اما در سال ۱۳۳۴ و با درگذشت دهخدا، این سازمان به دو اتاق کنار عمارت مجلس در میدان بهارستان منتقل شد و بنا به وصیت دهخدا، محمد معین سرپرستی ادامه و اداره کار را به عهده گرفت و دیگر یاران دهخدا مانند محمددبی رسیاقی و سیدجعفر شهیدی در این راه به همکاری پرداختند. در سال ۱۳۵۳، این موسسه به ملک موقوفی محمود افشار، زبان شناس و پژوهشگر برجسته درخیابان ولیعصر منتقل شد و فعالیتهایش تا امروز ادامه دارد. درباره محورهای موسسه لغتنامه دهخدا با محمود بیجنخان، رئیس موسسه و مدرس دانشگاه به گفتوگو نشستهایم.
اگر موافق باشید، بحث را با بررسی رویکرد کنونی مؤسسه لغتنامه دهخدا آغاز کنیم. درحالحاضر مشغول نگارش «لغتنامه بزرگ فارسی» هستیم. طرح این لغتنامه در سال ۱۳۶۲ بهدست استادانی، چون سیدجعفر شهیدی و محمد دبیرسیاقی تصویب و از آن زمان نگارش آن شروع شد و تا سال ۱۴۰۰ ادامه پیدا کرد. دراینبازه زمانی نگارش حروف «الف تا ب. ز» در ۱۰ جلد رحلی سهستونه به پایان رسید. یکی از سیاستهای ما درشرایط کنونی این است که بتوانیم این ۱۰ جلد را با کمک بنیاد موقوفات افشار به چاپ برسانیم.
درواقع اولین کار ما این است که انتشار این ۱۰ جلد فاخر که حاصل ۴۰ سال فعالیت مستمر استادان زبان و ادبیات فارسی است را به سرانجام برسانیم. هرچند اگر قرار باشد نگارش مجلدهای باقی را ادامه دهیم، چندین سال دیگر به طول خواهد انجامید. به همین دلیل تصمیم گرفتیم برای ادامه این طرح از هوش مصنوعی بهره بگیریم تا در زمان نگارش این کار، صرفهجویی شود. ببینید هر لغت از معانی مختلفی برخوردار است و ما به کمک هوشمصنوعی، مفاهیم مختلف را استخراج و اصلاح میکنیم، چراکه هرچقدر هم که هوشمصنوعی از دقت بالایی برخوردار باشد، دارای خطا نیز هست.
ولی بهطورکلی، بهرهگیری از هوش مصنوعی میتواند در بهنتیجهرسیدن این کار تاثیر زیادی داشته باشد.
برخی از پژوهشگران حوزه ادبیات فارسی بر این باورند که فرهنگنامهها نیز در گذر زمان نیازمند بازنگری هستند. از این رهگذر مشخصا درباره «لغتنامه دهخدا» چقدر در این سالها بازنگری صورت گرفته است؟ در این سالها نسخه اول لغتنامه دهخدا با نقدهایی روبهرو بوده و درباره آنچه اشاره کردید مقالاتی هم نوشته شده است. همانطور که میدانید، زندهیاد علیاکبر دهخدا بهتنهایی نمیتوانست از عهده نگارش چنین اثر عظیمی برآید؛ از اینرو، ۷۰ نفر در تدوین لغتنامه به او کمک کردند.
این شخصیت را دوست دارید؟ طبیعتا دقت این افراد در تدوین لغتنامه نقش مهمی داشته و آنها نهایت تلاش خود را برای پرهیز از خطا به کار بستهاند؛ بااینحال، همچنان اشکالاتی در لغتنامه به چشم میخورد.اصلا به همین خاطر است که لغتنامه بزرگ فارسی در دهه ۶۰ تدوین شد تا تصحیحی بر این اشکالات باشد. بهعنوانمثال، در لغتنامه بزرگ فارسی، فهرست اعلام حذف شده است. یا همینطور موارد دیگری بهعنوان اشکال در لغتنامه دهخدا مطرح میشود که تلاش شده است در لغتنامه بزرگ فارسی این اشکالات برطرف شود.
از سوی دیگر باید توجه داشته باشیم، به محض اینکه شروع به نوشتن لغتنامه میکنیم، قدیمی میشود. زبان دائما در حال تغییر و نوشدن است و هربار کلمات جدیدی به این دایره اضافه میشوند. این نشان میدهد که نگارش لغتنامه اساسا امری پویاست. بهخصوص این که در سالهای اخیر بیش از همیشه، زبان فارسی در برابر هجمه زبان انگلیسی قرار گرفته و ضرورت دارد مدخلهای جدید به آن اضافه شود.
همین مسأله، لغتنامهنویسی را دشوار میکند، نگارش این کار نیازمند امری مداوم است که اصطلاحا به آن مانیتورینگ یا پایش گفته میشود، چون پژوهشگر باید هرلحظه به پایش لغات جدید بپردازد و اساسا نگارش لغتنامه کار ایستایی نیست و دائم در حال تحول است.
تصور میکنم هوش مصنوعی هم مانند سایر پدیدههای وارداتی و نو، مانند کارد دولبه عمل میکند، یعنی علاوه براینکه میتواند محاسنی در پی داشته باشد با معایبی هم روبهروست. درباره لغتنامه این مسأله به چه شکل بوده است؟ ما از جنبههای مثبت هوشمصنوعی برای نگارش لغتنامه بهره گرفتهایم و هوشمصنوعی در خیلی از موارد باعث شده است تا روند نگارش لغتنامه تسریع شود. بهعنوانمثال، هر کلمه از یک تلفظ برخوردار است که مقابل مدخل نوشته میشود. الان روشهایی آمده است که به شکل خودکار میتوان صورت نوشتاری کلمه را مشاهده کرد و صورت تلفظی آن را بهدستآورد.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی متون مختلف را در اختیار دارد و براساس مراجعه به این متون، میتواند وارد مقوله دستوری کلمات شود و با دقت بالا آن را استخراج کند. بعد به تعریف میرسیم، مثلا کلمه «بزرگ» دارای حدود ۳۰ معنی است و هوشمصنوعی میتواند با دقت بالای ۶۰ درصد این معانی را بهدستبیاورد. میتوان گفت، امروز هوشمصنوعی دستیار هوشمند لغتنامه بهشمار میرود. کما اینکه همین الان ما در سایت یک نسخه آزمایشی از هوشمصنوعی را بارگذاری کردهایم که اگر روی آن کلیک کنید، صفحه باز شده و میتوانید به هر شکل و بیانی که بخواهید با لغتنامه حرف بزنید.
مثلا میتوانید به او بگویید معنی کلمه بزرگ را به من بده و او در نهایت دقت این کار را انجام میدهد.
ولی با وجود این، غلبه تکنولوژی و ورود فضاهای جدید مثل هوشمصنوعی که اشاره کردید باعث شده تا امروز فرهنگنامهها در گوشه کتابخانهها تنها بمانند و خاک بخورند، چنانچه در برخی ادارهها از این کتابها بهدلیل ویژگیهای فیزیکی بهعنوان پایه نگهدارنده کامپیوترها استفاده میشود و در کتابخانه منازل هم عملا این کتابها بیاستفادهترین آثار هستند. دیدگاه شما نسبت به این مسأله چگونه است؟ این مسأله فقط شامل لغتنامه نمیشود، بلکه در شرایط فعلی کلیت حوزه نشر با چنین مشکلاتی مواجه است. کما اینکه امروز آموزش و پرورش هم بعضی کتابها را به شکل الکترونیکی منتشر میکند.
دانشجو در بازار کتاب وقتی با اثر مورد نیاز خود روبهرو میشود، میبیند که قیمت فلان کتاب کاغذی بهعنوانمثال، یکمیلیون و ۴۰۰ هزار تومان است، ولی همان کتاب به شکل الکترونیکی در طاقچه، ۱۵۰ هزار تومان قیمتگذاری شده است و دانشجو طبعا برای صرفهجویی در مخارج خود سراغ خرید نسخه الکترونیکی میرود. اما بااینحال، نمیتوان انکار کرد علم زمانی ثبت میشود که بهصورت نوشتاری روی کاغذ بیاید. درست است که من قرآن را روی گوشی خود دارم و میتوانم خارج از خانه هر جایی که باشم به خواندن آن بپردازم، ولی وقتی در منزل هستم، ترجیحم خواندن قرآن کاغذی است.
میخواهم بگویم، هر اثر نوشتاری وقتی مکتوب میشود مطالعه آن لطف دیگری دارد. درعینحال، نسخههای الکترونیکی، سرعت به دسترسی برای اثر مورد نیاز را افزایش میدهند و گاه، متون الکترونیک بصرفهتر از متون کاغذی است.
موسسه از ردیف بودجه خاصی هم برخورداراست؟ متاسفانه لغتنامه دهخدا در این سالها از سوی سازمان برنامه و بودجه، بودجهای دریافت نمیکند. با اینکه موسسه نهادی بوده است که مجلس شورای ملی وقت به تصویب اساسنامه آن پرداخته ولی هیچگاه، بودجهای برای این نهاد در نظر گرفته نشده است. شاید یک دلیل آن این باشد که از ابتدا، شخصیتهایی، چون دهخدا، معین و شهیدی دنبال گرفتن بودجه نبودهاند و اعتقادشان بر این بود که موسسه لغتنامه دهخدا، یک موسسه مردمنهاد (NGO) باشد که باید به کمک مردم سراپا بماند.
البته این مسأله امروز به موسسه آسیب زیادی وارد کرده است، چون اساسا کار علمی هزینهبر است. مرحوم شهیدی در سال ۱۳۶۸، مرکز زبان فارسی را در کنار موسسه لغتنامه دهخدا تاسیس کرد تا هزینه حاصل از آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان به موسسه تعلق بگیرد.
با توجه به اینکه یکی از محورهای موسسه در این سالها تقویت زبان فارسی بوده است، پرداختن به چنین موضوعاتی چقدر میتواند دیدگاه عمومی جامعه را نسبت به این حیطه جلب کند؟ اصلا یکی از وظایف موسسه در اساسنامه تقویت زبان فارسی است. درواقع ما در اینجا دو ماموریت اصلی داریم، یکی بحث لغتنامه و دیگری آموزش زبان فارسی. هرچند در کنار اینها، دنبال کردن بحث ایرانشناسی هم بهعنوان فعالیت فوق برنامه پیگیری میشود و ما در کنار این دو ماموریت، به برگزاری جلسات آموزشی در حوزه ادبیات فارسی نیز میپردازیم.
برای نمونه، به مناسبت روز فردوسی، روز حافظ و مناسبتهای مشابه، برنامههایی تدارک میبینیم. همچنین، هر سال هفتم اسفندماه، به مناسبت بزرگداشت علامه دهخدا، تالار افشار مؤسسه میزبان علاقهمندان به این مباحث از اقشار مختلف جامعه است. در حوزه ادبیات فارسی جلسات آموزشی زیاد داریم. همچنین، به آموزش زبان فارسی برای غیرفارسیزبانان میپردازیم و از این طریق، زبان فارسی را در مجامع بینالمللی اشاعه میدهیم. تا قبل از جنگ، تعداد دانشجویان غیرفارسیزبان، ۵۰۰ نفر بود و به مناسبتهای مختلف، از سوی سفارتخانهها هم مهمانانی دعوت میکردیم.
امیدوارم هرچه زودتر این جنگ تمام شود و پیروز شویم که البته شدهایم، و بتوانیم این برنامهها را دوباره از سر بگیریم.
منبع: جام جم آنلاین



