رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیحیات10 دقیقه مطالعه

دانشگاه‌ها برای سلامت روان دانشجویان چقدر آماده‌اند؟

گزارش ها از افزایش نشانه‌های اضطراب، افسردگی و استرس در میان دانشجویان طی یک سال‌ونیم اخیر حکایت دارد.

دانشگاه‌ها برای سلامت روان دانشجویان چقدر آماده‌اند؟

گزارش ها از افزایش نشانه‌های اضطراب، افسردگی و استرس در میان دانشجویان طی یک سال‌ونیم اخیر حکایت دارد.

به گزارش حیات به نقل از تسنیم، گزارش‌های مسئولان حوزه دانشجویی از افزایش نشانه‌های اضطراب، افسردگی و استرس در میان دانشجویان طی یک سال‌ونیم اخیر حکایت دارد؛ هم‌زمان، گسترش غربالگری سلامت روان به همه دانشجویان در سال تحصیلی 1405ـ1406 در دستورکار قرار گرفته است.

این دو موضوع در کنار هم، از مسئله‌ای فراتر از شناسایی آسیب‌ها خبر می‌دهند: آیا دانشگاه‌ها ظرفیت لازم را برای پاسخ‌گویی به نیاز دانشجویانی که به حمایت تخصصی احتیاج دارند، در اختیار دارند؟

اهمیت این پرسش زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم فشارهای روانی دانشجویان را نمی‌توان جدا از شرایط زندگی و تحصیل آنان بررسی کرد. نگرانی درباره آینده شغلی، دشواری‌های اقتصادی، تجربه بحران‌های اجتماعی و کاهش ارتباطات حضوری در دوره آموزش مجازی، عواملی هستند که می‌توانند هم‌زمان بر وضعیت روانی دانشجو اثر بگذارند.

در چنین شرایطی، مسئله فقط افزایش مراجعه به مراکز مشاوره نیست؛ موضوع اصلی، توان دانشگاه‌ها برای شناسایی به‌موقع مشکلات و تبدیل این شناسایی به حمایت مؤثر است.

سلامت روان دانشجویان زیر فشار بحران‌ها؛ دانشگاه‌ها چقدر آماده‌اند؟

از افزایش اضطراب و افسردگی تا انزوای آموزشی؛ گسترش مشاوره آنلاین می‌تواند بخشی از پاسخ باشد، اما مسئله اصلی همچنان دسترسی مؤثر دانشجویان به خدمات تخصصی است.

حمیدرضا حسن‌آبادی، مدیرکل دفتر مشاوره و سلامت سازمان امور دانشجویان، با اشاره به وضعیت سلامت روان در یک سال‌ونیم اخیر، از افزایش نشانه‌های اضطراب، افسردگی، استرس و آسیب‌های مرتبط با تجربه رویدادهای دشوار سخن گفته است. او عواملی مانند جنگ، ناآرامی‌های اجتماعی، فشارهای اقتصادی و تورم را از جمله شرایط اثرگذار بر وضعیت روانی جامعه و دانشجویان دانسته است.

اما این اظهارات یک پرسش مهم‌تر را مطرح می‌کند: وقتی مجموعه‌ای از بحران‌ها، هم‌زمان زندگی روزمره، چشم‌انداز شغلی و روند تحصیل دانشجویان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، آیا می‌توان با گسترش چند خدمت مشاوره‌ای، از پیامدهای روانی آن عبور کرد؟

پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی هم‌زمان وضعیت دانشجویان، ظرفیت مراکز مشاوره و شرایطی است که در محیط دانشگاه بر سلامت روان آنان اثر می‌گذارد.

برآوردهای کشوری، نیاز حدود 25 تا 30 درصد جمعیت به خدمات مشاوره را نشان می‌دهد. این رقم، برآوردی کلی درباره جمعیت کشور است و نمی‌توان آن را به‌عنوان درصد قطعی دانشجویان نیازمند خدمات روان‌شناختی در نظر گرفت. همین تفکیک اهمیت دارد؛ زیرا سیاست‌گذاری در حوزه سلامت روان باید بر داده‌های روشن، قابل مقایسه و متناسب با گروه هدف استوار باشد.

سازمان امور دانشجویان , سلامت روان , دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران ,

مسئله دیگر، نحوه انتشار نتایج غربالگری‌هاست. برنامه غربالگری سلامت روان در سال تحصیلی 1405ـ1406 از دانشجویان ورودی جدید به همه دانشجویان گسترش یافته است، اما نتایج نهایی این پایش هنوز آماده نیست. بنابراین، در حال حاضر نمی‌توان درباره میزان دقیق نیاز دانشجویان به خدمات تخصصی یا تفاوت وضعیت گروه‌های مختلف دانشگاهی قضاوت قطعی کرد.

گسترش غربالگری، گامی برای شناسایی زودهنگام مشکلات است؛ اما ارزش واقعی آن زمانی مشخص می‌شود که نتایج به برنامه‌ای عملی برای حمایت از دانشجویان منتهی شود. شناسایی دانشجوی در معرض آسیب، بدون فراهم بودن امکان ارجاع، مشاوره و پیگیری، مسئله را حل نمی‌کند. به همین دلیل، انتشار منظم آمار و توضیح درباره نحوه استفاده از نتایج غربالگری، بخشی از مسئولیت نظام سلامت روان دانشگاه‌هاست.

یکی از بخش‌های مهم مسئله، انزوای آموزشی در دوره تعطیلی دانشگاه‌ها و مجازی شدن آموزش است.کاهش سرعت اینترنت و قطعی آن در برخی مقاطع، مشکلات آموزش مجازی را تشدید کرده و ارتباط حضوری دانشجویان با محیط دانشگاه را کاهش داده است. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که دانشگاه فقط محل برگزاری کلاس نیست. ارتباط با هم‌دانشگاهی‌ها، حضور در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی، تعامل با استادان و برخورداری از فضای جمعی، بخشی از تجربه دانشجویی را تشکیل می‌دهد.

وقتی این ارتباط‌ها محدود می‌شوند، آموزش ممکن است در قالب کلاس آنلاین و تکلیف ادامه پیدا کند، اما بخشی از کارکرد اجتماعی دانشگاه از دسترس خارج می‌شود.

در چنین شرایطی، نباید هر پیامد روانی را صرفا به فضای مجازی نسبت داد؛ آموزش آنلاین در بسیاری از موقعیت‌ها راهی برای تداوم تحصیل است. مسئله زمانی شکل می‌گیرد که آموزش مجازی با قطع ارتباط اجتماعی، اختلال در دسترسی به اینترنت و ابهام درباره آینده همراه شود.

در این وضعیت، دانشجو ممکن است از نظر آموزشی همچنان در حال تحصیل باشد، اما پیوند او با جامعه دانشگاهی ضعیف‌تر شود.

بنابراین، بازگشت به آموزش حضوری یا توسعه ابزارهای آنلاین، به‌تنهایی تضمین‌کننده بهبود وضعیت روانی دانشجویان نیست. آنچه اهمیت دارد، حفظ ارتباط دانشجو با دانشگاه و فراهم کردن امکان مشارکت واقعی او در زندگی آموزشی و اجتماعی است؛ موضوعی که باید در کنار برنامه‌های مشاوره‌ای مورد توجه قرار گیرد.

آثار بحران‌ها ممکن است پس از پایان بحران آشکار شود

در نگاه نخست، ممکن است تصور شود با کاهش تنش‌های اجتماعی یا بازگشت دانشگاه‌ها به فعالیت عادی، مشکلات روانی نیز به‌تدریج برطرف می‌شوند. اما در اظهارات مسئولان حوزه دانشجویی به این نکته اشاره شده که آثار روانی بعضی بحران‌ها می‌تواند با تأخیر نمایان شود و حتی پس از فروکش کردن شرایط بحرانی، خود را بیشتر نشان دهد.

در این زمینه، به بازه شش ماه تا یک سال پس از پایان جنگ به‌عنوان دوره‌ای اشاره شده که برخی آثار روانی ممکن است در آن آشکارتر شوند. این نکته نباید به‌معنای یک زمان‌بندی قطعی برای همه افراد تلقی شود؛ واکنش‌های روانی به بحران‌ها در افراد مختلف متفاوت است و به تجربه شخصی، شرایط زندگی و میزان حمایت اجتماعی بستگی دارد. با این حال، اصل موضوع روشن است: پایان یک بحران لزوماً به معنای پایان پیامدهای روانی آن نیست.

این مسئله برای برنامه‌ریزی دانشگاه‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر حمایت روانی تنها در دوره تعطیلی یا بلافاصله پس از یک بحران فعال شود و با عادی شدن شرایط کاهش یابد، ممکن است بخشی از دانشجویانی که با تأخیر دچار مشکل می‌شوند از چرخه حمایت خارج بمانند. به همین دلیل، تداوم خدمات، پیگیری وضعیت دانشجویان و امکان مراجعه در طول سال تحصیلی باید بخشی از برنامه پایدار دانشگاه‌ها باشد، نه اقدامی موقت و وابسته به شرایط اضطراری.

از سوی دیگر، مسئولان دانشگاهی باید نسبت به نشانه‌هایی مانند افت تحصیلی، بی‌انگیزگی، کناره‌گیری اجتماعی و تغییر محسوس در رفتار دانشجو حساس باشند. افکار یا اقدام به خودکشی نیز از نشانه‌های جدی است که نیازمند توجه فوری و ارجاع تخصصی است. البته هیچ‌یک از این نشانه‌ها به‌تنهایی برای تشخیص یک اختلال کافی نیست، اما می‌تواند ضرورت بررسی و حمایت حرفه‌ای را یادآوری کند.

مشاوره آنلاین؛ راه‌حل کمبود نیرو یا فقط گسترش دسترسی؟

در کنار تشریح مشکلات، توسعه خدمات مشاوره آنلاین و استفاده از فناوری‌های نوین نیز به‌عنوان یکی از راه‌های پاسخ‌گویی به نیازهای دانشجویان مطرح شده است. این مسیر می‌تواند دسترسی دانشجویانی را که به دلیل فاصله مکانی، محدودیت زمانی یا تعطیلی دانشگاه امکان مراجعه حضوری ندارند، آسان‌تر کند.

هم‌چنین ارائه خدمات در تعطیلات و ادامه فعالیت مراکز مشاوره در تابستان، از اقداماتی است که در این زمینه انجام شده است.

با این حال، توسعه خدمات آنلاین نباید با حل کامل مسئله سلامت روان یکسان تلقی شود. مشاوره برخط، ابزاری برای افزایش دسترسی است؛ اما کیفیت خدمات، محرمانگی اطلاعات، حضور متخصصان کافی و امکان ارجاع موارد پیچیده به درمان حضوری، همچنان تعیین‌کننده‌اند. اگر دانشجو به خدمات آنلاین دسترسی داشته باشد، اما امکان دریافت کمک تخصصی متناسب با نیازش فراهم نباشد، گسترش بستر دیجیتال به‌تنهایی نتیجه مطلوبی به همراه نخواهد داشت.

از سوی دیگر، مسئولان حوزه دانشجویی از کمبود نیروی متخصص سلامت روان در دانشگاه‌ها سخن گفته‌اند. این مسئله نشان می‌دهد که فناوری باید در کنار تقویت نیروی انسانی و سامان‌دهی مسیر ارجاع قرار گیرد. ابزار دیجیتال می‌تواند بخشی از فرایند ارائه خدمت را ساده‌تر کند، اما جایگزین نیروی متخصص و رابطه حرفه‌ای درمانی نیست.

تاکید بر حفظ محرمانگی داده‌ها نیز در همین چارچوب اهمیت دارد. دانشجو باید بداند اطلاعاتی که در فرایند مشاوره مطرح می‌کند چگونه نگهداری می‌شود و چه کسانی به آن دسترسی دارند. اعتماد به این سازوکار، شرط مهمی برای استقبال از خدمات آنلاین است؛ به‌ویژه در محیطی که نگرانی درباره حریم خصوصی ممکن است مانع مراجعه برخی دانشجویان شود.

سلامت روان؛ مسئولیت مرکز مشاوره یا کل دانشگاه؟

یکی از نکات قابل توجه این است که مسئولیت سلامت روان نباید تنها بر دوش مراکز مشاوره قرار گیرد. این نگاه، اگر به برنامه اجرایی تبدیل شود، می‌تواند نقطه شروع مهمی برای تغییر رویکرد دانشگاه‌ها باشد. بخشی از عوامل موثر بر وضعیت روانی دانشجویان در محیط دانشگاه شکل می‌گیرد:

فشارهای آموزشی، کیفیت خدمات رفاهی، وضعیت خوابگاه و تغذیه، نحوه تعامل با استادان و کارکنان و میزان دسترسی به حمایت‌های اجتماعی. در نتیجه، نمی‌توان از مراکز مشاوره انتظار داشت پیامدهای همه این عوامل را به‌تنهایی جبران کنند. دانشگاهی که به سلامت روان دانشجو اهمیت می‌دهد، باید در کنار ارائه خدمات تخصصی، شرایط محیطی و آموزشی را نیز مورد بررسی قرار دهد.

این مسئله به‌ویژه درباره نسل زد و دانشجویانی که با ابزارهای دیجیتال خو گرفته‌اند، اهمیت دارد. متناسب‌سازی شیوه ارائه خدمات با نیازهای نسل جدید ضروری است؛ اما شناخت این نسل نباید به این فرض ساده‌انگارانه محدود شود که دانشجویان جوان فقط خدمات آنلاین می‌خواهند. دسترسی آسان، امکان انتخاب میان مراجعه حضوری و آنلاین، اعتماد به متخصص و اطمینان از محرمانگی، مجموعه‌ای از نیازهاست که باید هم‌زمان دیده شود.

در این میان، مدل مراقبت پلکانی که در آن نوع و شدت خدمت با میزان نیاز فرد تناسب پیدا می‌کند، می‌تواند به استفاده هدفمندتر از ظرفیت موجود کمک کند. با این حال، موفقیت چنین مدلی به این بستگی دارد که دانشجوی شناسایی‌شده بتواند در صورت نیاز از مرحله غربالگری و آموزش عمومی به مشاوره تخصصی و درمان مناسب منتقل شود. در غیر این صورت، غربالگری گسترده بدون ظرفیت پاسخ‌گویی کافی، صرفاً دامنه شناسایی مسئله را افزایش می‌دهد.

از شناسایی آسیب تا پاسخ‌گویی؛ حلقه‌ای که باید کامل شود

آنچه از اظهارات مسئولان برمی‌آید، وجود نگرانی جدی درباره سلامت روان دانشجویان و تلاش برای گسترش دامنه شناسایی و ارائه خدمات است. با این حال، هنوز پرسش‌هایی باقی است: نتایج نهایی غربالگری چه تصویری از وضعیت دانشجویان ارائه خواهد کرد؟ چه تعداد از دانشجویان شناسایی‌شده به خدمات تخصصی نیاز دارند؟ کمبود نیروی انسانی چگونه جبران می‌شود؟ و چه سازوکاری برای ارزیابی کیفیت و اثربخشی خدمات آنلاین و حضوری وجود دارد؟

پاسخ به این پرسش‌هاست که مشخص می‌کند گسترش غربالگری و راه‌اندازی خدمات دیجیتال تا چه اندازه به بهبود واقعی وضعیت دانشجویان منجر خواهد شد. صرف اعلام برنامه یا افزایش تعداد افراد تحت غربالگری، معیار کافی برای موفقیت نیست؛ نتیجه زمانی معنا پیدا می‌کند که دانشجوی نیازمند، در زمان مناسب به خدمت متناسب دسترسی پیدا کند و امکان پیگیری وضعیت او وجود داشته باشد.

سلامت روان دانشجویان را نمی‌توان فقط با توصیه به تاب‌آوری یا دعوت به مراجعه به مشاور مدیریت کرد. بخشی از پاسخ در خدمات تخصصی است، بخشی در کیفیت محیط دانشگاه و بخشی نیز در کاهش موانعی که دانشجو را از دریافت کمک بازمی‌دارد. اگر قرار است دانشگاه محیطی برای رشد علمی و اجتماعی باشد، باید بتواند در دوره‌های بحران نیز ارتباط خود را با دانشجو حفظ کند و از شناسایی آسیب تا ارائه حمایت مؤثر، مسیر روشنی پیش روی او بگذارد.

در نهایت، اهمیت این موضوع با آغاز سال تحصیلی جدید دوچندان می‌شود؛ چراکه دانشجویان در شرایطی به دانشگاه بازمی گردند که بخشی از آنها ممکن است همچنان با پیامدهای روانی بحران‌های ماه‌های گذشته، نگرانی درباره آینده و فشارهای ناشی از شرایط اقتصادی دست‌وپنجه نرم کنند. در چنین وضعیتی، بازگشایی دانشگاه‌ها و ازسرگیری کلاس‌ها به‌تنهایی به معنای بازگشت دانشجویان به شرایط عادی نیست.

اضطراب و فرسودگی روانی می‌تواند بر تمرکز، انگیزه تحصیلی، کیفیت یادگیری و روابط اجتماعی دانشجویان اثر بگذارد و حتی روند عادی تحصیل آنها را مختل کند. از این رو، سلامت روان باید در آغاز سال تحصیلی جدید به یکی از اولویت‌های جدی دانشگاه‌ها تبدیل شود؛ اولویتی که تحقق آن، علاوه بر شناسایی دانشجویان نیازمند حمایت، به دسترسی به‌موقع به خدمات مشاوره‌ای، پیگیری مستمر وضعیت دانشجویان و فراهم کردن محیطی امن برای بیان مشکلات روانی وابسته است.

منبع: حیات

منبع خبرحیات
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 17:27
106,170مطلب نمایه‌شده
72,946موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی