رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریهمشهری7 دقیقه مطالعه

بین نمایش های عامه‌پسند و فاخر انتخاب دیگری برای تماشا وجود ندارد

این روزها چنته نمایش‌های روی صحنه برای آنها که دغدغه تئاتر جدی را دارند، اغلب خالی است. کمدی های ضعیف و تئاترهای پرهزینه‌ای که در هتل‌ها و استادیوم‌های ورزشی روی صحنه می‌روند، قطعا آن چیزی نیستند که برای این گروه رضایت‌بخش و دلگرم‌کننده باشند.

بین نمایش های عامه‌پسند و فاخر انتخاب دیگری برای تماشا وجود ندارد

این روزها چنته نمایش‌های روی صحنه برای آنها که دغدغه تئاتر جدی را دارند، اغلب خالی است. کمدی های ضعیف و تئاترهای پرهزینه‌ای که در هتل‌ها و استادیوم‌های ورزشی روی صحنه می‌روند، قطعا آن چیزی نیستند که برای این گروه رضایت‌بخش و دلگرم‌کننده باشند.

همشهری آنلاین، ‌ شقایق عرفی نژاد: تئاتر ایران یا شاید درست‌ترش تئاتر تهران، در وهله‌ای که در آن هستیم، به سه بخش تقسیم شده است. بخشی که حالا پررنگ‌تر شده و شامل کمدی‌هایی است که سخیف‌تر از گذشته روی صحنه می‌روند و به اسم خنداندن مخاطب، با تئاتر آن می‌کنند که اسکندر با تخت جمشید کرد. شوخی‌های فراوان جنسی، رقص و خنده گرفتن به نازل‌ترین شکل ویژگی اصلی تمام این نمایش‌هاست.

منظور البته نمایش‌هایی نیستند که آنها را با نام تئاتر آزاد می‌شناسیم، صحبت از نمایش‌هایی است که در سالن‌های دولتی و خصوصی تئاتر روی صحنه می‌روند و همین است که ماجرا را خطرناک می‌کند: سرایت لحن و شکل تئاترهای آزاد به تئاتر رسمی‌ که قرار است چه در شکل کمدی و چه غیر کمدی مسئله طرح کند، اندیشه بیافریند و مخاطب را بع تعمق وادارد. بخش دیگر تئاتر امروز شامل آن چیزی است که تئاتر فاخر و کنسرت‌تئاتر نام گرفته و با بلیت‌های گرانقیمت و بازیگران مطرح، سعی در جذب مخاطب دارد.

در این میان هم البته نمایش‌هایی هستند که نفس‌نفس زنان در این هیاهو همچنان سعی دارند شریف بمانند و تولید فکر کنند.

در باره وضعیت این روزهای تئاتر با رحمت امینی، استاد دانشگاه و کارگردان تئاتر صحبت کردیم.

به نظرتان امروز مستقل چه جایگاهی دارد؟ تئاتری که نمی‌خواهد با لوده بازی و ترفندهای مختلف تماشاگر جلب کند؟

اگر بخواهیم بعد از انقلاب را مرور کنیم تا به این سوال جواب بدهیم که چرا اصلاً تئاتر مستقل به این روز افتاده، چون روز حال و روز خوشی ندارد، دلایل مختلفی برای آن پیدا می‌شود. قبلش البته باید توضیح بدهم که من معتقد به حضور انواع سلایق، تفکرات، گونه‌ها و مدل‌های تئاتر هستم. در ایران از سال‌های پیش نمایش‌هایی داشتیم که به آن لاله‌زاری می‌گفتند. بعدتر اسم بدون هویتی به نام آزاد رویش گذاشتند که در سینماها اجرا می‌شد مثل گلریز.

البته لاله زار اولین تئاتر علمی و نو در ایران بوده و بعدها به آتراکسیون تبدیل شد. منظورتان از تئاتر لاله‌زاری همین دوره پس از سال ۳۲ است؟

بله. بعد از انقلاب هم تئاترهای آزاد در گلریز و سینما دماوند و غیره اجرا می‌شد که من اسم کمدی شبانه را رویش گذاشته‌ام. در مرکز هنرهای نمایشی هم رسما به همین نام آن را می‌شناسند. چون این کمدی‌ها معمولا از ساعت نه شب شروع می‌شود و تا نیمه شب ادامه دارد. این نوع تئاتر تکلیفش خیلی معلوم است. گروه صرفاً آمده تا بخنداند و تمام سازوکارهای مالی‌اش هم از اجاره سالن گرفته تا بازیگران و تبلیغات پای خودش است. گردش مالی قابل توجهی هم دارد. مدل دیگر تئاتر زمانی اتفاق افتاد که تئاترهای خصوصی شکل گرفتند که حالا در آن کمدی هم داریم.

این نمایش‌ها از نظر ساختارهای اقتصادی به کمدی شبانه شبیه‌اند، ولی الزاما کمدی هم نیستند. مدل سومی ‌هم از نظر من وجود دارد. تا ۲۰ سال پیش حمایت‌کننده و تهیه‌کننده تئاتر خود دولت بوده که در سالن‌های دولتی مثل تئاترشهر و مولوی اجرا می‌شده است. اینها قرارداد می‌بستند و پول کارگردان و گروه را می‌دادند. از حدود دو دهه پیش کم‌کم این نوع تئاتر از بین رفت. این همان تئاتری است که شما می‌گویید. یعنی تئاتری که کارگردان و گروه اجرایی دغدغه گیشه نداشتند. متأسفانه این تئاتر در تهران دیگر نابود شده است.

الان تنها سایه‌ای از این تئاتر مانده این است که مثلا کارگردان در تئاتر شهر اجرا می‌کند و دیگر هزینه کرایه سالن نمی‌دهد. ولی باید خودش فکری برای تماشاگر و دکورش بکند. این وضعیتی که پیش آمده باعث شده تئاتر اندیشه‌ورز به حاشیه برود. طوری شده که در تئاتر شهر هم بازیگری را در کار می‌بینیم که تنها به خاطر شهرت و سلبریتی بودنش در کنار یک بازیگر با تجربه ۲۳ ساله قرار گرفته است. برای اینکه باید تماشاگر به هر حال کار را ببیند. پدیده‌ای هم به نام تهیه‌کننده به وجود آمده که در واقع بازیگرمحور است. این چشم‌اندازی از وضعیت تئاتر است.

مسئله نگران‌کننده این است که الان در تئاترهای رسمی ‌هم نمایش‌هایی روی صحنه می‌روند که دقیقا شبیه کمدی‌های آزاد یا به قول شما کمدی‌های شبانه هستند.

بله. به نظرم پای این کمدی شبانه به تئاترهای رسمی ‌هم باز شده است. دلیلش هم این است که خود مدیر سالن می‌پرسد می‌توانی بفروشی؟ می‌توانی این تعداد صندلی را پر کنی؟ الان حتی تئاتر شهر یک تعهدنامه جلوی کارگردان می‌گذارد و می‌گوید بعد از ۱۰ یا ۲۰ روز اگر سالن خالی رفت اجرایت تمام می‌شود. البته این مال قبل است. از سازو کار جدید اطلاعی ندارم. آخرین بار که نمایش سوسمار را در تئاترشهر اجرا کردم، از من چک هم گرفتند که اگر ضرر کنی این چک پیش ما هست. خیلی به من برخورده بود.

هرچند گفتند فرمالیته است، ولی به هرحال عنوان کردنش یک معنی داشت که یعنی تو باید به هر نحوی شده بفروشی آقای امینی. خب حالا مثلاً من می‌خواهم بازیگری را که بازیگر قابلی هست در کارم داشته باشم و می‌دانم در آن نقش تواناست. اما شهرتی ندارد و امکان آمدن تماشاگر به خاطرش نیست. بنابراین مجبورم بازیگری با چند لول پایین تر بیاورم.

اتفاق دیگری که افتاده این است که مخاطب تئاتر دارد تغییر می‌کند. تا همین مثلا ده سال پیش مخاطبی داشتیم که واقعاً می‌آمد تئاتر ببیند. الان بخش زیادی از تماشاگران می‌آیند تا بازیگر را از نزدیک ببینند. رفتارها عجیب و غریب شده و انگار مخاطب واقعی تئاتر دیگر وجود ندارد. قبول دارید؟

بخشی از این ماجرا مربوط به شهرداری می‌شود. من ۶ ماه در فرانسه اقامت داشتم و وقتی بررسی میدانی کردم متوجه شدم مهم‌ترین حامی‌تئاتر به قول شما اندیشه‌محور شهرداری‌ها هستند. هیچ سویه انتقادی آنچنانی هم ندارم، ولی شهردار یعنی هم فیزیک شهر را در دستش دارد و بابتش زحمت می‌کشد و هزینه می‌کند و هم زیبایی شناسی و تلاش برای بهبود روان شهروندان جزو وظایفش است. این کار در تمام شهرداری‌های دنیا انجام می‌شود. در مورد دیوارنگاری کارهایی انجام شده، ولی در زمینه تئاتر فقط سالن ایرانشهر را دارد که حالا همان هم دارد دچار این آسیبی که در باره‌اش صحبت کردیم، می‌شود.

من اگر جای شهردار باشم ترتیبی می‌دهم که تشکیلات سالنی مثل ایرانشهر و پردیس تئاتر تهران که زیر نظر شهرداری است، توان خودش را بگذارد که با حمایت‌های مختلف به آدم‌های مختلف از جوان گرفته تا پیشکسوت تئاتر قدرتمند و اندیشه ورز تولید کند. تئاتر ایرانشهر می‌تواند به شکل آبونمان بلیت بفروشد. یعنی در طول یک سال بلیتش را با تخفیف ۴۰ درصدی ارائه کند. صدا و سیما هم در تقویت تئاتر می‌تواند خیلی موثر باشد، اما در این سال‌ها هیچ کاری برای تئاتر نکرده است.

حوزه هنری هم که کجدار و مریز پیش رفته و نه آنچنان که می‌خواسته تئاتر تراز انقلاب را به وجود آورده و نه توانسته در تئاتری که مخاطب جذب کند، ‌ موفق باشد.

اگه بخواهید مقایسه بین تئاتر دهه ۷۰ ۸۰ و امروز انجام بدهید، چه می‌گویید؟

حتی آدم‌های آن موقع با الان عوض شده اند. ما امثال رحمانیان را داشتیم که هر اجرایش یک اتفاق بود یا بیضایی کار می‌کرد. البته باز هم خیلی مشکل داشتیم. ولی باز از آنجا که کارگردان دغدغه کم‌تری داشت، می‌توانست کار خوب بکند. بعدا خود آقای رحمانیان مجبور شد کارهایی روی صحنه ببرد که بتواند پول در بیاورد. هرکس نتوانست از نظر اقتصادی خودش را تأمین کند، شکست خورد از گردونه کنار گذاشته شد و آنهایی موفق شدند که توانستند باج بدهند. البته یک دسته دیگر نمایش‌ها را هم نباید فراموش کنیم که الان در حال اجرا هستند و بودجه‌های آنچنانی می‌گیرند.

یک چیزی را هم واقعاً از ته دل می‌گویم. با همه این آسیب‌ها و ویژگی‌هایی که برشمردم بچه‌های به‌ویژه جوان و دانشگاهی تئاتر تمام تلاششان این است و داریم بارقه‌هایش را می‌بینیم که از این نابسامانی‌ها همواره مسیرهایی را برای تئاتر هنرمندانه پیدا کنند.

منبع: همشهری

منبع خبرهمشهری
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 14:07
108,642مطلب نمایه‌شده
75,874موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی