باهنر پس از تکذیب زینب ابوطالبی و انتشار ویدئویی از او عذرخواهی کرد؛ ماجرا اما یک سؤال جدی باقی گذاشت.
به گزارش همشهری آنلاین، محمدرضا باهنر سرانجام از زینب ابوطالبی مجری پیشین تلویزیون، عذرخواهی کرد. اما این عذرخواهی زمانی مطرح شد که ادعای او درباره خروج ابوطالبی از ایران، ابتدا در گفتوگوی مستقیم با خبرنگار تسنیم تکذیب شده بود و سپس خود این مجری با انتشار ویدئویی بار دیگر بر حضورش در کشور تأکید کرد.
حالا سؤال این است چرا تکذیب صریح یک فرد برای کنار گذاشتن ادعایی که درباره او مطرح شده، کافی نیست و باید منتظر انتشار ویدئو ماند؟
ماجرا از اظهارات باهنر در یک گفتوگوی اینترنتی آغاز شد. او مدعی شد زینب ابوطالبی، مجریای که سالها پیش بهدلیل اظهاراتش در برنامه «انتقام سخت» شبکه افق خبرساز شده بود، از ایران خارج شده است. باهنر حتی گفت موضوع را پیگیری کرده و متوجه شده که این مجری مدتهاست در ایران حضور ندارد.
این اظهارات بهسرعت در فضای مجازی بازتاب پیدا کرد و نام ابوطالبی بار دیگر به صدر بحثهای رسانهای آمد؛ با این تفاوت که این بار موضوع نه اظهارات قدیمی او، بلکه ادعایی درباره محل زندگیاش بود.
تکذیب ابوطالبی؛ پیش از آنکه نوبت به ویدئو برسد
زینب ابوطالبی در ۱۹ مهرماه، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم، ادعای خروج از کشور را صریحاً تکذیب کرد و گفت در ایران حضور دارد. او همچنین اعلام کرد که در برابر انتشار مطالبی که آنها را نادرست میداند، پیگیری قانونی را دنبال خواهد کرد.
با این حال، ماجرا در همین نقطه تمام نشد. انتشار تکذیبیه هم مانع ادامه بحثها نشد و حتی واکنش ساجده سلیمانی، مجری سابق تلویزیون، درباره ضرورت ارائه سند برای چنین ادعاهایی، بار دیگر موضوع را به فضای رسانهای کشاند.
در نهایت، ابوطالبی با انتشار ویدئویی بار دیگر اعلام کرد که از ایران خارج نشده است. ویدئویی که در ۲۵ مهرماه بازتاب پیدا کرد و بار دیگر ادعای مطرحشده درباره مهاجرت او را زیر سؤال برد.
اینجا همان نقطهای است که ماجرا از یک ادعای نادرست درباره محل زندگی یک مجری فراتر میرود. گویی برای برخی، تکذیب مستقیم فرد کافی نبود و باید منتظر میماندند تا او مقابل دوربین ظاهر شود و همان حرف را دوباره بزند؛ انگار توضیح شفاهی و گفتوگوی مستقیم او اعتباری نداشت و تنها تصویر میتوانست به ماجرا پایان دهد.
واقعاً چرا باید فردی که ادعایی درباره زندگیاش مطرح شده، برای اثبات نادرستی آن، بیش از یک بار توضیح بدهد؟ وقتی کسی بهصراحت میگوید در کشور حضور دارد، انتظار طبیعی این است که مدعی، مستندات ادعای خود را ارائه کند؛ نه اینکه فرد مورد اشاره ناچار شود بارها درباره موضوعی شخصی پاسخ بدهد.
محمدرضا باهنر، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، روز ۲۶ مهرماه در حاشیه جلسه شورای مرکزی این تشکل، به حواشی مصاحبه اخیرش واکنش نشان داد و از مجری پیشین تلویزیون عذرخواهی کرد. او گفت: «بنده با وجود اینکه در مصاحبه خود اسمی از شخص خاصی نبردم، گویا مطالبی که ذکر کردم باعث تکدر خاطر یکی از مجریان و فرزندان عزیز این مرزوبوم شد و ایشان نیز مطلب مذکور را تکذیب کرد.»
باهنر در ادامه تأکید کرد: «حتماً تکذیبیه ایشان صحیح است و اگر موجب تکدر خاطر ایشان شدهام، عذرخواهی و حلالیتطلبی میکنم.» او همچنین با اشاره به اینکه این مجری و دیگر دختران ایران را فرزندان این سرزمین میداند، بر ضرورت حفظ وحدت و جلوگیری از تفرقه تأکید کرد.
اصل عذرخواهی را باید به فال نیک گرفت؛ پذیرش خطا و بازگشت از یک ادعای نادرست، بهمراتب بهتر از اصرار بر آن است. با این حال، این عذرخواهی پرسشهای اولیه را از میان نمیبرد. باهنر در اظهارات نخست خود گفته بود موضوع را پیگیری کرده و از خروج ابوطالبی از کشور مطمئن شده است. اکنون که تکذیبیه او را صحیح میداند، این پرسش همچنان باقی است که آن پیگیری بر چه مبنایی انجام شده بود و چرا نتیجه آن با واقعیت اعلامشده از سوی فرد مورد اشاره تفاوت داشت؟
از سوی دیگر، اینکه باهنر میگوید نامی از شخص خاصی نبرده، اصل ماجرا را تغییر نمیدهد؛ وقتی توضیحات مطرحشده بهگونهای است که مخاطب میتواند فرد مورد اشاره را شناسایی کند، مسئولیت اظهارات همچنان باقی است.
از سیاستمدار باسابقه انتظار بیشتری میرود
محمدرضا باهنر چهرهای باسابقه در سیاست ایران است؛ سالها در مجلس حضور داشته و اکنون نیز عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. طبیعی است که از چنین فردی در بیان مطالبی که به اعتبار و زندگی اشخاص مربوط میشود، دقت بیشتری انتظار برود. این موضوع صرفاً به یک مجری یا یک چهره سیاسی محدود نیست. مسئله، شیوه مواجهه با اطلاعات و مسئولیت کسانی است که سخنانشان بهدلیل جایگاه سیاسی و رسانهای، بهسرعت بازنشر میشود.
در روزگاری که یک جمله میتواند در چند ساعت به موضوع بحث هزاران نفر تبدیل شود، راستیآزمایی پیش از انتشار اهمیت بیشتری پیدا میکند. شهرت و سابقه سیاسی نهتنها مسئولیت اظهارنظر را کمتر نمیکند، بلکه ضرورت دقت را افزایش میدهد.
ضربالمثل معروفی میگوید: «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها»؛ اما در روزگار شبکههای اجتماعی، همین منطق میتواند به دام خطرناکی تبدیل شود. بازنشر یک ادعا، بهخودیخود آن را به واقعیت تبدیل نمیکند و تکرار یک خبر هم جای سند را نمیگیرد.
ماجرای ابوطالبی نمونهای از همین وضعیت است؛ ادعایی مطرح شد، فرد مورد اشاره آن را تکذیب کرد، سپس ویدئویی منتشر شد و سرانجام گوینده از او عذر خواست. در این میان، پرسش مهم این است که چرا باید هزینه یک ادعای تأییدنشده را فردی بپردازد که نامش در معرض قضاوت عمومی قرار گرفته است؟
عذرخواهی پایان ماجراست یا آغاز پاسخگویی؟
با عذرخواهی باهنر، میتوان امیدوار بود دستکم اصل تکذیبیه پذیرفته شده و از ادامه اصرار بر ادعای قبلی جلوگیری شود. اما درس مهمتر این ماجرا نباید فراموش شود: درباره زندگی و موقعیت اشخاص نمیتوان صرفاً بر پایه شنیدهها یا اطلاعاتی که صحت آنها روشن نیست، با قطعیت سخن گفت.
ابوطالبی پیشتر از پیگیری قانونی موضوع خبر داده بود. اینکه این پیگیری در نهایت به کجا برسد، مسئلهای جداگانه است؛ آنچه اکنون اهمیت دارد، ضرورت پاسخگویی درباره اظهاراتی است که میتواند بر آبرو و اعتبار افراد اثر بگذارد.
آقای باهنر! عذرخواهی شما گام مثبتی است، اما پرسش همچنان پابرجاست: وقتی زینب ابوطالبی همان ابتدا در گفتوگو با خبرنگار تسنیم گفته بود از ایران خارج نشده، چرا باید ماجرا تا انتشار ویدئو ادامه پیدا میکرد؟ آیا تکذیب صریح یک فرد برای بازنگری در ادعایی که درباره او مطرح شده، کافی نیست؟
در نهایت، مسئله نه دفاع از گذشته و اظهارات جنجالی یک مجری است و نه نادیده گرفتن سابقه سیاسی یک چهره شناختهشده. مسئله سادهتر و در عین حال مهمتر است: پیش از آنکه درباره زندگی دیگران حکم قطعی بدهیم، باید از درستی حرفمان مطمئن شویم؛ چون آبروی مردم، میدان آزمونوخطای هیچ تریبونی نیست.
منبع: همشهری



