رویداد۲۴| جنگ را معمولا از روی نقشهها روایت میکنند؛ از موشکهایی که شلیک شدند، ساختمانهایی که فروریختند، مواضعی که هدف قرار گرفتند. گاهی هم آمار کشتهها و مجروحان به خبرها راه پیدا میکند؛ عددهایی که هرکدام باید تصویری از ابعاد فاجعه بسازند، اما بهتنهایی نمیتوانند نشان دهند در فاصله میان لحظه انفجار تا شناسایی یک قربانی، چه بر انسانها میگذرد. در روایت رسمی جنگ، معمولا لحظه اصابت و خبر کشتهشدن افراد دیده میشود؛
کمتر کسی از مسیری میگوید که یک پیکر از محل حادثه تا میز تشریح طی میکند، از دشواری شناسایی کسی که چهرهاش دیگر قابل تشخیص نیست، یا از آدمهایی که باید در میانه اضطراب عمومی و نگرانی برای خانوادههای خود، با دقتی موشکافانه هویت جانباختگان را مشخص کنند. در روزهای جنگ، یکی از مجموعههایی که نقشی تعیین کننده و کمتر دیده شده بر عهده دارد، سازمان پزشکی قانونی است؛ مجموعهای که وظیفهاش فقط معاینه پیکرها نیست.
در حوادثی با ابعاد گسترده، وقتی قربانیان زیادند، پیکرها ممکن است آسیب جدی دیده باشند و خانوادهها در انتظار خبری قطعی از عزیزانشان باشند، شناسایی هر فرد به فرایندی علمی، دقیق و گاه زمانبر تبدیل میشود. گاهی چهره و مشخصات ظاهری به شناسایی کمک میکند، گاهی اثر انگشت، سوابق پزشکی، مشخصات دندانها و آزمایش ژنتیک باید در کنار هم قرار بگیرند و گاهی هم آسیبهای ناشی از انفجار و سوختگی، کار را به جایی میرساند که تشخیص علمی با محدودیت روبهرو میشود و نظر مقام قضائی در کنار یافتههای پزشکی قانونی اهمیت پیدا میکند.
اما پشت این فرایند تخصصی، آدمهایی ایستادهاند که بیرون از محیط کارشان همان نگرانیهای عمومی را تجربه میکنند؛ خانواده دارند، صدای انفجارها را میشنوند، از وضعیت خانه و نزدیکانشان خبر میگیرند و همزمان باید مسئولیتی را پیش ببرند که کوچکترین خطا در آن میتواند خانوادهای را در بلاتکلیفی نگه دارد. برای آنان، جنگ فقط خبری نیست که از تلویزیون پخش شود یا در خیابان و پشت پنجره دیده شود؛ جنگ ممکن است به شکل پیکری برسد که زیر آوار پیدا شده، کودکی که هنوز عروسکی در آغوش دارد یا قطعاتی از بدن که باید با روشهای علمی مشخص شود به چه کسی تعلق دارد.
در همین رابطه، محمدجواد هدایتشده، متخصص پزشکی قانونی و رئیس تالار تشریح پزشکی قانونی تهران، از همین زاویه به دو دوره جنگ نگاه میکند؛ از روزهایی که در جریان جنگ ۱۲روزه، ساختار معمول کار پزشکی قانونی با ورود گسترده پیکرها و ضرورت مدیریت بحران روبهرو شد تا دورهای که او از آن بهعنوان جنگ ۴۰روزه یاد میکند. به روایت او، تجربه نخست، کمبودها و ناهماهنگیهایی را آشکار کرد که در ادامه برای مدیریت بهتر بحران باید برطرف میشدند. تفاوت مهم جنگ با بسیاری از حوادث دسته جمعی نیز همین است.
در حادثهای مانند سقوط هواپیما، زمان شروع و پایان واقعه معمولا مشخص است، اما در جنگ، آغاز بحران لزوما به معنای پایان آن نیست و آمادگی نیروها باید استمرار داشته باشد. در این گفتوگو، «هدایتشده»، متخصص پزشکی قانونی، از سازوکار مدیریت پیکرها و مراحل شناسایی قربانیان میگوید؛ از روشهایی که برای تطبیق قطعات بدن به کار میروند تا محدودیتهایی که سوختگی شدید میتواند ایجاد کند. او همچنین از فشار روانی کار در تالار تشریح، نبود حمایت روانشناختی سازمانیافته برای کارکنان و تصاویری حرف میزند که با وجود تلاش برای فراموشکردن، در حافظه باقی میمانند.
روایت او یادآوری میکند که پایان جنگ، پایان اثرات آن نیست؛ برای خانوادههایی که عزیزی را از دست دادهاند و برای کسانی که پیکر قربانیان را دیده و شناسایی کردهاند، بعضی صحنهها پس از خاموششدن صدای انفجارها نیز ادامه پیدا میکنند. از همان روزهای ابتدایی جنگ، ساختار کاری شما در پزشکی قانونی چقدر تغییر کرد؟ فعالیت حوزه تشریح پزشکی قانونی را میتوان به دو بخش تقسیم کرد؛ یک بخش مربوط به معاینات معمول متوفیانی است که بهطور روزمره به تالار تشریح ارجاع داده میشوند. در تهران، این فعالیت استان تهران را پوشش میدهد.
البته جز مرکز تشخیص آزمایشگاهی که در کهریزک قرار دارد، در ورامین و شهریار هم سالن تشریح داریم. با این حال، بیشترین عملکرد و بیشترین تعداد پیکرهای ارجاعی مربوط به مرکز تشخیص آزمایشگاهی تهران است. در شرایط عادی، روزانه حدود ۳۵ تا ۴۰ پیکر به این مرکز ارجاع داده میشود. این افراد معمولا کسانی هستند که مرگشان طبیعی تشخیص داده نشده و از سوی مراجع قضائی و انتظامی به پزشکی قانونی معرفی میشوند؛ مواردی مانند تصادف، حوادث مختلف، قتل، برق گرفتگی، زلزله و اتفاقات مشابه.
بنابراین، حتی در روزهای عادی هم کار ما فقط به یک نوع پرونده محدود نیست و با طیفی از مرگهای غیرطبیعی روبهرو هستیم که هرکدام بررسیهای خاص خودشان را لازم دارند. در کنار این وظیفه روزمره، مسئولیت دیگری هم بر عهده حوزه تشریح قرار میگیرد و آن مدیریت بحران پیکرها در حوادث دستهجمعی است. در تعریفهای بینالمللی، وقتی در یک حادثه بیش از حدود ۱۰ تا ۱۲ جسد وجود داشته باشد، آن واقعه در زمره حوادث دستهجمعی قرار میگیرد. این حوادث میتوانند شکلهای مختلفی داشته باشند؛
از جنگ و سقوط هواپیما تا تصادف قطار یا اتوبوس و دیگر رخدادهایی که تعداد زیادی قربانی بر جا میگذارند. بنابراین، وقتی چنین حادثهای اتفاق میافتد، وظایف ما در حوزه تشریح علاوه بر کار معمول روزانه، شامل مدیریت پیکرهای ناشی از آن بحران نیز میشود. حجم ورودی پیکرها، تعداد نیروها، طول شیفتها و نوع فعالیتهایی که باید انجام میدادید، چه تفاوتی با روزهای عادی داشت؟ این مسئولیت اضافه، بار کاری سنگینی به مجموعه تحمیل میکند. ما باید از قبل برای چنین شرایطی آمادگی داشته باشیم؛
هم از نظر نیروی انسانی، هم از نظر هماهنگی با دستگاههای دیگر و هم از نظر تجهیزات و فضایی که مورد نیاز است. حوادث غیرمترقبه از قبل خبر نمیکنند. ممکن است در هر ساعت از شبانهروز اتفاقی رخ دهد و تعداد زیادی پیکر به پزشکی قانونی ارجاع داده شود. به همین دلیل، پزشکی قانونی در تهران و دیگر نقاط کشور باید برای مدیریت بحران پیکرها آماده باشد. برای این کار دستورالعمل مشخصی وجود دارد که در سطح بینالمللی با عنوان دستورالعمل شناسایی قربانیان حوادث دستهجمعی شناخته میشود.
سازمان پزشکی قانونی این دستورالعمل را متناسب با شرایط کشور بومیسازی کرده و از آن استفاده میکند. دستورالعمل مدیریت بحران باید روشن و قابل اجرا باشد؛ بهگونهای که نیروهای مربوطه بتوانند در هر ساعت از شبانهروز از آن استفاده کنند. کسانی هم که در تیمهای مدیریت بحران حضور دارند، باید آموزشهای لازم را دیده باشند و مانورهای دورهای برگزار شود تا آمادگی آنان حفظ شود. جنگ اول، اما تجربه غافلگیرکنندهای بود؛ آیا شما آمادگی داشتید؟
وقتی جنگ در خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد، ما از نظر کلی برای مواجهه با بحران آمادگی داشتیم، اما شکل این حادثه با بسیاری از حوادثی که پیشتر تجربه کرده بودیم تفاوت داشت. ما در دهه ۱۳۶۰ جنگ تحمیلی را تجربه کرده بودیم، اما از آن زمان تا سال ۱۴۰۴، جنگی با این شکل و شرایط را نداشتیم و سازمان نیز تجربه مستقیمی از مدیریت پیکرها در چنین وضعیتی نداشت. البته در حوادث بزرگی مانند سقوط هواپیما، تصادف، حادثه پلاسکو، تصادف قطار و حادثه منا تجربههایی داشتیم و میدانستیم در حوادث دستهجمعی باید چه مراحلی طی شود، اما جنگ ویژگی متفاوتی دارد.
منبع: رویداد 24



