رفتن به محتوای اصلی
امنیت و دفاعدنیای اقتصاد3 دقیقه مطالعه

توهم پیروزی بر ایران

چرا دست بالای نظامی آمریکا، پایان جنگ نیست؟ زکریا در نشریه فارن پالیسی برای توضیح این تناقض، به روند شکل‌گیری جنگ اشاره می‌کند. در ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و اسرائیل تاسیسات هسته‌ای ایران را هدف حملات گسترده قرار دادند و دونالد ترامپ مدعی شد که برنامه هسته‌ای ایران…

توهم پیروزی بر ایران

چرا دست بالای نظامی آمریکا، پایان جنگ نیست؟

زکریا در نشریه فارن پالیسی برای توضیح این تناقض، به روند شکل‌گیری جنگ اشاره می‌کند. در ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و اسرائیل تاسیسات هسته‌ای ایران را هدف حملات گسترده قرار دادند و دونالد ترامپ مدعی شد که برنامه هسته‌ای ایران نابود شده است. با این حال، هشت ماه بعد، در فوریه، دو کشور بار دیگر با اهدافی گسترده‌تر وارد جنگ شدند. این بار، علاوه بر زیرساخت‌ها، مقامات بلندپایه ایران نیز هدف ترور قرار گرفتند. ترامپ همچنین ایرانیان را به سرنگونی حکومت خود ترغیب کرد؛ اقدامی که نشان می‌داد تغییر رژیم یکی از اهداف اصلی این عملیات بوده است.

با وجود این حملات، جمهوری اسلامی دوام آورد و رهبر جدیدی انتخاب کرد. در ادامه، ایران با بستن تنگه هرمز، از موقعیت راهبردی خود در یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان استفاده کرد؛ آبراهی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند. اکنون آمریکا برای بازگشایی این تنگه وارد عملیاتی گسترده شده است؛ عملیاتی که هدف آن بازگرداندن شرایط به وضعیت پیش از جنگ است. از نگاه زکریا، اینکه واشنگتن بازگشت به وضعیتی را که پیش‌تر وجود داشت، پیروزی معرفی می‌کند، خود پرسش‌های مهمی درباره میزان موفقیت راهبرد آمریکا ایجاد می‌کند.

نویسنده در ادامه به هزینه‌های سنگین جنگ برای ایالات متحده اشاره می‌کند. بر اساس آمار نقل‌شده در مقاله، هزینه نظامی جنگ به ۴۵‌میلیارد دلار رسیده و دفتر بودجه کنگره برآورد کرده است که حتی ادامه درگیری با شدت پایین، ماهانه ۲‌میلیارد دلار دیگر هزینه خواهد داشت. دست‌کم ۱۹ نظامی آمریکایی نیز کشته شده‌اند. افزون بر این، آمریکا احتمالا بین نیمی تا دو سوم ذخایر برخی موشک‌های پیشرفته رهگیر پدافند هوایی خود را مصرف کرده است؛ تسلیحاتی که جایگزینی آنها ممکن است بیش از پنج سال زمان ببرد و در هرگونه رویارویی احتمالی با چین اهمیت حیاتی دارند. انتقال دست‌کم شش ناو جنگی از منطقه اقیانوس آرام به خاورمیانه نیز از دیگر پیامدهای راهبردی جنگ است.

هزینه‌های اقتصادی جنگ نیز به جامعه آمریکا منتقل شده است. میانگین قیمت نفت خام برنت از زمان آغاز درگیری‌ها به حدود ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده که تقریبا ۴۰ درصد بیشتر از سطح پیش از جنگ است. برآوردهای اقتصادی نقل‌شده در مقاله نشان می‌دهد که هزینه جنگ برای یک خانوار معمولی تا ماه ژوئیه، با احتساب افزایش قیمت‌ها، بهره و هزینه‌های نظامی، از ۱۲۰۰ دلار فراتر رفته است. آمریکایی‌ها همچنین حدود ۱۳۰‌میلیارد دلار هزینه اضافی برای بنزین و گازوئیل پرداخت کرده‌اند. افزایش قیمت گازوئیل، هزینه حمل‌ونقل، کشاورزی و مواد غذایی را بالا برده و احتمال افزایش قابل‌توجه هزینه گرمایش منازل در زمستان نیز وجود دارد.

با این حال، از نظر زکریا، مساله اصلی صرفا هزینه‌های نظامی و اقتصادی نیست، بلکه نبود هدفی روشن و منسجم در سیاست آمریکا است. دولت ترامپ مشخص نکرده که هدف نهایی آن تغییر رفتار جمهوری اسلامی است یا تغییر حکومت ایران. اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، این تناقض را آشکار می‌کند؛ او از پایان کار حکومت ایران سخن گفته، اما همزمان هدف فشارها را وادار کردن تهران به مذاکره دانسته است. در جمع‌بندی، زکریا تاکید می‌کند که دولت ترامپ باید میان دو مسیر تصمیم بگیرد.

اگر هدف، تغییر سیاست‌های ایران، بازگشایی تنگه هرمز، محدود کردن برنامه هسته‌ای و مهار اقدامات منطقه‌ای تهران است، واشنگتن باید خواسته‌هایی مشخص و دست‌یافتنی تعیین کند و از طریق فشار و مذاکره برای تحقق آنها بکوشد. اما اگر هدف واقعی تغییر رژیم باشد، آمریکا باید خود را برای جنگی خونین با پیامدهایی فراتر از خاورمیانه آماده کند.

منبع: دنیای اقتصاد

منبع خبردنیای اقتصاد
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 02:15
104,056مطلب نمایه‌شده
70,143موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی