در جنوب شهر جدید دهدشت، بقایای شهری تاریخی قرار دارد که دیوارها، گذرگاهها و بناهای برجایماندهاش روایتی از چندین هزار سال سکونت و زندگی را در دل خود حفظ کردهاند. بلادشاپور، نام آشنای این مجموعه تاریخی در شهرستان کهگیلویه، زمانی از مراکز مهم بازرگانی جنوب ایران بهشمار میرفت و در دوره شکوفایی خود، از نظر جایگاه اقتصادی و شهری با مراکزی همچون اصفهان و شیراز مقایسه میشد.
بااینحال، این میراث ارزشمند امروز در معرض فرسایش طبیعی، تعرض به عرصه تاریخی و پیامدهای توسعه شهری قرار دارد.آنچه وضعیت کنونی بلادشاپور را نگرانکنندهتر میکند، تنها آسیبدیدگی بناهای تاریخی نیست؛ بلکه مشکلات مدیریتی، تأخیر در تصویب ضوابط حفاظتی، نبود برنامهای منسجم برای مرمت و ضعف زیرساختهای گردشگری نیز حفاظت مؤثر از این شهر را با محدودیت روبهرو کرده است. از شاپور ساسانی تا شکوه شهرسازی صفویبافت تاریخی دهدشت، معروف به بلادشاپور، در روایتهای تاریخی به شاپور اول ساسانی نسبت داده میشود.
این شهر در دورههای مختلف تاریخی شکل گرفت و گسترش یافت، اما دوران اسلامی، بهویژه عصر صفوی، از دورههای مهم رونق و توسعه شهری آن بود.وجود بیش از ۲۰۰۰ خانه، چهار مسجد بزرگ، بازار تاریخی، کاروانسرا، هفت حمام عمومی، مدرسه، آبانبار و شبکه مهندسی آبرسانی، تصویری از سازمانیافتگی و ظرفیتهای شهری بلادشاپور ارائه میدهد. این مجموعه تنها محل سکونت مردم نبود، بلکه فضایی برای تجارت، فعالیتهای مذهبی، آموزش و تعاملات اجتماعی محسوب میشد. موقعیت جغرافیایی بلادشاپور و قرار گرفتن آن در مسیرهای تجاری جنوب کشور، در رونق اقتصادی این شهر نقش داشت.
آثار باقیمانده از ساختار شهری نیز نشان میدهد که بلادشاپور در دوره رونق خود از امکانات و عناصر اصلی یک شهر بزرگ برخوردار بوده است؛ ظرفیتی که امروز میتواند در صورت حفاظت اصولی، زمینهساز توسعه گردشگری فرهنگی منطقه شود. کشف تازه؛ پیشینهای فراتر از تصوریکی از مهمترین تحولات در شناخت بلادشاپور، نتایج کاوشهای باستانشناسی اخیر است. پیش از این، در بسیاری از روایتها و مطالعات، قدمت بافت تاریخی دهدشت عمدتا به دوره صفویه و دورههای اسلامی نسبت داده میشد؛
اما پژوهشهای جدید تصویر گستردهتری از گذشته این محدوده ترسیم کردهاند.ذبیحالله مسعودینیا، باستانشناس و پژوهشگر این بافت تاریخی، اعلام کرده که کاوش لایهنگاری سال ۱۴۰۴ شواهدی از استقرار انسان در این محدوده از هزارههای پنجم و ششم پیش از میلاد را آشکار کرده است. براساس این یافتهها، توالی استقرار در این منطقه دورههایی همچون ایلامی، اشکانی، ساسانی، صفوی و قاجار را نیز در بر میگیرد. البته بخش مهمی از شواهد مربوط به دورههای پیش از اسلام از یافتههای سفالی، فلزی و سنگی به دست آمده و معماری برجایمانده عمدتا به دوره اسلامی تعلق دارد.
بنابراین، اهمیت این کشف در اثبات تداوم طولانیمدت سکونت در این محدوده است؛ موضوعی که ارزش پژوهشی و تاریخی بلادشاپور را فراتر از یک شهر متعلق به دوره صفوی میبرد. کاهش عرصه تاریخی در سایه توسعه شهریبافت تاریخی دهدشت در ۲۷ مرداد ۱۳۶۴ با شماره ۱۶۸۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید؛ اقدامی که میتوانست زمینه حفاظت منسجم از این مجموعه را فراهم کند. بااینحال، ثبت ملی بهتنهایی نتوانسته است مانع همه تغییرات و تعرضات شود.
براساس اطلاعات منتشرشده در گزارش ایرنا، وسعت این بافت در گذشته بیش از ۴۰هکتار برآورد میشد، اما اکنون حدود ۳۵ تا ۳۷ هکتار از آن باقی مانده است. ساختوسازهای شهری، تصرفات و تغییرات ایجادشده در محدوده تاریخی از عوامل کاهش عرصه این مجموعه عنوان شدهاند. این روند نشان میدهد که حفاظت از آثار تاریخی بدون تعیین دقیق محدوده قانونی، نظارت مستمر و هماهنگی میان دستگاههای مسئول، با دشواری جدی روبهرو خواهد بود. هرگونه مداخله ناسازگار در چنین محوطهای ممکن است علاوه بر تخریب بناهای قابل مشاهده، به لایههای باستانشناختی زیر سطح زمین نیز آسیب برساند؛
لایههایی که اطلاعات ارزشمندی درباره تاریخ سکونت و تحولات فرهنگی منطقه در خود دارند. حریم ۳۰۰ هکتاری؛ طرحی که هنوز به سرانجام نرسیده استیکی از مهمترین مطالبات کارشناسان برای نجات بلادشاپور، تصویب و ابلاغ عرصه و حریم این مجموعه است.
به گفته مسعودینیا، بازنگری در محدوده حفاظتی بافت از سال ۱۴۰۰ انجام شده و گزارش آن در سال ۱۴۰۱ به اداره میراث فرهنگی ارائه شده، اما این محدوده تاکنون به مرحله نهایی تصویب و ابلاغ نرسیده است.حریم پیشنهادی این اثر نزدیک به ۳۰۰ هکتار وسعت دارد و بخشهایی از زمینهای کشاورزی، محدوده پشت تپه و اطراف روستای برج علیشیر را شامل میشود. گستردگی این محدوده و ضرورت تعیین ضوابط ساختوساز، بررسی کارشناسی آن را پیچیدهتر کرده است.
بااینحال، تا زمانی که این فرآیند به نتیجه نرسد، بلاتکلیفی در ضوابط حفاظتی میتواند برنامهریزی بلندمدت و کنترل ساختوسازها را با محدودیت مواجه کند. مرمتهای پراکنده، بودجههای ناپایدارمشکل بلادشاپور تنها به حریم قانونی آن محدود نمیشود. به باور کارشناسان، مرمتهای مقطعی و فاقد چارچوب مشخص نیز نمیتوانند جایگزین برنامهای جامع برای حفاظت از این شهر شوند. مسعودینیا تأکید کرده است که تغییر کاربری، ساختوسازهای غیرکارشناسی و مرمتهای غیراصولی، اصالت بناها را تهدید میکنند.
در مرمت آثار تاریخی، استفاده از مصالح و روشهای متناسب با ساختار اصلی بنا و رعایت ضوابط علمی اهمیت اساسی دارد؛ زیرا مداخلههای سلیقهای ممکن است بهجای جلوگیری از تخریب، آسیبهای تازهای ایجاد کنند. از سوی دیگر، ناپایداری اعتبارات، امکان برنامهریزی منظم برای کاوشهای باستانشناسی و مرمت را کاهش میدهد. پژوهشهای علمی به منابع مالی مستمر نیاز دارند و نمیتوان انتظار داشت که با بودجههای پراکنده و پروژههای کوتاهمدت، شهری با این گستردگی و قدمت بهدرستی احیا شود.
منبع: جام جم آنلاین



