مشهد- جانبازان بصیر؛ مردانی هستند که با عبور از مرز میان مرگ و زندگی و تقدیم بینایی، خورشید بصیرت را در آسمان ایثار، علم و هنر انقلاب اسلامی ایران روشن نگه داشتند.
خبرگزاری مهر- گروه استانها، عاطفه وفائیان: «روز عصای سفید» یادآوری روشندلان مقتدری است که با از دست دادن بینایی، چشمانداز روشنتری از ایثار، بصیرت و آزادگی را پیش چشم جامعه ترسیم کردند. مردانی از تبار نور برخاستند که در میدانهای نبرد حق علیه باطل، دنیای مادی را با تمام رنگها و زیباییهایش پشت سر گذاشتند تا تابلوی ماندگار استقلال و امنیت این سرزمین غبار تاریکی به خود نگیرد.
گاه روایت این مردان، بازگشتی شگفتانگیز از مرز میان زندگی و مرگ است؛ روایتی از ثانیههایی که تن زخمی در سردخانه خاموش بود، اما روح بیدار و اتصال به سرچشمه اهلبیت (ع)، حیات تازهای را رقم زد که امروز در سنگر خدمت و علم جاری است.
شماری دیگر از این دلاوران، در میدان پدافند و دفاع، با تقدیم چشم و تن، به خلق شاهکارهای هنری و آهنگسازی برای انقلاب روی آوردند تا ثابت کنند هنر اصیل، بازتاب ژرفای روح انسانهای مؤمنی است که تاریکی ظاهر را با نور دل روشن کردهاند.
امروز این جانبازان بصیر، نه تنها راویان خط مقدم ایثارند، بلکه با کلامی برخاسته از اخلاص، جوانان را به سوی علم و دانش فرا میخوانند و همگان را به یادآوری آرمانهای امام (ره) و صیانت از ارزشهای انقلاب اسلامی سفارش میکنند.
جانبازی که با از دست دادن بینایی در پدافند، سنگر هنر را فتح کرد
غلامحسین رنجبر، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، در گفتگو با خبرنگار مهر پیرامون روز «عصای سفید» درباره نحوه جانبازی خود اظهار کرد: تاریخ جانبازی من ۱۱ اسفند ۱۳۶۵ است. در آن روز در منطقه پدافندی بودیم و برای آوردن مجروحان عراقی به میدان رفتیم که بر اثر انفجار مین با نارنجک عراقی، دو چشمم را از دست دادم و صورت، فک و پهلویم به شدت آسیب دید.
این جانباز در خصوص فعالیتهای هنری و فرهنگی خود پس از دوران درمان افزود: پس از اتمام دوران درمان و به دلیل علاقه شدید به هنر و موسیقی، به این حوزه روی آوردم. ابتدا با تمرین و یادگیری متدهای موسیقی شروع کردم و سپس وارد عرصه آهنگسازی شدم. با صداوسیما همکاری کردم و برای برنامههای مختلفی همچون «عصر خراسان»، «ما و شما»، «همگام با دفاع مقدس» و مناسبتهای گوناگون نظیر روز معلم، بمبگذاری در حرم مطهر رضوی (زائران شاهد)، ایران، مادر، جانباز، بسیج و کودکان قطعه موسیقی ساختم.
وی درباره میزان تولیدات خود بیان کرد: تاکنون حدود ۲۰ تا ۳۰ قطعه موسیقی باکلام که در صداوسیما ضبط شده و حداقل ۵۰۰ قطعه موسیقی بیکلام تولید کردهام. همچنین در چهارمین جشنواره صداوسیما با شعری از مصطفی رحماندوست و خوانندگی مائده نصر آزادانی، موفق به کسب مقام دوم آهنگسازی در بخش کودک شدم.
رنجبر که هم به عنوان نوازنده و هم آهنگساز فعالیت میکند، از تولید آثار جدید خود خبر داد و گفت: به تازگی آهنگی به نام «ایران سربلند» و قطعهای به نام «رهبرم» با شعری از استادم از شیراز، ساختهام که توسط گروه جانبازان «ژاژه» در شیراز استفاده شده است.
این جانباز در بخش دیگری از سخنان خود درباره ضرورت تقویت بصیرت نوجوانان و جوانان اظهار کرد: کشور ما نیاز به علم دارد و جوانان باید در این مسیر گام بردارند.
وی با اشاره به توصیهای خطاب به مردم تأکید کرد: مردم یادشان نرود امام (ره) چه گفتند؛ نکتهای که متأسفانه در مسائل اقتصادی رو به فراموشی است. مردم نباید اقتصاد را با راه امام قاطی کنند.
بازگشت از سردخانه به زندگی؛ روایت جانباز ۷۰ درصد مشهدی از زندگی با عصای سفید
غلامحسین رهباردار خراسانی، جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس، در گفتگو با خبرنگار مهر به روایت خاطرات خود از حضور در جبهههای حق علیه باطل پرداخت و با اشاره به نحوه اعزام خود به مناطق عملیاتی اظهار کرد: در ۲۷ مرداد ماه ۱۳۶۲ از طرف جهاد سازندگی به جبهه منطقه سوسنگرد اعزام شدم و در تیرماه ۱۳۶۲ در گروه تخریب حضور داشتم که بر اثر انفجار مین، دو دست و دو چشم خود را از دست دادم و جانباز شدم.
این جانباز در ادامه بیان کرد: در آن لحظه کسی کنار من نبود و بر اثر موج انفجار، هشت متر به بالا پرتاب شده و داخل سیمخاردار افتادم؛ بهطوریکه توانی برای صحبت کردن و نفس کشیدن نداشتم و من را به سردخانه منتقل کردند. پس از چند روز، زمانی که قرار بود پیکرها به طرف مشهد منتقل شود، با شنیدن صدای مردم متوجه شدم که درون تابوت قرار دارم. پس از اعتراض من، پزشکان مرا معاینه کردند و متوجه هوشیاری کامل من شدند، هرچند که نصف بدن از کمر به بالا و سمت راست دچار سوختگی شدید شده بود.
وی افزود: تا ۴۵ روز چشم راستم نور داشت، اما به مرور، بینایی خود را از دست دادم و نابینا شدم. سال ۶۳ و پس از آن در سال ۶۴ برای درمان سوختگی بدن به آلمان اعزام شدم و به مدت چهار سال، هر سال ۹ ماه در آلمان و سه ماه در ایران بودم.
رهباردار خراسانی با اشاره به ادامه مسیر زندگی و تحصیل خود بیان کرد: از اواخر سال ۶۷ و ۶۸ وارد اداره راه و ترابری شدم و به عنوان تلفنچی مشغول به کار شدم، سپس تحصیلات خود را ادامه دادم و در سال ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ موفق شدم در مقطع دکتری در رشته ادبیات فارسی مدرک بگیرم و در حال حاضر نیز در خدمت جانبازان بصیر هستم.
این جانباز با اشاره به تشکیلات خانواده خود گفت: سه فرزند دارم که از هر سه آنها و همسرم کمال رضایت را دارم و آنها برای بنده بسیار سنگ تمام گذاشتهاند.
راه دفاع از اسلام را آگاهانه انتخاب کردیم
علیمحمد یوسفی، جانباز مدافع حرم در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره نحوه جانبازی خود اظهار کرد: ما در سال ۱۳۹۶ در سوریه حضور داشتیم و در جریان عملیاتی که جزئیات دقیق آن را به خاطر ندارم، از ناحیه دو چشم دچار آسیب شدم و هر دو بیناییام را از دست دادم. پس از این حادثه، ابتدا در بیمارستان بقیهالله تهران بستری شدم و پس از انجام چند عمل جراحی، کمکم متوجه شدم که بیناییام را از دست دادهام و دیگر بهبودی حاصل نمیشود. طبیعتاً هرکس دچار چنین شرایطی شود، ابتدا درد و ناراحتی دارد؛ البته هرچند انسان از این شرایط ناراحت میشود، اما ما دیگر عادت کردهایم.
این جانباز درباره لحظات سخت و عوامل آرامشبخش خود پس از این حادثه بیان کرد: در آن لحظات سخت کسی ما را درک نمیکند، چون شرایط ما با دیگران فرق دارد و آدم سالم نمیتواند حال ما را بفهمد. البته گاهی دلتنگ میشویم و وقتی روزهای سلامتی را به یاد میآوریم، شرایط فرق میکند، اما در نهایت با توکل به خدا و اینکه هر چه او بخواهد همان درست است، خودمان را آرام میکنیم. دنیای پس از ندیدن سخت است؛ کسی که از اول دنیا را نبیند شاید برایش آسانتر باشد.
وی در پاسخ به این پرسش که اگر به عقب برگردد باز هم این مسیر را انتخاب خواهد کرد، گفت: ما این راه را از قبل انتخاب و فکرهایمان را کرده بودیم. اگر دوباره هم سلامتیمان بازگردد، برای اسلام و ارزشها بازمیگردیم و این راه را که برگزیدهایم، با گردن گرفتن مسئولیت آن ادامه میدهیم.
منبع: خبرگزرای مهر



