رفتن به محتوای اصلی
رسانه‌های خارجیجماران9 دقیقه مطالعه

پیامدهای راهبردی جنگ علیه ایران؛ چگونه موازنه قدرت در خاورمیانه در حال تغییر است؟

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، مایکل فرومن، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، در یادداشتی تحلیلی با عنوان «پیروزی قدرت نامتقارن در جنگ ایران» به بررسی پیامدهای راهبردی جنگ، تأثیر قدرت نامتقارن تهران بر اقتصاد جهانی، تزلزل جایگاه امنیتی ایالات متحده در…

پیامدهای راهبردی جنگ علیه ایران؛ چگونه موازنه قدرت در خاورمیانه در حال تغییر است؟

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، مایکل فرومن، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، در یادداشتی تحلیلی با عنوان «پیروزی قدرت نامتقارن در جنگ ایران» به بررسی پیامدهای راهبردی جنگ، تأثیر قدرت نامتقارن تهران بر اقتصاد جهانی، تزلزل جایگاه امنیتی ایالات متحده در خاورمیانه و احتمال شکل‌گیری نظم جدید منطقه‌ای پرداخت و نوشت: در جریان تحولات روزمره جنگ ایران، احساس نوعی سردرگمی طبیعی است. آیا در آستانه دستیابی به توافق قرار داریم یا در سپیده‌دم دور تازه‌ای از تشدید تنش‌ها هستیم؟ آیا ایران در آستانه فروپاشی قرار گرفته یا در حال گسترش دامنه درگیری است؟

آیا تنگه هرمز به وضعیت پیشین بازخواهد گشت یا دریافت عوارض و حملات دوره‌ای به کشتی‌رانی به وضعیت عادی جدید تبدیل خواهد شد؟ این‌ها پرسش‌های مهمی هستند، اما در پس این تحولات، تغییرات راهبردی بزرگ‌تر و بنیادی‌تری نیز در جریان است. خاورمیانه از زمان حملات ۱۱ سپتامبر و تهاجم ایالات متحده به عراق تاکنون، چنین سطحی از تلاطم راهبردی را تجربه نکرده است. نزدیک به هشت ماه، به‌طور دقیق‌تر ۲۳۰ روز، از آغاز جنگ می‌گذرد و بررسی کارنامه تاکتیکی و راهبردی آن، نتایجی آشکارا متناقض را نشان می‌دهد.

دستاوردهای نظامی آمریکا و هزینه‌های راهبردی جنگ در آغاز درگیری، دولت دونالد ترامپ تلاش کرد اهداف خود را مشخص کند.

همان‌طور که البریج کولبی، معاون وزیر دفاع آمریکا در امور سیاست‌گذاری، در رویدادی در شورای روابط خارجی، کمتر از یک هفته پس از آغاز جنگ، توضیح داد: «رئیس‌جمهور به نیروهای مسلح ایالات متحده دستور داده است تا کارزاری نظامی با تمرکز بر تضعیف و نابودی توانایی جمهوری اسلامی ایران برای اعمال قدرت نظامی در منطقه و احتمالاً فراتر از آن انجام دهند.» مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، این اهداف را با جزئیات بیشتری تشریح کرد: «اول، نابودی نیروی هوایی آن‌ها. دوم، نابودی نیروی دریایی آن‌ها. سوم، کاهش شدید توانایی پرتاب موشک آن‌ها.

و چهارم، نابودی کارخانه‌هایشان تا نتوانند موشک‌ها و پهپادهای بیشتری برای تهدید ما در آینده بسازند.» بر اساس اهداف اعلام‌شده از سوی واشنگتن، دولت ترامپ مدعی دستیابی به بخش قابل‌توجهی از اهداف نظامی خود در جنگ است. این در حالی است که درگیری‌ها خساراتی به توانمندی‌های نظامی ایران وارد کرده و فشارهای اقتصادی بر این کشور را افزایش داده است. دولت ترامپ همچنین از وارد آوردن ضربات گسترده به نیروی دریایی ایران و کاهش توانمندی‌های موشکی این کشور سخن می‌گوید.

با این حال، جنگ هزینه‌های انسانی سنگینی به همراه داشته و بر اساس آمار مطرح‌شده در این گزارش، ۲۱ نظامی آمریکایی و بیش از هزار غیرنظامی ایرانی جان خود را از دست داده‌اند. علاوه بر این، ایالات متحده بخش مهمی از ذخایر مهماتی خود را مصرف کرده است؛ مهماتی که برای انجام سایر تعهدات و تحقق اولویت‌های راهبردی کلیدی این کشور ضروری هستند. با کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر سامانه‌های پاتریوت و تاد، آمریکا با چالش‌های فزاینده‌ای برای حفظ آرایش و آمادگی نیروهای خود در دیگر مناطق جهان، از جمله منطقه راهبردی هند و اقیانوس آرام، مواجه شده است.

با این حال، در نگاهی گسترده‌تر، اگر هدف عملیات موسوم به «خشم حماسی» جلوگیری از اعمال قدرت ایران در خارج از مرزهای این کشور بوده باشد، ممکن است نتیجه این عملیات دقیقاً معکوس شده باشد. قدرت نامتقارن؛ مهم‌ترین پیامد راهبردی جنگ شاید مهم‌ترین پیامد جنگ، آشکار شدن قدرت نامتقارن باشد. تهران از همان آغاز جنگ می‌دانست که از قدرت آتش مستقیم کافی برای شکست ایالات متحده برخوردار نیست، اما دریافت که با استفاده از تعداد نسبتاً محدودی موشک، پهپاد و مین می‌تواند بزرگ‌ترین دارایی راهبردی خود، یعنی کنترل بر تنگه هرمز، را به سلاحی اقتصادی و قدرتمند تبدیل کند.

این توانایی به ایران اجازه داده است که دست‌کم در شرایط کنونی، قدرت خود را در سراسر اقتصاد جهانی اعمال کند. پیامدهای این وضعیت بر قیمت انرژی، تورم و قدرت خرید در ایالات متحده، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، را بر آن داشت تا هفته گذشته توافقی با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، برای صدور مجوز فروش میلیون‌ها بشکه گازوئیل روسیه امضا کند. این فروش با اعتراض کشورهای اروپایی و اوکراین مواجه شده است؛ زیرا درآمد بیشتری را به خزانه ماشین جنگی روسیه سرازیر می‌کند. همچنین این تصمیم شکافی میان ایالات متحده از یک‌سو و اروپا و اوکراین از سوی دیگر ایجاد کرده است؛

شکافی که هرگونه مسیر احتمالی برای پایان دادن به جنگ ویرانگر و حل‌نشده اوکراین را پیچیده‌تر می‌کند. گسترش تهدیدهای ایران تا خاک بریتانیا دامنه پیامدهای امنیتی جنگ ایران به فراتر از خاورمیانه و حتی خاک بریتانیا نیز کشیده شده است. در پی مطرح شدن نگرانی‌هایی درباره احتمال وقوع حمله‌ای علیه پایگاه نیروی هوایی سلطنتی فیرفورد در انگلستان، ایالات متحده بمب‌افکن‌های دوربرد بی-۱ خود را که نقش مهمی در عملیات نظامی علیه ایران داشتند، از این پایگاه خارج کرد.

نویسنده گزارش در ادامه به ادعاهای پیشین درباره تلاش‌های منتسب به ایران برای هدف قرار دادن برخی مخالفان و مقام‌های خارجی مرتبط با عملیات سال ۲۰۲۰ علیه سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اشاره می‌کند. از نگاه نویسنده، نگرانی درباره احتمال هدف قرار گرفتن یک پایگاه نظامی در کشور عضو ناتو، با وجود فشارها و خسارات ناشی از جنگ از ماه فوریه، می‌تواند نشانه‌ای از گسترش ابعاد امنیتی درگیری و استمرار ظرفیت تأثیرگذاری منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایران باشد. تشدید جنگ عربستان و حوثی‌ها؛

تهدیدی برای چشم‌انداز اقتصادی ریاض در همسایگی ایران، هفته جاری شاهد تشدید قابل‌توجه جنگ میان عربستان سعودی و حوثی‌ها در یمن بوده است. تنها در روز شنبه، حملات حوثی‌ها به فرودگاه بین‌المللی ریاض بیش از ۱۲ کشته و بیش از ۳۰۰ مجروح بر جای گذاشت. این تبادل حملات موشکی در شرایطی به‌ویژه متزلزل برای عربستان سعودی رخ می‌دهد؛ کشوری که تلاش کرده است خود را الگویی از امنیت و ثبات در منطقه معرفی کند.

روز دوشنبه، مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ انرژی جهان، از جمله شورون، اکسون‌موبیل، شل، بی‌پی و توتال‌انرژی، سفر برنامه‌ریزی‌شده خود به ریاض برای شرکت در کنگره جهانی انرژی (WPC)، یکی از کنفرانس‌های بزرگ حوزه انرژی، را لغو کردند. عربستان سعودی قرار است در ده روز آینده میزبان رویداد جهانی مهم دیگری نیز باشد؛ کنفرانس سالانه «ابتکار سرمایه‌گذاری آینده» که با عنوان «داووس در صحرا» شناخته می‌شود.

این گردهمایی که مدیران و تصمیم‌گیرندگان بزرگ سرمایه‌گذاری و سران کشورها در آن شرکت می‌کنند، یکی از اجزای حیاتی برنامه بلندمدت و پرهزینه محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، برای نوسازی اقتصاد این کشور است. هدف این برنامه، تغییر مسیر اقتصاد عربستان از وابستگی بیش از حد به صادرات انرژی به سمت حوزه‌هایی مانند فناوری، گردشگری و سرگرمی است. با روند کنونی تحولات، اگر پروازهای ورودی به ریاض، با فرض باز بودن فرودگاه، در بهترین حالت با نیمی از ظرفیت خود انجام شوند، تعجب‌آور نخواهد بود.

اینکه حوثی‌ها، با وجود منابع مالی محدود اما مقاومت و سرسختی قابل‌توجه، بتوانند راهبرد چند تریلیون دلاری و چند دهه‌ای یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان را مختل کنند، نمونه دیگری از قدرت نامتقارن است. با این حال، پیامدهای احتمالی این درگیری برای راهبرد منطقه‌ای ایالات متحده می‌تواند بسیار گسترده‌تر باشد. چگونه ایران منطق حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را تغییر داده است؟ ایران مدت‌هاست که خواهان خروج ایالات متحده از منطقه بوده است.

با وجود این، آمریکا طی سال‌های گذشته حضور نظامی خود را در ۱۳ پایگاه واقع در کشورهای شریک، از جمله بحرین، کویت و قطر، گسترش داده است. هدف از این حضور، بازدارندگی در برابر تجاوز، تقویت ثبات و استقرار پیشاپیش تجهیزات و امکانات نظامی برای مقابله با درگیری‌های احتمالی بوده است. اما همان‌طور که استیون کوک، پژوهشگر شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، اشاره کرده است، ایران منطق وجود این پایگاه‌ها را وارونه کرده است. کشورهای شریک آمریکا در ابتدا به پایگاه‌های نظامی این کشور به‌عنوان منبعی برای تأمین امنیت خود نگاه می‌کردند؛

اما اکنون به دلیل استقرار همین پایگاه‌ها به هدف حملات تبدیل شده‌اند. این کشورها تصور می‌کردند که اگر ایران یا نیروهای نیابتی آن به آن‌ها حمله کنند، ایالات متحده فعالانه از آن‌ها دفاع خواهد کرد؛ اما اکنون تحقق چنین تعهدی محل تردید قرار گرفته است. پس از آنکه حملات ایران به این پایگاه‌ها آسیب وارد کرد، آمریکا بخشی از نیروهای خود را عقب کشید؛ هرچند هم‌زمان توانمندی‌های نظامی متحرک‌تری را در قالب سومین گروه ضربت ناو هواپیمابر و یک واحد اعزامی اضافی تفنگداران دریایی مستقر کرد.

اگر و زمانی که پیامدهای این درگیری فروکش کند، این پرسش مطرح خواهد شد که آیا کشورهای شریک آمریکا همچنان تمایل خواهند داشت این پایگاه‌ها را بازسازی کنند و نیروهای آمریکایی بار دیگر به آن‌ها بازگردند؟ روند طولانی و فرسایشی پایان دادن به جنگ‌های پرهزینه‌ای که ایالات متحده طی بیش از سه دهه در منطقه درگیر آن‌ها بوده است، تقریباً به‌طور قطع در نتیجه این جنگ شتاب خواهد گرفت. آینده امنیت خاورمیانه بدون چتر حمایتی آمریکا اما چه کسی یا چه سازوکاری جایگزین ایالات متحده خواهد شد؟

کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه احتمالاً بازآرایی گسترده و شتاب‌زده‌ای را در سیاست‌ها و شبکه‌های اتحاد خاورمیانه به دنبال خواهد داشت. بدون چتر امنیتی ایالات متحده، که بسیاری از شرکای منطقه‌ای واشنگتن تصور می‌کردند می‌توانند به آن تکیه کنند، این کشورها ممکن است برای تأمین امنیت خود به قدرت‌های دیگر یا به یکدیگر روی آورند. در بهترین حالت، چنین وضعیتی می‌تواند به شکل‌گیری ساختاری مشابه ناتو در خاورمیانه منجر شود؛ اتحادی نظامی یا شبکه‌ای از ائتلاف‌ها میان کشورهای همسایه و هم‌فکر که به تأمین امنیت جمعی خود متعهد باشند.

توافقنامه دفاعی مشترک مکه که اخیراً میان پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه منعقد شده و در حال تبدیل شدن به چارچوبی عملیاتی‌تر است، یکی از گزینه‌های احتمالی به شمار می‌رود. گزینه دیگر، پیمان ابراهیم است که بحرین، اسرائیل، مراکش و امارات متحده عربی را به یکدیگر نزدیک‌تر کرده است. اما این کشورها چگونه به دنبال تضمین امنیت خود خواهند رفت؟ احتمالاً یکی از مسیرها، تلاش برای دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای خواهد بود.

با توجه به اینکه یکی از اهداف حملات اولیه علیه ایران جلوگیری از گسترش تسلیحات هسته‌ای در منطقه بود، تناقض ماجرا در این است که همین جنگ ممکن است در نهایت کشورهای بیشتری را در خاورمیانه، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، به سمت دستیابی به توانمندی‌های تسلیحات هسته‌ای سوق دهد. ایران پس از جنگ؛ تداوم قدرت تأثیرگذاری در معادلات منطقه‌ای در چنین نظم جدیدی، چه آینده‌ای در انتظار ایران خواهد بود؟ تهران با وجود فشارها و خسارات ناشی از جنگ، توانسته است ظرفیت تأثیرگذاری خود بر معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی را حفظ کند؛

وضعیتی که محاسبات راهبردی درباره آینده روابط با ایران را پیچیده‌تر کرده است. در این شرایط، یکی از پرسش‌های اساسی، چگونگی پیشبرد مذاکرات با ایران با توجه به تحولات نظامی و تغییر موازنه قدرت در منطقه است. در حالی که گزارش‌هایی درباره احتمال تشدید حملات آمریکا و افزایش فشارها بر ایران منتشر شده، تحولات ماه‌های گذشته نشان داده است که ساختار سیاسی و اقتصادی کشور، برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها، از تاب‌آوری قابل‌توجهی برخوردار بوده است. بر این اساس، ایران همچنان می‌تواند به‌عنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار و بلندمدت در معادلات ژئوپلیتیکی خاورمیانه باقی بماند؛

واقعیتی که سایر قدرت‌ها ناگزیر خواهند بود در تنظیم سیاست‌ها و روابط آینده خود با تهران مورد توجه قرار دهند.

منبع: جماران

منبع خبرجماران
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 18:21
116,743مطلب نمایه‌شده
84,908موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی