رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعرسانیوز10 دقیقه مطالعه

جنگ تحمیلی سوم؛ آزمون استقلال ملی و ضرورت جهاد تبیین

یک عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی با اشاره به جنگ اخیر علیه ایران، ایستادگی مردم را جلوه‌ای از پاسداری از استقلال و عزت ملی دانست و گفت: مردم نشان داده‌اند حاضرند فشار و سختی را تحمل کنند، اما اجازه نمی‌دهند قدرت‌های خارجی حق تعیین سرنوشت آنان را در…

جنگ تحمیلی سوم؛ آزمون استقلال ملی و ضرورت جهاد تبیین

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، استقلال ملی زمانی در معرض آزمون جدی قرار می‌گیرد که یک کشور با فشار، تهدید و تلاش برای تحمیل اراده قدرت‌های خارجی مواجه شود. در چنین شرایطی، علاوه بر توانمندی‌های سیاسی و نظامی، میزان خودباوری و همراهی مردم و نقش نخبگان در تبیین واقعیت‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام علیرضا پیروزمند، عضو هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی نسبت جنگ اخیر با مسئله استقلال ملی، نقش مردم در پاسداری از حق تعیین سرنوشت و عزت کشور و همچنین ضرورت جهاد تبیین و نقش نخبگان در مقابله با جنگ روانی و تبلیغاتی دشمن بررسی شده است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم: استقلال چگونه می‌تواند زمینه خودباوری یک ملت را فراهم کند و در مقابل، فقدان استقلال چه پیامدهایی برای روحیه و ظرفیت‌های یک جامعه به همراه دارد؟ یکی دیگر از ثمراتی که استقلال باید در پی داشته باشد، مسئله خودباوری است.

کشوری که مستقل است، این استقلال زمینه خودباوری آن را فراهم می‌کند. در نقطه مقابل، وقتی کشوری استقلال نداشته باشد، همیشه چشم به دیگران دارد تا بتواند نیازهای خود را از طریق علم دیگران، محصولات دیگران، ثروت دیگران و ابتکار عمل دیگران تأمین کند. طبیعتاً این وضعیت باعث می‌شود یک کشور همیشه در موضع انفعال و وابستگی قرار داشته باشد و هیچ‌وقت نتواند کمر راست کند و بر اساس ظرفیت‌های خودش به آینده خوش‌بین باشد. بنابراین، قطعا خودباوری یکی از آثار استقلال است و در مقابل، خودکم‌بینی و خودتحقیری از آثار فقدان استقلال به شمار می‌رود.

ملتی که استقلال خود را از دست بدهد، به تدریج ظرفیت‌های خودش را باور نمی‌کند و برای تأمین نیازهایش به دیگران چشم می‌دوزد. با توجه به پیوند استقلال و خودباوری، آیا می‌توان ناامنی را نیز از پیامدهای عدم استقلال دانست؟ به‌ویژه با توجه به فشارهایی که در سال‌های اخیر علیه ایران وجود داشته است، این مسئله چگونه قابل تحلیل است؟ بله، یکی دیگر از آثار عدم استقلال، ناامنی است. ما این مسئله را در شرایط امروز به‌وضوح شاهد هستیم. دشمن به دلیل استقلالی که ما داشتیم، این استقلال را برنتابیده و برای تحمیل نظر خود، اعم از تحمیل سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، تلاش می‌کند.

به همین دلیل، فشار نظامی خود را سنگین کرده و تلاش می‌کند در کشور ما ناامنی ایجاد کند. بنابراین، اینکه دشمن انگیزه پیدا کرده و به زعم خودش باید یک حرکت نظامی انجام دهد، برای این بوده است که بتواند مقاومت مردم در استقلال فرهنگی و سیاسی خودشان را بشکند. این مسئله نشان می‌دهد که استقلال تا چه اندازه اهمیت دارد که دشمن برای شکستن آن حاضر است این مقدار هزینه بپردازد. طبیعتاً اگر ما استقلال خودمان را ببازیم، امنیت خودمان را نیز از دست داده‌ایم.

برخی ممکن است تصور کنند اگر کشوری در برابر قدرت‌های بزرگ از خود انعطاف نشان دهد و منافع اقتصادی آنها را تأمین کند، در مقابل می‌تواند امنیت و یک رابطه عادی با آنها به دست آورد. این نگاه تا چه اندازه با واقعیت‌های تاریخی و تجربه کشورها سازگار است؟ ممکن است ظاهراً چنین تصوری ایجاد شود که اگر ما روی خوش به استکبار نشان دهیم، آنها نیز می‌آیند، منافع خودشان را تأمین می‌کنند و در قبال آن، امنیت را به ما هدیه می‌دهند؛ اما با توجه به روحیه استکبارستیزی و خوی سلطه‌گری سیری‌ناپذیری که آنها دارند، این تصور، خیال خامی است.

اینکه فکر کنیم اگر مثلاً در اقتصاد، بازارهایی را برای آنها فراهم کردیم، بخشی از نفت خودمان را به آنها فروختیم یا در مبادلات اقتصادی کالاهای آنها، از جمله غلات و سایر محصولاتشان را خریداری کردیم و به این ترتیب اشتغال در کشور آنها نیز از طریق خریدهای ما تضمین شد، آنها دیگر دست از سر ما برمی‌دارند و یک ارتباط عادی با ما برقرار می‌کنند، تصور درستی نیست. تجربه تاریخی نشان داده که چنین نیست. در فرهنگ قرآنی نیز به ما نشان داده شده که رابطه با قدرت‌های سلطه‌گر صرفاً از طریق امتیاز دادن و تأمین منافع آنها به یک رابطه عادی و پایدار تبدیل نمی‌شود.

بنابراین، ما باید استقلال خودمان را حفظ کنیم. امروز نیز الحمدلله رزمندگان ما توانسته‌اند امنیت کشور را حفظ کنند و این امر به واسطه خودباوری‌ای بوده که وجود داشته و اهمیتی بوده است که برای استقلال کشور قائل بوده‌اند. مسئله بعدی و یکی دیگر از آثار مهم استقلال، پیشرفت کشور از همه جهات، از جمله در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. چرا استقلال را می‌توان شرط پیشرفت دانست؟ پیشرفت کشور از همه جهات، از جمله در ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، در گرو استقلال است؛

چراکه اگر استقلال وجود نداشته باشد، دشمن می‌خواهد الگوهای خود را به عنوان الگوهای توسعه به مردم ما تحمیل کند. طبیعی است که با استناد به تجربه تاریخی چند دهه گذشته، نمونه‌های متعددی را می‌توان در این زمینه مشاهده کرد. برای این مسئله حتی لازم نیست راه دوری برویم؛ در کشورهای آمریکای جنوبی، بسیاری از کشورهای آسیایی و حتی برخی کشورهای اسلامی، الگوهای توسعه منصوب‌شده از سوی قدرت‌های خارجی را پذیرفتند و نیروهایی را که با آن الگوها همراه بودند، به کار گرفتند.

ممکن است این الگوها در مقاطعی آثار مثبتی در توسعه اقتصادی آن کشورها داشته باشند، اما در نهایت فاصله طبقاتی در این کشورها افزایش پیدا کرده و فاصله اقتصادی آنها با سایر کشورها نیز بیشتر شده است. مهم‌تر از همه اینکه استقلال این کشورها از بین رفته است و امروز برای اینکه حکومت خودشان را پابرجا نگه دارند، به جای تکیه بر مردم خود، به حمایت خارجی، به‌ویژه حمایت آمریکا، متکی هستند. همه اینها نشان‌دهنده یک پیشرفت و توسعه تصنعی و متزلزل است. استقلال واقعی، استقلالی است که به هویت و توانمندی مردم وابسته باشد.

به همین دلیل، رهبر شهید انقلاب معتقد بودند کشور ما از مستقل‌ترین کشورهای دنیاست و در بیاناتی در سال ۱۳۹۷ فرمودند: «هیچ کشوری در دنیا، ملتی به استقلال ملت ایران ندارد.» نشانه این استقلال نیز همین است که مردم اجازه نداده‌اند حتی در کوچک‌ترین مسائل، دیگران برای آنها تصمیم بگیرند. یکی از مباحث مهم در موضوع استقلال، نسبت آن با تعامل با جهان است. مرز میان تعامل عزتمندانه با جهان و وابستگی کجاست؟ آیا می‌توان مؤلفه‌هایی مانند عزت، حکمت و مصلحت را که در سیاست خارجی مورد تأکید قرار گرفته است، معیار این تفکیک دانست؟

درباره مرز میان ارتباط و تعامل مثبت با جهان و ارتباطی که استقلال را مخدوش می‌کند، باید به ملاک‌ها و آثار مورد انتظار از استقلال توجه کنیم. همان‌طور که عرض کردم، هویت، خودباوری، امنیت و پیشرفت از آثار استقلال هستند. افزون بر اینها، می‌توان مسئله کرامت، مقاومت و موارد دیگری را نیز به این فهرست اضافه کرد. اینها خودشان شاخص هستند. میزان مراقبت از این مؤلفه‌ها و تقویت یا تضعیف آنها می‌تواند نشان دهد که آیا ارتباط ما با سایر ملت‌ها ارتباطی سالم است یا ناسالم؛ آیا این ارتباط استقلال را تقویت می‌کند یا آن را مخدوش می‌سازد.

اگر در نوع ارتباطی که با سایر ملت‌ها داریم، نتیجه آن بی‌هویتی، تحقیر ملت، ناامنی، تضعیف جبهه مقاومت، عقب‌ماندگی و مواردی از این دست باشد، طبیعتاً معلوم می‌شود که این ارتباط، ارتباط قابل دفاعی نبوده است؛ یعنی نتیجه آن نفوذ، سلطه، تحمیل و ازخودبیگانه شدن و فاصله گرفتن از هویت تاریخی خود بوده است. این نشان می‌دهد که ارتباط به شیوه صحیح خود اتفاق نیفتاده است.

اما اگر در نقطه مقابل، ما از دانش‌های پیشرفته و فناوری‌های نوین استفاده کنیم، از محصولات دیگر کشورها به شکل هوشمندانه بهره ببریم و در همه این موارد توجه داشته باشیم که توانمندی‌های داخلی در اولویت قرار دارند و ابتکار عمل را به دانشمندان و اندیشمندان خودمان بدهیم، طبیعتاً این می‌تواند یک ارتباط مثبت باشد. افزون بر این، مثبت بودن چنین ارتباطی را باید در این دید که روزبه‌روز چهره درخشان‌تری از ایران اسلامی در سایر کشورها به نمایش گذاشته شود؛

یعنی ارتباط با جهان نه‌تنها استقلال کشور را تضعیف نکند، بلکه به تقویت توانمندی‌های داخلی، حفظ هویت و افزایش ظرفیت اثرگذاری ایران اسلامی در جهان منجر شود. با توجه به اینکه استقلال را یکی از ارکان قدرت ملی کشور دانستید، جنگ اخیر علیه ایران چه واقعیت‌هایی را درباره میزان استقلال کشور و ضرورت حفظ و تقویت استقلال ملی، متناسب با اندیشه رهبر شهید انقلاب، پیش روی کشور قرار داد؟ آنچه در این جنگ تحمیلی دوم و سوم که با فاصله زمانی نسبتاً کمی از یکدیگر اتفاق افتاده و ما در این چند ماه درگیر جنگ تحمیلی سوم هستیم، در حال رقم خوردن است، برگ مهمی از تاریخ کشور است.

مردم ما با درخشش و مباهات، صحنه‌ای از پاسداری از استقلال کشور را به نمایش گذاشته‌اند. امروز تک‌تک آحاد مردم، کوچک و بزرگ، پیر و جوان، تحصیل‌کرده و کمتر تحصیل‌کرده، چه آنهایی که شب‌ها در خیابان حضور دارند و چه کسانی که دلشان با افرادی است که در خیابان‌ها حضور دارند، ولو اینکه به دلیل موانعی امکان حضور مستمر یا حضور فیزیکی نداشته باشند، انگیزه حضورشان را می‌توان در یک کلمه خلاصه کرد و آن اینکه اجازه نمی‌دهند آمریکا و رژیم صهیونیستی رأی و نظر خود را به آنها تحمیل کنند. آنها می‌خواهند بگویند شما حق ندارید فلان موضوع را داشته باشید؛

شما حق ندارید اختیار تنگه هرمز را داشته باشید؛ شما حق ندارید انقلاب خود را صادر کنید و از جبهه مقاومت دفاع کنید؛ شما حق ندارید رژیم صهیونیستی را مورد تهدید قرار دهید و از اسلام ناب، استقلال، عزت، حکمت و کرامت دفاع کنید. آمریکا با این حرکت خود می‌خواهد به ما بگوید که شما حق ندارید. اما مردم ما در یک کلمه می‌خواهند بگویند اینکه ما حق داریم یا نداریم را خودمان تعیین می‌کنیم. ما به هیچ‌کس و هیچ کشوری طمع تجاوز نداریم و نیازی هم به تجاوز نداریم، اما دست هر تجاوزگری را با قاطعیت قطع می‌کنیم.

مردم حاضرند فشار را تحمل کنند، حاضرند سختی و حتی گرسنگی را تحمل کنند و حاضرند جان عزیزانشان در این راه فدا شود؛ هرچند از دست دادن عزیزان و به‌ویژه ضایعه شهادت رهبر شهید انقلاب، بسیار تلخ است، اما حاضر نیستند عزت و کرامت خود را زیر پا بگذارند و از آرمان‌های انقلاب عقب‌نشینی کنند. این ایستادگی فقط برای امروز و برای خود ما نیست، بلکه برای آینده و نسل‌های آینده و برای ساختن ایرانی سرافراز است. بنابراین، آنچه امروز مردم در صحنه نشان می‌دهند، در امتداد همان اندیشه‌ای است که رهبر شهید انقلاب درباره استقلال، عزت، کرامت و حق تعیین سرنوشت ملت بر آن تأکید داشتند.

یکی از موضوعاتی که در اندیشه رهبر شهید انقلاب، به‌ویژه در سال‌های پایانی عمر ایشان، مورد تأکید قرار گرفت، مسئله «جهاد تبیین» بود. با توجه به شرایط امروز و جنگ روایت‌ها، نخبگان چه نقشی در تبیین واقعیت‌ها و تقویت استقلال و مقاومت مردم دارند؟ رهبر شهید انقلاب در اواخر عمر شریفشان بر یک کلیدواژه بسیار تأکید می‌کردند و آن «جهاد تبیین» بود. البته از زمان فتنه سال ۱۳۸۸ نیز ایشان از نخبگان دعوت کردند که برای بصیرت‌افزایی مردم در میدان باشند. این مطالبه در سال‌های بعد نیز تکرار شد و ضرورت آن بیشتر مورد تأکید قرار گرفت؛

به‌گونه‌ای که ایشان مسئله بصیرت را با تعبیر «جهاد تبیین» مطرح کردند و آن را از اولویت‌های فوری کشور دانستند که نخبگان و اندیشمندان باید به آن بپردازند. علت این تأکید آن بود که ایشان صحنه را می‌دیدند و معتقد بودند دشمن از طریق رسانه تلاش می‌کند مردم ما را دچار محاصره تبلیغاتی و اطلاعاتی کند؛ از طریق القای اطلاعات غلط، دسته‌بندی نادرست اطلاعات، بزرگ‌نمایی نقاط ضعف و کوچک‌نمایی نقاط قوت، مردم را ناامید کند و در نهایت، مقاومت و استقلال آنها را مخدوش سازد.

در نقطه مقابل، انتظار رهبر شهید انقلاب این بود که نخبگان، اعم از نخبگان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، در میدان باشند و آبروی خود را برای مردمشان هزینه کنند. الحمدلله بخش قابل توجهی از نخبگان این کار را انجام داده‌اند، در میدان حضور دارند و از حرکت عمومی مردم حمایت و با آنها همراهی کرده‌اند؛ برخی حتی پیشگام این حرکت بوده‌اند. با این حال، انتظار می‌رود افرادی که همچنان تماشاگر هستند یا حتی نسبت به نتیجه‌بخشی مقاومت ستودنی مردم خوش‌بین نیستند، در نگاه خود تجدیدنظر کنند و به خیل مردم خود بازگردند و در این افتخاری که در حال رقم خوردن است، سهیم باشند.

منبع: رسانیوز

منبع خبررسانیوز
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 17:33
111,764مطلب نمایه‌شده
79,520موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی