رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریجام جم آنلاین8 دقیقه مطالعه

نقد فیلم «بُت»؛ وقتی رنج آدم‌ها به کالای مصرفی تبدیل می‌شود

«بُت» ساخته حمید نعمت‌الله، داستان زنی زنبوردار است که بی‌خوابی‌اش به فرصتی برای جلب توجه و منفعت‌طلبی اطرافیان تبدیل می‌شود.

نقد فیلم «بُت»؛ وقتی رنج آدم‌ها به کالای مصرفی تبدیل می‌شود

به گزارش جام جم آنلاین، حمید نعمت‌الله در هفتمین فیلم سینمایی خود، پس از «قاتل و وحشی»، بار دیگر سراغ شخصیتی می‌رود که در موقعیتی نابرابر با محیط اطرافش قرار گرفته است. «بُت» با محوریت لیلا، زنی زنبوردار که درگیر بی‌خوابی است، موقعیتی را شکل می‌دهد که در آن زندگی خصوصی یک فرد به‌تدریج در معرض نگاه دیگران قرار می‌گیرد. آنچه در ابتدا می‌تواند تلاشی برای معرفی محصول و حل یک مشکل شخصی به نظر برسد، به بستری برای شکل‌گیری مناسباتی پیچیده‌تر تبدیل می‌شود؛ مناسباتی که در آن، آدم‌ها لزوماً برای کمک به لیلا وارد زندگی او نمی‌شوند.

اهمیت فیلم فقط در طرح مسئله سوءاستفاده از رنج دیگران نیست. «بُت» می‌کوشد نشان دهد چگونه گرفتاری یک فرد می‌تواند برای اطرافیانش فرصت بسازد و چگونه ادعای مراقبت، دلسوزی یا همراهی ممکن است با منفعت‌طلبی درهم بیامیزد. با این حال، فاصله میان ایده مرکزی فیلم و کیفیت پیشبرد داستان، یکی از مهم‌ترین نقاطی است که هنگام ارزیابی اثر باید به آن توجه کرد.

از فروش عسل تا نمایش بی‌خوابی شروع داستان بر تقابلی روشن استوار است. لیلا برای فروش عسل و حفظ خانه پدری‌اش به برنامه‌ای زنده می‌رود، اما توجه‌ها به‌جای محصول او، متوجه وضعیت جسمی‌اش می‌شود. این جابه‌جایی، نقطه عزیمت مناسبی برای فیلم است: فردی که با هدف حل مسأله‌ای مشخص وارد یک موقعیت عمومی شده، ناخواسته به موضوع اصلی نمایش تبدیل می‌شود. در اینجا، بی‌خوابی فقط یک مشکل جسمی نیست؛ وضعیتی است که امکان دیده‌شدن لیلا را فراهم می‌کند و هم‌زمان او را در معرض قضاوت و بهره‌برداری دیگران قرار می‌دهد.

برنامه زنده به‌جای آنکه صرفاً فضایی برای معرفی محصول باشد، به نقطه اتصال زندگی شخصی لیلا با سازوکار‌های جلب توجه تبدیل می‌شود. فیلم از این طریق به مسأله‌ای آشنا در رسانه و فضای عمومی نزدیک می‌شود: گاهی رنج یک انسان، نه به‌دلیل نیاز او به کمک، بلکه به‌سبب قابلیت تبدیل‌ شدنش به موضوعی پربیننده اهمیت پیدا می‌کند. بااین‌حال، «بُت» در این زمینه صرفاً به نقد رسانه محدود نمی‌ماند. مناسباتی که پیرامون لیلا شکل می‌گیرد، نشان می‌دهد بهره‌برداری از وضعیت او به یک برنامه پخش زنده یا یک فرد خاص منحصر نیست.

کافه، شهرک توسعه تندرستی ایران و سایت شرط‌بندی، هرکدام به شکلی با وضعیت لیلا ارتباط پیدا می‌کنند و از آن منفعت می‌برند. در نتیجه، مسأله از رفتار یک فرد فراتر می‌رود و به الگویی از مناسبات می‌رسد که در آن، گرفتاری دیگری می‌تواند به فرصتی برای پیشبرد هدف‌های شخصی تبدیل شود. نقطه قوت ایده در همین گسترش تدریجی دامنه بهره‌برداری است اما تعدد موقعیت‌ها به‌خودی‌خود به معنای انسجام روایی نیست. هر موقعیت فرعی باید در پیشبرد داستان، روشن‌کردن شخصیت‌ها یا تعمیق ایده اصلی نقش مشخصی داشته باشد.

هرجا این پیوند به‌اندازه کافی شکل نگیرد، فیلم از یک موقعیت دراماتیک به موقعیتی دیگر می‌رود، بی‌آنکه ضرورت این جابه‌جایی کاملاً روشن شود.

انگیزه‌ای فراتر از منفعت اقتصادی خانه پدری برای لیلا فقط یک دارایی نیست. پیوند او با این خانه، به خاطرات پدر و بخشی از هویت شخصی‌اش گره خورده است. به همین دلیل، اصرار او برای حفظ خانه را نمی‌توان صرفاً با محاسبه اقتصادی توضیح داد. لیلا در موقعیتی قرار دارد که از یک سو برای تأمین نیازهایش به دیگران وابسته می‌شود و از سوی دیگر می‌خواهد چیزی را نگه دارد که برایش معنایی فراتر از ارزش مادی دارد. این انگیزه، شخصیت لیلا را از یک قربانی صرف متمایز می‌کند.

او هدفی دارد و برای رسیدن به آن تلاش می‌کند، اما همین نیاز و وابستگی عاطفی می‌تواند او را در برابر کسانی آسیب‌پذیر کند که از اعتمادش بهره می‌برند. فیلم در این بخش به تعارضی قابل‌توجه می‌رسد: آنچه برای لیلا نشانه وفاداری به گذشته است، در مناسبات اطرافش ممکن است تنها مانعی در برابر منفعت‌طلبی دیگران تلقی شود. گفت‌وگوی لیلا و شاهرخ در ماشین درباره رفتن به کوه نیز به تفاوت نگاه آنها به گذشته اشاره دارد. این تفاوت، در کنار مسأله خانه، نشان می‌دهد که خاطره برای همه شخصیت‌ها معنای یکسانی ندارد.

بااین‌حال، رابطه لیلا و برادرش به زمینه‌سازی دقیق‌تری نیاز دارد تا فاصله میان اعتماد لیلا و رفتار شاهرخ، صرفاً به کارکردی برای پیشبرد موقعیت داستانی تقلیل پیدا نکند. اهمیت این رابطه در آن است که سوءاستفاده همیشه از سوی فردی غریبه یا در قالبی آشکار و خشن رخ نمی‌دهد. گاهی نزدیکی خانوادگی و اعتماد پیشین، امکان عبور از مرز‌های شخصی را فراهم می‌کند. فیلم در طرح این وضعیت ظرفیت دارد، هرچند برای تبدیل آن به رابطه‌ای کاملاً باورپذیر، تنها تکیه بر موقعیت آسیب‌پذیر لیلا کافی نیست و انگیزه‌های طرف مقابل نیز باید به‌روشنی در رفتار و انتخاب‌هایش دیده شود.

چرا که مثلا در مورد شاهرخ، ظواهر همه نشانه این است که او از نظر معیشت و مادیات در رفاه است.

تصویر زنی در محاصره یکی از جنبه‌های قابل‌توجه «بُت»، استفاده از فضای اتاق لیلا برای بازتاب وضعیت اوست. رنگ‌های روشن و مات اتاق، تختی که در ترکیب‌بندی فضا برجستگی دارد و قاب‌هایی که لیلا را از پشت نرده‌های تخت نشان می‌دهند، به محیطی شکل می‌دهند که در ظاهر آرام است، اما احساس آسودگی را منتقل نمی‌کند. نرده‌ها در این قاب‌ها صرفاً بخشی از دکور نیستند؛ میان لیلا و فضای مقابلش فاصله می‌اندازند و تصویر او را به تصویری محصور تبدیل می‌کنند.

این انتخاب زمانی معنای بیشتری پیدا می‌کند که شاهرخ نیز در صحنه‌ای که بر ادامه بی‌خوابی لیلا اصرار دارد، از پشت همان نرده‌ها با او حرف می‌زند. قاب‌بندی در اینجا رابطه دو شخصیت را از سطح گفت‌و‌گو فراتر می‌برد: کسی که ظاهراً به لیلا نزدیک است، هم‌زمان در موقعیتی قرار می‌گیرد که می‌تواند محدودیت و فشار را تشدید کند. این میزانسن با ایده محوری فیلم پیوند دارد. لیلا در معرض نگاه دیگران است، اما دیده‌شدن لزوماً به معنای فهمیده‌شدن یا دریافت کمک نیست. اطرافیان درباره وضعیت او تصمیم می‌گیرند، از آن حرف می‌زنند و برایش راه‌حل‌هایی در نظر می‌گیرند؛

بااین‌حال، خواسته و اختیار خود او به‌آسانی در این فرایند کنار زده می‌شود. البته ارزش این انتخاب‌های بصری در آن است که بدون توضیح مستقیم، موقعیت شخصیت را به تماشاگر منتقل کنند. هرجا تصویر و رفتار بازیگران به‌تنهایی این معنا را می‌سازند، فیلم به ظرفیت سینمایی خود نزدیک‌تر می‌شود؛ ظرفیتی که می‌تواند از تکرار توضیحات کلامی درباره وضعیت لیلا جلوگیری کند.

مهار احساسات در دل موقعیتی تلخ لیلا حاتمی پیش از این در «بی‌پولی»، «رگ خواب» و «قاتل و وحشی» با حمید نعمت‌الله همکاری کرده است. در «بُت» نیز بخش مهمی از بار شخصیت‌پردازی بر دوش بازی او قرار دارد. حاتمی برای نشان‌دادن وضعیت لیلا، به واکنش‌های بزرگ و تأکید‌های بیرونی متکی نیست؛ نگاه‌ها، مکث‌ها و تغییرات محدود در میمیک صورت، بخش مهمی از فشار جسمی و روانی شخصیت را منتقل می‌کنند. گرسنگی و فرسودگی لیلا در رفتار و چهره او نمود پیدا می‌کند و بازیگر می‌کوشد به‌جای توضیح‌دادن وضعیت شخصیت، آن را در جزئیات رفتارش نشان دهد.

این شیوه با موقعیت زنی سازگار است که به‌تدریج کنترل کمتری بر شرایط خود دارد، اما همچنان می‌کوشد خواسته‌اش را دنبال کند. کنترل احساسات در بازی حاتمی، تلخی موقعیت را از تبدیل‌شدن به نمایش اغراق‌آمیز رنج دور نگه می‌دارد. محمدرضا فروتن نیز در نخستین همکاری خود با نعمت‌الله، در کنار حاتمی قرار گرفته است. بازی‌های کنترل‌شده و تکیه بر مکث و نگاه، در بخش‌هایی از فیلم به شکل‌گیری فضای پرتنش کمک می‌کند. لیلی رشیدی و نوید پورفرج نیز در کنار دیگر بازیگران، در مناسباتی حضور دارند که شخصیت‌ها را میان نیاز شخصی، مصلحت و منفعت قرار می‌دهد.

کاظم سیاحی نیز در مسیر حضور حسنی، از تصویری مقتدر در ورود به داستان به موقعیتی درمانده‌تر می‌رسد که در آن رگه‌هایی از طنز دیده می‌شود. این تغییر، ظرفیت آن را دارد که تناقض میان ظاهر مسلط شخصیت و موقعیت واقعی او را آشکار کند.

ابهام روایی و منطق جهان فیلم در «بُت»، ماجرای هارد و اهمیت آن برای همسر صاحب شهرک در کنار داستان لیلا پیش می‌رود، اما ارتباطش با محور اصلی فیلم حداقل در یک سوم پایانی چندان روشن نیست. همین مسئله درباره تصمیم فرزام در برابر خواسته حسنی و مسیر شخصیت یحیی نیز دیده می‌شود. این خطوط فرعی می‌توانند مناسبات مبتنی بر منفعت را گسترش دهند، اما پیوندشان با داستان اصلی و زمینه تغییر رفتار شخصیت‌ها به‌اندازه کافی شکل نمی‌گیرد. حتی حضور خواهر یحیی یا جنوبی بودنشان چندان با کلیات همخوانی ندارد و بیشتر حس وصله شدن برای زیبایی روایی را به همراه دارد. باید دقت داشت ابهام به‌خودی‌خود ضعف نیست، اما نمی‌توان هر گسست روایی را به پیچیدگی جهان فیلم نسبت داد.

ایده‌ای قابل‌تأمل در روایتی نامنسجم‌ می‌توان نتیجه گرفت «بُت» ایده‌ای روشن و قابل‌بحث دارد: رنج یک انسان چگونه می‌تواند از تجربه‌ای شخصی به موضوعی برای نمایش و منبعی برای کسب منفعت تبدیل شود؟ فیلم این پرسش را از موقعیت لیلا آغاز می‌کند و آن را به رابطه‌های خانوادگی، فضای عمومی و مناسبات اقتصادی گسترش می‌دهد. در این مسیر، فاصله میان مراقبت و کنترل، همدلی و منفعت‌طلبی و دیده‌شدن و فهمیده‌شدن، از محور‌های اصلی اثر است. فیلم در قاب‌بندی‌ها و بازی‌های کنترل‌شده، لحظاتی می‌سازد که این ایده را بدون توضیح مستقیم پیش می‌برند.

بااین‌حال، در بخش‌هایی از روایت، پیوند میان خط‌های فرعی و داستان مرکزی یا زمینه‌سازی برای تغییر رفتار شخصیت‌ها به استحکام ایده اصلی نیست. همین فاصله سبب می‌شود ظرفیت موضوعی فیلم در همه لحظات به تجربه‌ای دراماتیک و یکپارچه تبدیل نشود. «بُت» بیش از آنکه در طرح مسأله ضعف داشته باشد، در چگونگی پیشبرد آن با چالش روبه‌روست. جهان فیلم، با شخصیت‌هایی که هرکدام به شکلی با وضعیت لیلا درگیر می‌شوند، امکان ساختن تصویری تلخ از بهره‌برداری از رنج دیگران را فراهم می‌کند؛

اما بهتر این بود که برای کامل‌شدن این تصویر، روابط و تصمیم‌ها با دقت بیشتری در مسیر روایت به یکدیگر متصل شوند. فاصله میان ایده قابل‌توجه فیلم و انسجام برخی بخش‌های داستانی، مهم‌ترین نکته در ارزیابی «بُت» است.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرجام جم آنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 16:06
119,446مطلب نمایه‌شده
87,982موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی