رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیخبرگزرای برنا4 دقیقه مطالعه

محمدرضا گلزار؛ محصول ساختار اقتصادی توجه یا آینه‌ای از شکست جامعه؟

اقبال عمومی به محمدرضا گلزار و نمایش نیابتی ثروت و موفقیت او، بیش از آنکه نشانه‌ای از شایستگی فردی باشد، بازتاب‌دهنده سرخوردگی جامعه‌ای است که در آن تولیدکنندگان دانش و ارزش درگیر معیشت‌اند و تولیدکنندگان توجه به ثروت می‌رسند.

محمدرضا گلزار؛ محصول ساختار اقتصادی توجه یا آینه‌ای از شکست جامعه؟

به گزارش گروه فرهنگ و هنر برنا، حامد خانجانی در یادداشتی نوشت: گاهی صفحات عمومی اینستاگرام را بالا و پایین می‌کنم؛ نه از سر علاقه، بلکه برای آنکه از حال‌وهوای بخشی از جامعه باخبر شوم. پس از آنکه ویدئو‌های مصاحبه اخیر محمدرضا گلزار فضای مجازی را پر کرد، سری به صفحه او زدم؛ صفحه‌ای با بیش از دوازده میلیون دنبال‌کننده. نکته این که از میان سی‌وسه دنبال‌کننده مشترکی که می‌شناختم، بیست‌وهشت نفر مرد بودند. این مشاهده محدود چیزی درباره ترکیب جنسیتی میلیون‌ها دنبال‌کننده او اثبات نمی‌کند؛ زیرا دنبال‌کنندگان مشترک بیش از هر چیز شبکه ارتباطی خود مرا نشان می‌دهند.

بااین‌حال، پرسشی را پیش آورد: گلزار برای بخشی از مردان ایرانی نماینده چیست؟ به نظر می‌رسد گلزار دیگر صرفاً یک بازیگر یا خواننده نیست؛ تجسم تصویری است که «بازار» از «مرد موفق» ساخته است: خوش‌چهره، خوش‌اندام، ثروتمند، زورمند، مشهور، سوار بر خودرو‌های گران‌قیمت و ظاهراً برخوردار از توجه زنان. احتمالاً بعضی از مردان از ظاهر و رفتارش الگو می‌گیرند و برخی با آمیزه‌ای از تحسین، حسرت و کنجکاوی او را دنبال می‌کنند تا بفهمند چرا این مرد تا این اندازه دیده شده است. گلزار فقط زیبایی چهره عرضه نمی‌کند؛ می‌کوشد بسته‌ای کامل از امتیازات را به نمایش بگذارد.

گویی با انسانی طبیعی، با مجموعه‌ای از توانایی‌ها و محدودیت‌های معمول، مواجه نیستیم؛ بلکه با محصولی تبلیغاتی روبه‌روییم که باید در همه زمینه‌ها ممتاز به نظر برسد: از هوش و سخت‌کوشی گرفته تا زور بازو، از تحصیل مهندسی تا فعالیت‌های هنری و رشته‌های متعدد ورزشی، از موفقیت اقتصادی تا فضیلت‌های اخلاقی. جعلی‌بودن این تصویر لزوماً به این معنا نیست که شهرت، ثروت یا توانایی‌های او واقعی نیست؛ تحریف اصلی در معنایی است که به این داشته‌ها داده می‌شود.

آنکه موفقیت او عمدتاً به استعداد و تلاش فردی نسبت داده می‌شود، بی‌آنکه سهم دسترسی رسانه‌ای، مناسبات صنعت سرگرمی و سازوکار‌های اقتصاد توجه دیده شود. به‌این‌ترتیب، موفقیتی که محصول مجموعه‌ای پیچیده از توانایی‌های شخصی و موقعیت‌های ساختاری است، به روایتی ساده و اخلاقی تبدیل می‌شود: هرکس به‌اندازه کافی بااستعداد و پرتلاش باشد، می‌تواند به چنین جایگاهی برسد! و آنکه در این تصویر، شهرت به‌تدریج به نشانه شایستگی اجتماعی تبدیل می‌شود. کسی که بیشتر دیده می‌شود، نه‌فقط مشهورتر، بلکه باهوش‌تر، سخت‌کوش‌تر، ارزشمندتر و حتی اخلاقی‌تر تصور می‌شود!

گفت‌وگوی فراگیرشده اخیر او نیز نمونه‌ای از بازتولید همین تصویر است: گفت‌وگویی سناریونویسی‌شده که پرسش‌ها و پاسخ‌ها، میزان شوخی و حتی لحظه‌های صمیمیت آن حساب‌شده به نظر می‌رسد. فراگیرشدن چنین نمایشی، بیش از آنکه نشانه اهمیت محتوای آن باشد، قدرت صنعت تصویر و وضعیت جامعه مخاطب را نشان می‌دهد. مساله اصلی اینجاست. در جامعه‌ای انباشته از بحران‌های واقعی، آنچه بیش از همه دیده می‌شود، تصویری دست‌کاری‌شده از موفقیت است؛ تصویری که نقش ساختار‌ها و فرصت‌های نابرابر را پنهان می‌کند، شهرت را نشانه شایستگی می‌گیرد و از یک چهره مشهور، شخصیتی کامل و بی‌نقص می‌سازد.

جامعه‌ای که متخصصان، معلمان، پزشکان، مهندسان، پژوهشگران و صاحبان مهارت آن، با وجود سال‌ها تحصیل و تلاش، در تأمین ابتدایی‌ترین نیاز‌های خانواده خود مانده‌اند، در برابر نمایش موفقیت یک سلبریتی متوقف می‌شود؛ موفقیتی که نه در تولید دانش، حل مساله یا خدمت اجتماعی، بلکه در توانایی دیده‌شدن و مناسبات اقتصاد توجه شکل گرفته است. برای اکثریتی که دانش، تجربه و کار مفید حتی امنیت حداقلی به همراه نیاورده، نمایش چنین موفقیتی نه‌تنها الهام‌بخش نیست، بلکه با نوعی تحقیر جمعی همراه است.

اینجا موفقیت سلبریتی به آینه‌ای بدل می‌شود که شکست روزمره آدم‌های مولد در آن بازتاب می‌یابد. نمایش موفقیت گلزار نشانه‌ای از معناداری تلاش نیست؛ سندی علیه معناداری تلاش است، هرچند او می‌کوشد در قاب تصویر، خود را تبلور استعداد و سخت‌کوشی نشان دهد. پیام پنهان این نمایش آن است که مسیر رسیدن به موفقیت و محبوبیت از دانش، اخلاق، تخصص و خدمت نمی‌گذرد؛ از چهره‌ای متناسب با معیار‌های زیبایی، دسترسی رسانه‌ای و توانایی جلب توجه می‌گذرد. در چنین فضایی، تلاش واقعی به تجربه‌ای خصوصی و بی‌پاداش بدل می‌شود و دیده‌شدن به مهارتی عمومی و پردرآمد.

اقبال مردم به گلزار، بازتاب حال‌وروز مردمی است که در زندگی واقعی از امکان تجربه ثروت، فراغت، منزلت و موفقیت محروم مانده‌اند و این آرزو‌ها را در زندگی سلبریتی‌ها به‌صورت نیابتی دنبال می‌کنند. آنان به تماشای تصویری می‌نشینند که درست در نقطه مقابل واقعیت زندگی‌شان قرار دارد؛ تصویری که برای لحظاتی امکان فراموش‌کردن ناکامی‌های روزمره را فراهم می‌کند. این مصرف نیابتی، نشانه فرسودگی جامعه و کمبود الگو‌های واقعی و دست‌یافتنی موفقیت است. مساله فقط محمدرضا گلزار نیست. او نشانه جامعه‌ای شکست‌خورده است که در آن تصویر تحریف‌شده از موفقیت از خود موفقیت ارزشمندتر است؛

جامعه‌ای که تولیدکنندگان دانش و ارزش را گرفتار معیشت می‌کند و تولیدکنندگان توجه را به ثروت و محبوبیت می‌رساند. گلزار شاید خالق این مناسبات نباشد، اما یکی از موفق‌ترین محصولات و بهره‌برداران آن است. نقد اصلی نیز باید متوجه نظم و ساختاری باشد که چنین الگو‌هایی را می‌سازد، بزرگ می‌کند و سپس نتیجه طبیعی تفاوت در استعداد و تلاش جلوه می‌دهد.

منبع: خبرگزرای برنا

منبع خبرخبرگزرای برنا
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 01:02
120,641مطلب نمایه‌شده
89,306موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی