فصل دهم بازتعریف بازدارندگی و موازنه قدرت در غرب آسیا؛ تحلیل ابعاد نظامی، اطلاعاتی، سیاسی و اقتصادی جنگ ایران و اسرائیل مجموعه مطالب و نقلقولهای گردآوریشده در این بخش، تصویری از یکی از مهمترین ابعاد جنگهای معاصر، یعنی نبرد اطلاعاتی، امنیتی و عملیاتهای پنهان ارائه میدهد. در این روایت، تأکید اصلی بر این است که علاوه بر تقابل نظامی مستقیم، تلاشهایی نیز در حوزه عملیاتهای اطلاعاتی، جنگ شناختی، نفوذ، ترور و حمایت از بازیگران غیردولتی برای تغییر موازنه قدرت در داخل ایران دنبال شده است. در این چارچوب، پروژههایی که با هدف ایجاد بیثباتی داخلی، تغییر رژیم یا افزایش فشارهای امنیتی طراحی شده بودند، به اهداف مورد انتظار دست نیافتهاند.
بخش قابل توجهی از این گزارشها به عملکرد موساد و برخی نهادهای اطلاعاتی غربی اختصاص دارد. اگر این روایتها را مبنا قرار دهیم، یکی از مهمترین دلایل ناکامی این پروژهها، برآورد نادرست از شرایط داخلی ایران و تصور امکان فروپاشی سریع ساختار سیاسی و امنیتی کشور بوده است. تجربه بسیاری از بحرانهای منطقهای نشان داده است که موفقیت پروژههای تغییر رژیم، علاوه بر توان اطلاعاتی، نیازمند وجود شکافهای عمیق اجتماعی، سیاسی و امنیتی در کشور هدف است؛ در حالی که چنین شرایطی به میزانی که طراحان انتظار داشتند فراهم نشد.
از سوی دیگر، گزارش های منشره از رسانه های بین المللی، نشان میدهد که همکاری بازیگران منطقهای نیز برای چنین اهدافی، تحقق نیافته است. گزارشهای منتسب به جروزالمپست درباره مخالفت برخی کشورهای منطقه با طرحهای مربوط به استفاده از نیروهای کُرد یا افشای احتمالی برخی برنامههای اطلاعاتی، بیانگر آن است که هماهنگی میان متحدان نیز با چالشهای جدی روبهرو بوده است. در بسیاری از عملیاتهای اطلاعاتی، کوچکترین اختلاف میان شرکا میتواند کل پروژه را با شکست مواجه کند و هزینههای سیاسی و امنیتی فراوانی ایجاد نماید.
موضوع دیگری که در این مجموعه برجسته شده، هزینههای سنگین مالی و سازمانی پروژههای اطلاعاتی است. اشاره به اختصاص بودجههای کلان، تغییر مدیران، استعفا یا برکناری برخی مسئولان اطلاعاتی، این برداشت را تقویت میکند که در صورت ناکامی یک عملیات بزرگ، صرفاً نتیجه میدانی تحت تأثیر قرار نمیگیرد، بلکه اعتبار و ساختار داخلی دستگاههای اطلاعاتی نیز دچار آسیب میشود. چنین تحولاتی معمولاً موجب بازنگری در راهبردها، شیوههای جمعآوری اطلاعات و فرآیند تصمیمگیری میشود.
همچنین نقلقولهای مربوط به اختلاف ارزیابی میان نهادهای اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه هستهای ایران و تصمیم سیاسی برای ورود به جنگ، یکی دیگر از ابعاد مهم این بحث را آشکار میکند. این مسئله نشان میدهد که در سیاست خارجی، همواره میان ارزیابی اطلاعاتی و تصمیم سیاسی فاصله وجود دارد و تصمیمگیران ممکن است صرفاً بر مبنای تحلیلهای اطلاعاتی عمل نکنند. از این منظر، جنگها تنها محصول اطلاعات نیستند، بلکه متأثر از ملاحظات ژئوپلیتیکی، ائتلافهای منطقهای و محاسبات سیاسی نیز هستند.
در مجموع، گزارشهای این بخش بر این نکته تأکید دارند که در جنگهای نوین، عملیات اطلاعاتی و امنیتی به اندازه نبردهای نظامی اهمیت یافتهاند؛ اما موفقیت این عملیاتها وابسته به شناخت دقیق از جامعه هدف، هماهنگی میان بازیگران، حفظ محرمانگی و برخورداری از اطلاعات معتبر است. هرگونه خطای محاسباتی در این حوزه میتواند نه تنها اهداف عملیات را ناکام بگذارد، بلکه به کاهش اعتبار دستگاههای اطلاعاتی و تغییر رویکردهای راهبردی آنان نیز بینجامد.
متن گزارش های مربوط به فصل دهم از نظر می گذرد: جان کریاکو (افسر سابق سیا): تمامی نهادهای اطلاعاتی آمریکا تاکید کرده بودند ایران برنامه ای برای توسعه سلاح هسته ای ندارد اما با این وجود واشنگتن به ایران حمله کرد، جنگ علیه ایران در راستای منافع اسرائیل بود. اودی لوویلا (معاون سابق رئیس موساد): اسرائیل در سطح راهبردی و استراتژیک در برابر ایران شکست خورد! ایرانیها هرگز تسلیم نمیشوند و پرچم سفید بالا نخواهند برد. طرح موساد که قرار بود با حمله عناصر تجزیهطلب کُرد از عراق آغاز شود و به تهران برسد تا حکومت در ایران سقوط کند، شکست خورد.
به مسأله هرمز که نگاه میکنم چطور وسط این جنگ ناگهان مثل یک عنصر غافلگیرکننده ظاهر شد؛ اینها اشتباهات استراتژیک و راهبردی ما بودند. استاد دانشگاه و تحلیلگر آمریکایی: نتانیاهو تلاش دارد ایالات متحده را وارد جنگهای بیپایان به نفع اسرائیل کند و در این مسیر، رؤسایجمهور آمریکا را فریب داده است. جروزالمپست (به نقل از مقامات اسبق موساد): واشنگتن به دنبال طرحی بود تا نیازی به اعزام نظامیان آمریکایی به ایران نداشته باشد و از این رو، قصد حمایت نظامی از کردها و تشویق آنها برای حمله زمینی به ایران را داشت…
این طرح در نطفه شکست خورد و با مخالفت قاطع مقامات منطقه مواجه شد. جروزالم پست: منابع اطلاعاتی رژیم اسرائیل معاون رئیسجمهور آمریکا، جِیدی ونس، را متهم میکنند که نقشه موساد برای استفاده از نیروهای کرد علیه ایران را مستقیماً به اردوغان لو داده است. شبکه ۱۲ عبری: معاون رئیس موساد، با بودجهای یک میلیارد شِکِلی و تیمی متشکل از صدها نفر، پروژهای با هدف سرنگونی نظام در ایران را اجرا کرده، اما نتایج آن بههیچوجه چشمگیر نبوده، بلکه تا حد زیادی ناامیدکننده بوده است.
مکس بلومنتال (خبرنگار): شکست موساد در پروژه تغییر رژیم، بزرگترین افتضاح اطلاعاتی سالهای اخیر بود. طرح موساد برای استفاده از گروههای کُرد جهت تهاجم به ایران، یک طرح مضحک بود که به شکستی مطلق منجر شد. باراک رواوید (خبرنگار صهیونیست): رومن گوفمن (رئیس موساد ) معاون خود را به دلیل شکست پروژه سرنگونی ایران که یک میلیارد شکل برای آن دریافت کرده بود را برکنار نمود. جروزالم پست به نقل از شبکه ۱۲ اسرائیل: یکی از برجستهترین مسئولان موساد پس از تأیید انتصاب رومان گوفمان به ریاست این سازمان، از سمت خود استعفا کرده است.
سیانان: اسرائیل در طول جنگ با ایران، مخفیانه واحدهای نظامی و اطلاعاتی نخبه خود را به آذربایجان اعزام کرده است. رویترز: سرویس اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، تبادل اطلاعات درباره ایران با دفتر مدیر سازمان اطلاعات ملی این کشور را متوقف کرده است.
نتیجهگیری بر پایه مطالب گردآوریشده در این بخش، میتوان چنین نتیجه گرفت که روایت حاضر، عملیاتهای اطلاعاتی و پروژههای تغییر رژیم را از منظر ناکامی در دستیابی به اهداف ترسیم میکند. در این روایت، افشای برخی طرحها، اختلاف میان بازیگران، برآوردهای نادرست اطلاعاتی و ناتوانی در ایجاد شرایط مطلوب برای تغییرات داخلی، از عوامل اصلی شکست این پروژهها معرفی شدهاند. همچنین این مجموعه نشان میدهد که در تحولات امنیتی منطقه، صرف برخورداری از توان اطلاعاتی یا منابع مالی، تضمینکننده موفقیت نیست و شناخت دقیق از واقعیتهای میدانی، هماهنگی سیاسی و محاسبات راهبردی نقش تعیینکنندهای در سرنوشت چنین عملیاتهایی ایفا میکنند.
منبع: جام جم آنلاین



