ضریب نفوذ هوش مصنوعی در شرکتهای سنگاپوری هوش مصنوعی برای ورود به بنگاههای اقتصادی دیگر به مجوزی از جنس تردید نیاز ندارد و مساله از اینجا به بعد آغاز میشود. چند درصد از شرکتها ابزارهای هوش مصنوعی را به کار گرفتهاند و چند درصد توانستهاند آن را به بخشی از سازوکار تولید، تصمیمگیری و ارائه خدمات تبدیل کنند؟ تجربه سنگاپور نشان میدهد این دو پرسش، با وجود نزدیکی ظاهری، پاسخ یکسانی ندارند. هوش مصنوعی ضریب نفوذ بالایی دارد و پذیرش این تکنولوژی با سرعت پیش میرود، اما تعمیق استفاده از آن به مجموعهای از قابلیتهای سازمانی و انسانی وابسته است.
این گزارش نشان داد که سهم بنگاههای استفادهکننده از هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ به 23.5درصد رسید. درحالیکه این رقم در سال قبل 14.7درصد بود. افزایش 8.8واحددرصدی در یک سال، از شتابگرفتن پذیرش هوش مصنوعی حکایت دارد. بااینحال، هنوز بیش از سهچهارم بنگاهها در این دسته قرار نگرفتهاند. از این رو، رشد سریع پذیرش را نباید با فراگیری کامل فناوری در ساختار اقتصادی یکسان گرفت. این رشد در مقیاس بنگاههای کوچک و متوسط نیز دیده میشود. نرخ پذیرش هوش مصنوعی در این گروه از 14.5درصد در سال ۲۰۲۴به 23.4درصد در سال ۲۰۲۵ رسید.
در بنگاههای بزرگتر، این نرخ از 62.5درصد به 70.4درصد افزایش یافت. بنابراین، هرچند فاصله میان دو گروه اندکی کاهش یافته، شکاف همچنان چشمگیر است. در سال ۲۰۲۵، حدود هفت بنگاه از هر ۱۰ بنگاه بزرگتر از هوش مصنوعی استفاده میکردند، در برابر کمتر از یکچهارم بنگاههای کوچک و متوسط. در میان بنگاههایی که هنوز هوش مصنوعی را نپذیرفتهاند، مهمترین مانع اعلامشده، نبود نیاز به دلیل مقیاس کوچک کسبوکار است (54.7درصد در ۲۰۲۵). پس از آن، محدودیت بودجه یا بالا بودن سرمایهگذاری موردنیاز (29.2درصد) و آماده نبودن زیرساخت فناوری اطلاعات (26.2درصد) قرار دارند.
سهم موانع مرتبط با مهارت و آگاهی نسبت به سال ۲۰۲۳ کاهش یافته، اما همچنان حضور دارند. در عین حال، 12.1درصد از بنگاههای غیرپذیرنده اعلام کردهاند که قصد دارند در ۱۲ماه آینده از هوش مصنوعی استفاده کنند. این شاخص از 5.6درصد در ۲۰۲۳ به 12.1درصد در ۲۰۲۵رسیده است. این تفاوت را نمیتوان یکجانبهگرایانه به اندازه شرکتها فروکاست. استفاده از هوش مصنوعی به زیرساخت فناوری، دسترسی به داده، منابع مالی و توانایی تشخیص کاربردهای اقتصادی آن وابسته است.
بنگاهی که نیروی متخصص، فرایندهای دیجیتال و دادههای سازمانیافته در اختیار دارد، معمولا مسیر کوتاهتری برای آزمودن و بهکارگیری ابزارهای تازه پیش رو میبیند. در مقابل، برای بنگاه کوچکتر، هزینه خرید یا پیادهسازی ابزار تنها بخشی از مساله است؛ شناسایی کاربرد مناسب و تغییر شیوه انجام کار نیز به زمان و توان اجرایی نیاز دارد. با وجود این تفاوتها، دیجیتالیشدن بنگاهها در سنگاپور محدود به هوش مصنوعی نیست.
در سال ۲۰۲۵، حدود 96.4درصد بنگاهها دستکم در یکی از شش حوزه دیجیتال مورد بررسی گزارش، از جمله امنیت سایبری، رایانش ابری، پرداخت الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، تحلیل داده و هوش مصنوعی، فعالیت داشتند. این سهم در سال ۲۰۲۴ معادل 95.1درصد بود. میانگین تعداد حوزههای دیجیتال مورد استفاده هر بنگاه نیز از 2.3 به 2.5 افزایش یافت. البته باید در نظر داشت که این مورد بهتنهایی نمیتواند معیار خوبی برای ارزیابی و سنجش باشد چراکه شدت پذیرش را نشان میدهد و اثری از عمق یا کیفیت آن به دست نمیدهد.
دادههای گزارش نشان میدهند که در میان بنگاههای استفادهکننده از هوش مصنوعی، تنها بخشی از شرکتها به مرحله گسترش یا ادغام کامل تکنولوژیک رسیدهاند. حدود ۳۳درصد از این بنگاهها در حال گسترش استفاده از هوش مصنوعی بودند و 6.6درصد آن را بهطور کامل در سطح شرکت مستقر یا یکپارچه کرده بودند. در مجموع، این دو گروه حدود 39.6درصد از بنگاههای پذیرنده را تشکیل میدادند؛ یعنی نزدیک به دو بنگاه از هر پنج بنگاه استفادهکننده. در سوی دیگر، 37.9درصد از بنگاههای پذیرنده در مرحله آزمایش اولیه قرار داشتند و 22.6درصد در حال اجرای نخستین مورد استفاده از هوش مصنوعی بودند.
نوع ابزارهای مورد استفاده نیز تصویری از این مسیر ارائه میدهد. 89.6درصد بنگاههای پذیرنده از ابزارهای تجاری آماده و بدون سفارشیسازی استفاده میکردند. در مقابل، 28.3درصد سراغ ابزارهای تجاری سفارشیشده رفته بودند و ۲۳درصد نیز ابزارهایی را در داخل سازمان توسعه داده یا توسعه آن را به بیرون واگذار کرده بودند. البته این دستهها همپوشانی دارند و نباید سهم آنها را بهعنوان اجزای جدا از یکدیگر جمع کرد. درهرصورت باید توجه داشت که ابزارهای آماده جایگاه پررنگی دارند و توسعه راهکارهای اختصاصی در میان بخشی از شرکتها جریان دارد.
گزارش همچنین از دستاوردهای اقتصادی استفاده از هوش مصنوعی خبر میدهد. 87.6درصد بنگاههای پذیرنده، بهبود بهرهوری یا فرایندها را از مزایای این فناوری برشمردهاند و ۴۴درصد نیز کاهش هزینه یا بهینهسازی منابع را گزارش کردهاند. در مقایسه بینالمللی، میان بنگاههای دارای دستکم ۱۰ کارمند، نرخ پذیرش هوش مصنوعی در سنگاپور به 34.6درصد رسیده است؛ بالاتر از میانگین 20.3درصدی کشورهای عضو OECD که داده ۲۰۲۵ آنها در دسترس بوده.
این جایگاه بهطور نسبی بالا است، البته کشورهایی مانند آمریکا، بریتانیا و رژیم اسرائیل به دلیل نبود داده بهروز در این مقایسه حضور ندارند و بنابراین نمیتوان آن را رتبهبندی جهانی قطعی تلقی کرد. سنگاپور و گذار به هوش صنعتی استفاده کارکنان از هوش مصنوعی تصویری متفاوت و مکمل از وضعیت شرکتها ارائه میکند. در سال ۲۰۲۶ حدود 85.7درصد از کارکنان شرکتکننده در پیمایش اعلام کردهاند که در محل کار از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند. این سهم در سال ۲۰۲۵برابر با 77.6درصد بوده است. بیشتر این کارکنان استفاده روزانه یا هفتگی دارند.
35.6درصد استفاده روزانه و 34.1درصد استفاده هفتگی را گزارش کردهاند. 20.9درصد ماهانه و 9.5درصد یک یا دو بار در سال از این ابزارها بهره میگیرند. کاربردها نیز گستردهاند. تولید محتوا با سهم 76.7درصد رایجترین دسته است. پس از آن خودکارسازی فرایندها با 63.9درصد و تعامل با افراد با 53.7درصد قرار دارند. تحلیل و کاوش داده نیز 51.7درصد سهم داشته است. در سطح وظایف مشخص تولید و ویرایش محتوای نوشتاری با ۴۷درصد در صدر است. پردازش اسناد و استخراج داده 38.5درصد و پژوهش و گردآوری اطلاعات 36.1درصد را به خود اختصاص دادهاند.
کارکنان سنگاپوری هم منافع متعددی را گزارش کردهاند. 72.9درصد از بهبود بهرهوری کلی سخن گفتهاند. 68.9درصد بهبود کیفیت کار و 68.2درصد تقویت توانایی حل مساله را ذکر کردهاند. 61.6درصد فرصت انجام کارهای باارزشتر و 59.7درصد امکان یادگیری مهارتهای جدید را از مزایای استفاده دانستهاند. این ارقام خوداظهاری هستند و اندازهگیری مستقل تغییر بهرهوری کل اقتصاد را نشان نمیدهند اما در نوع خود شایسته توجه باقی میمانند. در میان کسانی که کاهش زمان را بهعنوان فاکتور مثبت گزارش کردهاند حدود شش نفر از هر ده نفر گفتهاند روزانه تا یک ساعت صرفهجویی میکنند.
27.4درصد از همین گروه صرفهجویی دستکم یک ساعت در روز را اعلام کردهاند و 5.2درصد این میزان را بیش از سه ساعت دانستهاند. حدود یکسوم کاربران هوش مصنوعی کاهش زمان صرفشده برای وظایف را تجربه کردهاند. باید در نظر داشت که استفاده گسترده به معنای استفاده عمیق نیست. حدود نیمی از کارکنان استفادهکننده اغلب یا همیشه خروجیهای هوش مصنوعی را پیش از بهکارگیری بررسی میکنند. سهم کسانی که اغلب یا همیشه از این ابزار برای خودکارسازی وظایف یا ادغام آن در جریانهای کاری بهره میگیرند حدود یکچهارم است.
18.3درصد همیشه خروجی را بررسی میکنند و 32.2درصد این کار را اغلب انجام میدهند. در مقابل تنها ۶ درصد همیشه و 19.7درصد اغلب از هوش مصنوعی برای خودکارسازی وظایف استفاده میکنند. ارزیابی کارفرمایان شرکتکننده در نظرسنجی، نیز همین فاصله را تایید میکند. شرکتهای پذیرنده هوش مصنوعی برآورد کردهاند که 71.9درصد کارکنانشان قادر به استفاده از این فناوری در نوعی ظرفیت هستند. این سهم در سال ۲۰۲۴ برابر با 66.4درصد بوده است. با این حال 47.6درصد کارکنان بهطور عمده برای وظایف عمومی از هوش مصنوعی استفاده میکنند.
19.3درصد قادر به انجام وظایف سطح میانی هستند و تنها ۵درصد میتوانند هوش مصنوعی را برای وظایف پیچیده توسعه دهند یا مستقر کنند. 28.2درصد نیز در گروه با گزینه «نمیدانم یا استفادهنکننده» قرار دارند. شکاف آموزشی این تصویر را کاملتر میکند. بیش از دوسوم کارکنان شرکتکننده در پیمایش اعلام کردهاند که به آموزش یا بازآموزی در فناوریهای هوش مصنوعی نیاز دارند. با این حال تنها 36.7درصد در ۱۲ ماه گذشته در دوره یا آموزش مرتبط شرکت کردهاند.
در میان کسانی که آموزش ندیدهاند مهمترین موانع عبارتاند از معرفینشدن از سوی کارفرما با 34.9درصد، کمبود وقت با 34.1درصد و ندانستن اینکه کدام دوره مناسب است با 26.6درصد. بازار کار نیز نشانههایی از افزایش تقاضا برای مهارتهای مرتبط ارائه میدهد. شمار متخصصان فناوری در سال ۲۰۲۵ به ۲۲۲هزار و ۲۰۰ نفر رسید. این رقم رشد 3.8درصدی نسبت به سال قبل را نشان میدهد. حدود ۵۹درصد این متخصصان در بخشهای خارج از اطلاعات و ارتباطات فعالیت میکنند.
سهم آگهیهای شغلی فناوری که دستکم یک مهارت هوش مصنوعی را طلب میکنند از ۱۴ درصد در سال ۲۰۲۴ به 16.7درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. سهم آگهیهایی که دستکم دو مهارت را میخواهند از 4.9درصد به 7.6درصد رسیده است. در بخش مالی و بیمه تعداد چنین آگهیهایی از ۱۲۴۰ مورد به ۳۲۶۰ مورد افزایش یافته است. این مجموعه دادهها یک تمایز روشن ایجاد میکند. پذیرش ابزار و استفاده روزمره از آن یک مرحله است. تبدیل آن به بخشی از سازوکار سازمانی و توانایی بهکارگیری برای وظایف پیچیدهتر مرحلهای دیگر است. گسترش سریع ضریب نفوذ پرسش اصلی را حذف نمیکند.
پرسش این است که تا چه اندازه این گسترش با افزایش واقعی توانایی همراه شده است.
منبع: دنیای اقتصاد



