رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعرویداد 2411 دقیقه مطالعه

حوثی‌ها؛ نوادگان پیامبر، فرمانروایان یمن | گروهی که جهان هر بار از نو کشفش می‌کند

حوثی‌ها بار دیگر با پیشروی در یمن و تهدید یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های تجارت جهانی، در کانون توجه قرار گرفته‌اند؛ اما قدرت این گروه تنها با موشک‌ها و پهپادهایش توضیح داده نمی‌شود. پشت ظهور انصارالله، چهار دهه بازسازی هویت مذهبی، احیای اقتدار خاندان‌های هاشمی و…

حوثی‌ها؛ نوادگان پیامبر، فرمانروایان یمن | گروهی که جهان هر بار از نو کشفش می‌کند

رویداد۲۴| علی نوربخش- بعضی بازیگران صحنه قدرت، همیشه ناگهانی ظاهر می‌شوند. غبار که فرو می‌نشیند، تحلیلگران تازه می‌پرسند اینها از کجا آمدند. حوثی‌های یمن شاخص‌ترین نمونه این پدیده‌اند. حضورشان در رسانه‌های غربی ضرباهنگی تناوبی دارد؛ هر بار که ضربه‌ای غافلگیرکننده می‌زنند، افکار عمومی اروپا و آمریکا انگار با موجودی ناشناخته روبه‌رو شده و باید همه‌چیز را از صفر بیاموزد. بعد سکوت می‌شود. تا ضربه بعدی. سال ۲۰۱۴ صنعا را در چند روز گرفتند و معادلات شبه‌جزیره را زیر و رو کردند.

سال ۲۰۲۳، در پی جنگ غزه و به نام حمایت از فلسطینیان، جنگ را به دریای سرخ کشاندند و شریان تجارت جهانی را به گروگان گرفتند؛ و حالا، در سپتامبر ۲۰۲۶، در پیشروی برق‌آسایی که به تصرف بندر مخا و جزایر حنیش و پریم انجامید، تا گلوگاه باب‌المندب پیش رفتند و قیمت نفت را از مرز صد دلار عبور دادند. دولت مستعفی یمن اوایل اکتبر مدعی بازپس‌گیری مخا شد و حوثی‌ها انکار کردند. میدان هنوز بسته نشده، اما یک چیز قطعی است؛ نام این گروه دوباره در صدر اخبار راهبردی جهان نشسته است. به گزارش رویداد۲۴، درست همین‌جا خطای تحلیلی رایج رخ می‌دهد.

فروکاستن حوثی‌ها به یک گروه شبه‌نظامی یا خواندن رفتارشان به‌عنوان واکنش‌های مقطعی نظامی، فهم ماجرا را ناممکن می‌کند. پشت موشک‌های بالستیک و پهپاد‌های انتحاری، یک منظومه فکری و الهیاتی منسجم نهفته است. حوثی‌ها پیش از آنکه ماشین جنگی باشند، حاملان یک دگردیسی عمیق هویتی در جامعه یمن‌اند. برای فهم بقا و سرسختی و قدرت‌گیری‌شان باید از پوسته رویداد‌ها عبور کرد و به جهان‌بینی‌شان رسید؛ جایی که اشرافیت مذهبی کهن با مفاهیم مدرن مقاومت و الهیات سیاسی رادیکال به شکلی حیرت‌انگیز در هم آمیخته است. خون، قدرت و انحصار دانش؛

تبارشناسی یک جنبش همه‌چیز از یک نام شروع می‌شود. «الحوثی» نام خاندانی پرنفوذ است که خاستگاهش کوهستان‌های صعب‌العبور اطراف صعده در منتهی‌الیه شمال یمن است. در ادبیات سیاسی امروز، وقتی از «حوثی» سخن می‌گوییم به همین خانواده مشخص اشاره داریم و وقتی از «حوثی‌ها»، به شبکه گسترده پیروانی که زیر رهبری عبدالملک الحوثی گرد آمده‌اند. عبدالملک میراث‌دار یک زنجیره خانوادگی است. به گزارش رویداد۲۴، پدرش بدرالدین الحوثی زمینه را ساخت. برادر بزرگ‌ترش حسین، متولد ۱۹۶۰، بنیان‌گذار جنبش بود و در سال ۲۰۰۴ به دست ارتش یمن کشته شد. سکان پس از او به عبدالملک رسید.

پیروان این جریان دهه‌ها خود را «جوانان مؤمن» می‌خواندند و از ۲۰۱۱ نام «انصارالله» را برگزیدند؛ عنوانی که شباهتش با «حزب‌الله» لبنان نه تصادفی است و نه پنهان.

بیشتر بخوانید: رقصیدن بر سر مارها؛ یمن چگونه ویران شد؟ | شماره اول؛ سیر نزولی یک ملت از عربستان خوشبخت به دولت فروپاشیده رقصیدن بر سر مارها؛ یمن چگونه ویران شد؟ | شماره دو؛ حوثی‌ها چگونه متولد شدند؟ رقصیدن بر سر مارها؛ شماره سوم | چگونه حوثی‌ها یمن را بلعیدند؟

اما راز نفوذ این خانواده در دل قبایل مسلح و سنتی یمن چیست؟ پاسخ در جایگاهی فراتاریخی نهفته است. خاندان الحوثی از نوادگان پیامبر اسلام شمرده می‌شوند. این تبار نمادین در محیط سنتی یمن حکم یک «اشرافیت مذهبی» را دارد. خانواده‌های هاشمی که با عناوینی، چون «سادات» یا «اهل‌بیت» خطاب می‌شوند، قرن‌ها انحصار دانش دینی، مرجعیت فقهی و داوری شرعی را در میان قبایل شمالی در دست داشتند. کسی که حق تفسیر متن مقدس را در انحصار دارد، به‌تدریج حق داوری درباره همه‌چیز را هم به دست می‌آورد. این اقتدار معنوی هیچ‌گاه از قدرت سیاسی جدا نبود.

تا پیش از انقلاب جمهوری‌خواهانه ۱۹۶۲، یمن با نظام «امامت» اداره می‌شد. حاکم «امام» نام داشت و در عمل پادشاهی مذهبی و مطلق‌العنان بود. شرط بنیادین حکمرانی؟ تعلق به همین خانواده‌های هاشمی. انقلاب ۱۹۶۲ این انحصار را شکست و به اشرافیت سیاسی‌دینی سادات پایان داد. از این زاویه، ایدئولوژی امروز حوثی‌ها را می‌توان تلاشی برای ترمیم همان گسست تاریخی دانست؛ کوششی برای بازپس‌گیری اتوریته ازدست‌رفته، این بار با واژگان نو و مفاهیم سیاسی مدرن. بحران معنا؛ وقتی یک هویت در حاشیه خفه می‌شود به گزارش رویداد۲۴، دستگاه فکری حوثی‌ها در بستر مذهب زیدیه نفس می‌کشد.

زیدیه شاخه‌ای متمایز از تشیع است که امروز عملاً تنها در جغرافیای یمن حضور فعال دارد و حدود چهل درصد جمعیت این کشور از نظر تبار تاریخی و مذهبی به آن تعلق دارند. سقوط امامت در ۱۹۶۲ برای این جامعه فقط یک شکست سیاسی نبود. یک انزوای کامل بود. زیدی‌ها طی دهه‌های بعد به حاشیه رانده شدند و نسل‌های جدیدشان با پرسشی تلخ بزرگ شدند؛ ما که هستیم و جایمان کجاست؟ هر بحران هویتی، بذر یک نوزایی را در خود دارد. از دهه ۱۹۸۰ تکاپویی فکری در شمال یمن آغاز شد. پرچم‌دارش شبکه «جوانان مؤمن» بود که از آموزه‌های روحانیون بانفوذی، چون بدرالدین الحوثی تغذیه می‌کرد.

گام‌های نخست کاملاً فرهنگی و آموزشی بود. اردو‌های آموزش قرآن، فعالیت پرحجم انتشاراتی، سخنرانی‌های منظم در مساجد. از دل این فعالیت‌ها نسلی تازه از کنشگران مذهبی سر برآورد؛ جوانانی تشنه بازتعریف خویش. این دگردیسی، اما در خلأ رخ نداد. دو نیروی قدرتمند بیرونی به آن جهت دادند و به سمت رادیکالیسم راندند. نیروی نخست در همان صعده فعال بود؛ گسترش بی‌سابقه یک جریان سلفی قدرتمند با پیوند‌های آشکار و پنهان با عربستان سعودی. جامعه زیدی این حضور را تهاجمی ایدئولوژیک و تهدیدی وجودی برای کیان اعتقادی خود می‌دید. نیروی دوم از آن سوی مرز‌ها رسید؛ پیروزی انقلاب ۱۹۷۹ ایران.

این انقلاب الگویی زنده پیش چشم جوانان زیدی گذاشت و نشان داد یک جنبش مذهبی چگونه می‌تواند مفاهیم الهیاتی را به موتور یک دگرگونی سیاسی عظیم بدل کند. احساس تهدید در داخل، الهام از خارج. تقاطع این دو، شالوده ایدئولوژیک حوثی‌ها را ریخت. اما برای تبدیل این شالوده به یک بنای تمام‌عیار، یک معمار لازم بود. مردی که از پارلمان صنعا به کوهستان‌های صعده رفت و در آنجا کشته شد تا به قدیس بدل شود. معمار؛ از کرسی پارلمان تا مانیفست مقدس اگر بدرالدین زمینه‌ساز بود، حسین الحوثی معمار اصلی دستگاه ایدئولوژیک جنبش است.

در دهه ۱۹۹۰ و سال‌های آغازین قرن بیست‌ویکم، «جوانان مؤمن» به‌تمامی گرد آموزه‌ها و جهان‌بینی او انسجام یافت. مسیر زندگی حسین، آینه تمام‌نمای تحول جنبش است؛ از کنشگری رسمی تا رادیکالیسم انقلابی. او میان سال‌های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۷ نماینده پارلمان یمن بود. سپس برای تحصیل راهی دانشگاه خارطوم در سودان شد. بازگشتش نقطه عطف بود.

حسین بدرالدین حوثی حسین پس از بازگشت، تمام توان خود را بر خطبه‌ها و سخنرانی‌هایی متمرکز کرد که سه محور داشتند. بازخوانی انتقادی تاریخ زیدیه. تأکید مؤکد بر ضرورت پیشتازی مطلق هاشمیان در رهبری جامعه؛ و ورود جدی به تحلیل مسائل راهبردی جهان. این سومی بود که جنبش را از یک محفل مذهبی محلی به یک بازیگر سیاسی بدل کرد. به گزارش رویداد۲۴، زمانه هم با او همراه شد. حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، جنگ آمریکا علیه القاعده و اشغال عراق در ۲۰۰۳ خاورمیانه را در بهت و خشم فرو برده بود. دولت مرکزی یمن به رهبری علی عبدالله صالح در این میان همسویی کاملی با واشنگتن در پیش گرفت.

حسین الحوثی از این فضا هوشمندانه بهره برد و گفتمان انتقادی گزنده‌ای علیه حکومت صنعا ساخت؛ حکومتی که به زعم او در برابر هژمونی آمریکا به وابستگی تحقیرآمیز تن داده بود.

بیشتر بخوانید: ۲۵ سال بعد؛ چگونه افشای یک دست‌نوشته و چند پلان فیلمبرداری با دوربین دستی، روایت رسمی ۱۱ سپتامبر را بی‌اعتبار کرد؟

در همین اتمسفر ملتهب، شناسه ایدئولوژیک جنبش در یک شعار صریح و سازش‌ناپذیر متبلور شد. هوادارانش در هر کوی و برزن فریاد می‌زدند «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهود، پیروزی از آن اسلام». این فقط یک شعار نبود. مرزبندی دقیقی بود که جهان را به دو اردوگاه حق مطلق و باطل مطلق تقسیم می‌کرد. طنین همین شعار در حضور صالح، هنگام سفرش به صعده در اوایل ۲۰۰۴، جرقه را زد. دولت احساس خطر کرد و ماشین سرکوب را به حرکت درآورد. تلاش برای بازداشت حسین در ژوئن ۲۰۰۴ به درگیری مسلحانه تمام‌عیار انجامید؛ درگیری‌ای که ترکش‌هایش هنوز بر پیکر یمن باقی است.

دو ماه بعد، حسین در مخفیگاه کوهستانی‌اش کشته شد. حکومت گمان می‌کرد با حذف معمار، ساختمان فرو می‌ریزد. نتیجه دقیقاً معکوس بود. خون حسین او را به مقام قدیس رساند و متون به‌جامانده‌اش را به مانیفست مقدس بدل کرد. یاران و جانشینانش سخنرانی‌ها و درس‌گفتار‌های او را در جزوه‌هایی گرد آوردند که به «ملازم» شهرت یافت. این مجموعه به سرعت کانون آموزش ایدئولوژیک جنبش شد و در مقیاسی حیرت‌انگیز تکثیر و تدریس گشت. در قلب «ملازم» مفهومی نشسته است به نام «فرهنگ قرآنی».

به گزارش رویداد۲۴، خوانشی کاملاً اختصاصی و رادیکال از متون دینی با ادبیاتی ستیزه‌جو، اعتراضی و آشتی‌ناپذیر. شاه‌بیت این دستگاه فکری «انحصار تفسیر حقیقت» است. آموزه‌های حسین صراحتاً نوعی خطاناپذیری و عصمت در تفسیر دین برای هاشمیان قائل می‌شود. از منظر اندیشه سیاسی، این مفهوم کارکردی هم‌طراز با نظریه «ولایت فقیه» دارد که آیت‌الله خمینی در انقلاب ایران تئوریزه کرد. آنجا فقیه جامع‌الشرایط محور اداره سیاست است و اینجا چهره‌های برجسته خاندان پیامبر. نتیجه در هر دو یکی است؛ مشروعیتی الهی برای فرمانروایی که با هیچ سازوکار زمینی قابل نقض نیست. کوره صعده؛

جایی که ایدئولوژی به نیروی مادی بدل شد ایدئولوژی مکتوب برای آنکه در اجتماع به نیروی مادی بدل شود، به ماشین سازمانی و رهبری فرهمند نیاز دارد. این نیاز در کوره «جنگ‌های صعده» پاسخ گرفت. میان ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ شش دوره جنگ درگرفت. سرکوب کور دولتی، بمباران هوایی و مداخله شبه‌نظامیان افراطی علیه مناطق زیدی، مردم محلی و قبایل را برای دفاع از هستی خود به آغوش حوثی‌ها راند. حکومت می‌خواست جنبش را ریشه‌کن کند و در عمل برایش سربازگیری کرد. در بطن همین نبرد‌ها بود که عبدالملک الحوثی از ۲۰۰۷ به‌تدریج زمام رهبری را به دست گرفت.

هنر بزرگ او فراتر بردن ایدئولوژی از سطح یک نزاع محلی و ارتقای آن به گفتمانی ملی و ضدامپریالیستی بود. عبدالملک با الگوبرداری دقیق از سبک سخنوری و واژگان حسن نصرالله، دبیرکل وقت حزب‌الله لبنان، تصویری کاریزماتیک و پیامبرگونه از خود ساخت؛ رهبری که بالاتر از کشمکش‌های روزمره سیاستمداران صنعا می‌ایستد.

عبدالمالک حوثی به گزارش رویداد۲۴، او در سخنرانی‌هایش ایدئولوژی هاشمی را با پوپولیسم و دفاع از فرودستان گره زد. جنبش را یگانه پاسدار اصالت ملت یمن، دژ مستحکم در برابر فساد حکومتی و مدافع استقلال کشور در برابر دست‌اندازی‌های عربستان و هژمونی آمریکا بازنمایی کرد. ترکیب «الهیات زیدی»، «ملی‌گرایی یمنی» و «عدالت‌خواهی اقتصادی» قدرت بسیج‌کنندگی شگرفی به حوثی‌ها بخشید. همین قدرت بود که در ۲۰۱۱ آنها را دوشادوش دیگر انقلابیون به میدان‌های اعتراض آورد؛

و در ۲۰۱۴، با تکیه بر خشم مردم از بحران اقتصادی، با رویکردی فرصت‌طلبانه و ائتلافی پنهان با همان صالحِ مخلوع که روزی دشمن خونی‌شان بود، در قامت ناجی دستاورد‌های انقلاب وارد پایتخت شدند. امامتِ بی‌نام؛ ابهام راهبردی و تناقض‌های یک شبه‌دولت وقتی ایدئولوژی بر مسند قدرت می‌نشیند، ناگزیر به الزامات کشورداری تن می‌دهد. درست در همین نقطه است که دستگاه فکری حوثی‌ها پیچیده‌ترین دوپهلویی‌های خود را آشکار می‌کند.

آنها استراتژی سیاسی‌شان را بر گفتمانی ناسیونالیستی، پوپولیستی و ضد «تجاوز آمریکایی‌صهیونیستی» بنا کرده‌اند، اما هسته مرکزی تفکرشان همچنان به‌شدت فرقه‌ای و کاستی است. نخستین تناقض در سطح نفوذ اجتماعی خود را نشان می‌دهد. قدرت بسیج توده‌ای حوثی‌ها همچنان در دایره همان مناطق و قبایل زیدی‌مذهب محدود مانده و تلاش‌های نمایشی برای استفاده از چند چهره سنی و سلفی نتوانسته این ماهیت انحصاری را بپوشاند. در ساختار واقعی قدرت نیز تمام شریان‌های کلیدی سیاسی، نظامی و اقتصادی در قبضه اقلیت هاشمی است. گفتمان ملی است، سهم‌بندی قدرت قبیله‌ای و تباری.

بزرگ‌ترین شاهکار ایدئولوژیک آنها، اما نحوه مدیریت مفهوم «امامت» است. در متون رسمی، ادبیات رسانه‌ای و حتی در جزوات مقدس «ملازم»، هیچ دعوت صریحی برای استقرار دوباره نظام امامت دیده نمی‌شود. پس از تسخیر صنعا، نهاد‌هایی ظاهری، چون «کمیته عالی انقلابی» ساختند و نهاد‌های جمهوری پیشین را به‌صورت فرمالیته حفظ کردند. ویترین، جمهوری ماند. واقعیت عریان قدرت، اما تصویر دیگری مخابره می‌کند. عبدالملک الحوثی بی‌آنکه هیچ عنوان رسمی در ساختار جمهوری داشته باشد، عملاً در جایگاه یک مقتدر مطلق و به تعبیر دقیق‌تر یک «امام» تکیه زده است. فرمانش فصل‌الخطاب است.

حوثی‌ها در عمل اقتدار تام امامت را احیا کرده‌اند و هوشمندانه از پذیرش رسمی عنوانش و پرداخت هزینه‌های سیاسی آن طفره می‌روند. امامتی بی‌نام که همه کارکرد‌های امامت را دارد و هیچ‌یک از مسئولیت‌هایش را نمی‌پذیرد. همین ابهام راهبردی درباره افق جغرافیایی جنبش هم صادق است. مقصد نهایی این ماشین نظامی‌عقیدتی کجاست؟ ناظران مدام می‌پرسند. آیا فقط به دنبال تثبیت هژمونی در مناطق سنتی زیدی‌نشین‌اند؟ آیا تسلط بر تمام یمن یکپارچه را می‌خواهند؟

یا افق آرمانی‌شان بازپس‌گیری مناطق تاریخی یمن را هم در بر می‌گیرد که در ۱۹۳۴ به تصرف عربستان درآمد و حتی پیشروی به سوی مکه و مدینه؟ حوثی‌ها به هیچ‌یک پاسخ روشن نمی‌دهند و دقیقاً از همین بی‌پاسخی نیرو می‌گیرند. دشمنی که نداند مرز نهایی تو کجاست، هرگز آرام نمی‌گیرد. در سایه همین ابهام، حوثی‌ها از ۲۰۱۴ یک شبه‌دولت مستحکم سازماندهی کرده‌اند. دولتی بدون شناسایی بین‌المللی و درگیر بحران اقتصادی عمیق که ماه‌ها حقوق کارمندانش را نپرداخته، اما توانسته نهاد‌های عمومی، دستگاه دیپلماسی، رسانه رسمی و ارتش را منسجم نگه دارد.

کارایی این شبه‌دولت در برقراری امنیت شهری و ثبات نسبی پولی به‌مراتب از مناطق تحت کنترل دولت مستعفی در جنوب بیشتر است و به توسعه حیرت‌انگیز صنایع نظامی بومی انجامیده؛ همان صنایعی که موشک‌هایش امروز تا باب‌المندب می‌رسد. این کارآمدی، اما بهایی دارد. ثمره سیستمی به‌شدت اقتدارگرا و خشن است که برای حفظ نظم ایدئولوژیک، حقوق مدنی را پایمال می‌کند، فضای اجتماعی را روزبه‌روز بر زنان تنگ‌تر می‌سازد و با سیطره بر کمک‌های بشردوستانه بین‌المللی، منابع مالی عظیمی برای ماشین جنگی خود فراهم می‌آورد؛ و این همان معمای غافلگیری مستمر است.

جهان هر بار حوثی‌ها را در لحظه ضربه می‌بیند و فراموش می‌کند که این ضربه، محصول چهار دهه بازسازی هویت، یک مانیفست مقدس، شش جنگ و یک امامت بی‌نام است. تا وقتی نگاه‌ها فقط به موشک باشد، کشف دوباره این جنبش هرگز تمام نخواهد شد.

منبع: رویداد 24

منبع خبررویداد 24
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 12:28
118,502مطلب نمایه‌شده
86,839موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی