گروه سیاسی و بینالملل برنا/ دانا استرول در مقالهای در مجله فارنافرز، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را نمونهای از شکاف میان قدرت نظامی و موفقیت راهبردی ارزیابی کرده و مدعی شده است با وجود وارد آمدن خسارات به توانمندیهای نظامی ایران، اهداف سیاسی و راهبردی دولت دونالد ترامپ بهطور کامل محقق نشدهاند. استرول به تغییر رویکرد نظامی ایران پس از درگیریهای پیشین اشاره میکند. به نوشته او، ایران با درس گرفتن از تجربه جنگ، به سمت تمرکززدایی در تصمیمگیری، استفاده گستردهتر از پهپادها و افزایش هزینههای دفاعی طرف مقابل حرکت کرده است.
براساس این تحلیل، استفاده از پهپادهای کمهزینه برای درگیر کردن سامانههای دفاعی و مصرف ذخایر رهگیرهای گرانقیمت از جمله ابزارهایی بودهاند که ایران برای افزایش فشار نظامی و اقتصادی به کار گرفته است. استرول تأکید میکند چنین رویکردی نشان میدهد برتری در تسلیحات پیشرفته بهتنهایی برای دستیابی به پیروزی راهبردی کافی نیست؛ بهویژه زمانی که طرف مقابل بتواند با ابزارهای نامتقارن، هزینههای اقتصادی و امنیتی جنگ را افزایش دهد. این مقاله همچنین به پیامدهای جنگ برای ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده میپردازد.
بر اساس ارقام مطرحشده مصرف بیش از هزار موشک کروز تاماهاوک و حدود نیمی از ذخایر برخی رهگیرهای سامانههای تاد و پاتریوت، فشار قابلتوجهی بر ظرفیت تسلیحاتی آمریکا وارد کرده است. از نگاه نویسنده، محدودیت ظرفیت تولید و زمان مورد نیاز برای جایگزینی مهمات مصرفشده میتواند بر آمادگی نظامی آمریکا برای مواجهه با بحرانهای آینده تأثیر بگذارد. این مسئله بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که واشنگتن باید همزمان تعهدات امنیتی خود در خاورمیانه و سایر مناطق راهبردی را مدیریت کند.
استرول یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ را تضعیف جایگاه آمریکا بهعنوان ضامن اصلی امنیت خاورمیانه میداند. به نوشته او، حملات ایران به اهداف منطقهای و آنچه برخی کشورهای خلیج فارس پاسخ محدود واشنگتن به این حملات تلقی کردند، نگرانیها درباره میزان اتکاپذیری تضمینهای امنیتی آمریکا را افزایش داده است. در این شرایط، کشورهای منطقه بهدنبال متنوعسازی روابط دفاعی خود و گسترش همکاری با شرکای دیگری همچون اسرائیل، اوکراین، بریتانیا و فرانسه هستند. توسعه همکاریهای چندجانبه در حوزه مقابله با پهپادها، دفاع هوایی و امنیت دریایی نیز بخشی از این روند به شمار میرود.
این تحولات میتواند به بازتعریف ترتیبات امنیتی منطقه منجر شود؛ ترتیباتی که در آن کشورهای خلیج فارس بهجای اتکای انحصاری به واشنگتن، نقش فعالتری در تأمین امنیت خود ایفا کنند. نویسنده مقاله در پایان، خواستار بازنگری در نقش آمریکا در خاورمیانه شده است. به اعتقاد او، واشنگتن باید بهجای ایفای نقش ضامن انحصاری امنیت منطقه، به هماهنگکننده شبکهای از همکاریهای دفاعی چندجانبه تبدیل شود.
انتقال بخشی از تمرکز نظامی آمریکا به مناطق غربیتر خاورمیانه، افزایش تولید مشترک تسلیحات با شرکای منطقهای و ایجاد سازوکارهای چندجانبه برای دفاع هوایی، مقابله با پهپادها و حفاظت از مسیرهای دریایی، از جمله پیشنهادهای مطرحشده در این مقاله است. استرول هشدار میدهد اگر آمریکا نتواند میان برتری نظامی خود و دستیابی به نتایج سیاسی پایدار پیوند برقرار کند، جنگ با ایران ممکن است نه بهعنوان نمایش موفقیت راهبردی واشنگتن، بلکه بهعنوان نقطه عطفی در کاهش نفوذ انحصاری این کشور در خاورمیانه ثبت شود؛
تحولی که میتواند زمینهساز شکلگیری نظمی امنیتی با وابستگی کمتر به آمریکا باشد. انتهای پیام/
منبع: خبرگزرای برنا



