ورود امام رضا(ع) به نیشابور، نقل حدیث سلسلهالذهب در میان انبوه مشتاقان، جاریشدن چشمه در دهسرخ و تعیین محل دفن آن حضرت در سناباد، از مهمترین روایتهای نقلشده درباره سفر تاریخی ایشان به خراسان است؛ سفری که افزون بر جایگاه دینی و حدیثی، با شکلگیری تدریجی شهر مشهد و تبدیل آن به یکی از مهمترین کانونهای زیارت در ایران پیوند خورده است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، سفر امام رضا(ع) به خراسان، تنها عبور از شهرها و آبادیها نبود؛ در نیشابور، حدیث توحید و ولایت در میان انبوه مشتاقان روایت شد و در سناباد، مکانی برای آرامگاه ابدی آن حضرت مشخص شد. روایتهایی که از دهسرخ تا توس نقل شدهاند، بخشی از پیشینه معنوی و تاریخی مشهد امروز را بازگو میکنند.
بنابر روایت حوزه، هفتم جمادیالاول، سالروز ورود امام رضا(ع) به نیشابور، فرصتی برای بازخوانی روایتهایی است که از استقبال گسترده مردم و محدثان این شهر از امام هشتم شیعیان حکایت دارند. در منابع تاریخی و حدیثی، علاوه بر نقل حدیث توحید و تبیین جایگاه ولایت، از عبور امام(ع) از دهسرخ، حضور ایشان در سناباد و پیشبینی تبدیل محل دفن آن حضرت به زیارتگاه شیعیان نیز سخن گفته شده است.
نیشابور؛ اجتماع محدثان و روایت حدیث توحید
در کتاب «تاریخ نیشابور» آمده است که امام رضا(ع) هنگام ورود به نیشابور، بر مرکبی سیاهوسفید سوار بود که مهدی پوشیده از نقره خالص بر آن قرار داشت.
در مسیر حرکت امام(ع)، دو تن از حافظان حدیث به نامهای ابوزرعه رازی و محمد بن اسلم توسی، در حالی که مهار مرکب ایشان را در دست داشتند، درخواست کردند سایبان کنار زده شود تا بتوانند چهره آن حضرت را ببینند و حدیثی از ایشان بشنوند.
آنان خطاب به امام رضا(ع) گفتند: «ای سرور ما و ای پیشوایی از نسل پاک پیامبر(ص)، تو را به حق اجداد پاکت سوگند میدهیم که سایبان را کنار بزنی تا جمال مبارکت را ببینیم و حدیثی از نیاکانت برای ما روایت کنی تا یادگاری از شما داشته باشیم.»
بر اساس این روایت، امام رضا(ع) فرمان توقف مرکب را داد و سایبان را کنار زد. با آشکارشدن چهره آن حضرت، جمعیت حاضر برای دیدن ایشان گرد آمدند. در گزارشهای نقلشده، از حضور گسترده مردم، ابراز شوق حاضران و اشک شادی برخی از آنان یاد شده است.
ازدحام جمعیت و اشتیاق مردم به شنیدن سخنان امام(ع) چنان بود که نقل حدیث تا ساعاتی ادامه یافت. سرانجام، نویسندگان و قضات از مردم خواستند سکوت کنند تا سخن فرزند پیامبر(ص) را بشنوند و آن را ثبت کنند.
در برخی نقلها، شمار قلمدانهای حاضر در این اجتماع ۲۴ هزار ذکر شده است؛ آماری که گستردگی استقبال از امام رضا(ع) و اهمیت نقل حدیث در میان محدثان آن روزگار را نشان میدهد.
امام هشتم(ع) در ادامه، حدیثی را با سلسله راویانی از خاندان پیامبر(ص) نقل کرد که در منابع اسلامی به «حدیث سلسلهالذهب» شهرت یافته است. متن مشهور این حدیث چنین است:
«لا إلهَ إلّا اللهُ حِصنی، فَمَن قالَها دَخَلَ حِصنی، وَمَن دَخَلَ حِصنی أَمِنَ مِن عَذابی.»
یعنی: «لا إله إلا الله» دژ استوار من است؛ هر کس این کلمه را بر زبان آورد، وارد دژ من شده و هر کس به دژ من وارد شود، از عذاب من در امان خواهد بود.
در این روایت، امام رضا(ع) حدیث را از پدر بزرگوارش امام موسی کاظم(ع)، از امام جعفر صادق(ع)، امام محمد باقر(ع)، امام سجاد(ع)، امام حسین(ع) و امیرالمؤمنین علی(ع) نقل میکند. امیرالمؤمنین(ع) نیز آن را از پیامبر اکرم(ص) و ایشان از جبرئیل روایت کردهاند که سخن خداوند را بازگو میکند.
حدیث سلسلهالذهب و جایگاه ولایت
در ادامه این واقعه، در نقل منسوب به کتاب «امالی» شیخ، امام رضا(ع) پس از بیان حدیث توحید، سر از سایبان بیرون آورد و فرمود:
«بِشُروطِها وَأَنَا مِنْ شُروطِها.»
این عبارت به معنای آن است که ورود به دژ توحید، شرایطی دارد و امام رضا(ع) خود را یکی از آن شرایط معرفی میکند. در تفسیر شیعی این روایت، پذیرش ولایت و امامت اهلبیت(ع) از الزامات تحقق توحید و رهایی از عذاب الهی دانسته شده است.
بدینترتیب، حدیث سلسلهالذهب در کنار تأکید بر یگانگی خداوند، بر پیوند اعتقاد به توحید با پذیرش هدایت الهی و جایگاه امامت نیز دلالت دارد.
در روایتی دیگر که در کتاب «عیون اخبار الرضا» آمده است، امام رضا(ع) از پدران خود تا امیرالمؤمنین(ع) و پیامبر اکرم(ص) نقل میکند که خداوند متعال فرموده است:
«وَلایَهُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طالِبٍ حِصْنِی، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی.»
یعنی: «ولایت علی بن ابیطالب دژ محکم من است؛ هر کس وارد دژ من شود، از عذابم ایمن خواهد بود.»
این روایت که به حدیث ولایت شهرت دارد، در کنار حدیث سلسلهالذهب، جایگاه ولایت امیرالمؤمنین(ع) را در منظومه اعتقادی شیعه برجسته میکند. در مجموع، نقل این احادیث در نیشابور را میتوان از مهمترین فرازهای علمی و معنوی سفر امام رضا(ع) به خراسان دانست.
دهسرخ؛ روایت جاریشدن چشمه به دست امام رضا(ع)
در ادامه مسیر سفر امام رضا(ع) از نیشابور به سوی مرو، دهسرخ از جمله مکانهایی است که در روایتهای مربوط به این سفر از آن نام برده شده است.
اباصلت هروی نقل میکند که هنگام رسیدن امام(ع) به دهسرخ، همراهان یادآور شدند که وقت نماز ظهر فرا رسیده است. امام رضا(ع) از مرکب پیاده شد و برای تهیه آب دستور داد آب بیاورند. هنگامی که همراهان اعلام کردند آبی در اختیار ندارند، آن حضرت با دست مبارک خود زمین را حفر کرد و چشمهای از آن جاری شد.
بر اساس این روایت، چشمهای که در دهسرخ پدید آمد، از آثار باقیمانده از حضور امام رضا(ع) در این منطقه دانسته شده است. این گزارش در شمار روایتهایی قرار دارد که در فرهنگ زیارتی و نقلهای مربوط به مسیر سفر امام هشتم(ع) به خراسان جایگاه ویژهای یافتهاند.
سناباد؛ دعای امام رضا(ع) برای برکت کوه
از دیگر فرازهای نقلشده در مسیر سفر امام رضا(ع)، رسیدن ایشان به سناباد و توقف در نزدیکی کوهی است که سنگ آن برای ساخت ظروف و وسایل مختلف استفاده میشد.
در روایتها آمده است که امام(ع) به این کوه تکیه داد و درباره بهرهمندی مردم از سنگ آن دعا کرد:
«اللّهُمَّ انْفَعْ بِهِ وَبارِکْ فیما یُنْحَتُ مِنْهُ الْقُدُورُ…»
مضمون این دعا چنین است: «خداوندا، مردم را بهوسیله این کوه بهرهمند کن و در آنچه از سنگ آن برای ساخت دیگها و ظروف تراشیده میشود، برکت قرار بده.»
در ادامه این گزارش، امام رضا(ع) دستور داد ظرفی از سنگ همان کوه برای پخت غذای ایشان ساخته شود و فرمود:
«لا یُطْبَخُ ما آکُلُهُ إِلّا فیها.»
یعنی: «غذای مرا جز در همین ظرف نپزید.»
بر پایه این روایت، استفاده از سنگ کوه برای ساخت ظروف در میان مردم گسترش یافت و این کار با دعای امام رضا(ع) برای برکت و بهرهمندی مردم پیوند داده شد.
از توس و نوغان تا شکلگیری شهر مشهد
برای شناخت جایگاه سناباد در سفر امام رضا(ع)، آشنایی با پیشینه جغرافیایی توس و نوغان اهمیت دارد. در منابع تاریخی، توس نام ناحیهای گسترده در خراسان بوده که شهرها و آبادیهای متعددی را در بر میگرفت. نوغان نیز یکی از مراکز مهم این محدوده به شمار میرفت و سناباد در نزدیکی آن قرار داشت.
با گذشت زمان و دگرگونیهای سیاسی و نظامی، بهویژه حمله مغول، ساختار شهری این منطقه تغییر کرد و مشهد بهتدریج جایگاه برجستهتری یافت. ازاینرو، نام توس در کاربردهای امروزی گاه برای اشاره به محدوده تاریخی پیرامون مشهد و گاه برای نامیدن شهر قدیم توس به کار میرود.
از آثار شناختهشده توس قدیم، بقایای بارو و دیوارهای شهر و آرامگاه فردوسی است. این آثار یادآور پیشینه تاریخی منطقهای هستند که مشهد کنونی در آن شکل گرفته است.
در گزارشهای تاریخی، از دو شهر طابران و نوغان بهعنوان مراکز مهم این ناحیه یاد شده است. برخی روایتها نیز گستردگی آبادیهای وابسته به توس را بسیار زیاد توصیف کردهاند.
عمر خیام نیز در رباعی مشهور خود به باروی توس اشاره کرده است:
«مرغی دیدم نشسته بر باره توس در پیش نهاده کله کیکاووس با کله همیگفت که افسوس، افسوس! کو بانگ جرسها و چه شد ناله کوس؟»
این رباعی تصویری از گذر زمان، زوال شکوه فرمانروایان گذشته و دگرگونی سرنوشت شهرهای تاریخی ارائه میکند.
در برخی منابع، بنای توس به توس بن نوذر نسبت داده شده است. همچنین در گزارشهایی از وسعت مجموعه مسکونی و باغهای منطقه و نزدیکی شهرها و آبادیهای آن سخن به میان آمده است.
سناباد؛ جایی که امام رضا(ع) محل دفن خود را مشخص کرد
در روایتهای مربوط به ادامه سفر امام رضا(ع) به مرو، سناباد جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا این منطقه با تعیین محل دفن آن حضرت و شکلگیری هسته اولیه مشهد پیوند خورده است.
بر اساس گزارشهای تاریخی، امام رضا(ع) پس از عبور از توس و رسیدن به سناباد، وارد خانه حمید بن قحطبه طائی شد. در این مجموعه، قبه هارونی قرار داشت که محل دفن هارونالرشید بود.
در نقلهای مربوط به این واقعه آمده است که امام رضا(ع) بخشی از زمین را مشخص کرد و فرمود این مکان محل دفن ایشان خواهد بود. همچنین از آن حضرت نقل شده است:
«سَیَجْعَلُ اللّهُ هذَا الْمَکانَ مُخْتَلَفَ شِیعَتی وَأَهْلِ مَوَدَّتی، وَاللّهِ ما یَزُورُنی مِنْهُمْ زائِرٌ وَلا یُسَلِّمُ عَلَیَّ مِنْهُمْ مُسَلِّمٌ إِلّا وَجَبَ لَهُ غُفْرانُ اللّهِ وَرَحْمَتُهُ بِشَفاعَتِنا أَهْلَ الْبَیْتِ.»
مضمون این سخن چنین است: «خداوند بهزودی این مکان را محل رفتوآمد شیعیان و دوستداران من قرار خواهد داد. به خدا سوگند، هیچیک از آنان مرا زیارت نمیکند و بر من سلام نمیدهد، مگر آنکه به واسطه شفاعت ما اهلبیت، آمرزش و رحمت الهی برای او واجب میشود.»
در ادامه این روایت آمده است که امام رضا(ع) در آن مکان چند رکعت نماز به جا آورد، دعا کرد و سجدهای طولانی انجام داد. در برخی نقلها، از گفتن پانصد مرتبه ذکر در این سجده یاد شده است.
این پیشبینی درباره آینده محل دفن امام(ع)، در فرهنگ شیعی با تبدیل سناباد به یکی از مهمترین مقصدهای زیارتی جهان اسلام پیوند خورده است. بهتدریج، پیرامون آرامگاه آن حضرت، سکونتگاهها و بناهای بیشتری شکل گرفتند و مشهد به شهری مستقل و گسترده تبدیل شد.
باروی توس و خانه حمید بن قحطبه
در نوشتههای تاریخی، از باروی توس بهعنوان یکی از عناصر مهم ساختار دفاعی شهر یاد شده است. اعتمادالسلطنه در کتاب خود به توصیف برج و باروی توس پرداخته و شمار برجهای دیوار پیرامون شهر را ۱۰۶ برج ذکر کرده است. در این توصیف، دروازه شهر نیز در محدوده بارو قرار داشته است.
خانه حمید بن قحطبه، که امام رضا(ع) در جریان سفر خود به خراسان در آن اقامت کرد، از مجموعههای مهم مسکونی و باغی سناباد بود. در روایتهای تاریخی، از قرارگرفتن آرامگاه هارونالرشید و محل دفن امام رضا(ع) در باغی متعلق به این مجموعه سخن گفته شده است.
نزدیکی سناباد و نوغان نیز در برخی منابع مورد تأکید قرار گرفته است. در کتاب «کشفالغمه» روایتی نقل شده که بر اساس آن، زنی که صبح برای خدمترسانی به زائران حرم امام رضا(ع) از سناباد به محل زیارت میآمد، هنگام بستهشدن در حرم در شامگاه به محل سکونت خود بازمیگشت. این گزارش، در کنار دیگر روایتها، تصویری از نزدیکی سکونتگاههای اولیه به آرامگاه امام(ع) ارائه میکند.
روایت باغ سناباد؛ از حرز امام تا بازگرداندن باغ به شرط پذیرایی از زائران
در میان روایتهای مربوط به اقامت امام رضا(ع) در سناباد، داستان باغ حمید بن قحطبه نیز نقل شده است. بر اساس این گزارش، سناباد منطقهای ییلاقی بود و باغی که قبه هارونی و عمارت محل اقامت حمید در آن قرار داشت، از مهمترین مجموعههای مسکونی آن به شمار میرفت.
در آن روزگار، پذیرایی از مسافران رسمی و شخصیتهای مورد احترام در عمارتهای بزرگ و مجهز، رسمی رایج بود. بر همین اساس، در جریان سفر امام رضا(ع) از مدینه به مرو، از آن حضرت و همراهانش در باغ و عمارت حمید بن قحطبه پذیرایی شد.
در روایت نقلشده آمده است که امام رضا(ع) لباس خود را که حرز یا قرآنی دستنویس در جیب آن قرار داشت، برای شستوشو به خادم سپرد. خادم لباس را نزد حمید برد و او پس از مشاهده نوشته مقدس، به آن علاقهمند شد و خواست آن را از امام(ع) خریداری کند.
بر اساس این روایت، امام رضا(ع) در برابر واگذاری حرز یا قرآن، باغ را مطالبه کرد و حمید نیز با این درخواست موافقت کرد. پس از انجام معامله، امام(ع) دستور داد درختان باغ قطع شوند؛ اقدامی که در این نقل بهعنوان نشانه تصرف مالکانه ایشان در باغ مطرح شده است.
حمید روز بعد از تصمیم خود پشیمان شد. امام رضا(ع) به او فرمود اگر باغ همچنان به شکل اولیه باقی مانده باشد، میتواند آن را برای خود نگه دارد. اما هنگامی که حمید به باغ رفت، با درختان قطعشده روبهرو شد. در روایت، از همین ماجرا برای توضیح نامگذاری محل به «قطعگاه» یاد شده است.
در ادامه، امام رضا(ع) پذیرفت باغ را با این شرط به حمید بازگرداند که از آن صرفاً برای پذیرایی از زائران ایشان استفاده شود. حمید نیز این شرط را پذیرفت و امام(ع) حرز یا قرآن را به او بخشید و باغ را با همان شرط بازگرداند.
بر پایه این روایت، باغ سناباد افزون بر جایگاه تاریخی خود، با سنت پذیرایی از زائران امام رضا(ع) نیز پیوند یافته است. گفته میشود امام هشتم(ع) دو روز پس از این ماجرا، سناباد را به مقصد مرو ترک کرد.
سفری که در حافظه تاریخی مشهد ماندگار شد
روایتهای مربوط به سفر امام رضا(ع) به خراسان، مجموعهای از رخدادهای حدیثی، تاریخی و معنوی را در بر میگیرند؛ از اجتماع محدثان نیشابور و نقل حدیث سلسلهالذهب تا گزارشهای مربوط به دهسرخ، کوه سناباد و تعیین محل دفن آن حضرت.
در کنار این روایتها، پیشینه توس و نوغان و شکلگیری تدریجی سکونتگاه پیرامون آرامگاه امام رضا(ع)، بخشی از روند تاریخی گسترش مشهد را توضیح میدهد. شهری که در گذر زمان، از محدودهای کوچک در نزدیکی نوغان به یکی از مهمترین مراکز زیارتی ایران و جهان اسلام تبدیل شد.
از این منظر، سفر امام رضا(ع) به خراسان تنها یک رویداد در مسیر انتقال آن حضرت به مرو نیست؛ بلکه در حافظه دینی و تاریخی ایرانیان، با گسترش معارف اهلبیت(ع)، شکلگیری سنت زیارت و پیدایش هویت مذهبی و شهری مشهد پیوندی ماندگار یافته است.
منبع: خبرآنلاین



