انفاق در اسلام به دو دسته واجب و مستحب تقسیم میشود؛ خمس و زکات از مهمترین مصادیق انفاق واجب هستند که شرایط و احکام خاص خود را دارند. با این حال، درباره دامنه وجوب خمس و شمول آن نسبت به درآمدها و سودهای کسبوکار، دیدگاههای متفاوتی میان مذاهب اسلامی وجود دارد؛ اختلافی که ریشه آن را باید در تفسیر مفهوم غنیمت و استناد به آیات و روایات جستوجو کرد.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، انفاق یکی از آموزههای مهم اخلاقی و مالی در اسلام است که با هدف کمک به نیازمندان، برقراری عدالت اجتماعی و تقویت همبستگی میان افراد جامعه مورد تأکید قرار گرفته است. در یک تقسیمبندی کلی، انفاق به دو نوع واجب و مستحب تقسیم میشود.
انفاق واجب و مستحب چه تفاوتی دارند؟
انفاق مستحب مقدار مشخصی ندارد و هر فرد میتواند به اندازه توان مالی خود در این مسیر مشارکت کند. حتی کمک اندک، مانند بخشیدن یک دانه خرما، نیز در متون دینی ارزشمند شمرده شده است. آیات قرآن و روایات اسلامی بر اهمیت این نوع بخشش و آثار معنوی آن تأکید دارند.
در مقابل، انفاق واجب دارای ضوابط و شرایط مشخصی است که از جمله مهمترین مصادیق آن میتوان به خمس و زکات اشاره کرد. قرآن کریم اصل وجوب این تکالیف مالی را بیان کرده، اما جزئیات مربوط به اموال مشمول، شرایط پرداخت و نحوه مصرف آنها در بسیاری از موارد از طریق سنت پیامبر اکرم(ص) و روایات تبیین شده است.
خمس و زکات چیست و چه تفاوتی دارند؟
خمس و زکات از جمله حقوق مالی واجب در اسلام هستند که بر اساس احکام شرعی، به اموال معینی تعلق میگیرند و مالک موظف است در صورت تحقق شرایط، آنها را پرداخت کند. با وجود شباهت در اصل وجوب، این دو از نظر موارد تعلق و محل مصرف تفاوتهایی دارند.
در فقه شیعه، زکات و خمس هر یک احکام و مصارف خاص خود را دارند. همچنین، بر اساس احکام فقهی مورد اشاره در منابع اسلامی، پرداخت زکات واجب به سادات ممنوع است و خمس یکی از منابع مالی در نظر گرفتهشده برای تأمین نیازهای مستحقان از بنیهاشم به شمار میرود.
در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که خداوند با حرام کردن صدقه بر خاندان پیامبر(ص)، خمس را برای آنان قرار داد تا این گروه از منبع مالی دیگری برخوردار باشند.
قرآن درباره وجوب خمس چه میگوید؟
مهمترین آیهای که در بحث خمس به آن استناد میشود، آیه ۴۱ سوره انفال است. خداوند در این آیه میفرماید:
«وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ…»
مضمون آیه این است که از آنچه به غنیمت به دست میآورید، یکپنجم آن به موارد و گروههای تعیینشده اختصاص دارد.
در این آیه سه موضوع اصلی مطرح شده است: تعلق خمس به غنیمت، تعیین سهم یکپنجم و مشخص کردن گروههایی که از آن بهرهمند میشوند. با این حال، معنای دقیق واژه «غنیمت» و محدوده اموالی که این حکم را شامل میشود، از موضوعات مورد اختلاف میان مذاهب اسلامی است.
از آنجا که قرآن در بسیاری از موارد اصول کلی احکام را بیان میکند و جزئیات را به سنت واگذار میکند، برای شناخت دامنه این حکم باید به روایات معتبر و منابع فقهی نیز مراجعه کرد؛ همانگونه که جزئیات بسیاری از احکام نماز و حج از طریق سنت پیامبر(ص) روشن شده است.
آیا خمس فقط به غنائم جنگی تعلق میگیرد؟
یکی از مهمترین اختلافنظرها درباره خمس، به دامنه معنای غنیمت بازمیگردد. در دیدگاه مشهور فقه شیعه، خمس تنها به غنائم جنگی اختصاص ندارد و با استناد به ادله روایی و فقهی، درآمدها و سودهای کسبشده پس از کسر هزینههای متعارف و با رعایت شرایط مقرر نیز میتوانند مشمول این حکم باشند.
در مقابل، در بسیاری از دیدگاههای فقه اهل سنت، خمس عمدتاً به غنائم جنگی و برخی موارد دیگر، از جمله رکاز یا گنجهای مدفون، تعلق میگیرد. البته جزئیات احکام و موارد استثنا در مذاهب و دیدگاههای فقهی مختلف یکسان نیست.
بنابراین، اختلاف اصلی در این زمینه به تفسیر مفهوم غنیمت و تعیین مصادیق آن مربوط میشود. در فقه شیعه، دامنه این مفهوم گستردهتر در نظر گرفته شده است؛ در حالی که در دیدگاههای رایج اهل سنت، وجوب خمس بر درآمدهای عادی به همان شکل پذیرفته نشده و زکات با شرایط خاص خود درباره برخی اموال و داراییها مطرح است.
معنای لغوی غنیمت؛ آیا این واژه به جنگ اختصاص دارد؟
برای روشن شدن دامنه معنای غنیمت، افزون بر آیات و روایات، میتوان به منابع معتبر لغوی نیز مراجعه کرد.
راغب اصفهانی در کتاب «مفردات الفاظ القرآن»، واژههای مرتبط با غنیمت را در معنای دستیابی به چیزی و بهرهمند شدن از آن به کار میبرد؛ خواه این دستاورد از طریق جنگ حاصل شده باشد یا از راهی دیگر.
ابن فارس نیز در کتاب «مقاییس اللغه» به معنای به دست آوردن چیزی اشاره میکند که فرد پیشتر مالک آن نبوده است. در توضیح این واژه، کاربرد آن در مورد اموالی که از مشرکان گرفته میشود نیز مطرح شده است.
بر اساس این برداشتهای لغوی، مفهوم غنیمت از نظر ریشه زبانی میتواند گستردهتر از غنائم جنگی باشد. با این حال، تعیین اینکه یک واژه در آیهای خاص دقیقاً چه معنایی دارد و چه احکامی بر آن مترتب میشود، تنها با مراجعه به لغت امکانپذیر نیست و باید سیاق آیات، سنت و استدلالهای فقهی نیز بررسی شود.
در قرآن، واژههای همریشه با غنیمت در مواردی با معنای گستردهتری به کار رفتهاند. برای نمونه، در آیه ۹۴ سوره نساء، تعبیر «مغانم کثیره» آمده است که در تفسیر مورد اشاره، به پاداشهای فراوان الهی اشاره دارد. همچنین در برخی روایات، واژه غنیمت برای بیان بهرههای معنوی و پاداشهای اخروی به کار رفته است.
این شواهد در استدلال فقه شیعه برای اثبات گستردگی معنای غنیمت مورد توجه قرار گرفتهاند؛ هرچند برداشت فقهی نهایی از آیه خمس، به مجموعه ادله و روایات وابسته است.
چرا خمس در زمان پیامبر(ص) مانند زکات جمعآوری نمیشد؟
یکی از پرسشهایی که درباره وجوب خمس مطرح میشود، این است که اگر این حکم درآمدهای غیرجنگی را نیز در بر میگیرد، چرا در دوران پیامبر اکرم(ص) مانند زکات، سازوکار گستردهای برای جمعآوری آن گزارش نشده است؟
در پاسخ، چند استدلال در منابع فقهی شیعه مطرح شده است:
نخست؛ تشریع تدریجی احکام: احکام اسلامی در طول دوران رسالت بهتدریج تبیین و اجرا شدند. از این منظر، نبود گزارش گسترده از اجرای یک حکم در دورهای مشخص، بهتنهایی به معنای نبود اصل حکم نیست.
دوم؛ تفاوت ماهیت خمس و زکات: در استدلال فقهی شیعه، زکات از حقوق مالی با مصارف عمومی و مشخص به شمار میرود و قرآن در آیه ۱۰۳ سوره توبه، پیامبر(ص) را به دریافت صدقه از اموال مردم فرمان میدهد. در مقابل، خمس دارای سهمها و مصارف ویژهای است که در آیه ۴۱ سوره انفال بیان شده است. بر این اساس، تفاوت در شیوه دریافت و توزیع این دو الزاماً به معنای تفاوت در اصل وجوب آنها نیست.
سوم؛ وجود موارد خاص خمس: در منابع فقهی به مواردی مانند گنجهای بهدستآمده اشاره شده است که درباره آنها حکم خمس مطرح بوده، هرچند شیوه جمعآوری و توزیع آن با زکات تفاوت داشته است.
چهارم؛ ارتباط خمس با تأمین نیازهای بنیهاشم: یکی دیگر از استدلالهای مطرحشده در فقه شیعه، ارتباط میان ممنوعیت دریافت زکات واجب برای سادات و اختصاص سهمی از خمس به گروههای معین از خاندان پیامبر(ص) است. بر اساس این استدلال، اگر خمس تنها به غنائم جنگی محدود شود، تأمین این منبع مالی در دورههایی که غنائم جنگی وجود ندارد، با پرسشهایی روبهرو خواهد شد.
پنجم؛ گزارشهای تاریخی و روایی: در برخی منابع حدیثی و فقهی به ماجرای فضل بن عباس و فردی دیگر از بنیهاشم اشاره شده است که برای تأمین مهریه ازدواج خود درخواست کردند در جمعآوری زکات مشارکت کنند، اما پیامبر(ص) اجازه ندادند و آنان را به استفاده از سهم خمس راهنمایی کردند. این گزارش در استدلال مربوط به تفاوت میان خمس و زکات مورد استناد قرار گرفته است.
مجموع این استدلالها در فقه شیعه برای توضیح وجوب خمس و پاسخ به پرسش درباره شیوه اجرای آن در صدر اسلام مطرح میشود. ارزیابی نهایی این دیدگاهها نیازمند بررسی اسناد روایی و مبانی فقهی هر مذهب است.
جمعبندی؛ انفاق واجب بر چه اساسی تعیین میشود؟
انفاق در اسلام تنها به کمکهای داوطلبانه محدود نیست و بخشی از آن در قالب تکالیف مالی واجب تعریف شده است. خمس و زکات از مهمترین نمونههای این تکالیفاند، اما شرایط تعلق، میزان و موارد مصرف آنها یکسان نیست.
قرآن اصل وجوب خمس و زکات را مطرح کرده و جزئیات بسیاری از این احکام در سنت و منابع فقهی تبیین شده است. اختلاف مذاهب اسلامی درباره خمس نیز عمدتاً به تفسیر واژه غنیمت، محدوده اموال مشمول و نحوه استناد به روایات بازمیگردد.
بر این اساس، پاسخ به پرسش «چه زمانی انفاق واجب است؟» به نوع انفاق و تحقق شرایط شرعی آن بستگی دارد. انفاق مستحب متناسب با توان و اراده فرد انجام میشود؛ اما در انفاق واجب، از جمله خمس و زکات، تشخیص تکلیف به نوع مال، شرایط مقرر و مبنای فقهی مورد پیروی بستگی دارد.
۱. قرآن کریم، سوره انفال، آیه ۴۱.
۲. قرآن کریم، سوره نساء، آیه ۹۴.
۳. قرآن کریم، سوره توبه، آیه ۱۰۳.
۴. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده «غنم».
۵. ابن فارس، مقاییس اللغه، ماده «غنم».
۶. وسائل الشیعه، کتاب الخمس، جلد ۶، صفحه ۳۳۷.
۷. صحیح مسلم و منابع فقهی مرتبط با احکام خمس و زکات.
۸. مستند العروه الوثقی، کتاب الخمس، صفحه ۱۹۸.
منبع: خبرآنلاین



