وقتی جنگ تحمیلی سوم آغاز شد، قرار بود هراس حملات دشمن، خیابانها را از مردم خالی کند و میدان را برای جولان تروریستها آماده سازد. قرار بود ترس، شهر را به سکوت بکشاند و ناامنی، مردم را از صحنه سرنوشت خویش بیرون براند تا سرنوشت ملت بزرگ ایران به دست دشمنان نوشته شود، اما زهی خیال باطل. حتی داغ و عظمت سوگ شهادت امام امت که وجودش تجلی ایمان، عشق و اراده الهی مردمی بود که دل در گرو او داشتند، نهتنها آنان را پراکنده نکرد، بلکه آنان را به رستاخیزی عظیم و بعثتی تاریخی فراخواند.
گویی آن واقعه، بهجای خاموشکردن چراغها، آتشی در جانها افروخت و اندوه را به عزم، سوگ را به حضور و فقدان را به مسئولیت بدل کرد. آنچه قرار بود جغرافیای هراس و انفعال باشد، به میدان ظهور ارادههای مردمانی یگانه در تاریخ بدل شد و خیابان، صحنه برخاستن ملتی شد که نمیخواست سرنوشت خویش را به اراده دشمن واگذارد و این، معنای بعثت یک ملت است. اهمیت بعثت شبانه مردم را نمیتوان تنها با شمار جمعیت یا گستره تجمعات سنجید. خیابان در این شبها، از یک مکان جغرافیایی فراتر رفته و به عرصهای برای آشکارشدن یک اراده جمعی تبدیل شده است؛
جایی که فرد، خود را نه فقط انسانی مستقل بلکه عضوی از سرنوشتی مشترک مییابد. منطق تهاجم دشمن، تنها آسیبزدن به توان نظامی و زیرساختهای کشور نیست؛ فرسایش روحیه عمومی، کاشتن بذر هراس و گسستن پیوندهای اجتماعی بخشی مهم از محاسبات دشمن است. دشمن میکوشد ضربه بیرونی را به انفعال درونی تبدیل کند؛ اما معنای هر واقعه، الزاماً همان نیست که عاملان آن اراده کردهاند. گاه آنچه برای شکستن اراده فرود میآید، به انگیزهای برای ایستادگی بدل میشود؛ زیرا تاریخ تنها از حوادث ساخته نمیشود بلکه از معنایی نیز شکل میگیرد که انسانها به حوادث میبخشند.
در چنین شرایطی، حضور در خیابان میتواند اعلام این حقیقت باشد که جامعه، خود را از سرنوشت کشور جدا نمیبیند. خیابان دیگر صرفاً محل اجتماع افراد نیست؛ عرصهای است که در آن، احساس تعلق به یک «ما»ی مشترک آشکار میشود. قدرت این حضور، پیش از هر چیز، در عبور از تنهایی و بازیافتن احساس مسئولیت جمعی است. از این رو، «ملت مبعوث» مفهومی فراتر از جمعیتی حاضر در خیابان است؛ توصیف ملتی است که در مواجهه با یک واقعه تاریخی، خود را فراخوانده به مسئولیت میبیند.
بعثت، در ژرفترین معنای خود، برخاستن از سکون، عبور از عادت و پاسخدادن به ندایی است که انسان را از محدوده آسایش فردی فراتر میبرد. شهادت امام جامعه، در این معنا، تنها یک فقدان نیست؛ واقعهای است که میتواند نسبت مردم با مسئولیت، آینده و سرنوشت مشترکشان را از نو تعریف کند. هنگامی که عشق و ایمان با احساس مسئولیت تاریخی پیوند میخورند، سوگ میتواند از تجربهای فردی فراتر رود و به نیرویی برای حضور اجتماعی تبدیل شود. این همان نقطهای است که اندوه، بهجای آنکه جامعه را در خود فروببرد، آن را به برخاستن فرامیخواند.
البته بعثت یک ملت به معنای یکساناندیشی همه افراد جامعه نیست. انسجام پایدار زمانی شکل میگیرد که مردم، با وجود تفاوت دیدگاهها، بتوانند بر سر اصولی مشترک به تفاهم برسند؛ اصولی، چون دفاع از ایران، حفظ استقلال و پاسداری از امنیت و کرامت مردم. ملت، هنگامی به نیرویی تاریخی تبدیل میشود که تفاوتهایش مانع درک مسئولیت مشترک نشود. حضور شبانه مردم جلوهای از لبیک به رهبری و تجدید عهد با آرمانهایی است که خود را متعهد به آنها میدانند. اما معنای عمیق لبیک، هنگامی محقق میشود که عشق به مسئولیت، ایمان به آگاهی و وفاداری به کنش تبدیل شود.
حضور مردم در خیابان، از این منظر، پیامی روشن دارد؛ آنان نمیخواهند و نمیتوانند در لحظههای دشوار، تنها نظارهگر حوادث باشند و از همین روست که در این چند ماه، خیابان در کنار میدان، یکی از ارکان اصلی قدرت ملی و خنثیسازی توطئههای دشمنان بود و اجازه نداد برنامه دشمن پیش رود و راز عصبانیت دشمنان از آن و تلاشها برای ایجاد انحراف در آن و به خاموشی کشاندن آن به همین دلیل است. ملتها در لحظههای سرنوشتساز، تنها با قدرت نظامی خود شناخته نمیشوند؛ با معنایی نیز شناخته میشوند که برای ایستادگی و ادامهدادن برمیگزینند.
حضور شبانه مردم را میتوان تلاشی برای حفظ همین معنا دانست؛ اینکه تهدید، به انفعال و شهادت امام جامعه و مسئولان و فرماندهان، به پایان اراده جمعی تبدیل نشد. ایران تنها خاکی نیست که باید از مرزهایش دفاع کرد؛ سرزمینی است که معنای تاریخیاش در آگاهی، ایمان و اراده مردمانش استمرار مییابد. دفاع از آن، هم پاسداری از مرزهاست و هم صیانت از پیوندهایی که جامعه را در روزگار دشوار به یکدیگر متصل نگه میدارند. ملت مبعوث، ملتی است که از دل سوگ برمیخیزد، از دل فقدان مسئولیت میزاید و در لحظه خطر، سرنوشت خویش را از چنگال انفعال بیرون میکشد.
ملتی که اعلام میکند هیچ ضربهای، هرقدر سهمگین، نمیتواند ارادهاش را مغلوب کند؛ زیرا آینده ایران، در پیوند ایمان، آگاهی و اراده مردمانش معنا مییابد. این گاه هجوم شب و تاریکی به موجودیت ملت تاریخی و تمدن معنوی ایران خواهد گذشت و اراده ملت مبعوث ایران، دشمنان را مغلوب خواهد کرد. ارادهای که تاکنون برنامههای دشمن را ناکام گذاشته، سوخت موشکهای نیروهای مسلح شده و علیرغم دسیسهها بنا بر دعوت رهبر انقلاب، امروز بعد از بیش از هفت ماه، به پرشوری شبهای نخست در حال تجلی است.
منبع: جوان آنلاین



