رفتن به محتوای اصلی
اقتصادیشبکه شرق6 دقیقه مطالعه

محسن خلیلی؛ روح ناآرام توسعه

محسن خلیلی رفت. محسن خلیلی‌عراقی (اراکی) که دوستان و نزدیکان او را محسن‌خان صدا می‌زدند، درگذشت. انسان بزرگی که صرفا یک فرد (صنعتگر، کارآفرین و...) نبود و نمادی بود از دوران پسامشروطه و آخرین بازمانده از نسلی که دهه طلایی اقتصاد و صنعت ایران را یعنی دهه 40…

محسن خلیلی رفت. محسن خلیلی‌عراقی (اراکی) که دوستان و نزدیکان او را محسن‌خان صدا می‌زدند، درگذشت. انسان بزرگی که صرفا یک فرد (صنعتگر، کارآفرین و…) نبود و نمادی بود از دوران پسامشروطه و آخرین بازمانده از نسلی که دهه طلایی اقتصاد و صنعت ایران را یعنی دهه

40 خورشیدی ساختند؛ از لاجوردی‌ها و حاج‌برخوردارها و حکیم‌نژادها و خسروشاهی‌ها و ایروانی‌ها و خیامی‌ها و…. محسن خلیلی نمونه‌ای منحصربه‌فرد از صنعتگری عاشق ایران بود که بیش از هفت دهه در متن اقتصاد و صنعت این سرزمین، فعال و مؤثر بود و به قول خودش راه عاشقی و خدمتگزاری را تداوم بخشید. پیر و پیش‌کسوت صنعت و تشکل‌گرایی که به اتفاق پدر بنیان‌گذار شرکت بوتان بود و در طول حدود 70 سال فعالیت اقتصادی و تشکلی، موجد خدمات بزرگی در عرصه اقتصاد ملی و توسعه صنعتی کشور شد.

کسی که عاشق پیشرفت و توسعه این سرزمین و رهایی مردم رنجیده این کشور از فقر و بیکاری بود و تحقق این هدف را از مسیر صنعتی‌شدن کشور امکان‌پذیر می‌دانست. باوری که بر اساس تجربه زیسته و حضور در متن جامعه و بطن حوادث تاریخی همچون 28 مرداد، در او ایجاد شده بود: «در روز کودتا علیه مصدق، در محل کوی دانشگاه در امیرآباد بود که صدای انفجار و شلوغی را شنیدم و به سمت خانه مصدق حرکت کردم. وقتی به خانه مصدق رسیدم، عده‌ای مشغول غارت خانه مصدق بودند و از دیدن این وضع به‌شدت منقلب شدم. گریه‌کنان خودم را از خیابان کاخ به خیابان دربند کوچه خلیلی رساندم.

این مسیر شاید سه ساعت طول کشید. من با خود بسیار فکر کردم. از خودم پرسیدم محسن آیا کسانی که منزل مصدق را غارت می‌کردند، آمریکایی بودند؟ پاسخ منفی بود. تمام آنان هم‌وطنان نابخرد خودمان بودند. از دیدن این وضعیت درسی بزرگ آموختم؛ اینکه مردم گرسنه و دچار فقر فرهنگی و غیرمتشکل و پراکنده قابل اتکا نیستند و نمی‌توان با آنان جریانی پایدار برای توسعه و پیشرفت کشور شکل داد و کشور را ساخت».

همین حادثه بسیار تلخ و غم‌انگیز ایشان را به مسیر صنعت و تولید کشاند و البته با این توجه خاص که چنین پروژه عظیمی یعنی «صنعتی‌شدن ایران» نیازمند همکاری و همراهی جمعی فعالان اقتصادی در قالب تشکل‌های اقتصادی و صنعتی است تا این مجموعه ضمن هماهنگی بین خود و کمک به یکدیگر برای حل مسائل و مشکلات حرفه‌ای، زبان مشترک با دولت‌ها را بیابند و بتوانند با دولت‌ها گفت‌وگو کنند؛ چراکه به قول او بسیاری از مسائل اقتصادی و صنعتی، مسائل کلان و کشوری بود که زور یک فرد و تشکل به حل آنها نمی‌رسید و باید دولت‌ها را همراه و دوست و رفیق خود می‌کردند.

به اعتقاد او، دولت‌ها، تشکل‌ها را تاب می‌آورند اما احزاب را بسیار کمتر. شاید به این سبب که تشکل‌های اقتصادی و صنعتی، رؤیای تصرف قدرت را ندارند.

اما باز به قول او دولت‌ها علی‌رغم آنکه زور زیادی دارند‌،‌ متأسفانه ‌دانش عمیق و تجربی‌ای که یک صنعتگر، تاجر و کارآفرین دارد، ندارند. همین زور زیاد و دانش ناقص می‌تواند اسباب خرابی‌های بسیار شود که بسیار شده است. محسن‌خان خاطره‌ای را از یکی از جلسات هیئت‌مدیره سندیکای لوازم خانگی در سال 1353 و فعالیت «اتاق اصناف» برای کنترل قیمت‌ها نقل می‌کند که با وجود جوان‌بودن در جمع صاحب‌نامانی همچون مرحومان محمدتقی برخوردار، علیقلی حکیم‌نژاد و…

از این اقدامات دولت به‌شدت انتقاد کرده و از سندیکا درخواست مخالفت جمعی می‌کند که هر یک از اعضای هیئت‌مدیره به‌جز یکی، دو نفر، به دلیلی از آن طفره می‌روند و او می‌گوید با این اقدام سرکوب قیمت‌ها در کشور انقلاب می‌شود. پیش‌بینی‌ای که محقق می‌شود؛

چراکه محسن خلیلی به قول خود هرچند عالِمِ اقتصاد نبود (ایشان فارغ‌التحصیل رشته الکترومکانیک از دانشکده فنی دانشگاه تهران بود که در آن زمان سرآمد مراکز علمی کشور بود) اما می‌دانست که وقتی باب آزادی و رقابت در اقتصاد بسته و دولت همه‌کاره می‌شود، حال و روز بنگاه‌های اقتصادی که سلول‌ها و اندام و قلب تپنده اقتصاد هستند، رو به ضعف و زردی می‌نهد و به این ترتیب کل اقتصاد ملی نحیف و ضعیف شده و کار و زندگی و معیشت مردم رو به انحطاط و نابودی رفته و جامعه برای زنده‌ماندن دست به طغیان می‌زند.

طغیانی که منجر به انقلاب شد و از‌جمله ایشان را نیز با وجود هیچ‌ تقصیر و گناه و خطایی، بی‌نصیب نگذاشت و اگر پاکی و صداقت و سلامت فردی و خانوادگی در روند فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی و تلاش و پایمردی شخصی و کمک‌های کسانی در دولت انقلابی نبود که از سلامت نفس او کاملا آگاه بودند (مهندس خلیلی شاگرد مهندس بازرگان در دانشکده فنی بود و با کسانی مانند مرحوم عزت سحابی، مهندس معین‌فر، مهندس کتیرایی و… هم‌کلاس و هم‌دانشگاهی بود) قطعا شرکت بوتان نیز مصادره شده بود و اکنون وجود خارجی نداشت.

البته همان‌طور که ذکر شد، ایشان از ترکش‌ها بی‌نصیب نماند و تا سال 1382 که بالاخره رأی به برائت او‌ داده شد، در حدود

250 دادگاه و محکمه حاضر و محاکمه شده بود. او روایت می‌کرد در یکی از صدها جلسه دادگاه‌ خود به ریاست آیت‌الله موسوی‌اردبیلی، منشی جلسه در پاسخ پرسش ایشان که با این آقای خلیلی چه کنیم؟ گفته بود: حضرت آیت‌الله ایشان را محکوم کنیم چند بوتان دیگر بسازد! توصیه‌ای خردمندانه و شجاعانه در روز و روزگار انقلاب و مصادره‌ها و زالوصفت‌خواندن کارآفرینان و…

که اقتضای آن روزها بود‌ شاید و سینه محسن خلیلی انبانی از این نامهربانی‌ها که البته خللی در روح و اراده بلند این بزرگمرد ایجاد نکرد و نه‌فقط همه آن افراد را بخشید و زیر دست و بال بسیاری‌ از آنها را هم بعدها گرفت، بلکه با عزمی راسخ‌تر به ایجاد و خدمتگزاری به بسیاری از تشکل‌های اقتصادی، صنعتی، عام‌المنفعه و… همت گماشت تا شعله آفرینندگی و خلاقیت و رشد و توسعه اقتصادی و صنعتی این سرزمین در پرتو همکاری و خرد جمعی خاموش نشود. جالب است در همان سال‌های به محکمه رفتن‌ها، به سبب خدمات بسیارش به گازرسانی به مناطق جنگ‌زده و…

مورد تشویق قرار می‌گرفت و نشان و مدال هم دریافت می‌کرد.

به قول خودش اما نه آن محاکمه‌ها و نه آن تقدیرها کمتر تأثیری در مسیر عاشقی او، عشق به ایران و مردم رنج‌دیده داشت. محسن خلیلی، محسن‌خان رفت. صنعتگری اخلاق‌گرا که چراغ صنعت و کار گروهی و تشکل‌گرایی را با شمع وجود عزیز و نازنینش روشن و پرفروغ نگه داشته بود و فقدانش یقینا ضایعه‌ای بزرگ برای اقتصاد ملی و توسعه صنعتی از منظری انسانی و اخلاقی است. ضایعه‌ای که عجالتا حس و درک نشده است متأسفانه (چرا سوت کارخانه‌ها به صدا درنمی‌آید؟! تعادل- 19/7/1405). عاشقی که «هر آنچه را که داشت برای مردم و میهن نهاد» و روح ناآرامی بود در تکاپوی توسعه.

صنعتگری که خود را «اسبی از ارابه توسعه صنعتی میهن» می‌نامید و باوری عمیق داشت که پیشرفت یک کشور فقط از مسیر «صلح و آشتی و سازش» و نه «جنگ و تفرقه و ستیز» می‌گذرد. همچون آبی بود،‌ پاک، زلال و… و قدر آدم‌ها را چه خوب می‌دانست و… و بدون «محسن خلیلی» به تعبیری «برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم»، تنها.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرشبکه شرق
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 02:07
104,052مطلب نمایه‌شده
70,138موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی