رفتن به محتوای اصلی
سیاسیرویداد 246 دقیقه مطالعه

هفت روز، هفت شرط، یک بن‌بست؛ امیدی به طرح ایران برای توافق هست؟

با اظهارات اخیر عباس عراقچی، پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در هفت روز دوباره در مرکز توجه‌ها قرار گرفته است؛ اما آیا ابتکار تهران واقعا می‌تواند مسیر مذاکره را باز کند یا اختلاف بر سر شروط توافق، بحران را به مرحله خطرناک‌تری می‌کشاند؟

هفت روز، هفت شرط، یک بن‌بست؛ امیدی به طرح ایران برای توافق هست؟

رویداد۲۴| عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، روز گذشته اعلام کرد پیشنهاد تهران برای بازگشایی تنگه هرمز ظرف هفت روز همچنان روی میز است. همان گزارشی که با استقبال ترامپ همراه نبود و گفته می‌شد که رد شده است. در روز‌ها اخیر تهران تایید کرد که پاسخ آمریکا به این گزارش را دریافت کرده و به گفته عراقچی هنوز در حال بررسی آن است. اهمیت این پیشنهاد در آن است که ایران تلاش می‌کند بازگشایی مسیر حیاتی کشتیرانی را به نقطه آغاز توافق تبدیل کند؛ توافقی که می‌تواند به توقف درگیری‌ها و ازسرگیری مذاکرات گسترده‌تر منجر شود.

با این حال، هنوز نشانه‌ای از پذیرش شروط ایران از سوی دولت دونالد ترامپ منتشر نشده است. هفت شرط ایران در برابر مطالبه هسته‌ای آمریکا بر اساس گزارش رویترز، از جمله شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی بنادر ایران، لغو تحریم‌های آمریکا علیه صادرات نفت ایران و پایان دادن به درگیری‌ها در همه جبهه‌های منطقه‌ای است. تهران می‌خواهد مذاکرات در مرحله نخست بر بازگشایی تنگه و بازگرداندن امنیت کشتیرانی متمرکز شود. در سوی مقابل، اختلاف اصلی بر سر اصرار واشنگتن بر تعیین تکلیف برنامه هسته‌ای ایران از همان ابتدای مذاکرات است.

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، پیش‌تر گفته بود ایران برای برآورده کردن خواسته‌های واشنگتن و پایان دادن به جنگ باید کاهش معناداری در ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم خود ایجاد کند. به این ترتیب، حتی اگر دو طرف درباره اصل مذاکره توافق داشته باشند، ترتیب اجرای تعهدات می‌تواند مانع رسیدن به توافق شود. ایران نمی‌خواهد پیش از دریافت امتیاز‌های مورد نظرش از مهم‌ترین ابزار فشار خود عقب‌نشینی کند؛ آمریکا نیز حاضر نشده است بدون تعیین تکلیف خواسته‌های هسته‌ای، همه امتیاز‌های مورد مطالبه تهران را بپذیرد.

گزارش فایننشال تایمز درباره تلاش میانجی‌ها برای شکستن بن‌بست ایران و آمریکا نیز از اختلاف بر سر ترتیب اقدامات، تحریم‌ها، محاصره دریایی و پرونده هسته‌ای به‌عنوان موانع اصلی توافق یاد کرده است. هرمز؛ اهرم فشار ایران و نقطه آسیب‌پذیر اقتصاد جهان همین امروز، انفجار یک نفتکش در تنگه هرمز و ادامه نگرانی‌ها درباره امنیت عبور کشتی‌ها، بازار‌های سهام کشور‌های خلیج فارس را تحت فشار قرار داده است. نیروی دریایی سپاه اعلام کرده بود یک نفتکش پس از برخورد با مین دریایی در بخش جنوبی تنگه آتش گرفته و منفجر شده است.

همزمان قیمت معاملات آتی نفت برنت با افت ۲.۰۸ درصدی به حدود ۱۰۷.۵۷ دلار در هر بشکه رسید. رویترز بخشی از این کاهش را به سودگیری سرمایه‌گذاران و تصمیم ترامپ درباره تسهیل محدودیت‌های مربوط به نفت روسیه مرتبط دانست؛ بنابراین نمی‌توان افت قیمت را صرفاً به پیشنهاد ایران نسبت داد. این تحولات یک تناقض مهم را نشان می‌دهد: ایران می‌خواهد از اهمیت راهبردی هرمز برای گرفتن امتیاز استفاده کند، اما تداوم ناامنی در این مسیر می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و سیاسی بحران را افزایش دهد.

هرچه ریسک عبور کشتی‌ها بیشتر شود، هزینه بیمه و حمل‌ونقل نیز بالا می‌رود و پیامد‌های آن به بازار انرژی و اقتصاد کشور‌های منطقه محدود نمی‌ماند. انتخابات آمریکا؛ فرصتی برای توافق یا عاملی برای تشدید فشار؟ یکی از متغیر‌های مهم در محاسبات تهران و واشنگتن، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر، برابر با ۱۲ آبان است. واشنگتن‌پست در گزارشی که امروز منتشر کرد، به نقل از مقام‌های ایرانی و دیپلمات‌های منطقه‌ای نوشت که بخشی از محاسبات تهران بر افزایش فشار اقتصادی بر دولت ترامپ پیش از انتخابات متمرکز است.

بر اساس این گزارش، مقام‌های ایرانی افزایش فشار بر حمل‌ونقل دریایی و بالا ماندن قیمت انرژی را ابزاری برای اثرگذاری بر محاسبات سیاسی ترامپ می‌دانند. واشنگتن‌پست همچنین به تشدید حملات علیه کشتی‌ها در تنگه هرمز در هفته‌های اخیر اشاره کرده است. این ارزیابی بر پایه گفت‌و‌گو با منابعی است که برخی از آنها به دلیل حساسیت موضوع نخواسته‌اند نامشان فاش شود؛ بنابراین نباید آن را به‌عنوان موضع رسمی و یکپارچه همه تصمیم‌گیران ایران تلقی کرد. با این حال، این تحلیل نشان می‌دهد که تقویم سیاسی آمریکا می‌تواند بر محاسبات دو طرف اثر بگذارد.

افزایش هزینه انرژی برای مصرف‌کنندگان آمریکایی ممکن است فشار داخلی بر دولت را افزایش دهد، اما نتیجه آن لزوماً حرکت واشنگتن به سمت توافق نیست. دولت آمریکا ممکن است برای کاهش هزینه‌های اقتصادی به دیپلماسی روی بیاورد یا در مقابل، برای نشان دادن قدرت و جلوگیری از عقب‌نشینی، فشار نظامی و اقتصادی را تشدید کند. برای ایران نیز این راهبرد بدون هزینه نیست. افزایش فشار بر آمریکا ممکن است قدرت چانه‌زنی تهران را بالا ببرد، اما تداوم بحران دریایی و محدودیت صادرات نفت می‌تواند فشار بر اقتصاد داخلی را بیشتر کند.

از همین رو، تکیه بر هزینه‌های انتخاباتی جنگ برای واشنگتن، به‌تنهایی تضمینی برای گرفتن امتیاز از دولت ترامپ نیست. چرا هفت روز هنوز به معنای هفت روز تا توافق نیست؟ عنوان پیشنهاد ایران ممکن است این تصور را ایجاد کند که یک برنامه زمان‌بندی‌شده و آماده اجرا برای پایان بحران وجود دارد. اما آنچه تاکنون از مواضع رسمی و گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی مشخص شده، این است که اجرای طرح به پذیرش شروط تهران از سوی واشنگتن وابسته است؛ شرطی که هنوز محقق نشده است.

عراقچی از آمادگی ایران برای بازگشایی تنگه ظرف شش روز و آغاز مذاکرات در روز هفتم سخن گفته، اما این زمان‌بندی مشروط است، نه ضرب‌الاجلی که با پایان آن الزاماً توافقی حاصل خواهد شد. برای تبدیل این پیشنهاد به توافق، اما دست‌کم سه مسئله باید روشن شود؛ آیا آمریکا حاضر است درباره رفع محاصره دریایی و تحریم‌های نفتی امتیاز بدهد؟ آیا تهران می‌پذیرد پرونده هسته‌ای نیز در چارچوب توافق قرار گیرد؟ و مهم‌تر از همه، چه سازوکاری تضمین می‌کند که اقدامات دو طرف هم‌زمان و قابل راستی‌آزمایی باشد؟

بدون پاسخ روشن به این پرسش‌ها، حتی توافق بر سر اصل بازگشایی هرمز نیز ممکن است شکننده باقی بماند. تجربه فروپاشی آتش‌بس موقت و اختلاف بر سر شروط اجرای توافق نشان داده است که اعلام آمادگی برای مذاکره، به‌تنهایی برای تضمین توقف درگیری‌ها کافی نیست. دیپلماسی هنوز باز است، اما پنجره توافق می‌تواند بسته شود تکرار پیشنهاد هفت‌روزه ایران نشان می‌دهد که مسیر دیپلماسی به‌طور کامل بسته نشده است. تهران همچنان می‌خواهد بازگشایی هرمز و کاهش فشار‌های دریایی و اقتصادی در مرکز مذاکرات قرار گیرد.

واشنگتن نیز با تأکید بر مسئله هسته‌ای، تلاش می‌کند توافق احتمالی را به موضوع کشتیرانی محدود نکند. اما فاصله میان این دو موضع همچنان جدی است. هر طرف می‌خواهد پیش از عقب‌نشینی از ابزار‌های فشار خود، امتیاز‌هایی از طرف مقابل بگیرد. در چنین شرایطی، خطر اصلی آن است که ادامه بن‌بست دیپلماتیک به تداوم برخورد‌های دریایی، افزایش هزینه‌های اقتصادی و تشدید محاسبات نظامی منجر شود. برای ایران، بازگشایی هرمز می‌تواند راهی برای کاهش فشار‌ها باشد؛

برای آمریکا، پذیرش شروط تهران بدون تعیین تکلیف پرونده هسته‌ای ممکن است به معنای کنار گذاشتن بخشی از اهداف اعلام‌شده‌اش تلقی شود. همین اختلاف، رسیدن به توافق را دشوار کرده است. پیشنهاد هفت‌روزه تهران را نه می‌توان نشانه قطعی نزدیک بودن توافق دانست و نه صرفاً اقدامی تبلیغاتی برای خریدن زمان. این پیشنهاد یک مسیر مشروط برای مذاکره است که نتیجه آن به آمادگی دو طرف برای تغییر مواضع و پذیرش سازوکار‌های اجرایی بستگی دارد.

آزمون واقعی این ابتکار، نه تکرار آن در موضع‌گیری‌های سیاسی، بلکه روشن شدن شروط مورد توافق، کاهش عملی خطر برای کشتیرانی و آغاز مذاکراتی است که بتواند از بازگشت بحران به مرحله‌ای پرهزینه‌تر جلوگیری کند. تا آن زمان، هفت روز وعده‌داده‌شده بیش از آنکه شمارش معکوس برای بازگشایی هرمز باشد، آزمونی برای امکان خروج تهران و واشنگتن از بن‌بست است.

منبع: رویداد 24

منبع خبررویداد 24
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 15:11
122,250مطلب نمایه‌شده
91,112موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی