی یک‌جانبه را نیز به همراه دارند. نمونه روشن آن، زیرساخت ابری و نرم‌افزاری اروپاست. در سند پیشنهادی کمیسیون اروپا درباره قانون توسعه ابر و هوش مصنوعی، آمده است که سه ارائه‌دهنده بزرگ غیراروپایی بیش از ۷۰ درصد بازار رایانش ابری اروپا را در اختیار دارند. کمیسیون در همان سند، وابستگی به ارائه‌دهندگان خارجی را از منظر تداوم خدمات و امکان اختلال در ارائه یک‌جانبه خدمات، مسئله‌ای راهبردی توصیف می‌کند.

البته وابستگی به یک شرکت ابری دقیقاً معادل وابستگی نظامی اوکراین به استارشیلد نیست. قراردادها، ساختار حقوقی، معماری فنی و امکان انتقال داده در این حوزه‌ها تفاوت دارند. بااین‌حال، منطق مشترک روشن است: اگر یک دولت خدمات حیاتی خود را بر زیرساختی بنا کند که امکان جایگزینی سریع آن را ندارد، قدرت چانه‌زنی و توان ادامه کارش در زمان اختلاف یا بحران می‌تواند کاهش یابد. همین مسئله درباره خدمات اطلاعاتی، تجهیزات نظامی و شبکه‌های ارتباطی نیز مطرح است.

کشوری که برای یک قابلیت اساسی تنها به یک منبع خارجی تکیه می‌کند، ممکن است در زمان اختلاف سیاسی، تغییر سیاست صادراتی یا محدودشدن دسترسی با خلأیی روبه‌رو شود که رفع آن ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشد. اما آیا همه این دولت‌ها سرنوشتی مشابه اوکراین خواهند داشت؟ نه لزوماً! وابستگی خارجی خودبه‌خود به معنای از دست رفتن استقلال نیست و شواهد این ماجرا نیز ثابت نمی‌کند که هر تأمین‌کننده خارجی در زمان بحران دسترسی مشتریانش را محدود خواهد کرد.

بلکه اگر بخواهیم واقعگرایانه به مسئله نگاه کنیم، این موضوع زمانی تهدید قطعی و معتبر محسوب می‌شود که سه وضعیت هم‌زمان وجود داشته باشد: یک خدمت حیاتی به تأمین‌کننده‌ای محدود وابسته باشد؛ جایگزین عملیاتی آماده‌ای وجود نداشته باشد؛ و تداوم دسترسی نیز به تصمیم‌هایی وابسته باشد که دولت استفاده‌کننده بر آنها کنترل مؤثری ندارد. در چنین شرایطی، فناوری‌ای که در روز‌های عادی مزیت محسوب می‌شود، ممکن است در زمان بحران به نقطه آسیب‌پذیری تبدیل شود.

استقلال راهبردی یعنی امکان ادامه کار اختلال استارشیلد یک مسئله مهم را در جنگ اوکراین برجسته کرد: بازگشت ارتباط، به‌تنهایی تضمین‌کننده بازگشت کامل توان عملیاتی نیست. تا زمانی که محدودیت سرعت پابرجاست، بخشی از مأموریت‌های وابسته به ارتباط پرسرعت نیز با مشکل روبه‌رو خواهند بود. در ۱۷ اکتبر، زلنسکی گفت این محدودیت همچنان مانع استفاده از سامانه‌های موردنظر برای رهگیری برخی پهپاد‌های جت‌پیشران روسیه شده است. پاسخ بلندمدت به چنین وضعیتی فقط خرید فناوری بیشتر نیست.

کشور‌ها باید بدانند کدام خدمات برای امنیت و اداره کشور حیاتی‌اند، در صورت قطع دسترسی چه مدت می‌توانند به فعالیت ادامه دهند و آیا مسیر جایگزین آنها در عمل آزمایش شده است یا نه. تنوع تأمین‌کنندگان، استاندارد‌های باز، امکان انتقال داده و تجهیزات، قرارداد‌های روشن درباره تداوم خدمات و توسعه قابلیت‌های مستقل، همگی می‌توانند بخشی از این پاسخ باشند. اما این را هم باید در نظر داشت که ایجاد چنین افزونگی‌ای هزینه دارد. نگهداری هم‌زمان دو شبکه، آموزش نیرو‌ها برای کار با سامانه‌های متفاوت و آماده‌سازی زیرساخت‌های پشتیبان ارزان نیست.

اما هزینه استقلال را باید در کنار هزینه توقف عملیات، از دست رفتن قابلیت دفاعی و دشواری جایگزینی ناگهانی تجهیزات سنجید. برای دولت‌های دیگر نیز پرسش اصلی همین است: اگر فردا یک ارائه‌دهنده خارجی، دولت میزبان زیرساخت یا شریک راهبردی شرایط دسترسی را تغییر دهد، کدام خدمات حیاتی همچنان کار خواهند کرد؟ آنچه ماجرای اوکراین نشان داد، به معنی واقعی کلمه خطرِ گره‌زدن یک قابلیت حیاتی به زیرساختی است که کشور استفاده‌کننده بر استمرار دسترسی به آن کنترل کافی ندارد. در جهان امروز، استقلال فقط به داشتن تجهیزات پیشرفته یا امضای قرارداد‌های بزرگ وابسته نیست.

استقلال راهبردی زمانی معنا پیدا می‌کند که کشور بتواند در صورت بروز اختلاف، تغییر سیاست یا قطع دسترسی، بدون ازکارافتادن بخش مهمی از توان عملیاتی خود به کار ادامه دهد. منبع: فارس

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

منبع خبرباشگاه خبرنگاران جوان
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 17:31
122,747مطلب نمایه‌شده
91,676موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی