رفتن به محتوای اصلی
رسانه‌های خارجیدنیای اقتصاد4 دقیقه مطالعه

میانجی جدید مذاکرات کیست؟

از تعهد تا توان روسیه برای گره‌گشایی از اختلافات ایران و آمریکا ارزیابی شد ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه، در جریان دیدار با مسعود پزشکیان، همتای ایرانی خود، در ترکمنستان از آمادگی مسکو برای تلاش در راستای پایان دادن به درگیری میان ایران و آمریکا خبر داد و…

میانجی جدید مذاکرات کیست؟

از تعهد تا توان روسیه برای گره‌گشایی از اختلافات ایران و آمریکا ارزیابی شد

ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه، در جریان دیدار با مسعود پزشکیان، همتای ایرانی خود، در ترکمنستان از آمادگی مسکو برای تلاش در راستای پایان دادن به درگیری میان ایران و آمریکا خبر داد و بلافاصله رسانه‌ها از انتقال پیشنهادهای ایران توسط پوتین به ترامپ در جریان گفت وگوی تلفنی خبر دادند. این موضع می‌تواند فرصتی برای روسیه فراهم کند تا خود را به‌عنوان میانجی دیپلماتیک مطرح سازد؛ بااین‌حال، پرسش اصلی این است که مسکو تا چه اندازه توانایی تأثیرگذاری بر روند درگیری و نزدیک کردن مواضع طرفین را دارد؟ این پرسش را دو رسانه المانیتور و پاکستان تودی در گزارش‌هایی به آن پاسخ داده‌اند.

روسیه از ظرفیت‌هایی همچون روابط نزدیک با تهران و ارتباطات دیپلماتیک با کشورهای خاورمیانه برخوردار است و می‌تواند پیشنهادها را میان طرفین منتقل کند، مواضع ایران را برای دیگر بازیگران روشن سازد و به شکل‌گیری یک توافق احتمالی کمک کند. همچنین، روسیه می‌تواند در کنار تلاش‌های دیپلماتیک میانجی‌های دیگر، از جمله قطر و پاکستان، ایفای نقش کند. بااین‌حال، این ظرفیت‌ها لزوما به معنای توانایی مسکو برای متقاعد کردن واشنگتن به تغییر رویکردش یا مهار اسرائیل نیست. یکی از حوزه‌هایی که روسیه می‌تواند در آن نقشی ملموس‌تر ایفا کند، مذاکرات هسته‌ای است.

مسکو در مذاکراتی که به امضای برجام انجامید، با پذیرش ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران، در اجرای یکی از مفاد کلیدی توافق مشارکت کرد. این تجربه می‌تواند زمینه‌ای برای ایفای نقش فنی روسیه در طراحی ترتیبات جدید و بررسی سازش‌های هسته‌ای فراهم سازد.

پیشنهاد انتقال اورانیوم غنی‌شده ایران از این جهت اهمیت دارد که یکی از موضوعات حساس در هر توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن است. مسکو با طرح دوباره این پیشنهاد می‌تواند خود را به‌عنوان بازیگری معرفی کند که قادر است برای یکی از دشوارترین اختلافات هسته‌ای، راه‌حلی عملیاتی ارائه دهد. بااین‌حال، پیشنهاد روسیه برای میزبانی از اورانیوم غنی‌شده ایران نیز نتوانست واکنشی را که مسکو انتظار داشت، به دنبال داشته باشد؛ موضوعی که محدودیت نفوذ این کشور در تحولات منطقه را نشان می‌دهد. سیاست روسیه در جریان جنگ ایران بر حفظ فضای مانور دیپلماتیک استوار بوده است.

محاسبه اصلی مسکو ساده به نظر می‌رسد؛ حمایت از ایران به‌اندازه‌ای که مشارکت راهبردی حفظ شود، حفظ روابط با کشورهای خلیج فارس، پرهیز از جنگ مستقیم با آمریکا و همچنین حفظ جایگاه به عنوان بازیگر دیپلماتیک. روسیه و ایران در سال‌های گذشته نوعی رابطه را توسعه داده‌اند که از آن با عنوان «هم‌راستایی پویا» یاد می‌شود. دو کشور در زمینه‌هایی که منافع مشترک دارند، همکاری می‌کنند و در عین حال، اختلافات خود را از این همکاری‌ها جدا نگه می‌دارند. روابط دو کشور حوزه‌هایی همچون افغانستان و آسیای مرکزی، همکاری‌های نظامی-‌فنی و انرژی هسته‌ای را شامل می‌شود.

در عین حال، مسکو سال‌ها تلاش کرده است به‌جای انتخاب یک اردوگاه، روابط کاری خود را با بازیگران رقیب منطقه‌ای حفظ کند. روسیه حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران را به‌شدت محکوم کرد، از ظرفیت شورای امنیت سازمان ملل متحد برای پیگیری ابتکارهای دیپلماتیک بهره گرفت و پیشنهاد میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن را مطرح کرد. بااین‌حال، هم‌زمان کوشید تا روابط خود با کشورهای خلیج فارس را حفظ کند. اهمیت این موازنه با توجه به روابط اقتصادی روسیه و کشورهای منطقه بیشتر آشکار می‌شود.

بانک‌های روسی از طریق امارات کانال‌های مالی ایجاد کرده‌اند و تجارت دوجانبه نیز گسترش یافته است. در چنین شرایطی، مسکو نمی‌تواند کشورهای خلیج فارس را صرفا امتداد سیاست آمریکا در نظر بگیرد؛ به‌ویژه آنکه این کشورها برای دسترسی روسیه به کانال‌های مالی و تجاری جایگزین اهمیت اقتصادی دارند.

حفظ ارتباط با اردوگاه‌های رقیب، این امکان را به روسیه می‌دهد که بدون اختصاص منابع نظامی گسترده، حضور خود را در بحران‌های منطقه‌ای حفظ کند. مسکو می‌کوشد حتی در شرایطی که توان مادی و ظرفیت حضور آن محدود است، جایگاه خود را به‌عنوان بازیگری ضروری در معادلات بین‌المللی تثبیت کند. در همین راستا، می‌تواند پیشنهاد میانجی‌گری بدهد و در انتقال پیام‌ها یا بررسی راهکارهای فنی مشارکت داشته باشد، بااین‌حال، نمی‌تواند دستیابی به یک توافق را تضمین کند.

در نهایت، روسیه در موقعیتی قرار دارد که از یک سو خواهان حفظ روابط راهبردی با ایران است و از سوی دیگر، نمی‌خواهد منافع اقتصادی و دیپلماتیک خود در منطقه را به خطر بیندازد. همین ملاحظات، مرزهای حمایت مسکو از تهران را مشخص می‌کنند.

پوتین پیشنهاد کمک را ارائه کرده، اما اینکه این پیشنهاد به ابتکاری عملی برای پایان جنگ تبدیل شود، به میزان پذیرش نقش روسیه از سوی تهران و واشنگتن و توانایی مسکو برای کاهش شکاف میان مطالبات آن‌ها بستگی خواهد داشت. به عبارت دقیق‌تر؛ معیار اصلی ارزیابی سیاست مسکو، نه صرفا اظهارات حمایتی درباره ایران یا توافق انرژی با آمریکا، بلکه میزان آمادگی آن برای ارائه ابتکارهای عملی، تضمین منافع تهران در روند مذاکرات و پذیرش هزینه‌های دیپلماتیک برای پیشبرد توافق خواهد بود. موضوعی که میانجیگران قبلی یعنی پاکستان، عمان و قطر نتوانستند در این سطح آن را عملی سازند.

اما پوتین این شانس را دارد تا هم بعنوان بازیگر جهانی دارای ارتباطات همزمان با تهران و شخص ترامپ، زمینه بازگرداندن دو طرف به مذاکرات را فراهم کند.

منبع: دنیای اقتصاد

منبع خبردنیای اقتصاد
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 01:44
101,629مطلب نمایه‌شده
67,190موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی