رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریشبکه شرق20 دقیقه مطالعه

شبکه نمایش خانگی به کمیته انضباطی نیاز دارد

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق، ابراهیم ایرج‌زاد، کارگردان فیلم‌های «تابستان داغ» و «عنکبوت» و سریال «گل‌سنگ»، در گفت‌وگویی درباره فراز و فرودهای شبکه نمایش خانگی، این مدیوم را نه تهدیدی برای سینما، بلکه عاملی برای تداوم چرخه تولید در شرایط دشوار سال‌های اخیر…

شبکه نمایش خانگی به کمیته انضباطی نیاز دارد

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

ابراهیم ایرج‌زاد، کارگردان فیلم‌های «تابستان داغ» و «عنکبوت» و سریال «گل‌سنگ»، در گفت‌وگویی درباره فراز و فرودهای شبکه نمایش خانگی، این مدیوم را نه تهدیدی برای سینما، بلکه عاملی برای تداوم چرخه تولید در شرایط دشوار سال‌های اخیر می‌داند. او با تأکید بر ضرورت شکل‌گیری رقابت سالم، جوایز معتبر و سازوکارهای استاندارد برای ارزیابی آثار، از فاصله نگاه تلویزیون با زیست امروز جامعه، محدودیت‌های تولید و لزوم اعتماد بیشتر به فیلم‌سازان می‌گوید و معتقد است شبکه نمایش خانگی می‌تواند با میدان‌دادن به استعدادهای تازه و بازتاب تنوع جامعه ایران، به آینده سینما نیز کمک کند. با او درباره این موضوع به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.

‌برخی از همکاران شما تصور می‌کنند پلتفرم‌ها یا شبکه نمایش خانگی باعث ورشکستی سینما شده‌ است. چرا این احساس وجود دارد که شبکه نمایش خانگی بخشی از مخاطب سینما را جدا کرده است و بسیاری در خانه، مخاطب سریال و فیلم‌ها هستند و سینما ممکن است مثل سابق عملکرد موفقی نداشته باشد. با این نگاه موافقید؟

طبعا با این نگاه موافق نیستم و اتفاقا صددرصد مخالفم. فکر می‌کنم مثالی فوتبالی برای روشن‌شدن این موضوع جالب‌تر باشد. مثلا لیگ برتر برگزار می‌شود، چرا جام حذفی داریم؟ اصلا چرا جام ملت‌های آسیا یا جام جهانی داریم؟ هیچ‌یک از اینها باعث از بین رفتن لذت دیدن فوتبال نمی‌شود. همه آنها در واقع تکه‌های یک مجموعه‌اند که شرایط صنعتی‌تجاری را برای مخاطب فوتبال در دامنه‌های مختلف تعریف می‌کنند و اصطلاحا یک فصل را می‌سازند.

به نظر من شبکه نمایش خانگی و پلتفرم‌هایی که فعالیت می‌کنند و خوشبختانه تعداد آنها بیشتر هم می‌شود، حکم باشگاه‌های فوتبال را دارند که با یارگیری‌ها یا سازماندهی‌های خودشان شروع به تولید محتوا می‌کنند و این باعث رقابت می‌شود و رقابت هم که ذاتا باعث پیشرفت است. اما نقد من فقط به این موضوع است که ما چیزی به اسم لیگ نداریم. چیزی به اسم فصل جوایز نداریم. چیزی به اسم رقابت نداریم.

یعنی هر پلتفرمی محتوای خودش را تولید می‌کند و یک تیم تبلیغاتی را هم کمپین می‌کند و هیچ محلی از قضاوت متأسفانه به شکل استانداردش آن‌طور که در دنیا رسم است در کشورهای مختلف رسم است، در ایران نداریم و برای آن سازوکاری هم نداریم یا اگر داریم، تداوم ندارد و پرنسیپ و شخصیت ندارد و صاحب یک سازوکار با شخصیت نیست و این نقد من است. وقتی از مراسم‌هایی مانند گرمی، گلدن‌گلوب، اسکار و… صحبت می‌کنیم که حالا بخشی از آن سینمایی است و بخشی دیگر مربوط به تلویزیون یا پلتفرم‌ها‌ست، همه این موارد تأثیر می‌گذارد در کاری که مثلا پلتفرمی مثل آمازون یا نتفلیکس و…

انجام می‌دهند. اگر به سؤال شما برگردم، باید بگویم هر‌چقدر بستر و زمینه تولید چه به بهانه شبکه نمایش خانگی چه به بهانه تولید فیلم سینمایی در کشور ما بیشتر باشد، مایه خوشحالی و خوشبختی است. چون معتقدم ما اگر بتوانیم شرایطی را به وجود بیاریم که کشورهای آسیای میانه، خلیج فارس و کشورهای شرق و غربمان را هم در تولید محتوا دخیل کنیم، 10 برابر این نیروی کار و ۱۰ برابر این چیزی که الان داریم تولید کنیم، باز کم می‌آوریم. به همین دلیل معتقدم شبکه نمایش خانگی به‌هیچ‌وجه تأثیر منفی روی کار سینما نگذاشته. اتفاقا در بزنگاه‌هایی مثل کرونا و…

باعث شده اهالی سینما بتوانند با بازتعریف کاری خودشان همچنان از محتوا و شغل خودشان مراقبت کنند.

‌ درحال حاضر می‌توانیم شبکه نمایش خانگی را یک مدیوم مستقل بدانیم؟ به این دلیل که فکر می‌کنم بسیاری تصور می‌کنند ممیزی شبکه نمایش خانگی کمتر از تلویزیون است و تا حدودی این مدیوم برای ساخت سریال راحت‌تر است.

شوربختانه تلویزیون درجا می‌زند و شبکه نمایش خانگی ارتباط نزدیک‌تری با بدنه جامعه، بافت اجتماعی و زیست مردم یا اصطلاحا لایف‌استایل آنها دارد. به همین دلیل از این لحاظ خیلی با هم متفاوت‌اند. اما می‌توانند رقیب‌های خیلی جدی برای هم باشند. یعنی تلویزیون مثل یک لیگ داخلی است و شبکه نمایش خانگی مثل یک لیگ بین‌المللی‌تر. باز این دو می‌توانند روی یکدیگر تأثیرات مثبتی بگذارند و با همدیگر اصطلاحا مراوده و مبادله هم داشته باشند. اما شاید ظرفیتش وجود ندارد، چراکه یک اختلاف نگاه بسیار زیادی بین مدیران تلویزیون و تولیداتی که در شبکه نمایش خانگی انجام می‌شود وجود دارد. مثالش در مورد سریال «گل سنگ» وجود داشت.

‌ اتفاقا می‌خواستم بپرسم وقتی سراغ ساخت «‌گل سنگ» آمدید، چه اتفاقی افتاد؟ این ممیزی شامل حال شما شد؟

چند مدیر به صورت مستقیم و غیرمستقیم پیام دادند اگر کمی «گل سنگ» مواردی را رعایت کرده بود، از تلویزیون قابل پخش بود و این خیلی جمله غم‌انگیزی است که منِ ابراهیم ایرج‌زاد با مجموعه پلتفرم شیدا، خانم زینب تقوایی و مهدی بدرلو و همه مجموعه همکارانم از جنگ ۱۲‌روزه تا بعد از جنگ ۴۰‌روزه درگیر پروسه تولید بودیم. ذره‌ای دلسردی به خودمان راه ندادیم و سریال در سال ۱۴۰۵ آماده شد که یک رئالیسم اجتماعی بود که مخاطب کاملا باورش کرد و همه آن نکات اخلاقی که یک اثر اساسا باید داشته باشد را داشت.

ولی وقتی چنین جملاتی می‌شنوی، می‌فهمی چقدر این قطار تلویزیون سرعت پایینی دارد و حرکتش از مسیری که جامعه در آن جلو می‌رود، جا مانده است. در بحث ممیزی و ارتباطی هم که با ساترا داشتیم، باید بگویم اینجا قصدم این نیست که از ساترا تعریف کنم یا آن را زیر سؤال ببرم. ذات وجود داشتن جایی که بخواهد دغدغه‌ها و یک حساسیت‌هایی را تذکر بدهد، طبیعتا همه‌‌جا وجود دارد. کسی نمی‌تواند منکر این شود. نسبت به خود من ترس‌های همیشه وجود دارد، چه از سمت سازمان سینمایی و چه از سمت تجربه اولم در شبکه نمایش خانگی.

‌‌این ترس از کجا می‌آید؟

نمی‌دانم. زمانی که قصد ساخت «تابستان داغ» را هم داشتم، این ترس وجود داشت که قرار است یک فیلم سیاه اجتماعی ساخته شود. زمانی که می‌خواستم «عنکبوت» را بسازم باز این ترس وجود داشت که از سوژه و مسائل مذهبی که درون ساختار درام بود، برداشت‌ها یا سوء‌برداشت‌هایی شود که خوشبختانه هرکدام از این فیلم‌ها وقتی ساخته شد، همان آدم‌ها با صداقت کامل گفتند که نظرشان تغییر کرد. درمورد «گل سنگ» هم این اتفاق افتاد. خوشبختانه درِ گفت‌وگو همیشه باز بوده.

ما رفتیم گفت‌وگو کردیم و یک بخشی از دغدغه‌ها و ترس‌ها را از بین بردیم و بخشی دیگر که من همیشه می‌گویم: «مجبورید اعتماد کنید و باید اعتماد کنید»، چرا‌که من صاحب یک سابقه‌ای هستم و خوشبختانه نتیجه این صحبت‌ها مثبت بود و «گل سنگ» تولید شد.

‌یعنی با ساترا ارتباط دوستانه‌ای داشتید؟

دوستانه یا غیر‌دوستانه که نه ولی یک ارتباط کاری و حرفه‌ای وجود داشت. آنها ‌دغدغه‌ها، ترس‌ها و نگرانی‌هایی داشتند و من هم دغدغه‌ها، ترس‌ها و نگرانی‌هایی داشتم. برای من مهم این بود که درام آسیب نبیند، مفاهیمی که می‌خواهم در مورد آنها صحبت کنم از بین نرود.

آنها هم می‌خواستند از تأثیرش روی مخاطب مراقبت کنند که در این بین تعاملی شکل گرفت که اساسا آسان نیست و مخرج مشترک گرفتن خیلی کار آسانی نیست، چون نمی‌خواهم وقتی همکارام این مصاحبه را می‌بینند، فکر کنند من مقداری شرایط را آسان جلوه می‌دهم، اما اساسا چون خودم آدم اهل گفت‌و‌گویی هستم و گفت‌وگو هیچ‌وقت خسته‌ام نمی‌کند، معمولا این‌قدر با مجموعه‌ای که ترس و نگرانی دارد ادامه می‌دهم تا آنها را راضی کنم. مثلا سر ساخت فیلم «‌عنکبوت» جایی آقای نوروزبیگی، تهیه‌کننده، به من گفت به تو پروانه نمی‌دهند و به فیلم‌نامه دیگری فکر کن.

چون چندین و چند ماه بود که به ارشاد می‌رفتم و من یقین داشتم بالاخره آنها را راضی می‌کنم این فیلم ساخته شود.

به هر حال ۲۰ سال بعد از آن حادثه باید ساخته می‌شد. یعنی من و اکتای براهنی یک روزی با هم گپ زدیم که کاری را با هم راه بندازیم. وقتی به این پرونده رسیدیم، فکر کردیم بالاخره بعد از ۲۰ سال باید جامعه ظرفیتش را داشته باشد که با چنین پرونده‌ای مواجه شود و خیلی از مدیران سینمایی بعد از تولید «عنکبوت» با صداقت و شجاعت تشکر کردند از اینکه این فیلم تولید شد.

‌چون در مورد «عنکبوت» صحبت می‌کنیم، ما قبل‌تر که راجع به این فیلم با هم حرف می‌زدیم، نکته جالبی به من گفتید که بخشی از ساخت این فیلم مربوط به زیست شما در شهری بوده که زادگاهتان است؛ مشهد و این اتفاق هم در مشهد افتاده و این شخصیت هم در آن شهر مرتکب این جنایت‌ها شد. چقدر برمی‌گشت به ذهنیتی که شما داشتید و حوادثی که در آن شهر اتفاق افتاد و این دغدغه در ذهن شما بود که حتما باید در مورد این اتفاق صحبت کنید.

من ۱۹ سالم بود و سال ۷۹ این ماجراها اتفاق افتاد. تأثیر خیلی پررنگی در جامعه ایران داشت و دوچندان برای اهالی شهر مشهد و فراموش‌نشدنی بود. این خاطرات با من ماند. همان زمان سینما تحصیل می‌کردم و دوره هنرستان بودم و بعد از گذشت چند سال که من «تابستان داغ» را ساخته بودم، اکتای براهنی «پل خواب» را کار کرده بود و رفاقت ما حالا به‌واسطه ادبیات و سینما و بحث فیلم‌نامه شکل گرفت، سر صحبت باز شد که بالاخره جامعه باید با این مسئله روبه‌رو شود.

چون معتقدم سینما می‌تواند این لبه‌های تیز مسائل خشن را که تروماساز برای جامعه است، دراماتیزه کند و شکل و شمایلی به آن بدهد که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند و اصطلاحا از تونلش عبور کند بدون اینکه آسیب ببیند، اما تأثیراتی را هم که باید بگیرد،‌ به مخاطب بدهیم. از فیلم‌های کوتاه تا «تابستان داغ»، «‌عنکبوت»، «شوهر ستاره» و «گل سنگ» یک سری کانسپت هست مثل خانواده، خانه، زن و فرزند که در واقع در شکل‌های مختلفی جلو می‌آیند و حضور دارند، چون مسئله اصلی ذهن من است و همیشه فکر کردم‌ کوچک‌ترین سلول جامعه، خانواده است.

پس مهم‌ترین بخش جامعه، یک خانواده است و پر از قصه و درام و وضعیت‌های پیچیده است به همین خاطر سعی می‌کنم تمرکزم را فعلا اینجا نگه دارم. یعنی حتی در مورد سعید حنایی و فیلم «عنکبوت» هم اساسا از بحث کانسپت خانواده وارد شدم.

‌‌ از بحث خانواده دور نشویم؛ چون در مورد نمایش خانگی و «‌گل سنگ» حرف زدیم. این خانواده را به شکل دیگری در «گل سنگ» دیدیم. برای من جالب است بعد از تجربه‌هایی که از سینما داشتید، تصور شما درباره کار در شبکه نمایش خانگی چه بود؟ این ایده چطور شکل گرفت؟

من از سال 1400 تا 1404، دو بار قرار بود دو سریال برای شبکه نمایش خانگی کار کنم که در هر دو مرتبه بعد از طی زمانی برای پیش‌تولید، احساس کردم ‌از خروجی نمی‌توانم مراقبت و دفاع کنم. به‌ همین خاطر استعفا دادم و آن دو کار را ترک کردم و هر دو به اشکال مختلف مسیر تولیدشان را طی کردند. اسم نمی‌آورم چون اساسا تمرکز بحث را جای دیگری می‌برد. این در ذهنم بود که اگر می‌خواهم قدم اول را برای حضور در شبکه نمایش خانگی بردارم، باید قابل دفاع، محکم و حضوری مؤثر باشد. خوشبختانه یک روز دوست خوبم مهدی بدرلو تماس گرفت و من را به دفترشان دعوت کرد.

خانم تقوایی، من و مهدی بدرلو در یک جلسه سه‌نفره‌‌ درباره اینکه باب یک همکاری را برای یک مینی‌سریال برای پلتفرم شیدا باز کنیم، گفت‌وگو کردیم‌. یک اعتماد و اختیاری هم برای قصه به من داده شد و ما در گفت‌وگوهایی، مسیری را طی کردیم که من طرحی را خوانده بودم از دوست و همکارم خوبم پیام کرمی که با هم «تابستان داغ» را کار کرده بودیم. باز مدل نگاه من و پیام کرمی هم خیلی شبیه هم است. طرحی که به من داد، مربوط به یک تجربه و ‌مسئله واقعی بود که آن را به‌عنوان یک سیناپس کار کرده بود‌.

قرار شد جوهره آن را نگه داریم، اما شروع کنیم به بازسازی ساختمان درام و ‌طراحی مسیر روایت بر اساس همان طرح. وقتی در موردش با خانم تقوایی و مهدی بدرلو صحبت کردم، آنها هم با من هم‌نظر بودند که آن چیزی را که دنبالش بودیم، پیدا کرده‌ایم و کار شروع شد. اصل نکته این بود که اصطلاحا به مخاطب باجی داده نشود‌ یا برای وایرال‌سازی، حقه یا کلکی سوار نشود یا موج‌سواری‌ روی نکاتی نشود که پالس مثبتی برای مخاطب ندارد، اما هیجان‌ساز است. پس قرار شد به سمت آن هم نرویم. همه این موارد

در مجموع خیلی کمک کرد. نفس عمل ‌زمانی که من را دعوت کردند، نفس نیکی بود. خیلی انرژی مثبت و قوی‌ای برای من بود و خوشبختانه در بازخوردی که از مخاطب گرفتیم، این را حس کردیم.

‌ بله مخاطب دوستش داشت. می‌خواهم بدانم چقدر نگاه شما قبل از ساخت «گل سنگ» و بعد از آن به شبکه نمایش خانگی تغییر کرد؟

در شبکه نمایش خانگی تنها با یک موجود طرف نیستید. پلتفرم شیدا برای خودش ‌ساز‌و‌کار‌ و‌ چشم‌اندازی را تعریف کرده و قدم‌های اولش را برمی‌دارد و در قیاس با پلتفرم‌هایی مثل فیلیمو یا فیلم‌نت، نوپاتر و جوان‌تر است، اما صاحب ایده است. چیزی که من تجربه کردم. ولی خب منِ فیلم‌ساز امروز ممکن است تحت قرارداد پلتفرم شیدا باشم و فردا پلتفرمی دیگر. به نظرم در این میان مهم است که فصل جوایزی برای شبکه نمایش خانگی وجود داشته باشد و رقابتی مدیریت‌شده با یک کمیته انضباطی هم لازم دارد.‌ کار خیلی سخیفی که می‌بینم، این است که ربات‌هایی کامنت می‌گذارند؛

ممکن است فیلم‌ساز یا تولید‌کننده اثری، چنین تقلبی بکند، ولی نمی‌دانم چرا پلتفرم باید زیر بار چنین تقلبی برود. یعنی من سریالی را برای پلتفرمی می‌سازم و سریال خوبی هم نشده، بعد پلتفرم می‌بیند که من با یک پولی زیر پست‌ها با ربات کامنت می‌گذارم. مثلا پست هنوز کاملا آپلود نشده،۴۰۰ نفر مثلا کامنت‌های مثبت می‌گذارند. روی هر‌کدام هم که می‌زنی، صفر فالوئینگ، مثلا دو هزار تا فالوور و مشخص است که ربات است. به نظرم حتما به یک کمیته انضباطی نیاز است. چیزهایی را که باید در این ساز‌و‌کار از آن مراقبت شود‌ با مثال فوتبالی می‌گویم که بهتر فهم شود.

هر‌کدام از این پلتفرم‌هایی که متولد می‌شوند، حکم باشگاهی را دارند که بالاخره هر‌کدام از آنها یک روزی تأسیس شده‌اند. مهم این است که صاحب یک شخصیت و چشم‌انداز شوند که مخاطب بداند وقتی پلتفرم شیدا، فیلیمو یا فیلم‌نت را باز می‌کند، با چه مدل نگاهی مواجه است و بعد همه اینها بالاخره شکلی از داوری را داشته باشد که منصفانه باشد. یعنی اصلا ایرادی ندارد که فیلم‌نت جایی ببیند بهترین سریال سال را شیدا ساخته یا شیدا ببیند که بهترین سریال امسال را مثلا فیلیمو ساخته است و بازار رقابت بهتری هم ایجاد می‌کند و به‌ نفع خودشان است.

در واقع منِ فیلم‌ساز ممکن است امروز در این باشگاه یا در این پلتفرم حضور داشته باشم، فردا جای دیگری باشم. مهم این است که من محتوایی تولید کنم که در ارتباط با مخاطبش موفق باشد. به نظرم درست نیست پلتفرم اصلا پشت این آمارسازی‌ها پنهان شود؛ مهم بازخوردی است که از مخاطب می‌گیرد. می‌خواهم بگویم بازدید لزوما فاکتوری نیست که ما بخواهیم به‌عنوان یک امتیاز قرار بدهیم، اما نکته مؤثری هم هست، به شرطی که یک کمیته اخلاق و شکلی از رقابت سالم هم وجود داشته باشد.

‌ به نظر شما با رشد عجیب سریال‌سازی در شبکه نمایش خانگی روبه‌رو نیستیم؟

به نظرم عرضه هر چقدر بالا می‌رود، دال بر این موضوع است که تقاضا هست. کیفیت سریال‌ها بحث دیگری است. اینکه رشد آنها زیاد شده است، به نظرم مخاطب در حال حاضر دسترسی مستمر و آسان‌تری به محتوا دارد. پس این خیلی فرق می‌کند با مثلا ۱۰ سال یا ۲۰ سال قبل که من برای‌ دیدن یک محتوا باید خودم را به خانه می‌رساندم و تلویزیون می‌دیدیم یا سینما می‌رفتم. اتفاقا از نگاه آماری به نظرم تولیدات زیادی نداریم. ولی به جهت کیفیت شاید از هر 10 اثری که تولید می‌شود، به سختی می‌توان از هشت‌تای آن دفاع کرد، اما این دلیل بر اینکه تولید نشوند، نیست.

باید فکر کرد به این ساز‌و‌کار ساختار استانداردی داد که در آن ساختار استاندارد، کیفیت بالاتر برود. یکی از این موارد این است که باید رقابت ایجاد شود و فصل جوایز ایجاد شود و این فصل جوایز باید شکل استاندارد، پایدار و قابل اعتمادی داشته باشد. اینها مواردی است که وجود ندارد و خلأ آن تأثیرش را می‌گذارد.

مثلا دیدم که کانالی برای خودش فصل جوایز شبکه نمایش خانگی راه می‌اندازد و مشخص است مثلا بازیگری اصلا در اینستاگرام حضور ندارد و ترجیح داده به کارش بپردازد و آن کانال اینستاگرامی جایزه را به بازیگری می‌دهد که بیشترین فالوور را در اینستاگرام دارد‌ و پست‌های آن کانال یا صفحه را استوری می‌کند. پس او می‌شود بهترین بازیگر شبکه نمایش خانگی در فصل بهار. در صورتی که همه می‌دانند که او واجد چنین تحسینی نبود. نه اینکه آن بازیگر یا سریال یا جایزه را زیر سؤال ببرم؛ می‌خواهم بگویم اساسا شکل غلطی از ارزیابی اتفاق افتاده است و تأثیرش را در محتوا می‌گذارد؛

چرا‌که آدرس غلطی به مخاطب داده می‌شود.

‌صحبت بازیگران شد؛ بازیگرانی که در شبکه نمایش خانگی حضور دارند، دستمزدهای عجیب‌و‌غریبی می‌گیرند و شاید این افزایش دستمزد آنها به واسطه شبکه نمایش خانگی این‌قدر بالا رفته که نمی‌توان جلوی آن را گرفت. مثل کاری که در سال‌های گذشته تلویزیون انجام می‌داد‌.‌ شما مدیوم شبکه نمایش خانگی را تجربه کرده‌‌ و در سینما نیز کار کرده‌اید، چقدر معتقدید شبکه نمایش خانگی باعث این اتفاق شده است؟

اگر تولید نیرو نکنیم، هر چیزی که کم باشد قیمتش هم بالا می‌رود. شبکه نمایش خانگی پتانسیل بالایی دارد برای اینکه به بازیگران جوان و‌ استعدادهای جدید هم اعتماد کند و هم باعث پرورش و سکوی پرتاب آنها شود. اساسا نگاهی که در تولید «گل سنگ» بود، از اینجا آمد که این پتانسیل را در نظر بگیریم. وقتی به ترکیب این سریال نگاه می‌کنید، این را می‌بینید که هم بازیگر معرفی می‌شود و هم سکو پرتاب است. یک انرژی جدیدی تزریق می‌شود به ویترین بازیگری سینما و شبکه نمایش خانگی. این اما ‌باز هم چندان صاحب یک سیاست مشخص نیست.

باز مثال فوتبالی می‌زنم که سازمان لیگ می‌گوید امسال هیچ تیمی نمی‌تواند بازیکن خارجی بگیرد یا همه تیم‌ها موظف ‌هستند پنج‌ بازیکن امید داشته باشند. این باعث می‌شود ‌تیم‌های مثلا رده جوانان و نوجوانان صاحب انگیزه‌های چند‌برابری شوند؛ چون فکر می‌کنند به‌زودی می‌توانند در لیگ اول ایران بازی کنند. در حال حاضر چنین چیزی وجود ندارد که هر سریالی ساخته می‌شود، موظف باشد چند نفر از نیروهای بااستعداد تئاتر یا مؤسسه‌هایی را که وجود دارند، در نقش‌های هر‌چند کوتاه یا پررنگ یا اصلا نقش اصلی استفاده کنند.

اینکه چگونه از آنها استفاده شود، اختیارش به گروه داده شود و می‌تواند به واسطه همین موضوع، امتیازهایی هم به گروه تولید و پلتفرم داده شود. به نظرم این موضوع شور و شوق و هیجانی را در جامعه آموزشی و نیروی کار ایجاد می‌کند. غیر از اینکه نگاه می‌کنید بعد از مثلا پنج یا ۱۰ سال، مثلا 10‌ ستاره در شکل‌های مختلف به سینمای ایران معرفی می‌شوند و هیچ‌کس هم جای هیچ‌کس را تنگ نمی‌کند. این آسمان با این همه ستاره هنوز هم وقتی به آن نگاه می‌کنید پر از فضای خالی است. بارها‌ به خود من ثابت شده که هیچ‌کسی جای هیچ‌کس را در هیچ شغل و در هیچ منصبی با حضور یک نیروی جدید نمی‌تواند بگیرد، بلکه اتفاقا می‌تواند تأثیر مثبتی هم داشته باشد.

‌ تمایل دارید بار دیگر در شبکه نمایش خانگی کار کنید؟

الان در حال نگارش فصل اول یک مجموعه جدید‌ هستم که آن را به‌عنوان قدم دوم خودم در شبکه نمایش خانگی می‌خواهم در نظر بگیرم.

‌ بعد از تجربه «گل سنگ» شبکه نمایش خانگی به شما به‌عنوان یک فیلم‌ساز چه چیزی اضافه کرد؟

اساسا روایت داستان «گل سنگ» متفاوت بود. شاید اگر یک فیلم سینمایی می‌شد، آن کوچه و پس‌کوچه‌هایی را که در روایتش من و پیام کرمی توانستیم درها را باز ‌کنیم و به آنها سر بزنیم، نداشتیم. به همین خاطر اصلا سریال‌ یا مینی‌سریال رفتن به اعماق دریاست؛ رفتن به کوچه و پس‌کوچه های شهر و محله است. چیزی که برای من خیلی هیجان‌انگیز بود، این بود که به‌عنوان یک فیلم‌ساز فرصت داری جاهایی بروی و چیزهایی را نشان بدهی و لحظاتی از شخصیت و موقعیت‌هایش را ببینی که در آن در واقع با پهنای باند فیلم سینمایی امکان‌پذیر نیست.

به همین خاطر یکی از چیزهایی که من را خیلی مشتاق و پر‌انرژی نگه داشت‌ برای اینکه پشت سر «گل سنگ» بدون هیچ استراحتی بخواهم وارد ‌طراحی جدیدی برای یک سناریوی جدید شوم، همین ظرفیتی بود که‌ کشفش کردم.

‌در کنار تجربه‌ای که در نمایش خانگی داشتید که خوشایند هم بوده و فیلم آخر شما، «شوهر ستاره» که هنوز اکران نشده است، اگر بخواهیم به صورت کلی در مورد شرایطی که در حال حاضر سینمای ما در آن قرار دارد صحبت کنیم و به سؤال ابتدایی من برگردیم، می‌خواهم بدانم شرایط سینما را در حال حاضر چطور می‌بینید؟

اگر «گل سنگ» یک فیلم سینمایی بود و من اول 1404 قرار بود آن را با حضور سرمایه‌گذارها بسازم، حتما شرایط جنگ باعث تعطیلی کار می‌شد. کمااینکه خبر دارم دوستان و همکاران زیادی دچار این وضعیت شدند و پروژه‌های آنها تعطیل شد و به‌سختی‌ توانستند کارشان را جمع کنند. آسیب‌هایی دیدند و‌…، چرا‌که از کرونا تا امروز مدام اتفاقاتی را تجربه می‌کنیم که نخستین ضربه آن به سینما خورده است و هنوز هم درونش هستیم. اما شبکه نمایش خانگی کمک کرد این چرخه به حرکتش ادامه بدهد و با حرکت خودش حرکت سینما را هم ‌هر‌چند لاجون و هرچند کم‌زور‌ پایدار نگه دارد.

وضعیت سینما اصطلاحا یک چراغ چشمک‌زن قرمزی دارد در خودش که روشن شده و آلارم می‌دهد که امیدوارم در شش‌ماهه دوم با فیلم‌هایی که قرار است اکران شود، که «شوهر ستاره» هم جزئی از آنهاست و مسیری که به لحاظ سیاسی اجتماعی کشورمان طی می‌کند، شرایط شکل بهتری به خودش بگیرد، ولی منوط به اتفاقات زیادی است. معتقدم ۹۹تا دلیل وجود دارد که آدم در ایران به شکل قانع‌کننده کار نکند ولی یک دلیل وجود دارد که شما آن کار را به درست‌ترین شکل ممکن انجام بدهید. ما باید دنبال همان یک دلیل بگردیم.

خودم خیلی خوشحالم که امروز و در این سال‌ها در کشورم حضور دارم و از نزدیک کنار هم‌وطنان زندگی می‌کنم و با این چالش‌هایی که با آن مواجه هستیم، دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. ولی به هر ترتیبی هست، باید بتوانیم در آنجایی که هستیم و جایگاهی که داریم، تأثیر مثبتی بگذاریم که بعدتر وقتی به پشت سر نگاه می‌کنیم، از خودمان راضی باشیم. زمانی که «گل سنگ» را کار می‌کردیم، اتفاقات بسیار پررنگی به لحاظ وضعیت سیاسی پیش آمد و جنگ شد. اما هیچ‌کدام از آن حوادث کوچک‌ترین تأثیری روی اینکه سریالی به اسم «گل سنگ» ساخته نشود، نگذاشت.

‌ فکر می‌کنم سریال در جنگ مراحل تدوین را پشت سر گذاشت.

بعد از حمله ۹ اسفند و همه آن اتفاقات ناگواری که افتاد، کار تعطیل شد. دو روز از فیلم‌برداری بیشتر باقی‌ نمانده بود. چند روز تعطیل کردیم. بچه‌ها هر‌کدام به شهرهای مختلف رفتند، من خودم یک هفته رفتم مشهد. همان زمان با مهدی بدرلو و خانم تقوایی تماس گرفتم و گفتم می‌خواهم پس‌تولید را شروع کنم و آنها هم استقبال کردند. من رفتم شاهرود، چون محمد نجاریان شاهرود بود. شروع کردیم پنج قسمت سریال را تدوین کردیم. بعد از آن به سمت تهران آمدم. حالا آن ایست بازرسی‌های بین راه و مردم ترسیده و چیزهایی که دیدم بماند.

آن زمان صداگذاری را با دوست خوبم علیرضا علویان‌ و‌ فیکس را با علیرضا اکبری و شهرزاد اکبری شروع کردیم و همه اینها در روزهای جنگ و بمباران بود. خانه من در سهروردی است و موشک بود که از بالای سر ما رد می‌شد، ولی ذره‌ای برای من به این شکل نبود که بیخیال شوم. هفتم عید بود که با آریا عظیمی‌نژاد بحث موسیقی را پیش بردیم. حد فاصل قائمشهر‌ساری جایی را پیدا و شروع کردیم کارکردن. وقتی «گل سنگ» پخش شد، همه اینجوری بودند که اصلا سریال کی ساخته شد؟

می‌خواهم بگویم این از آن ایمانی می‌آید که همیشه سعی می‌کنم در خودم زنده نگهدارم و فکر می‌کنم در یک سال گذشته ایرانی‌هایی که در این کشور زندگی می‌کردند، هر‌کسی که به نوعی در این شرایط حضور داشت و با حضورش، با بودنش داشت یک انرژی مثبتی از اینکه ما هستیم و ما می‌توانیم جامعه را همچنان نگه داریم منتقل می‌کرد. به نظر من این خیلی مؤثر بود و امیدوارم چنین مواردی دیده شود. یک خط مقدمی هست که اصطلاحا می‌جنگد. اما یک بدنه‌ای هست که هیچ وقت دیده نمی‌شود که زیست می‌کند و چرخ ساختار اجتماعی را می‌چرخاند.

این بدنه آنقدر در این سال‌ها بعضا دیده نشده که باعث آسیب‌ها، خرابی‌ها و تروما‌های زیادی شده است که در این سالیان تجربه‌اش کرده‌ایم. امیدوارم به اینکه ما اساسا از این مسیر جوری بیرون بیاییم که وقتی مثلا از شبکه نمایش خانگی و تولیدات تلویزیون صحبت می‌کنیم، از دو‌تا چیز متفاوت از هم صحبت نکنیم. آنقدر اختلاف زاویه بین دو‌تا نگاه وجود نداشته باشد، چون ایران یک کشور پهناور و گوناگون است و این گوناگونی هم نیاز به پرداخت و دیده‌شدن دارد و این شبکه نمایش خانگی و این تولیدات می‌توانند اساسا با پرداختن به این گوناگونی، به این وحدت نظر و کلمه کمک شایانی بکند.

به نظر یکی از چیزهایی که خیلی به آن کم‌توجهی شده، این گوناگونی مردم ایران است. معتقدم ایران مطلقا تجزیه‌پذیر نیست. در هر خانه‌ای می‌روی از همه اقوام می‌بینیم و باید با هم مهربان‌تر باشیم.

به عنوان یک فیلم‌ساز می‌گویم برخورد من اساسا همیشه با مثلا مجموعه نظارتی، برخوردی بوده که انگار می‌ترسند و همیشه به آنها گفتم اگر من اثری را هم تولید بکنم که شما نقد جدی به آن داشته باشید، من همینجا هستم، آدرس من مشخص است، می‌توانیم حرف بزنیم ولی اینکه جلوی تولیدی گرفته شود یعنی می‌خواهید زمانه را لحاظ نکنید. آن‌وقت این از جای دیگر بیرون می‌زند. اگر منِ فیلم‌ساز آن فیلم را نسازم، جامعه به من کاری ندارد، قطار حرکت می‌کند. به همین‌خاطر اگر به این تولیدات اجازه ساخت داده شود و توسط برج مراقبت این دایره بازتر و آن گوناگونی در آنها لحاظ شود، می‌تواند به اتحاد و مسالمت‌‌آمیز زیستن کنار هم کمک کند.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرشبکه شرق
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 08:22
114,757مطلب نمایه‌شده
82,558موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی