رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعهمشهری7 دقیقه مطالعه

معمای تهدید بمب‌افکن‌های آمریکا در فرفورد؛ آیا ایران از تاکتیک اوکراین استفاده می‌کرد؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در این طرح قرار بود پهپادهای مسلح از خودروهای بدون نشان در نزدیکی حصار پایگاه به پرواز درآیند و بمب‌افکن‌های مستقر در فضای باز و صدها نیروی نظامی آمریکایی را هدف بگیرند.

معمای تهدید بمب‌افکن‌های آمریکا در فرفورد؛ آیا ایران از تاکتیک اوکراین استفاده می‌کرد؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در این طرح قرار بود پهپادهای مسلح از خودروهای بدون نشان در نزدیکی حصار پایگاه به پرواز درآیند و بمب‌افکن‌های مستقر در فضای باز و صدها نیروی نظامی آمریکایی را هدف بگیرند.

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: خروج ناگهانی ۱۲ بمب‌افکن راهبردی بی۱ (B-1) آمریکا از پایگاه فرفورد بریتانیا، از نگاه یک پژوهشگر موسسه کارنگی، نشانه‌ای از تغییر مهم در ماهیت جنگ‌های مدرن است: قدرت‌های بزرگ دیگر نمی‌توانند صرفا با اتکا به جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های چندمیلیارددلاری، برتری نظامی خود را تضمین کنند. گسترش فناوری پهپادی، هوش مصنوعی و ابزارهای تولید ارزان‌قیمت، امکان تهدید زیرساخت‌های نظامی پیشرفته را برای بازیگران کوچک‌تر فراهم کرده است؛ تغییری که ایران، اوکراین و گروه‌های مسلح غیردولتی هر یک به شکلی متفاوت در آن نقش داشته‌اند.

فرفورد؛ وقتی بمب‌افکن‌های چندمیلیارددلاری از خطر پهپادها دور شدند

از ماه مارس، آمریکا ۱۲ بمب‌افکن دوربرد بی‌۱ لنسر را در پایگاه نیروی هوایی سلطنتی فرفورد در جنوب انگلستان مستقر کرده بود تا از عملیات هوایی علیه ایران پشتیبانی کنند. این هواپیماها با قابلیت پرواز با سرعت مافوق صوت و حمل حجم زیادی از تسلیحات هدایت‌شونده و غیرهدایت‌شونده، از دارایی‌های مهم نیروی هوایی آمریکا به شمار می‌روند.

ارزش مجموع این ۱۲ هواپیما حدود ۳.۸ میلیارد دلار برآورد شده است؛ رقمی که معادل یک‌چهارم ناوگان بمب‌افکن‌های بی‌۱ آمریکا است.

اما در آخر هفته منتهی به ۳ اکتبر (۱۱ مهر)، فرماندهان نظامی آمریکا در پی نگرانی از حمله قریب‌الوقوع ایران، دستور خروج ناگهانی همه این بمب‌افکن‌ها از فرفورد را صادر کردند. استیو فلدستاین، پژوهشگر ارشد و مدیر برنامه دموکراسی، منازعه و حکمرانی در موسسه کارنگی، می‌نویسد که گزارش‌ها حاکی از آن بود که پنتاگون حتی برای سوخت‌رسانی هوایی به بمب‌افکن‌ها در زمان خروج، آمادگی کافی نداشت.

به نوشته او، اطلاعات محرمانه از احتمال اجرای یک حمله چندمرحله‌ای پهپادی از سوی سپاه پاسداران حکایت داشت. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در این طرح قرار بود پهپادهای مسلح از خودروهای بدون نشان در نزدیکی حصار پایگاه به پرواز درآیند و بمب‌افکن‌های مستقر در فضای باز و صدها نیروی نظامی آمریکایی را هدف بگیرند. این طرح در حد یک تهدید گزارش‌شده باقی ماند و نباید آن را به معنای اجرای قطعی حمله دانست.

اهمیت ماجرا، از نگاه فلدستاین، تنها در جابه‌جایی چند هواپیما نیست؛ بلکه در این واقعیت است که حتی یک پایگاه نظامی در خاک بریتانیا نیز ممکن است در برابر تهدید پهپادی آسیب‌پذیر باشد.

از اوکراین تا ایران؛ الگویی که جنگ را تغییر می‌دهد

فلدستاین برای توضیح این تحول، به عملیات اوکراین علیه پایگاه‌های هوایی روسیه در سال ۲۰۲۵ اشاره می‌کند؛ عملیاتی که با نام «تار عنکبوت» (Spider’s Web) شناخته شد.

بر اساس گزارش‌هایی که او به آنها استناد کرده، عوامل اوکراینی قطعات پهپاد را به داخل روسیه منتقل کردند و با مونتاژ آنها، حدود ۱۵۰ پهپاد ساختند. سپس این پهپادها با استفاده از کامیون‌هایی که رانندگانشان از محموله واقعی اطلاع نداشتند، به نقاطی در نزدیکی چند پایگاه هوایی روسیه منتقل شدند. پهپادها در زمان هماهنگ‌شده به سوی اهداف خود به پرواز درآمدند.

گزارش‌های مورد استناد فلدستاین حاکی از آن است که در این عملیات ۴۱ هواپیمای روسی هدف قرار گرفتند و ۱۲ فروند به‌طور کامل منهدم شدند. او ارزش این خسارت را میلیاردها دلار برآورد می‌کند و می‌نویسد پهپادهای کوچک و ارزان‌قیمت در این عملیات، توانستند به ناوگان بمب‌افکن‌های دوربرد روسیه خسارت قابل توجهی وارد کنند.

این الگو، از یک جهت اهمیت راهبردی دارد: مهاجم لزوما به جنگنده‌های پیشرفته، موشک‌های گران‌قیمت یا ناوگان هوایی هم‌تراز با دشمن نیاز ندارد. اگر بتواند قطعات و سامانه‌های ارزان‌قیمت را به محل مناسب برساند و حمله را هماهنگ کند، می‌تواند تجهیزات بسیار گران‌تر را در معرض خطر قرار دهد.

فلدستاین همچنین به عملیات اسرائیل در ایران اشاره می‌کند که در آن، بنا بر گزارش‌های منتشرشده، پهپادها و مواد منفجره از قبل در خودروهای عادی مستقر شده بودند و علیه فرماندهان نظامی، دانشمندان هسته‌ای و مقام‌های ارشد سپاه به کار رفتند.

این نمونه‌ها از نظر روش اجرا یکسان نیستند، اما نویسنده آنها را نشانه‌ای از گسترش جنگ‌هایی می‌داند که در آنها فناوری‌های کوچک‌تر و پراکنده، امکان نفوذ به ساختارهای نظامی سنتی را افزایش می‌دهند.

مزیت فناوری دیگر برای همیشه در اختیار قدرت‌های بزرگ نمی‌ماند

مفهوم محوری تحلیل کارنگی، «انتشار فناوری نظامی» (Military Diffusion) است؛ فرایندی که طی آن، فناوری‌های تازه از انحصار شمار محدودی از کشورها خارج می‌شوند و به‌تدریج در اختیار بازیگران بیشتری قرار می‌گیرند. به روایت فلدستاین، در سال ۲۰۱۰ تنها شمار محدودی از کشورها، از جمله آمریکا، بریتانیا و اسرائیل، به‌طور مستمر از پهپادهای مسلح در عملیات نظامی استفاده می‌کردند. اما تا سال ۲۰۱۹، کشورهایی مانند ایران و ترکیه نیز به توان تولید پهپاد دست یافته بودند و نمونه‌های کم‌هزینه خود را در اختیار داشتند یا صادر می‌کردند.

در این میان، پهپادهای ترکیه‌ای تی‌بی‌۲ (TB2) در جنگ جمهوری آذربایجان و ارمنستان به کار گرفته شدند و پهپادهای شاهد ایران نیز در حملات حوثی‌ها علیه تاسیسات نفتی عربستان نقش داشتند.

جنگ اوکراین مرحله تازه‌ای از این روند را نشان داد. اوکراین در ابتدای تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، صنعت پهپادی محدودی داشت و به واردات تسلیحات متکی بود؛ اما به‌تدریج توان تولید داخلی خود را گسترش داد و پهپادهای تجاری را تغییر داد یا طرح‌های تازه‌ای مانند پهپادهای دید اول‌شخص (FPV) و پهپادهای هدایت‌شونده با فیبر نوری توسعه داد.

نکته اصلی این است که کشورهای ضعیف‌تر از نظر صنعتی، دیگر صرفا مصرف‌کننده فناوری تولیدشده در قدرت‌های بزرگ نیستند. آنها می‌توانند فناوری موجود را متناسب با نیازهای خود تغییر دهند و حتی در برخی حوزه‌ها به الگویی برای دیگران تبدیل شوند.

هوش مصنوعی و چاپ سه‌بعدی؛ کاهش فاصله میان ایده و سلاح

فلدستاین معتقد است هوش مصنوعی و چاپ سه‌بعدی، سرعت انتشار فناوری نظامی را افزایش داده‌اند. در گذشته، طراحی و تولید تجهیزات پیچیده به گروه‌های بزرگ مهندسی، زنجیره تامین گسترده و سرمایه‌گذاری سنگین نیاز داشت. اکنون بخشی از این فرایندها با دسترسی به طرح‌های دیجیتال، ابزارهای طراحی مبتنی بر هوش مصنوعی و تولید قطعات به کمک چاپ سه‌بعدی آسان‌تر شده است.

او برای نشان دادن این روند به گزارشی از شرکت آنتروپیک در سپتامبر ۲۰۲۶ اشاره می‌کند که طبق آن، یک گروه مهندسی وابسته به حوثی‌ها از ابزار کلود کد (Claude Code) برای کار روی موشک‌های بالستیک چندمرحله‌ای و راکت‌های هدایت‌شونده استفاده کرده بود. به نوشته فلدستاین، این گروه در نهایت یک موشک دقیق را آزمایش کرد، هرچند آزمایش ظاهرا موفق نبود.

این مثال به معنای آن نیست که هوش مصنوعی به‌تنهایی توان ساخت تسلیحات پیشرفته را در اختیار هر فرد یا گروهی قرار می‌دهد. اما نشان می‌دهد که ابزارهای دیجیتال می‌توانند برخی موانع دانشی و مهندسی را کاهش دهند و به بازیگران کوچک‌تر برای توسعه توانایی‌های نظامی کمک کنند.

به باور نویسنده، نتیجه این روند، غیرمتمرکز شدن نوآوری نظامی است: فناوری دیگر فقط از کشورهای پیشرفته به کشورهای ضعیف‌تر منتقل نمی‌شود؛ بلکه گروه‌های غیردولتی و بازیگران کم‌برخوردار نیز می‌توانند با ترکیب دانش، شبکه‌های محلی و دسترسی به قطعات، توانایی‌های تازه‌ای ایجاد کنند.

ارتش آمریکا به سازگاری بیشتر نیاز دارد

فلدستاین در بخش پایانی تحلیل خود، از این تحولات نتیجه می‌گیرد که ارتش آمریکا باید در اولویت‌های نظامی خود بازنگری کند. از نظر او، واشنگتن همچنان سرمایه‌گذاری سنگینی روی سامانه‌های بسیار پیشرفته و پرهزینه انجام می‌دهد؛ سامانه‌هایی که در برابر برخی تهدیدهای ارزان‌قیمت و پراکنده، ممکن است کارایی مورد انتظار را نداشته باشند.

او طرح سپر موشکی «گنبد طلایی» ترامپ و پیشنهاد ساخت ناو جنگی هسته‌ای جدید را نمونه‌هایی از اتکای آمریکا به تجهیزات بسیار گران‌قیمت می‌داند. در مقابل، پیشنهاد می‌کند پنتاگون منابع بیشتری را به توسعه سامانه‌های ارزان‌تر مقابله با پهپادها، آزمایش فناوری‌های تازه و افزایش توان سازگاری سازمانی اختصاص دهد.

به نوشته او، یکی از درس‌های جنگ ایران این بوده است که سامانه‌های کم‌هزینه و قابل جایگزینی مقابله با پهپاد، از جمله فناوری‌هایی که در اوکراین توسعه یافته‌اند، می‌توانند در برخی شرایط برای بازدارندگی در برابر حملات پهپادی و حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، کارآمدتر از سامانه‌های گران‌قیمت باشند.

تهدید اصلی، فقط پهپاد نیست

اهمیت خروج بمب‌افکن‌های بی‌وان از فرفورد، در چارچوب تحلیل کارنگی، بیش از آنکه به تغییر محل استقرار هواپیماها محدود باشد، به مسئله‌ای ساختاری اشاره می‌کند: فاصله فناوری میان قدرت‌های بزرگ و رقبای کوچک‌تر در برخی حوزه‌های نظامی در حال کاهش است.

پهپادهای ارزان‌قیمت، ابزارهای دیجیتال، چاپ سه‌بعدی و هوش مصنوعی می‌توانند هزینه تهدید کردن تجهیزات نظامی پیشرفته را کاهش دهند. این روند به معنای پایان برتری نظامی آمریکا نیست؛ اما نشان می‌دهد که برتری فناورانه، بدون سازگاری با روش‌های جدید جنگ، لزوما به امنیت پایدار منجر نمی‌شود.

در این چارچوب، پرونده فرفورد برای ایران نیز اهمیت دارد: تهدید یک دارایی نظامی ارزشمند می‌تواند هزینه‌های حفاظتی و عملیاتی طرف مقابل را افزایش دهد، حتی اگر حمله مورد انتظار هرگز اجرا نشود. با این حال، برای قضاوت درباره میزان تاثیر واقعی این تهدید بر توان عملیاتی آمریکا، باید میان گزارش‌های مربوط به نگرانی اطلاعاتی، جابه‌جایی هواپیماها و خسارت نظامی تاییدشده تفاوت گذاشت.

منبع: همشهری

منبع خبرهمشهری
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 23:00
117,305مطلب نمایه‌شده
85,536موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی