رفتن به محتوای اصلی
اقتصادیرویداد 245 دقیقه مطالعه

چگونه شوک‌های اقتصادی فقر را در ایران ماندگار می‌کنند؟

اینکه تورم چقدر افزایش یافت، درآمد حقیقی خانوار چقدر کاهش پیدا کرد، چند نفر شغلشان را از دست دادند و چند درصد از جمعیت به زیر خط فقر رفتند. اما این قسمتی از کوه یخ است که ما می‌بینیم و ممکن است بخش‌های مهم‌تری از هزینه‌های بحران در آمار‌ها دیده نشوند.

چگونه شوک‌های اقتصادی فقر را در ایران ماندگار می‌کنند؟

رویداد۲۴| بحران‌های اقتصادی معمولاً با رصد متغیر‌ها و شاخص‌های اقتصادی سنجیده می‌شوند. اینکه تورم چقدر افزایش یافت، درآمد حقیقی خانوار چقدر کاهش پیدا کرد، چند نفر شغلشان را از دست دادند و چند درصد از جمعیت به زیر خط فقر رفتند. اما این قسمتی از کوه یخ است که ما می‌بینیم و ممکن است بخش‌های مهم‌تری از هزینه‌های بحران در آمار‌ها دیده نشوند.

وقتی خانواری برای عبور از دوره تورم، جنگ، تحریم یا رکود ناچار می‌شود از مخارج درمان، آموزش و تغذیه کم کند، دارایی بفروشد، پس‌اندازش را مصرف کند یا فرزندش را زودتر وارد بازار کار کند، بحران امروز می‌تواند ظرفیت درآمدزایی خانواده را برای سال‌های آینده کاهش دهد. در این صورت، شوک اقتصادی هم فقر ایجاد می‌کند و هم فقر را ماندگار می‌کند و حتی ممکن است آن را موروثی کند. این فرآیند می‌تواند از یک جهش ارزی آغاز شود. افزایش نرخ ارز قیمت کالا‌ها را بالا می‌برد و قدرت خرید حقوق‌بگیران را کاهش می‌دهد.

خانوار ابتدا مصرف کالا‌های غیرضروری را کم می‌کند، اما اگر فشار ادامه پیدا کند، نوبت به مخارجی می‌رسد که در ظاهر می‌توان آنها را به تعویق انداخت. برای مثال مراجعه پزشکی و مصرف دارو کاهش پیدا می‌کند، غذای باکیفیت از سفره دور می‌شود، آموزش به کالای دور از دسترس تبدیل می‌شود، کلاس‌های مهارتی و سرمایه‌گذاری روی فرزندان متوقف می‌شود و مخارج رفاهی به حداقل می‌رسد. در کوتاه‌مدت این رفتار راهی برای بقای خانواده است، اما در بلندمدت می‌تواند به کاهش سرمایه انسانی تبدیل شود. برای خانوار فقیر اوضاع خیلی بدتر است.

خانواده برخوردار می‌تواند هنگام بحران از پس‌انداز استفاده کند، دارایی بفروشد یا وام بگیرد. خانوار کم‌درآمد معمولاً چنین ضربه‌گیری ندارد. اگر شبکه بانکی نیز همزمان با بحران اعتبار را محدود کند، امکان هموارسازی مصرف کمتر می‌شود. در نتیجه همان شوک اقتصادی برای دو خانوار با درآمد متفاوت، آثار بلندمدت کاملاً متفاوتی بر جای می‌گذارد. از اینجا مفهوم «تله شوک» شکل می‌گیرد.

به این معنی که تورم و رکود درآمد را کاهش می‌دهند، کاهش درآمد به افت تغذیه، سلامت و آموزش می‌انجامد، افت سرمایه انسانی بهره‌وری و توان کسب درآمد آینده را پایین می‌آورد و درآمد پایین‌تر، خانوار را در برابر شوک بعدی آسیب‌پذیرتر می‌کند. اگر این فرآیند بر کودکان اثر بگذارد، هزینه بحران حتی می‌تواند از یک نسل به نسل دیگر منتقل شود. این مسئله در شرایط جنگ و تحریم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ بنابراین هزینه واقعی یک دوره طولانی بی‌ثباتی را نمی‌توان فقط با کاهش تولید ناخالص داخلی همان سال محاسبه کرد.

کودکی که در دوره بحران تغذیه ضعیف‌تری دارد، نوجوانی که تحصیل را رها می‌کند، بیماری که درمانش را عقب می‌اندازد و بنگاهی که آموزش نیروی انسانی و سرمایه‌گذاری را متوقف می‌کند، همگی بخشی از صورت‌حساب آینده بحران‌ها و شوک‌های امروز هستند. پرسش مهم این گزارش که سعی کرده‌ایم در گفت‌و‌گو با حمید آذرمند، تحلیلگر اقتصاد، به آن پاسخ دهیم، این است که بحران‌های امروز چند نفر به فقرای فردا اضافه می‌کند؟ غبار آمار‌ها برای پاسخ به این پرسش که امروز دقیقاً در چه نقطه‌ای از نقشه فقر ایستاده‌ایم، نخستین ابزار مورد نیاز، داده‌های متقن و آمار‌های تفصیلی است.

تحلیل‌های اقتصادی درباره خط فقر، جمعیت زیر خط فقر و شکاف فقر، بدون اتکا به داده‌های دقیق هزینه-درآمد خانوار، اغلب به گمانه‌زنی‌های غیردقیق منتهی می‌شود. حمید آذرمند در توضیح این وضعیت تاکید می‌کند که به‌دلیل در دسترس نبودن آمار‌های تفصیلی جدید، ارائه یک تصویر کمّی و دقیق از اتفاقات دو سال اخیر، به‌ویژه سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، عملاً امکان‌پذیر نیست. ما هنوز نمی‌توانیم با قاطعیت و دقت ریاضی درباره میزان دقیق افزایش جمعیت زیر خط فقر یا ابعاد کمی تبعات آن در این بازه زمانی صحبت کنیم. بااین‌حال، نبود آمار به‌معنای نبود واقعیت نیست.

اقتصاددانان زمانی که به داده‌های خرد دسترسی ندارند، از طریق رصد متغیر‌های کلان و قرائن به تحلیل وضعیت می‌پردازند. آذرمند توضیح می‌دهد که در یک چهارچوب کلی، شواهد و قرائن غیرقابل انکاری از تعمیق فشار‌های معیشتی در دست است. کاهش نرخ رشد اقتصاد در سال گذشته و سال جاری، در کنار مواجهه اقتصاد با یک «شوک منفی» قابل توجه در ماه‌های اخیر، باعث شده تا مصرف حقیقی خانوار‌ها با افت شدیدی روبه‌رو شود. این افت مصرف، همان نشانگر و چراغ خطری است که بروز و تشدید فقر را در لایه‌های مختلف جامعه تایید می‌کند.

وقتی موتور رشد کند می‌شود و کیک اقتصاد کوچک‌تر می‌شود، طبیعی است که سهم هر فرد از این کیک کاهش یابد. واقعیتی که خود را در سفره و سبد مصرفی خانوار نشان می‌دهد. بنابراین، اگرچه احتیاط در ارائه اعداد و ارقام کمی ضروری است، اما در وقوع یک تکانه رفاهی منفی تردیدی وجود ندارد. فرسایش تاب‌آوری اقتصاد ایران در دهه‌های گذشته نیز با شوک‌های متعددی دست‌وپنجه نرم کرده است، اما تفاوت شرایط امروز با گذشته در چیست؟ چرا نگرانی‌ها درباره تبعات فقر امروز پررنگ‌تر از دهه‌های پیشین است؟ پاسخ این پرسش را باید در مفهوم «تاب‌آوری» و طول دوره تکانه‌ها جست‌و‌جو کرد.

به باور آذرمند، در ادوار گذشته، اقتصاد ایران از ثبات نسبی بیشتری برخوردار بود. خانوار‌ها به‌ندرت دوره‌های طولانی و پیاپی از نرخ‌های رشد منفی یا تورم‌های بسیار بالا را تجربه می‌کردند. این فواصل میان شوک‌ها، به خانواده‌ها فرصت می‌داد تا منابع خود را بازیابی کنند، پس‌انداز‌های خود را بازسازی کرده و سپر دفاعی خود را برای آینده تقویت کنند. اما تصویر امروز تفاوتی بنیادین با گذشته دارد. اقتصاد ایران اکنون چندین سال پیاپی است که درگیر تورم‌های بالا، مزمن و ساختاری است.

در سال جاری نیز تقاطع همزمان دو عامل «فشار هزینه‌ها» و «کشش تقاضا» به همراه شوک‌های ارزی، نرخ تورم را در سطوح نگران‌کننده‌ای نگه داشته است.

منبع: رویداد 24

منبع خبررویداد 24
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 12:37
118,541مطلب نمایه‌شده
86,901موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی