رفتن به محتوای اصلی
سیاسیجام جم آنلاین6 دقیقه مطالعه

لزوم چرخش در سیاست خارجی

وقتی مذاکره‌ای صورت می‌گیرد، طبیعتا هدف این است که به تفاهم یا توافقی برسید. قرار نیست به سوئیس، نیویورک، دوحه، اسلام‌آباد یا مشهد برویم و مذاکره کنیم، بدون آن‌که نتیجه‌ای در پی داشته باشد. مذاکره باید به نتیجه‌ای مشخص، مثلا امضای یک تفاهم‌نامه یا توافق‌نامه…

لزوم چرخش در سیاست خارجی

اما پرسش اصلی این است که چه کسی باید این توافق را امضا کند؟ آیا واقعا جای شک و شبهه‌ای وجود دارد که امضای ترامپ فاقد اعتبار است؟ آیا کسی می‌تواند تصور کند که ترامپ توافقی را امضا می‌کند و سپس به آن پایبند می‌ماند؟ این تصور اشتباه بسیار بزرگی است. این مسأله فقط به ایران مربوط نمی‌شود. مبتنی بر سال‌ها تحقیق و تدریس تاریخ آمریکا در دانشگاه تهران نگارنده معتقد است در طول تاریخ آمریکا، موردی سراغ نداریم که این کشور با کشوری مانند ایران به تعهدی پایبند مانده باشد؛

البته یک مورد استثنا وجود داشته است: توافق‌های مربوط به تسلیحات هسته‌ای میان آمریکا و شوروی و بعدا روسیه. در آن توافق‌ها، طرف مقابل نیز سلاح هسته‌ای در اختیار داشت و آمریکا نمی‌توانست بدون در نظر گرفتن توانایی‌های طرف مقابل تصمیم بگیرد. دو طرف توافق می‌کردند و محدودیت‌هایی را در زمینه تسلیحات هسته‌ای می‌پذیرفتند؛ هرچند درباره میزان پایبندی به این توافق‌ها نیز باید جداگانه بحث کرد. بنابراین، مسأله اصلی این نیست که مذاکره کنیم یا مذاکره نکنیم.

پرسش اساسی این است که اگر قرار است مذاکره کنیم، می‌خواهیم به چه نتیجه‌ای برسیم؟سیاست خارجی کشور ما باید براساس پاسخ به همین پرسش تنظیم شود. مقاله آقای دکتر ظریف در مجله فارن افرز، با این مضمون که ایران باید امتیاز بدهد تا توافق جدیدی حاصل شود، از نظر من حاوی یک خطای اساسی در سیاست‌گذاری است. چون با امتیاز دادن نمی‌توان به توافقی رسید که آمریکا واقعا به آن پایبند بماند. دلیل این مسأله آن است که آمریکا اساس به دنبال یک توافق پایدار با ایران نیست؛

بلکه می‌خواهد ایران را تحت سلطه خود درآورد، به منابع نفتی آن دسترسی پیدا کند و در نهایت، حکومت ایران را سرنگون کند. در چنین شرایطی، توافق با ایران برای آمریکا ممکن است صرفا به معنای ایجاد یک فضای تنفس موقت برای ایران باشد؛ فضایی که بتواند پس از آن، دوباره سیاست فشار را ادامه دهد. ممکن است آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده باشند که طرح مکرر موضوع مذاکره و ایجاد امید به توافق، برای مدیریت رفتار مقامات ایران جذابیت دارد.

اگر چنین برداشتی داشته باشند، می‌توانند از این ابزار برای مدیریت رفتار طرف ایرانی استفاده کنند، بی‌آن‌که الزاما قصد دستیابی به توافقی پایدار را داشته باشند. به همین دلیل، معتقدم سیاست خارجی کشور باید تغییر کند. ما در سیاست خارجی ابزار‌های مختلفی در اختیار داریم و مذاکره فقط یکی از آنهاست. برخی تصور می‌کنند کنار گذاشتن مذاکره به معنای کنار گذاشتن سیاست خارجی است؛ درحالی‌که چنین نیست. ما ابزار‌های اقتصادی، نظامی، فرهنگی و اطلاعاتی داریم و باید بدانیم در هر شرایطی از کدام ابزار استفاده کنیم.

در شرایط کنونی، راه‌حل اصلی را باید در استفاده از ابزار‌های اقتصادی جست‌و‌جو کرد؛ ابزار‌هایی که پشتوانه نظامی نیز دارند. به اعتقاد من، این روش صحیح است. روش نادرست آن است که هر روز از مذاکره و توافق احتمالی سخن بگوییم و امیدوار باشیم آمریکا برای ایران فضای تنفسی ایجاد کند؛ درحالی‌که ممکن است همین فرصت را برای تجدید قوا و حمله مجدد به ایران به کار بگیرد. حفظ وضعیت نه جنگ و نه صلح، تا زمانی که آمریکا تصمیم بگیرد بار دیگر به ایران حمله کند، سیاست هوشمندانه‌ای نیست.

نباید فراموش کنیم که اقتصاد آمریکا بسیار بزرگ‌تر از اقتصاد ایران است و تاب‌آوری اقتصادی آن نیز بیشتر است. بنابراین، گذشت زمان لزوما به نفع ایران نیست. صحبت از ابزار اقتصادی به این معناست که آمریکایی‌ها در مراکز نفتی و گازی خود، از جمله در بخش‌هایی از صنایع مرتبط با گاز، منابع و زیرساخت‌هایی دارند که ارزش اقتصادی بسیار بالایی ایجاد می‌کند. برای مثال، هلیوم یکی از محصولات ارزشمند مرتبط با فرآوری گاز طبیعی است و این صنایع و زیرساخت‌ها، میلیارد‌ها دلار ثروت تولید می‌کنند.

آمریکا به ایران حمله کرده است، اما از کجا می‌توان فهمید که هدف آن دسترسی به نفت ایران نیست؟ خود ترامپ بار‌ها درباره منابع نفتی ایران سخن گفته است. بنابراین، طرف آمریکایی باید متوجه شود که نه‌تنها دسترسی به نفت ایران، بلکه بهره‌برداری از منابع و زیرساخت‌های اقتصادی این منطقه نیز ممکن است در معرض خطر قرار بگیرد. اگر سیاست‌های آمریکا ادامه پیدا کند، ممکن است تنگه هرمز نیز به نقطه‌ای تبدیل شود که دسترسی اقتصادی و انرژی آمریکا و متحدانش را با مخاطره مواجه کند. منظور این نیست که ایران در مقطع فعلی باید زیرساخت‌های طرف مقابل را هدف قرار دهد؛

مسأله این است که طرف مقابل باید احتمال و هزینه چنین سناریو‌هایی را جدی بگیرد. اگر آمریکایی‌ها به این نتیجه برسند که ادامه سیاست کنونی بیش از تغییر آن برایشان هزینه دارد، ممکن است در محاسبات خود تجدیدنظر کنند. هدف سیاست خارجی باید این باشد که چنین ارزیابی در طرف مقابل شکل بگیرد. در غیر این صورت، اگر ما هر روز از مذاکره سخن بگوییم، طرف آمریکایی ممکن است این‌طور برداشت کند که ایران به دلیل فشار‌های اقتصادی ناچار به مذاکره است.

حتی ممکن است برخی مقامات ایرانی نیز به‌صورت علنی از دشواری‌های اقتصادی کشور سخن بگویند و این پیام را منتقل کنند که فشار بیشتر می‌تواند ایران را به عقب‌نشینی وادار کند. در چنین شرایطی، طرف مقابل به این نتیجه می‌رسد که باید فشار را افزایش دهد تا کار را یکسره کند. به اعتقاد من، این همان خطای راهبردی است که باید اصلاح شود. در همین چارچوب، وقتی دبیر شورای عالی امنیت ملی درباره امکان وارد کردن خسارت به دارایی‌های آمریکا در صورت وقوع جنگ مجدد سخن می‌گوید، باید چنان شرایطی اعمال شود که این پیام توسط آمریکایی‌ها معتبر در نظر گرفته شود.

برای همین است که ایشان در مصاحبه خود با دقت بحث امکان هدف قرار دادن مراکز داده و زیرساخت‌های مرتبط را با هوش مصنوعی نیز در همین چارچوب مطرح می‌کند. اما چنین مواضعی صرفا نباید در حد اظهارات پراکنده باقی بماند. این پیام باید از سوی مسئولان اصلی کشور، از جمله رئیس‌جمهور و رئیس مجلس، نیز به‌صورت منسجم و مرتب منتقل شود تا طرف مقابل متوجه شود سیاست بازدارندگی، یک موضع جدی و واحد در سطح تصمیم‌گیری کشور است. کسانی که در شورای عالی امنیت ملی به سیاست کنونی رأی داده‌اند، باید نسبت به پیامد‌های آن و ضرورت بازنگری احتمالی در آن حساس باشند.

اگر قرار است سیاست خارجی تغییر کند، این تغییر باید در سطح تصمیم‌گیری کلان کشور شکل بگیرد و مسئولان مربوطه نیز مسئولیت مواضع خود را بپذیرند. در نهایت، مسأله اصلی این است که آمریکا باید به این جمع‌بندی برسد که ادامه سیاست فشار و تهدید، لزوما ایران را به پذیرش خواسته‌هایش وادار نمی‌کند و ممکن است هزینه‌های سنگین‌تری برای خود آمریکا به همراه داشته باشد. اگر چنین برداشتی شکل بگیرد، احتمال تغییر سیاست آمریکا افزایش می‌یابد.

سیاست خارجی ایران باید از اتکای بیش از اندازه به مذاکره و امید بستن به توافق با آمریکا فاصله بگیرد و بر ایجاد بازدارندگی مؤثر، استفاده سنجیده از ابزار‌های اقتصادی و افزایش هزینه‌های ادامه سیاست فشار برای طرف مقابل متمرکز شود.

منبع: جام جم آنلاین

منبع خبرجام جم آنلاین
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 21:27
106,718مطلب نمایه‌شده
73,541موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی