رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریخبرگزاری میزان3 دقیقه مطالعه

وقتی تصمیم‌گیرندگان جشنواره فیلم کوتاه، از سینمای کوتاه بی‌خبرند

نخستین نشست شورای سیاست‌گذاری چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران در تیرماه ۱۴۰۵ برگزار شد؛ نشستی که به جای آنکه نقطه آغازین مسیری روشن برای مهم‌ترین رویداد سینمای کوتاه ایران باشد، به یکی از جنجالی‌ترین تصمیمات سال‌های اخیر این جشنواره تبدیل شد…

وقتی تصمیم‌گیرندگان جشنواره فیلم کوتاه، از سینمای کوتاه بی‌خبرند

شورای سیاست‌گذاری چهل‌وسومین جشنواره متشکل از امیر اکبرزاده (مشاور رئیس بنیاد مستضعفان)، حجت‌الله ایوبی (مشاور وزیر میراث فرهنگی)، علی دارابی (معاون میراث فرهنگی)، سیدمحمود رضوی (مشاور فرهنگی رئیس مجلس)، محمدمهدی عسگرپور (مدیرعامل خانه سینما)، الهه عطایی (مشاور رئیس مجلس در امور بانوان) و مرضیه وحید دستجردی (دبیر ستاد ملی جمعیت) است. بهروز شعیبی نیز به عنوان دبیر جشنواره، مسئولیت دبیری این شورا را بر عهده دارد. نخستین و مهم‌ترین اشکال این ترکیب، فقدان تقریباً کامل چهره‌های شاخص سینمای کوتاه در آن است.

از میان هفت عضو، تنها محمدمهدی عسگرپور سابقه مستقیم فعالیت در حوزه فیلم کوتاه و مدیریت سینمایی دارد. سایر اعضا عمدتاً از بدنه مدیریت فرهنگی، سیاسی و اجرایی کشور انتخاب شده‌اند؛ از مشاوران بنیاد مستضعفان و وزارت میراث‌فرهنگی گرفته تا مشاوران فرهنگی و بانوان مجلس. این در حالی است که جشنواره فیلم کوتاه تهران، بنابر مأموریت تاریخی خود، باید محلی برای کشف استعدادهای جوان، رشد فیلمسازان تازه نفس و تقویت زیرساخت‌های سینمای کوتاه باشد.

شورایی که در آن فیلمسازان کوتاه، تهیه‌کنندگان این حوزه و فعالان انجمن سینمای جوانان ایران حضور ندارند، چگونه می‌تواند سیاست‌هایی در راستای منافع این حوزه تدوین کند؟ دومین انتقاد جدی، ابهام در سیاست‌های کلان جشنواره است. شورای سیاست‌گذاری، بنابر وظیفه ذاتی خود، باید اهداف، رویکردها و اولویت‌های جشنواره را تعیین کند، اما در نخستین نشست این شورا، به‌جز کلیاتی درباره بررسی اهداف و رویکردهای دوره، هیچ سیاست مشخص و قابل ارزیابی اعلام نشد. این ابهام، ریشه در همان ترکیب غیرتخصصی دارد؛

شورایی که اهالی سینمای کوتاه در آن حضور ندارند، طبیعتاً نمی‌تواند سیاست‌های درک‌شده و اجراپذیر برای این حوزه تدوین کند. سومین مسئله، فاصله میان این ترکیب و ادعای خِردمحوری و اندیشه‌ورزی است. شعار جشنواره امسال «اندیشه ایرانی؛ روایت جهانی» اعلام شده، اما شورایی که قرار است این اندیشه را در سیاست‌های جشنواره بازتاب دهد، عمدتاً از مدیران اجرایی و سیاسی تشکیل شده است که ارتباط حرفه‌ای چندانی با سینما ندارند.

یکی از اعضای شورای سیاست‌گذاری در دوره‌ای اعلام کرده بود که «فیلمسازان با فیلم‌هایشان مسائل را نقد می‌کنند» و جشنواره باید «محل گفت‌وگو و تعامل» باشد، اما وقتی خود شورای سیاست‌گذاری به محل گفت‌وگوی اهالی سینمای کوتاه تبدیل نمی‌شود، این شعار در سطح بیانیه باقی می‌ماند. چهارمین نکته، تداوم یک الگوی تکراری در دوره‌های اخیر است. در دوره چهل‌ودوم نیز اعضای شورای سیاست‌گذاری ترکیبی مشابه داشتند؛ محمد احسانی، حجت‌الله ایوبی، علیرضا تابش، مریم جلالی، بهروز شعیبی، محمدمهدی عسگرپور و سیدمحمدصادق موسوی.

اگرچه در آن دوره چند چهره دانشگاهی و فرهنگی حضور داشتند، اما همچنان فیلمسازان شاخص سینمای کوتاه در آن غایب بودند. تکرار این الگو در دوره چهل‌وسوم و حتی تشدید آن با حضور چهره‌های سیاسی‌تر نشان می‌دهد مسئله‌ای ساختاری وجود دارد، نه یک خطای مقطعی. پنجمین و آخرین نکته، پیامدهای عملی این ترکیب بر فرایندهای جشنواره است. شورای سیاست‌گذاری نه‌تنها در تعیین جهت‌گیری‌های کلان، بلکه در تأیید نهایی آثار راه‌یافته و تصمیم‌گیری درباره حذف و اضافه‌ها نقش دارد.

وقتی اعضای این شورا از جریان روز فیلم کوتاه و آثار ساخته‌شده در یک سال گذشته دور باشند، طبیعی است که تصمیمات آنها با واقعیت‌های میدانی این حوزه فاصله داشته باشد. جشنواره فیلم کوتاه تهران، با بیش از چهار دهه فعالیت، همچنان مهم‌ترین رویداد سینمای کوتاه ایران است، اما اعتبار این جشنواره، به اعتماد فیلمسازان جوان وابسته است، اما این اعتماد با ترکیب شورایی که اهالی این سینما در آن غایب‌اند، به‌سختی قابل بازسازی خواهد بود. انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری میزان

منبع خبرخبرگزاری میزان
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 15:35
111,476مطلب نمایه‌شده
79,190موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی