رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعانتخاب17 دقیقه مطالعه

تماشا کنید؛ پشت‌پرده یک پروژه: هر توافقی جام زهر است

آنچه در ماه‌های اخیر شاهد آن هستیم، سابقه‌ای طولانی در این کشور دارد. از روز فتح خرمشهر که برخی گفتند بهترین زمان برای خاتمه جنگ از موضع عزت است، تا روزی که فاو به تسخیر ایران درآمد و بار دیگر موقعیت برای پایان عزتمندانه جنگ فراهم شد، تا صدور قطعنامه ۵۹۸ در…

تماشا کنید؛ پشت‌پرده یک پروژه: هر توافقی جام زهر است

سرویس سیاسی «انتخاب»: در پی عملیات سنگین «کربلای ۵» در زمستان ۱۳۶۵ و رسیدن رزمندگان ایرانی به دروازه‌های بصره، معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی دگرگون شد و شورای امنیت سازمان ملل متحد برای مهار دامنه جنگ اقدام بی‌سابقه‌ای در پیش گرفت. در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ (۲۰ ژوئیه ۱۹۸۷)، پانزده عضو شورای امنیت در جلسه ۲۷۵۰ خود به‌اتفاق آرا «قطعنامه ۵۹۸» را تصویب کردند. این سند برخلاف اسناد توصیه‌ای پیشین، ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد تدوین شده بود و ضمانت اجرایی حقوقی داشت.

دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در واکنش به این اقدام، راهبرد «نه رد مطلق و نه پذیرش فوری» را برگزید. تهران اعلام کرد قطعنامه را مبنای گفت‌وگو قرار می‌دهد، مشروط بر آن‌که شورای امنیت ترتیب بندها را اصلاح کند؛ به این معنا که بند ۶ (تحقیق درباره آغازگر جنگ و شناسایی متجاوز) پیش از اجرای بند ۱ (آتش‌بس و عقب‌نشینی) اجرایی شود. در مقابل، رژیم بعث عراق بر اجرای بندها به ترتیب شماره و برقراری فوری آتش‌بس اصرار داشت که این اختلاف، روند اجرای قطعنامه را به مدت یک سال در بن‌بست دیپلماتیک قرار داد.

در اولین واکنش رسمی وزارت خارجه که به تیتر یک روزنامه «کیهان» 30 تیر 1366 بدل شد ایران قطعنامه 598 را غیر عادلانه خواند.

آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت در اجتماع مردم اردبیل نیز به قطعنامه واکنش منفی نشان داده و می گوید« تسلیم قطعنامه شورای امنیت نخواهیم شد و ضربات قاطع تر خود را بر دشمنان وارد خواهیم کرد » ولایتی وزیر وقت امور خارجه نیز تاکید می کند « شورای امنیت نشان داد که جرات و جسارت اتخاذ یک تصمیم درست و عادلانه را ندارد »

سوم مرداد 1366 نیز هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس و سخنگوی شورای عالی دفاع تصمیم جدید جنگی ایران را اعلام کرد: اگر به منابع نفتی و تاسیسات اقتصادی ایران حمله شود با شرکای عراق مقابله به مثل می کنیم.

تحولات میدانی، گسترش دامنه درگیری و بن‌بست جنگ (پاییز ۱۳۶۶ تا بهار ۱۳۶۷)

از نیمه دوم سال ۱۳۶۶ موازنه جنگ با ورود ارتش‌های غربی به خلیج فارس و کاربرد وسیع سلاح‌های نامتعارف از سوی بغداد تغییر یافت. نیروی دریایی آمریکا عملاً با حمله به سکوهای نفتی ایران و درگیری با شناورهای ایرانی وارد فاز عملیاتی شد. در ماه‌های آغازین سال ۱۳۶۷، عراق با تکیه بر تسلیحات مدرن شرقی و غربی و بمباران‌های شیمیایی گسترده، ضدحملات هماهنگی را آغاز کرد که به سقوط شبه‌جزیره فاو (فروردین ۱۳۶۷)، شلمچه، جزایر مجنون و خطوط دفاعی جنوب انجامید.

نقطه اوج بحران بین‌المللی در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ با هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری پرواز ۶۵۵ ایران‌ایر توسط ناو آمریکایی وینسنس رقم خورد. این تحولات نشان داد که ادامه جنگ نه‌تنها در عرصه نظامی با محدودیت‌های شدید لجستیکی و انسانی مواجه است، بلکه احتمال رویارویی همه‌جانبه با قدرت‌های فرامنطقه‌ای را نیز تشدید کرده است.

تصمیم استراتژیک نظام و پذیرش رسمی قطعنامه (تیر ۱۳۶۷)

در تیرماه ۱۳۶۷، ارزیابی جامعی از توان کشور توسط سران نظام به امام خمینی ارائه شد. گزارش میرحسین موسوی (نخست‌وزیر وقت) بیانگر کسری شدید بودجه، کاهش درآمدهای ارزی و ناتوانی در تأمین حداقل‌های معیشتی و نظامی بود. هم‌زمان، نامه محسن رضایی (فرمانده کل سپاه پاسداران) شرایط ادامه نبرد و کسب پیروزی نظامی را منوط به تدارک تسلیحات سنگین، جنگنده‌ها و تانک‌های مدرن و افزایش چندبرابری نیروها ظرف چند سال آینده دانست که فراهم ساختن آن ناممکن بود.

با تجمیع این داده‌ها توسط آیت الله هاشمی رفسنجانی (جانشین فرمانده کل قوا) و نشست مشترک مسئولان ارشد، امام خمینی تصمیم به پذیرش آتش‌بس را اتخاذ کردند. در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ نامه‌ای رسمی از سوی رئیس‌جمهور وقت به خاویر پرز دکوئیار ارسال شد و دو روز بعد، رهبر انقلاب در پیام معروف ۲۹ تیر ۱۳۶۷ به تشریح دلایل تصمیم خود پرداختند و آن را مصلحتی تلخ و به مثابه «نوشیدن جام زهر» برای صیانت از اسلام و کشور توصیف نمودند.[ صحیفه امام، جلد 21، صص 100-74]

رازهای ساختگی برای قطعنامه 598!

روند امور منتهی به پذیرش قطعنامه 598 به عیان نشان دهنده چرایی امور بود و هست ولی در تابستان سال ۱۳۹۲، کتابی با عنوان «راز قطعنامه: چرایی و چگونگی پایان جنگ تحمیلی» به قلم کامران غضنفری از سوی دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان منتشر شد. این اثر که چهل‌وهشتمین جلد از مجموعه «نیمه‌پنهان» به شمار می‌رفت، در ۳۲۰ صفحه و ظرف مدت کوتاهی چندین بار تجدید چاپ شد.

نویسنده در این کتاب مدعی شده است که پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در تیرماه ۱۳۶۷ و تعبیر «جام زهر» از سوی امام خمینی، نه نتیجه ارزیابی واقع‌بینانه شرایط نظامی و اقتصادی، بلکه پیامد گزارش‌های خلاف واقع برخی مسئولان وقت بوده است. غضنفری با استناد به خاطرات منتشرشده هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی، میرحسین موسوی و دیگر فرماندهان و مقامات، جلسه ۲۳ تیر ۱۳۶۷ را نقطه عطف روایت خود قرار داده و مدعی است که گزارش‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی ارائه‌شده به امام، تصویری مأیوس‌کننده و غیرواقعی از وضعیت جنگ ترسیم کرده‌اند.

از آن جایی که کتاب «راز قطعنامه» چکیده و خلاصه همه آن چه در کل سال های پس از خاتمه جنگ علیه مدیران و مقاماتی است که به دنبال خاتمه جنگ بوده اند، در بررسی موضوع باید به این کتاب و حواشی آن اهمیت ویژه ای قائل شد. کامران غضنفری در کتاب «راز قطعنامه» به جای آن که آمریکا و شوروی و قدرت های غربی را عامل تحمیل قطعنامه 598 بداند و بخواند معتقد و به دنبال اثبات خیانت کار بودن مقامات نظامی و سیاسی جنگ بوده است. موضوعی که واکنش های گسترده ای را به دنبال داشت. محسن رضایی به صراحت از واکنش رهبری و خلاف واقع خواندن این ادعاها سخن گفت و فرماندهان جنگ از جمله حسین علایی و پژوهشگرانی چون شیرعلی نیا نیز به نویسنده به مناظره پرداخته و گفتنی ها را گفتند.

چنان چه ذکر شد نوشته کامران غضنفری با واکنش گسترده‌ای از سوی پژوهشگران و فرماندهان دوران دفاع مقدس مواجه شد. محمد درودیان، پژوهشگر ارشد تاریخ جنگ در مرکز اسناد انقلاب اسلامی، در گفت‌وگویی که در تیرماه ۱۴۰۳ منتشر شد، روایت کتاب را نمونه‌ای از «نظریه خیانت» خواند و تأکید کرد که امام خمینی در متن پذیرش قطعنامه صراحتاً نوشته است تصمیم بر اساس نظر «تمام کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور» گرفته شده است. درودیان همچنین اشاره کرد که نویسنده بدون انجام پژوهش مستقل، صرفاً به نقل گزینشی از اسناد موجود اکتفا کرده و واقعیت‌های راهبردی جنگ را نادیده گرفته است.

درودیان در مصاحبه خود می گوید: این نظریه بحث خیانت را مطرح می‌کند. این موضوع در کتاب راز قطعنامه، نوشته‌ی آقای کامران غضنفری مطرح شده است. و من این کتاب را نقد و در سایتم منتشر کرده‌ام. کامران غضنفری در واقع می‌خواهد به این سوال جواب بدهد که چرا امام در مورد پایان جنگ و پذیرش قطعنامه تعبیر جام زهر را به کار بردند. گفته می‌شود امام پس از اعلام پذیرش قطعنامه و حضور مردم در جبهه‌ها با عملیات مرصاد تعجب کردند، پس یک عده‌ای به امام خمینی درباره‌ی جنگ اطلاعات غلط دادند. به نظرم با توجه به مستندات منتشرشده در کتاب آقای عضنفری این نظریه که به امام اطلاعات نمی‌دادند و امام نمی‌دانست، فرضیه‌ی غلطی است ولی ایشان به دنبال اثبات آن رفته است.

این پژوهشگر ارشد تاریخ جنگ می گوید: مشکل اصلی کتاب آقای غضنفری این است که برای پاسخ به پرسشی که داشته، پژوهش نکرده و به نوشته‌ی خودشان از تحقیقات دیگران استفاده و نقل کرده است در حالی که براساس نتیجه‌ی پژوهش دیگران و نقل برخی از قسمت‌ها نمی‌شود به پرسش پاسخ داد. ضمن اینکه نقل از مسئولین به معنای استناد به نظرات به صورت گزینشی است نه استفاده از پژوهش.

امام وقتی قطعنامه را می‌پذیرد در نامه‌ی پذیرش قطعنامه تأکید می‌کند که «با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور که به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با پذیرش قطعنامه موافقت کردم.» آقای غضنفری در کتاب خود نظر امام را نقل کرده ولی روشن نیست چرا تلاش می‌کند تا مسئولین سیاسی و نظامی را به خیانت متهم کند.

بر اساس تحلیل آقای درودیان همچنین امام می‌گوید به واسطه‌ی «حوادث و عواملی» که از ذکر آن فعلاً خودداری می‌کنم در مقطع کنونی پذیرش قطعنامه را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم. آقای غضنفری و دیگران سراغ آن حوادث و عوامل نرفته‌اند. بخشی از آن حتماً تفکر مسئولین، محدودیت‌های منابع کشور، دشواری‌های اداره‌ی هم‌زمان انقلاب و جنگ بوده است. باید این مسائل را با پژوهش روشن کرد. استفاده از مفهوم خیانت تحریف تاریخ و ساده‌کردن یک مسئله تاریخی و راهبردی است.

دلیل استقبال از نظریه خیانت!

درودیان دلیل استقبال از «نظریه خیانت» را نیز به کنکاش و بررسی می نشیند و می گوید: در هر صورت این مباحث بررسی نشده است. به نظر خودم بر اساس نظریه‌ای می‌شود این را توضیح داد که علت استقبال از نظریه‌ی خیانت و خرید کتاب اقای غضنفری چه بوده است. وقتی جامعه‌ به چیزی باور دارد، در واقع جهان ذهنی باورهای جامعه براساس آن شکل گرفته است. چنانکه در زمان جنگ، جهان ذهنی و باورهای ما بر این اساس شکل گرفته بود که جنگ ما جنگ حق و باطل است و ما برتریم. و صدام عامل امریکا و وابسته بود. هشت سال هم در فضای رسانه‌ای می‌گفتیم نیروهای بعثی ضعیف هستند و تحقیرشان کردیم.

وقتی تهاجمات ارتش عراق در فروردین سال ۱۳۶۷ آغاز شد و مناطق تصرف‌شده در شش سال، در فاصله‌ی چهار ماه بازپس گرفته شد، این جهان ذهنی در هم ریخت و مردم غافلگیر شدند. آگاهی جمعی و جهان ذهنی برای بازسازی نیاز به زمان داشت. در چنین شرایطی پاسخ به پرسش از علت استفاده امام از تعبیر جام زهر و انتشار کتاب با عنوان «راز قطعنامه» که بیشتر با رویکرد سیاسی بود و پس از حوادث سال ۱۳۸۸ تهیه و منتشر شد، مورد استقبال قرار گرفت.

وی ادامه می دهد: بنابراین معتقدم جامعه وقتی در برابر یک وضعیتی غافلگیر می‌شود، بخشی از ذهنیتش به این سو می‌رود که چرا این طور شد. بخشی می‌رود به سمت اینکه ما پیروزیم و بخشی هم می‌رود به سمت خیانت و توطئه‌های پیچیده. گروهی هم می‌گفتند که نکند سرزمین‌های متصرفی عراق را دادیم تا بهانه برای صلح ایجاد شود. برخی نظرات هم با استفاده از مفهوم خیانت شکل گرفته است. به نظرم وقتی که مسئله‌ی جنگ به عنوان مسئله‌ی استراتژیک در جامعه ادراک نشده باشد، موقعیت‌ها و شرایط استراتژیک مورد بررسی قرار نمی‌گیرد و پناه می‌برند به مباحث پیچیده و استفاده از موضوع خیانت.

این خلاف است!

محسن رضایی، فرمانده سپاه در دوره دفاع مقدس، نیز در نامه‌ای که 5 مرداد ۱۳۹۳ در روزنامه جوان منتشر شد، اعلام کرد که رهبر انقلاب پس از مطالعه کتاب، در حاشیه آن نوشته‌اند: «این خلاف است.»

محسن رضایی طی نامه ای که روزنامه «جوان» آن را در صفحه یک شماره این روز خود منتشر می کند می نویسد: اینجانب که افتخار 16 سال فرماندهی سپاه در زمان امام راحل و رهبر معظم انقلاب را داشته‌ام پس از کناره‌گیری از فرماندهی سپاه،‌ بارها و بارها شاهد توهین‌ها، دروغ‌ها و تحریف‌های دفاع مقدس بوده‌ام ولی به دلیل آنکه موضوع جنگ، شخصی و سیاسی نشود سکوت را بر دفاع از خود و دفاع مقدس، ترجیح داده‌ام، لکن اخیراً که در رابطه با تحریفات دفاع مقدس در یک کتاب، نامه‌ای به محضر رهبر معظم انقلاب نوشتم، ایشان فرمودند: خود شما که در جنگ فرمانده بودید چرا جواب نمی‌دهید؟ من این کتاب را خواندم و در حاشیه آن نوشتم: «این خلاف است».

رضایی همچنین یادآور شد که حتی پس از پذیرش قطعنامه، صدام بلافاصله به خرمشهر و کرمانشاه حمله کرد و امام خمینی با صدور حکم توقف، جنگ دوم را پایان داد. رضایی در این بخش از نامه خود به ادعای کامران غضنفری مبنی بر این که امام به دنبال ادامه جنگ بودند می پردازد و می نویسد:… چه اصراری دارند که پذیرش قطعنامه را پایان جنگ بدانند؟ اگر جنگ با پذیرش قطعنامه پایان یافت چرا صدام پس از پذیرش آن توسط ایران به خرمشهر و کرمانشاه حمله کرد؟ و اگر امام می‌خواستند جنگ ادامه پیدا کند چرا عملیات آماده رزمندگان به بصره را لغو کردند.

بنابر‌این، جنگ را با نبرد و از موضع اقتدار به پایان بردیم و این امام بود که سوت پایان جنگ را با پیروزی و با عبور از خط پایان جنگ، به صدا در آورد و نه صدام. اگر امام، پیشنهاد فرماندهان را که از سوی رهبر معظم انقلاب به ایشان ارائه شد می‌پذیرفتند و ما وارد بصره شده بودیم جنگ ادامه می‌یافت. پس امام با ادامه جنگ در شرایطی که پیروزی‌های پی در پی در برهه پایانی جنگ، حاصل شده بود و قطعنامه را هم پذیرفته بودند مخالفت نمودند.

البته این ادعای محسن رضایی که جنگ از موضع قدرت پایان یافت و به پیروزی های پی در پی در برهه پایانی جنگ اشاره می کند با تاریخ سال پایانی جنگ چندان منطبق نیست و اگر این را مبنای عمل قرار دهیم همان ادعای کامران غضنفری بر روی کرسی می نشیند که جنگ در شرایط پیروزی های مستمر ایران به پایان رسید و نباید جنگ خاتمه می یافت!

قطعنامه تحمیل شد ولی از سوی آمریکا و شوروی!

مهر 1399 مناظره ای میان کامران غضنفری و حسین علایی از فرماندهان سپاه در دوره دفاع مقدس انجام می شود و حسین علایی در این مناظره می گوید: من هم معتقدم که امام علاقه نداشتند جنگ را با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ تمام کنند و دوست داشتند این اتفاق با شکست عراق و تشکیل حکومت توسط مردم عراق به پایان برسد. البته من معتقدم تمام کسانی که در جنگ اطراف امام بودند مثل هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی، محسن رضایی و حسنی سعدی فرمانده ارتش کمک کردند و توان خود را قلبا برای پیروزی در جنگ به کار گرفتند، اما این آمریکا، شوروی و عراق بودند که باعث تحمیل قطعنامه ۵۹۸ بر کشورمان شدند.

وی با بیان اینکه همه اطرافیان امام خمینی وفادار و خوب بودند، تصریح کرد: امام گفتند من به تعهد، دلسوزی و صداقت کارشناسان نظامی سطح بالای کشور اعتقاد دارم پس قبول قطعنامه به مصلحت نظام بود و مسئولان کشور به اتکای به خود این تصمیم را گرفتند و کشور‌های دیگر در این کار دخالت نداشتند.

علایی با اشاره به اینکه امام بعد از تصویب قطعنامه علت پذیرش قطعنامه را فشار کشور‌های خارجی و نه فشار اطرافیان خود دانستند، تصریح کرد: امام میگفت باید مشخص شود متجاوز کیست، چون برخی‌ها ابهام ایجاد میکردند که شاید ایران عراق را برای حمله تحریک کرده است.

وی افزود: چون ما در نیمه راه پیروزی در مقابل عراق بودیم آمریکا و شوروی فشار آوردند تا ما قطعنامه را بپذیریم پس پذیرش قطعنامه به دلیل فشار آمریکا و شوروی بود و نه به خاطر فشار یاران امام.

این پژوهشگر دفاع مقدس با بیان اینکه ما چه سودی میبریم که بگوییم یاران امام قطعنامه را به او تحمیل کردند، گفت: رهبر معظم انقلاب دو سال بعد از پایان جنگ که صدام معاهده ۱۹۷۵ را پذیرفت به آقای هاشمی به عنوان فرمانده جنگ مدال دادند؛ بنابراین می توان گفت داخلی‌ها همه خود را برای امام و آرمان امام که اسلام بود فدا میکردند پس باید از آن‌ها تجلیل کنیم، چون امام از آن‌ها تجلیل میکرد.

جنگ برای پیروزی و یا منهدم شدن؟!

علایی تصریح کرد: جنگ دو طرف دارد و طبیعتا طرف مقابل بیکار نمی نشیند پس ما نیز باید تمام توان خود را در جنگ به کار می گرفتیم. واقعیت این است که مردم ما تا سال ۶۵ تا آخرین قطره خون جنگیدند و ۴۱ هزار شهید دادیم، ولی مسئله هایی که وجود دارد این است که جنگ باید برای پیروزی و نه برای منهدم شدن باشد به همین دلیل امام با پذیرش قطعنامه جلوی جنگ را گرفت و البته حاصل این قطعنامه پیروزی برای ایران بود چرا که امروز دیگر خبری از صدام، خانواده او و حزب بعث نیست.

وی با اشاره به اینکه آمریکا و شوروی می گفتند که جنگ نباید پیروز داشته باشد به همین دلیل قطعنامه را به ما تحمیل کردند، بیان کرد: اگر قطعنامه را نمی پذیرفتیم کشور‌های حامی عراق برای حمایت از صدام وارد عمل می شدند و ما را نابود می کردند و معتقدم این اتفاق می افتاد چرا که آمریکا ناو‌های خود را به خلیج فارس آورده بود. به هر روی آمریکا چند بار علیه ما جنگیده و علاوه بر انهدام چند ناو ارتش چهار سکوی نفتی ما را نیز منهدم و ۴۰۰ میلیون دلار به ما خسارت زده بود و در آخرین اقدام خود هواپیمای مسافربری کشورمان را سرنگون کرد. پس آمریکا جنایتکار و متجاوز بود، اما ما یک کشور تنها بودیم.

این پژوهشگر دفاع مقدس با اشاره به اینکه امام خمینی همواره دنبال پایان دادن جنگ با حفظ تمامیت ارضی و خروج عراق از خاک کشورمان بود، اظهار کرد: امام به حرف کارشناسان نظامی گوش می کرد و اهل مشورت بود با این وجود وظیفه ما این است که از تمام کسانی که در دفاع مقدس به خاطر انقلاب و اسلام جنگیدند تجلیل کنیم و آن‌ها را زیر سوال نبریم.

علایی بیان کرد: امام خمینی خالصانه و مخلصانه قطعنامه را پذیرفت و گفت که من از هر آنچه که گفتم گذشتم به همین دلیل خداوند به ایران کمک کرد و پس از پذیرش قطعنامه ما به تمام نتایجی که میخواستیم، رسیدیم.

فاقد پشتوانه علمی و مبتی بر تقطیع اسناد!

در مهرماه ۱۴۰۰، مناظره‌ای میان کامران غضنفری و جعفر شیرعلی‌نیا، پژوهشگر تاریخ جنگ، در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. شیرعلی‌نیا در این جلسه، کتاب را فاقد پشتوانه علمی و مبتنی بر تقطیع اسناد توصیف کرد و گفت که چنین روایتی حتی با اخلاق تاریخی نیز سازگار نیست.

شیرعلی‌نیا در نقد صحبت‌های نویسنده و ادعاهای کتاب راز قطعنامه گفت: اصولا این نوع ادعاها، پشتوانه علمی و پژوهشی ندارد و حتی با اصول اخلاقی سازگار نیست؛ مثلا ایشان به کتاب من رفرنس می‌دهد، در حالی که مطلبی که ادعا می‌کند در کتابم نیست.

شیرعلی‌نیا با اشاره به نمونه‌هایی از ادعاهای مطرح‌شده توسط غضنفری درمورد جاسوس‌بودن مسئولان مهم کشور نظیر بهزاد نبوی یا ملاقات حسن روحانی با مسئولان اسرائیلی گفت: ما این ادعاها را دنبال کردیم و دیدیم به منابع خارجی ارجاع شده است، منابع خارجی را با زحمت پیدا کردیم و دیدیم نه‌تنها منابع معتبری نیستند، بلکه درجه دو هم نیستند. یک جا، یک نشریه‌ای در پیوست خود مطلبی را بدون سند نوشته که از این مطالب در دنیای مطبوعات جهانی زیاد است و قابل استناد نیست، اما ایشان آن مطلب را به‌عنوان یک فکت و واقعیت نقل کرده که این روش علمی نیست.

اگر قرار باشد به این مطالب استناد کنیم، اتهامات موهن زیادی هم علیه رهبری در کتاب‌ها و مطبوعات آمریکا و اسرائیل نوشته‌اند، آیا آنها را هم نقل و به آنها استناد می‌کنید؟

وی ادامه داد: مثلا ایشان درمورد جاسوسی آقای بهزاد نبوی، مدعی شده در سال 1360 این موضوع لو رفته و مسئولان می‌دانستند، خب چرا با ایشان برخورد نشده و هیچ وقت هم به این اتهام رسیدگی نشده؟ ایشان به خاطرات آقای هاشمی استناد می‌کند، در حالی که اصلا در خاطرات آقای هاشمی چنین مطلبی نیست و تحریف کرده‌اند.

این پژوهشگر گفت: مسئله دیگر این است که ما با این کار، ولایت فقیه را بی‌اعتبار می‌کنیم و افراد می‌پرسند: این چه امام و رهبری می‌شوند که دورشان پر از جاسوس و خائن است و براساس حرف‌های آن افراد خائن تصمیم می‌گیرند؟

مدیر پنل از کامران غضنفری سوال کرد: شما که چاپ کتابتان توسط مؤسسه کیهان را دلیل بر عدم مخالفت رهبری با محتوای کتاب می‌دانید، چطور حکم امام به آقای هاشمی به‌عنوان فرمانده جنگ یا امضای ریاست‌جمهوری آقای روحانی را دلیل جاسوس و خائن ندانستن این افراد توسط امام و رهبری نمی‌دانید؟

غضنفری در پاسخ گفت: من مدعی درستی همه مطالبم نیستم و ممکن است رهبری بخشی از آن را هم خلاف بدانند، اما معتقدم امام آقای هاشمی را مدیریت می‌کرد و نقطه‌ضعف‌های ایشان را پوشش می‌داد. امام به ‌دنبال تصرف عراق بود و کسانی که جام زهر را به امام دادند، خائن هستند. تعلل می کنیم…!

شیرعلی‌نیا در بخشی از این میزگرد گفت: ما همیشه تصمیمات را در زمان مناسب خود نمی‌گیریم و آن‌قدر تعلل می‌کنیم که هزینه و خسارت سنگینی بپردازیم و بعد واقعیت را قبول کنیم، در موضوع قطع‌نامه هم اگر آن را در همان تیرماه سال 1366 و بعد از تصویب آن پذیرفته بودیم، بسیاری از خسارت‌ها و تلفات را نمی‌دادیم؛ اما زمانی که در جبهه‌ها شکست خوردیم و دستاوردهایمان را از دست دادیم، مجبور شدیم واقعیت را بپذیریم، کسانی که شعار پیروزی در جنگ می‌دادند خودشان گفتند که با این نیروها و امکانات نمی‌توانیم پیروز شویم.

غضنفری در پاسخ گفت: نامه‌هایی که به امام نوشته شده، واقعیت نداشته، هم نیرو بوده، هم پول و امکانات و هم مردم آماده جنگ بودند، اما مسئولان نمی‌خواستند بجنگند و امام پس از استقبال مردم از جبهه‌ها در مرصاد گفته بودند اگر می‌دانستم مردم این‌طور در صحنه هستند، قطع‌نامه را نمی‌پذیرفتم. شیرعلی‌نیا در پاسخ گفت: چطور شما این همه سند رسمی و مدرک را انکار می‌کنید و به یک حرف بدون سند استناد می‌کنید؟ نامه‌های مسئولان درباره قطع‌نامه و دو پاسخ عمومی و خصوصی امام به آنها موجود است و در آن همه حقایق ذکر شده است.

آنچه در ماه‌های اخیر شاهد آن هستیم، سابقه‌ای طولانی در این کشور دارد. از روز فتح خرمشهر که برخی گفتند بهترین زمان برای خاتمه جنگ از موضع عزت است، تا روزی که فاو به تسخیر ایران درآمد و بار دیگر موقعیت برای پایان عزتمندانه جنگ فراهم شد، تا صدور قطعنامه ۵۹۸ در تیر ۱۳۶۶، همواره افرادی که از «صلح عزتمندانه» سخن می‌گفتند، خائن خوانده شدند.

هنگامی که از تیر ۱۳۶۶ عبور کردیم و قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به میان آمدند، وضعیت کشور به سمتی رفت که به گفته حسین علایی، از فرماندهان دفاع مقدس، ایران وادار به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شد؛ این بار نه از موضع عزت، بلکه به اجبار آمریکا و شوروی.

در یک کلام می‌توان گفت عده‌ای در طول سالیان متمادی با «تئوری خیانت مقامات کشور» جای خادم را با خائن عوض کرده‌اند و روندی را شکل داده‌اند که موجب تعلل مسئولان در تصمیم‌گیری‌های مشابه شده و کشور ضربات سهمگینی را متحمل شده است.

منبع: انتخاب

منبع خبرانتخاب
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 21:29
117,151مطلب نمایه‌شده
85,374موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی