گزارش ۱۲۲ صفحهای به قلم مایکل کراتسیوس، سند استراتژیک «علم؛ عصر طلایی جدید» کاخ سفید در سال ۲۰۲۶ است که نقشه راه ۸۰ سال آینده دولت آمریکا برای بازطراحی نظام پژوهشی این کشور است…پیام مرکزی سند این است: برتری علمی آینده فقط با داشتن دانشمندان بیشتر، مقالات بیشتر یا بودجه بیشتر حاصل نمیشود؛ بلکه به طراحی بهتر نهادهای علمی، آزادی عمل پژوهشگران، پیوند دانش با صنعت و بهرهگیری نظاممند از هوش مصنوعی وابسته است.از این جهت، گزارش برای سیاستگذاران علمی ایران نیز خواندنی است. بهویژه این پرسش را پیش میکشد که آیا ساختار دانشگاهها، نظام ارتقای استادان، شیوه توزیع بودجه پژوهشی و ارتباط علم و صنعت در ایران برای تحولات پیش رو آمادهاند؟
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از کانال کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، سند با عبور از بوروکراسی دانشگاهی و مقالهمحوری، بر تقویت هوش مصنوعی، مأموریتهای ملی خودکارسازی آزمایشگاهها و پیوند مستقیم پژوهشهای پرریسک با بخش خصوصی جهت حفظ برتری رقابتی تمرکز دارد. این گزارش را در ادامه می خوانید:
گزارش و بررسی سند «علم؛ عصر طلایی جدید» آمریکا (۲۰۲۶)عنوان اصلی: Science: A New Golden Ageاین سند ۱۲۲ صفحهای، که در ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر شده، یکی از اسناد مهم سیاستگذاری علمی دولت دوم دونالد ترامپ است. نویسنده آن مایکل کراتسیوس (Michael Kratsios)، (متن خلاصه شده) (متن کامل) مدیر دفتر سیاست علم و فناوری کاخ سفید، است که گزارش را در ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ به رئیسجمهور آمریکا ارائه کرده است.
موضوع اصلی سند این است که آمریکا چگونه میتواند با اصلاح ساختار دانشگاهها، نظام پژوهش، سرمایهگذاری علمی و استفاده از هوش مصنوعی، برتری علمی و فناوری خود را در قرن بیستویکم حفظ کند.
اهمیت این نوشته صرفاً در پیشنهادهای علمی آن نیست؛ بلکه در تلاش برای بازتعریف رابطه علم، دولت، دانشگاه، صنعت و قدرت ملی آمریکاست.
۱- داستان پیدایش این سند چیست؟
برای فهم اهمیت این گزارش باید به سال ۱۹۴۵ بازگردیم.در پایان جنگ جهانی دوم، رئیسجمهور آمریکا، فرانکلین روزولت، از مشاور علمی خود، ونِوار بوش، خواست برنامهای برای آینده علم آمریکا تهیه کند. بوش گزارش معروف علم؛ مرز بیپایان را نوشت. این گزارش مبنای نظام جدید حمایت دولتی از پژوهشهای بنیادی شد و در شکلگیری بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF) نقش مهمی داشت.
۸۱ سال بعد، ترامپ در نامهای به تاریخ ۲۶ مارس ۲۰۲۵ از کراتسیوس خواست بار دیگر نظام علمی آمریکا را بررسی کند و برای بازسازی آن پیشنهاد بدهد.گزارش حاضر پاسخ به همین درخواست است. نویسنده معتقد است نظامی که در سال ۱۹۴۵ طراحی شده بود، با وجود موفقیتهای بزرگش، دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیست. به بیان ساده، همانطور که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم نظام علمی خود را برای دوران تازهای سازمان داد، اکنون میخواهد آن را برای عصر هوش مصنوعی و رقابت فناوری با چین بازسازی کند.
۲- چهار هدف اساسی سند
نویسنده در نامه آغازین خود چهار هدف را برای اصلاح نظام علمی آمریکا مطرح میکند:
الف-اولویت دادن به پژوهشگر به جای نهادهای سنتی: حمایت از دانشمندان خلاق و ایدههای جسورانه، نه صرفاً دانشگاهها و مراکز علمی باسابقه. ب- اصلاح نظام تأمین مالی پژوهش: تغییر شیوه اعطای گرنتها، کاهش بوروکراسی و حمایت از طرحهای بلندمدت و پرریسک. ج-پیوند علم با قدرت صنعتی و اقتصادی: اکتشاف علمی باید به فناوری، تولید، اشتغال و توان رقابتی آمریکا تبدیل شود. د-بازسازی نظام علم برای عصر هوش مصنوعی: دانشگاهها، آزمایشگاهها، دادههای علمی و شیوه انتشار پژوهش باید متناسب با انقلاب هوش مصنوعی تغییر کنند.
۳-سند چه مشکلاتی در نظام علمی آمریکا میبیند؟
– بوروکراسی پژوهشی: به استناد مطالعات مورد اشاره سند، پژوهشگران گاهی نزدیک به نیمی از وقت پژوهشی خود را صرف امور اداری میکنند. – کاهش بازده علمی: افزایش تعداد مقالات و بودجهها الزاماً به افزایش متناسب کشفیات بزرگ منجر نشده است. – محافظهکاری در تأمین مالی: داوران و نهادهای سنتی معمولاً طرحهای کمریسکتر را ترجیح میدهند. – فاصله دانشگاه و صنعت: آمریکا در مواردی پیشگام اکتشاف بوده، اما تولید صنعتی و منافع اقتصادی آن به کشورهای دیگر منتقل شده است.
– رقابت چین: گزارش تأکید دارد که چین از نظر حجم هزینههای تحقیق و توسعه، بر اساس برخی شاخصهای تعدیلشده با قدرت خرید، به سطحی قابل مقایسه با آمریکا رسیده است.این موارد، تشخیص و ارزیابی خود گزارش هستند و نباید همه آنها را بدون بررسی مستقل، واقعیتهای قطعی و مورد اجماع دانست.
۴- مهمترین پیشنهادهای اجرایی چیست؟
حوزه پیشنهاد اصلی دانشگاهها هستند، همچنین کاهش تشریفات اداری و تقویت استقلال پژوهشگران، تامین سریع بودجه پژوهشی بلندمدت و حمایت از پژوهشهای پرریسک، تقویت ارزیابی علمی و سنجش کیفیت واقعی تحقیقات، نه صرفاً تعداد مقالات نهادهای پژوهشی، ایجاد مراکز چابک و میانرشتهای خارج از ساختارهای سنتی، پیوند مستقیمتر دانشگاهها با صنعت، تقویت آزمایشگاههای ملی و شرکتها نیروی انسانی، تقویت آموزش فنی، مهارتهای عملی و مسیرهای شغلی غیردانشگاهی، تمرکز بر روی فناوری هوش مصنوعی، کوانتوم، انرژی هستهای، نیمهرساناها و رباتیک، انتشار علمی بازاندیشی در داوری، اعتباردهی علمی و انتشار نتایج پژوهش.
نکته جالب آن است که سند، دانشگاه را تنها مرکز تولید علم نمیداند. به اعتقاد نویسنده، شرکتها و آزمایشگاههای صنعتی اکنون در برخی زمینهها از نظر تجهیزات، سرمایه و نیروی انسانی تواناییهایی دارند که دانشگاهها بهتنهایی فاقد آن هستند. گزارش میگوید شرکتهای آمریکایی سالانه حدود ۷۰۰ میلیارد دلار صرف تحقیق و توسعه میکنند؛ رقمی که بیش از سه برابر مجموع هزینههای دولت و آموزش عالی در این حوزه است.نمودار صفحه ۶ گزارش نیز رشد سهم بخش خصوصی در پژوهشهای بنیادی را نشان میدهد.
هوش مصنوعی و دگرگونی علم شاید مهمترین بخش گزارش، فصل پنجم باشد. نویسنده معتقد است هوش مصنوعی فقط ابزاری برای کمک به دانشمندان نیست؛ بلکه میتواند شیوه تولید دانش را اساساً تغییر دهد. در این زمینه، سند چند پیشنهاد مهم دارد:
نخست، مأموریت جنسیس (Genesis Mission).
این برنامه در گزارش بهعنوان طرح بزرگ ملی آمریکا برای پیوند ابررایانهها، مدلهای هوش مصنوعی، دادههای علمی و تجهیزات آزمایشگاهی معرفی شده است. هدف اعلامشده آن دو برابر کردن بهرهوری و اثرگذاری علم و مهندسی آمریکا طی یک دهه است.
دوم، آزمایشگاههای خودکار.
سامانههایی که بتوانند با استفاده از هوش مصنوعی فرضیه تولید کنند، آزمایش انجام دهند، نتایج را تحلیل کنند و آزمایشهای بعدی را طراحی کنند.
سوم، اعتبارسنجی خودکار پژوهشها.
سند هشدار میدهد که هوش مصنوعی ممکن است تولید مقاله را بسیار آسان کند، در حالی که بررسی درستی نتایج همچنان دشوار باقی بماند. بنابراین پیشنهاد میکند زیرساختهایی برای بازتولید و راستیآزمایی نتایج علمی با کمک هوش مصنوعی ایجاد شود.
چهارم، بازسازی نظام انتشار علمی.
نویسنده معتقد است شیوههای کنونی داوری مقالات، انتشار نتایج و اعطای اعتبار علمی برای دورانی طراحی شدهاند که سرعت پژوهش بسیار کمتر بوده است.این بخش از گزارش، در واقع آیندهای را ترسیم میکند که در آن نهفقط ابزار پژوهش، بلکه خود نهاد علم تغییر خواهد کرد.
اولویتهای بودجه پژوهشی سال ۲۰۲۸ نکتهای که اهمیت عملی این گزارش را بیشتر میکند، پیوست آن است. از صفحه ۸۵ متن اصلی، یادداشتی درباره اولویتهای تحقیق و توسعه دولت فدرال برای سال مالی ۲۰۲۸ آمده است.
این بخش توصیههای کلی گزارش را به راهنمایی برای تنظیم پیشنهادهای بودجه دستگاههای دولتی نزدیک میکند. از جمله اولویتها میتوان به تقویت پژوهش بنیادی در علوم فیزیکی و مهندسی، توسعه فناوریهای راهبردی، استفاده از هوش مصنوعی در کشفیات علمی، گسترش زیرساختهای تحقیقاتی و بهبود نظام تأمین مالی پژوهش اشاره کرد.
بنابراین با یک متن صرفاً نظری روبهرو نیستیم؛ سند میکوشد بر تصمیمهای اجرایی و بودجهای آینده نیز اثر بگذارد. البته این توصیهها به معنای تصویب قطعی بودجه یا اجرای تمام برنامهها نیستند.
چه چیزی در این سند اهمیت بیشتری دارد؟ پنج نکته این سند برای سیاستگذاران علم، بهویژه در ایران، قابل تأمل است.
اول، عبور از مقالهمحوری. گزارش نشان میدهد که حتی در آمریکا نیز نگرانی جدی درباره تبدیل تولید مقاله به هدفی مستقل از کشف علمی وجود دارد. دوم، اصلاح نظام حمایت مالی. نویسنده تأکید میکند که بدون اصلاح شیوه انتخاب و تأمین مالی پژوهشها، صرف افزایش بودجه لزوماً به پیشرفت علمی منجر نمیشود. سوم، توجه به صنعت و تولید. سند میان کشف علمی و بهرهبرداری اقتصادی از آن تفاوت میگذارد و معتقد است کشوری که فقط تولیدکننده دانش باشد، ممکن است منافع صنعتی آن را از دست بدهد. چهارم، توجه به نیروی انسانی خارج از دانشگاه.
تکنسینها، مهندسان، نیروهای ماهر صنعتی و کارآفرینان نیز بخشی از نظام تولید فناوری به شمار میروند. پنجم، تغییر نظام علم در عصر هوش مصنوعی. این شاید بنیادیترین پیام گزارش باشد: نمیتوان فناوریهای قرن بیستویکم را بهطور کامل در ساختارهای پژوهشی قرن بیستم به کار گرفت.
با این حال، سند دارای جهتگیری سیاسی آشکاری نیز هست. هدف اصلی آن فقط پیشرفت جهانی دانش نیست، بلکه حفظ برتری علمی، صنعتی و امنیتی ایالات متحده است. نگاه انتقادی به وابستگی دانشگاههای آمریکا به پژوهشگران خارجی و تأکید بر رقابت با چین، این جهتگیری را بهخوبی نشان میدهد.
همچنین بسیاری از ادعاهای آن درباره ناکارآمدی دانشگاهها و کاهش بهرهوری علمی نیازمند بررسی مستقل هستند.
«علم؛ عصر طلایی جدید» را میتوان تلاشی برای تدوین یک چارچوب تازه سیاستگذاری علم در آمریکا دانست؛ چارچوبی که میخواهد الگوی شکلگرفته پس از جنگ جهانی دوم را با شرایط رقابت فناوری، گسترش سرمایهگذاری بخش خصوصی و انقلاب هوش مصنوعی سازگار کند.
پیام مرکزی سند این است: برتری علمی آینده فقط با داشتن دانشمندان بیشتر، مقالات بیشتر یا بودجه بیشتر حاصل نمیشود؛ بلکه به طراحی بهتر نهادهای علمی، آزادی عمل پژوهشگران، پیوند دانش با صنعت و بهرهگیری نظاممند از هوش مصنوعی وابسته است.از این جهت، گزارش برای سیاستگذاران علمی ایران نیز خواندنی است. بهویژه این پرسش را پیش میکشد که آیا ساختار دانشگاهها، نظام ارتقای استادان، شیوه توزیع بودجه پژوهشی و ارتباط علم و صنعت در ایران برای تحولات پیش رو آمادهاند؟
منبع: خبرآنلاین



