رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیخبرآنلاین4 دقیقه مطالعه

شهید محمّدرضا ثقفی‌فر دستیار رهبر شهید روز نهم اسفند شیفت نبود/ همسر ثقفی‌فر: کیف مدارک، ساعت و انگشترش را با خود نبرد

روز نهم اسفند، روز حادثه، گویی قرعه‌ی شهادت به نام او افتاده بود. همکارانش می‌گویند آن روز شیفت او نبود، امّا به جای همکارش پا به میدان گذاشت. همسرش روایتی عجیب از صبح آن روز دارد: «کیف مدارک، ساعت و انگشترش را با خود نبرد؛ انگار می‌دانست در این شیفت به…

شهید محمّدرضا ثقفی‌فر دستیار رهبر شهید روز نهم اسفند شیفت نبود/ همسر ثقفی‌فر: کیف مدارک، ساعت و انگشترش را با خود نبرد

روز نهم اسفند، روز حادثه، گویی قرعه‌ی شهادت به نام او افتاده بود. همکارانش می‌گویند آن روز شیفت او نبود، امّا به جای همکارش پا به میدان گذاشت. همسرش روایتی عجیب از صبح آن روز دارد: «کیف مدارک، ساعت و انگشترش را با خود نبرد؛ انگار می‌دانست در این شیفت به این‌ها نیازی ندارد.» او با روحی سبک‌بار رفت، بی‌آنکه دلبستگی‌های دنیایی را با خود ببرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شهید محمّدرضا ثقفی‌فر از اعضای دفتر ویژه رهبر شهید انقلاب بود که از سال ۱۳۶۸ با ورود به سپاه ولیّ‌امر، با عشق و اخلاص در خدمت رهبر شهید انقلاب بود و پس از بازنشستگی نیز به دستور معظّمٌ‌له همچنان در کنار ایشان ماند. ایشان در نهم اسفند ۱۴۰۴، در حالی که شیفتِ آن روز از آنِ او نبود و به جای همکارش به محلّ کار رفته بود، بر اثر حمله‌ی آمریکایی-صهیونی به شهادت رسید.

بنابر روایت فارس، رسانه‌ دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب، در ادامه مطالب پرونده «مردان صادق»؛ ویژه معرفی شهدای تیم حفاظت و دفتر مقام معظم رهبری در جنگ تحمیلی سوم، در گزارشی کوتاه، بخش‌هایی از حیات نورانی شهید محمّدرضا ثقفی‌فر از اعضای دفتر ویژه رهبر شهید انقلاب را که برگرفته از گفت‌وگو با خانواده‌ی وی است، منتشر می‌کند. شهید محمّدرضا ثقفی‌فر در سال ۱۳۴۸ در بشرویه متولّد شد، امّا اصالتش ریشه در مشهد مقدّس داشت. مسیر زندگی او از سال ۱۳۶۸ با ورود به سپاه ولیّ‌امر تغییر کرد. او در این سال‌ها نه‌فقط یک پاسدار، بلکه امین حضرت آقا بود.

رازداری‌اش چنان بود که در خانه هرگز کلامی از فضای کار نمی‌گفت، مگر در وصف نظم، صرفه‌جویی و ساده‌زیستی مقتدایش. زیباترین بخش زندگی او وابستگی عمیقش به رهبر انقلاب بود. همسر شهید روایت می‌کند که او پس از جنگ دوازده‌روزه، گویی انسان دیگری شده بود؛ دغدغه‌ی سلامت آقا دغدغه‌ی شب و روزش بود و حتّی زمانی که در شیفت کاری نبود، نگران بود که مبادا در رسیدگی به حضرت آقا کوتاهی شود.

این تعلّق خاطر، تنها به امنیّت فیزیکی محدود نمی‌شد؛ او در آرمان‌ها نیز ذوب شده بود. همسر ایشان خاطره‌ای تکان‌دهنده دارد: «همسرم سی سال به عنوان محافظ، با عشق و علاقه در خدمت خانواده‌ی رهبر شهید انقلاب بود. پس از آنکه بازنشسته شد، حضرت آقا به یکی از آقازاده‌ها گفته بودند که ایشان را صدا بزنند تا با او صحبت کنند. رهبر شهیدمان به همسرم فرموده بودند: «آقای ثقفی! کجا می‌خواهی بروی؟» همسرم گفته بود: «آقا جان! بازنشسته شده‌ام؛ همین قدر لیاقت داشتم که تا کنون پیش شما باشم.» حضرت آقا فرموده بودند: «شما همشهری من و خراسانی هستی. کجا می‌خواهی بروی؟

از این به بعد بیا دستیارم باش.» همسرم با شنیدن این حرف رهبر شهیدمان خیلی خوشحال شده بود و به دخترش می‌گفت «من باید تا ظهور امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) کنار آقا بمانم» و این عهد را تا آخرین نفَس نگه داشت.»

در خانه، او پدری مهربان و خستگی‌ناپذیر بود که علی‌رغم دغدغه‌های کاری، در کارهای خانه کمک‌حال همسرش بود. با وجود این‌همه نزدیکی به کانون قدرت، هرگز از این جایگاه برای اعضای خانواده‌اش استفاده نکرد. همسرش می‌گوید «آرزوی ملاقات با آقا را داشتیم، امّا برای ما کارت ملاقات نمی‌گرفت و می‌گفت مثل مردم عادی بروید در صف بِایستید.» داماد خانواده از حسّ عجیبی در روزهای آخر زندگی شهید می‌گوید که گویی خبر معراج خویش را داشت: «روز آخر، به نگهبان مجتمع عیدی داد و حلالیّت طلبید. نشانه‌های عروج، در هفته‌های آخر نمایان بود؛ گویی روح او برای پرواز آماده شده بود.

علی‌رغم بیماری، دو ماه رجب و شعبان را روزه گرفت. رفتارش تغییر کرده بود. نمازهای شبش طولانی‌تر شده بود و در خانه بیش از هر زمان دیگری یار و مددکار خانواده بود.»

شهید ثقفی‌فر، نه‌تنها یک پاسدار بلکه الگویی اخلاقی برای خانواده‌اش بود. به دخترانش توصیه می‌کرد که «برای زندگی‌تان مانند حضرت آقا برنامه داشته باشید؛ مطالعه کنید، سحرخیز باشید.» و همواره بر اولویّت تربیت فرزند، همسرداری و مادری تأکید داشت.

سرانجام، پیکر او در روستای غنی‌آباد از توابع شهرستان بشرویه‌ی استان خراسان جنوبی به خاک سپرده شد. نام او در دفتر خادمان صدّیق انقلاب ثبت شده است. همسر و فرزندانش داغدار او هستند، امّا امیدوارند که بتوانند راه او را در خدمتگزاری به این خانواده و حفظ حریم ولایت ادامه دهند. او رفت امّا سیره‌اش باقی است؛ سیره‌ی مردی که نه برای نام و عنوان که برای «ذوب شدن در حقیقت» زیست و همان جا، در حریم ولایت، جان خویش را تقدیم درگاه احدیّت کرد.

منبع: خبرآنلاین

منبع خبرخبرآنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 13:50
118,859مطلب نمایه‌شده
87,289موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی