رویداد۲۴ | مازیار وکیلی: احسان محمدحسنی پس از کنارهگیری از مؤسسه اوج، در یک اقدام فرصت طلبانه که نشان دهنده شناخت او از رسانه بود، در یک برنامه اینترنتی حضور یافت و برند شخصی خود را احیا کرد. او در این مصاحبه طولانی با تندروها مرزبندی کرد، درباره حجاب مواضع ملایمی گرفت، از مصیبتهای تولید فیلم در رسانه فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سخن گفت و ژست مدیری دلسوز و دغدغهمند را به خود گرفت. محمدحسنی پس از خروج از مؤسسه اوج و پایان یک دوره طولانی ۱۵ساله مدیریت، مدتی مشاور فارابی در وزارت ارشاد بود. البته این جایگاه، موقعیتی نبود که مدنظر او باشد.
محمدحسنی اهداف بلندتری در سر داشت و حتی برخی پس از آن مصاحبه معروف، او را شایسته مدیریت صداوسیما دانستند. با این حال، بر اساس آخرین اخبار، او در آستانه پذیرش یک مسئولیت دیپلماتیک قرار دارد و گفته میشود قرار است رایزن فرهنگی ایران در اسپانیا شود. محمدحسنی مؤسسه اوج را از صفر ساخت و آن را به مهمترین بازوی فرهنگی قدرتمندترین نهاد نظامی کشور، یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تبدیل کرد؛ مؤسسهای که در دوران مدیریت او فرازونشیبهای بسیاری را پشت سر گذاشت و به یکی از پرمناقشهترین و در عین حال قدرتمندترین نهادهای فرهنگی کشور بدل شد.
نهادی که نهتنها تولیدات متعددی در حوزه فرهنگ و رسانه داشت، بلکه بهعنوان رقیبی تازهنفس، مسیر فرهنگی نظام را برای همیشه تغییر داد. احسان محمدحسنی چه کرده است؟ احسان محمدحسنی متولد سال ۱۳۵۹ و مستندساز است. او اما خیلی زود ردای مستندسازی را از تن درآورد و بهعنوان یکی از مدیران جوان فرهنگی کشور، در سمتهای مختلف فرهنگی و هنری مشغول فعالیت شد. محمدحسنی تا پیش از سال ۱۳۹۰ مسئولیتهای متعددی بر عهده داشت. ریاست فرهنگسرای پایداری و معاونت هنری و اطلاعرسانی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، از مهمترین سمتهای او پیش از تأسیس مؤسسه اوج بود.
البته محمدحسنی پس از راهاندازی اوج نیز به مدیریت این مؤسسه بسنده نکرد. او در سال ۱۳۹۶، علاوه بر ریاست بسیج هنرمندان، بهعنوان مدیر بنیاد فرهنگی روایت نیز انتخاب شد؛ بنیادی که مؤسسه روایت فتح، شهرک سینمایی دفاع مقدس و انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس زیر نظر آن فعالیت میکنند. این انتصابها باعث شد محمدحسنی لقب «مدیر سهشغله» را بگیرد؛ هرچند خودش بههیچوجه این تعبیر را قبول نداشت و در مصاحبهای گفته بود: «بسیج هنرمندان تمرکز خود را بر جذب و شبکهسازی اصحاب هنر میگذارد.
اوج نیز به خانواده هنرمندان انقلاب نزدیک میشود.» او حضور همزمان در این سمتها را فرصتی برای همافزایی نهادهای زیرمجموعه جبهه فرهنگی انقلاب میدانست. با این حال، مهمترین فعالیت فرهنگی محمدحسنی تا امروز، تأسیس مؤسسه اوج بوده است؛ مؤسسهای که او آن را پاسخی به فراخوان «أین عمار» رهبر شهید انقلاب میداند. محمدحسنی به گفته خودش وارد این حوزه شد تا جبهه فرهنگی انقلاب را احیا کند. اوج چگونه شکل گرفت؟
بیشتر بخوانید: زبان نرم هسته سخت قدرت؛ چرا موسسه اوج تاسیس شد؟ اوج با پایتخت چه کرد؟ | روایت احسان محمدحسنی از دخالت موسسه فرهنگی سپاه در محبوبترین سریال تلویزیون جایزهها سهم بنیاد روایت فتح شد و سازمان اوج قهر کرد | بازخوانی اختلاف دو نهاد فرهنگی اصولگرایان
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آغاز دهه ۹۰ احساس کرد که باید حضور فعالتری در حوزه فرهنگ و رسانه داشته باشد. به همین منظور، قرارگاه فرهنگی اجتماعی بقیهالله، مشهور به «قرب بقیهالله»، را تأسیس کرد. این قرارگاه شامل دو مؤسسه سراج و اوج بود؛ سراج در حوزه فضای مجازی و اوج در حوزه فرهنگ و هنر فعالیت میکرد. محمدحسنی خودش نحوه تأسیس مؤسسه اوج را اینگونه روایت میکند:
«سازمان اوج سال ۹۰ بعد از دو سال طراحی تأسیس شد و تمام عملکرد و خروجی دستگاههای فرهنگی کشور را بررسی کردیم و به مجموعهای رسیدیم که الآن مشاهده میکنید. برای اولین بار میگویم هیچکدام از بچههای اوج عضو رسمی جایی نیستند و قراردادی همکاری دارند. اوج چند ویژگی دارد؛ ستاد کمعده و چابک دارد، شباهتی به سازمانهای فرهنگی مثل رسانه ملی ندارد که حجم پرداختیهایشان نسبت به نیروی انسانی بیشتر از تولیدات است و جای نفس کشیدن و تولید و محتوای درست نمیگذارد. در ستاد اوج با جمعیتی ۱۲۰نفره سعی کردیم کوچک و چابک عمل کنیم.
هر سال سعی میکنیم این نیروها را حفظ کنیم و جلوی فربهشدن را گرفتیم. برای اوج هیچوقت تجهیزات تهیه نکردیم و هر آنچه را درآمدزایی داشتیم در جهت تولیدات گذاشتیم.»
محمدحسنی بودجه اولیه تأسیس مؤسسه اوج را ۵۰۰ میلیون تومان عنوان کرده که به گفته او، مستقیماً از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دریافت شده است. او در سال ۱۴۰۰، در مراسم دهمین سالگرد تأسیس مؤسسه اوج، بودجه آن سال را ۱۸ میلیارد تومان برآورد کرد و اعلام کرد این مؤسسه در سال مالی ۱۹۳۳، ۹۰ میلیارد تومان درآمد داشته است. مجموع این آمار و ارقام نشان میدهد مؤسسه اوج یکی از پردرآمدترین و در عین حال قدرتمندترین مؤسسات فرهنگی کشور است که با حمایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توانسته نفوذ گستردهای بر فضای فرهنگی ایران پیدا کند. بازجوی هنرمندان
بیشتر بخوانید: محمد رسول اف کیست؟ از فیلمنامه جعلی تا جشنواره ونیز؛ داستان عجیب ساخت «مراقب»
احسان محمدحسنی در آذر ۱۳۹۰ خاطره ای درباره محمد نوریزاد، نویسنده و فیلمسازی که پس از انتخابات ۱۳۸۸ به منتقد حکومت تبدیل شده بود، نوشته است. محمدحسنی میگوید خودش محمد نوریزاد را در دوران حبس او، در یک جلسه پنجساعته و با حضور دو نفر از دوستان قدیمی نوریزاد، مورد سؤال و انتقاد قرار داده است. تصویری که به در اصطلاح عامه به آن «بازجویی» می گویند.
او مینویسد:«جلسه پنج ساعته من با او در روزهای حبس و در حضور دو تن از دوستان قدیمی او میتوانست او را به خود آورد.» محمدحسنی ادعا میکند در این جلسه تلاش کرده نوریزاد را درباره تغییر مواضع سیاسی و اعتقادیاش متقاعد کند، اما نوریزاد در برابر استدلالهای او عصبانی شده، فریاد کشیده و حاضر به پذیرش حرفهایش نشده است. یکی دیگر از جنجالیترین اظهارنظرهای سیاسی درباره مؤسسه اوج به محمد رسولاف، کارگردان معاند و معارض حاکمیت ایران، مربوط میشود؛ اظهارنظری که صحتوسقم آن هیچگاه بهدرستی تأیید نشد. محمد رسولاف در مصاحبهای به تاریخ نهم مرداد ۱۳۹۸ گفته بود:
«در کمال تعجب خود من در نخستین جلسه بازجویی من که زمان طولانی هم داشت، گروه سهنفرهای که مشغول بازجویی بودند، کسی که سرپرست گروه بود همان ابتدای جلسه خودشان را معرفی کردند و گفتند ما از اطلاعات سپاه هستیم، از قرارگاه ثارالله، اوج هم مال ماست، و به عبارتی میشود گفت شاید این تعبیر درست نباشد که به ملت بگوییم اوج مستقیماً در انجام بازجوییها و اینها دخالت دارد، ولی با کمی دقت متوجه میشویم آن نهاد سرمایهگذار برای فعالیتهای اوج همان جایی است که یک بازوی تولید و یک بازوی سرکوب دارد.»
رسولاف در نهایت از تحلیل خود مبنی بر دخالت مستقیم مسئولان اوج در بازجوییها عقبنشینی کرد و تلاش داشت با انتساب این مؤسسه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نتیجه موردنظر خود را بگیرد. این موضوع هیچگاه اثبات نشد. خود رسولاف نیز در ادامه مصاحبه، ادعای دخالت مستقیم اوج را پس گرفت و اعلام کرد اگر مسئولان این مؤسسه سخنان او را بیاساس میدانند، بهتر است اصل موضوع را تکذیب کنند. تبلیغات جنجالی «به وقت شام» در اردیبهشت ۱۳۹۷، اتفاقی جنجالی در پردیس سینمایی کوروش رخ داد که باعث وحشت حاضران شد.
در یکی از روزهای دوشنبه، تعدادی از عوامل فیلم «به وقت شام» با گریم و لباس نیروهای داعش، همراه با اسب وارد پردیس کوروش شدند و با ایجاد رعب و وحشت، واکنشهای منفی گستردهای برانگیختند. این شیوه تبلیغاتی حتی واکنش رئیس پلیس تهران بزرگ را به دنبال داشت. او در مصاحبهای اعلام کرد: «کار خلافی بود و بدون هماهنگی با پلیس انجام شد.» ابراهیم حاتمیکیا نیز در متنی بابت این شیوه تبلیغ فیلمش از مردم عذرخواهی کرد و نوشت:
«بچههای گروه تبلیغاتی فیلم «به وقت شام»، من شاهد زحمات مؤمنانه و شبانهروزی شما در این چند ماه بودم؛ ولی این نمایش کوروش در شأن «به وقت شام» نبود. خستگی ۲ ماه سفر به شهرهای ایران بر تنم ماند. من تصورم آن بود که قرار است کسی به شکل ریش قرمز در فضای بیرونی کوروش بایستد و مردم با او عکس بیندازند؛ نه اسبی و نه جمعی و نه فریادی، آن هم داخل مجتمع، در مخیلهام نبود و من بیخبر بودم.»
مؤسسهای برای حکومت در سینمای ایران اوج محصول یک نیاز بود؛ نیازی که نیروهای جبهه انقلاب احساس کردند و محمدحسنی به آن عینیت بخشید. او توانست مؤسسهای فرهنگی تأسیس کند که گروههای پراکنده محافظهکاران فرهنگی را گرد هم بیاورد، تولیدات بزرگ سینمایی بسازد و آنطور که خودش گفته، نقش دیدهبان فرهنگی کشور را ایفا کند. محمدحسنی در اینباره گفته است:
«بخشی از هویت اوج، وابسته به دیدهبانی و مطالبهگری است. ما در فیلم بادیگارد دیالوگی داشتیم که تذکر میداد که بترسید از روزی که این کشتی سوراخ شود و در آن فیلم در سال ۱۳۹۴ گفته شد که باید بین شخص و شخصیت نظام تفاوت قائل شد، این سالها قبل از اعتراضات سال ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ بود.»
همین نکته کافی است تا متوجه شویم محمدحسنی چه برنامههایی برای اوج داشت. او توانست این مؤسسه را به سکوی پرتابی تبدیل کند تا محافظهکاران فرهنگی با انسجام بیشتری فضای فرهنگی کشور را به تسخیر خود درآورند. محمدحسنی حتی توانست برای مؤسسه اوج و جریان سیاسی متبوعش، جنجالهای مثبت رسانهای ایجاد کند و با استفاده از چهرههایی مانند شهید سلیمانی، رهبر شهید و سایر شخصیتهای نظامی و سیاسی، نام این مؤسسه را بیش از پیش در رسانهها مطرح کند.
اگر دهه ۷۰ و دوران اوج اصلاحات، برای محافظهکاران فرهنگیِ ناآشنا با فضای رسانه، دوران غربت اصولگرایان در عرصه فرهنگ و هنر بود، محمدحسنی کاری کرد که همین طیف سیاسی در دهه ۹۰، با پشتوانه مالی عظیم، به مهمترین جریان فرهنگی کشور تبدیل شود؛ جریانی که حتی سریال طنزی مانند «پایتخت» را نیز به ابزاری ایدئولوژیک برای گسترش منویات سیاسی خود تبدیل کرد.
منبع: رویداد 24



