در غرب بوستان لاله، جایی میان شلوغی خیابان کارگر و هیاهوی شهری که در پنج دهه گذشته مدام خود را بر زمین و آسمان تهران تحمیل کرده، بنایی نشسته که ارزش آن را نمیتوان با کاربریاش توضیح داد. موزه هنرهای معاصر تهران، حاصل مواجههای کمسابقه میان معماری، هنر و سیاست فرهنگی در ایران دهه ۱۳۵۰ است؛ ساختمانی که قرار بود پنجرهای رو به جهان هنر مدرن باشد و امروز خود به یکی از مهمترین مخازن حافظه هنری قرن بیستم بدل شده است.
در زیر این پوسته خاموش، مجموعهای نگهداری میشود که حضورش در ایران تا همین امروز برای بسیاری از پژوهشگران هنر یک اتفاق تاریخی است که آثاری از پیکاسو، گوگن، رنوار، ماگریت، ماکس ارنست، پولاک و وارهول، در کنار بخش مهمی از میراث هنر نوگرای ایران را در خود جای داده است. بسیاری از این آثار را نمیتوان صرفاً «دارایی» خواند؛ قیمت بازار، اگر اصلاً بتوان برای همه آنها قیمت معناداری تعیین کرد، تنها یکی از وجوه اهمیتشان است.
آنچه در گنجینه موزه انباشته شده، بخشی از تاریخ هنر مدرن است که در مقطعی از تاریخ ایران به اینجا رسیده و اکنون مسئولیت حفاظت از آن به یک نهاد عمومی سپرده شده است. به همین دلیل، خطر برای این مجموعه همیشه فقط به سرقت، جنگ یا فرسودگی اثر محدود نمیشود. گاهی تهدید از جایی بسیار عادیتر میآید؛ تهدید از سقف، از لوله، از رطوبت، از شبکه فاضلاب و در مقیاسی بزرگتر، از خود شهر ممکن است خطر در کمین باشد. اما به تازگی نیز کامران دیبا، معمار این بنا، درباره یکی از همین تهدیدها هشدار داده است؛ هشداری درباره «آب». هشدار معمار؛
یک روایت نگرانکننده دیبا در اظهارات تازه خود گفته در سال ۲۰۱۲ میلادی، بارندگی شدید و ورود سیلاب از مناطق شمالی باعث شد آب، پس از عبور از محدودههای بالادست خیابان کارگر، وارد بخشهایی از موزه شود و به مجموعه آسیب بزند؛ به گفته او میزان دقیق این خسارت هیچگاه شفاف اعلام نشده است. او هم چنین با اشاره به توسعه ساختوساز، افزایش سطوح غیرقابل نفوذ و تغییر وضعیت زمین در تهران، باغ مجسمه را یکی از نقاط آسیبپذیر مسیر روانآب دانسته و هشدار داد که در شرایط بحرانی، آب میتواند از باغ به ساختمان موزه برسد.
برآورد هشداردهنده او حکایت از خسارتی «از صدها میلیون» تا حدود یک میلیارد دلار دارد. داخل مخزن چه چیزی است؟ اما عدد رایج درباره گنجینه «بیش از ۳۰۰۰ اثر» است؛ در عین حال مجید ملانوروزی، مدیر پیشین موزه، در سال ۱۳۹۷ تعداد مجموعه را حدود ۳۷۰۰ اثر اعلام کرده بود. همان زمان او گفت فقط حدود ۱۵۰ اثر قابلیت نمایش همزمان دارند. این مجموعه فقط نقاشیهایی از نقاشان غربی نیست. بلکه در کنار آثار هنرمندان بزرگی چون پولاک، پیکاسو، وارهول و گوگن، مجموعه مهمی از هنر نوگرای ایران نیز در اختیار موزه است. اما قیمتها در این میان چقدر است؟ باز هم پاسخ قطعی وجود ندارد.
در سالهای مختلف، ارقامی از حدود ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار منتشر شده است. در سال ۱۳۹۷ ملانوروزی ارزش مجموعه را حدود پنج میلیارد دلار و برآوردهای بالاتر را تا ۱۰ میلیارد دلار ذکر کرد؛ یورونیوز نیز در ۲۰۲۴ ارزش بیش از پنج میلیارد دلار را به نقل از برآوردهای موجود گزارش کرد. در مقابل، برآورد دیگری در ۲۰۲۵ ارزش مجموعه را حدود سه میلیارد دلار دانست. پس رقم «یک میلیارد دلار خسارت احتمالی» دیبا، هرچند تکاندهنده است، در خلأ مطرح نشده است. آیا گنجینه قبلاً آسیب دیده است؟ وضعیت نگهداری آثار نیز خالی از مساله نبوده است.
رضا دبیرینژاد دو سال قبل درباره آثار پیکاسو در گنجینه گفت این آثار دچار آسیب به معنای «مخدوش یا نابود شدن» نشدهاند، اما تغییرات دما و رطوبت آنها را از شرایط بهینه خارج کرده؛ به گفته او، همین وضعیت ضرورت پایش مستمر و ایجاد یک کارگاه فعال حفاظت و مرمت را نشان میدهد. همزمان، گزارشهای مربوط به بازسازی موزه از مشکلات زیرساختی در محدوده گنجینه خبر میدهند. در جریان بهسازی، تمام لولههای فاضلاب این بخش که «کاملاً زنگزده» توصیف شده بودند، تعویض شد و حدود ۱۵۰۰ متر لوله و نزدیک به ۱۰۰۰ متر کابل برق مورد استفاده قرار گرفت.
درباره آب نیز نشانههای هشداردهنده دیگری وجود دارد. ملانوروزی گفته در دوران مدیریت او، ترکیدگی یک لوله باعث شد آب به سمت گنجینه حرکت کند، هرچند پیش از ورود به مخزن مهار شد؛ او همچنین از ورود گاهبهگاه آب به سالنها در شبهای بارانی سخن گفته است. درباره جنگ نیز وضعیت مشابه است: در جریان جنگ اخیر، بنا بر اظهارات رضا دبیرینژاد، مدیر موزه هنرهای معاصر تهران، ۲۰ اثر خارج از موزه بهطور اضطراری نجات داده شدند. پاسخ موزه: تهدید جدی نیست در برابر هشدار دیبا، رضا دبیرینژاد، رئیس فعلی موزه، روایت دیگری ارائه کرده است.
او گفت موضوع در جلساتی با شهرداری تهران، مدیریت بحران منطقه و جمعی از متخصصان و معماران بررسی شده و نتیجه بررسیها نشان میدهد در شرایط فعلی تهدید جدی سیلاب پیرامون موزه وجود ندارد. «رضا دبیرینژاد» در گفتگو با «آوش» در همین باره میگوید: «یکی از کارکردهای پنجگانه همه موزهها، حفاظت است و حفاظت نیز سطوح مختلفی دارد که یکی از مهمترین آنها حفاظت پیشگیرانه است. سیلاب از جمله بحرانهایی است که نمیتوان از پیش درباره شکل و شدت وقوع آن با قطعیت صحبت کرد تا بتوان بر اساس هر سطح از آن، یک راهکار مشخص تعریف کرد.
موزههای مختلف، از جمله موزه فرش که در مجاورت ما قرار دارد، با همین خطرها مواجهاند». دبیری نژاد ادامه میدهد: «ما از حدود یک سال پیش، متخصصانی را برای بررسی این موضوع دعوت کردهایم و مطالعاتی انجام دادهایم. همچنین با شهرداری منطقه گفتوگو کردهایم و مسیرها و کانالهای کنترل روانآب در مجاورت موزه را بررسی کردهایم؛ مسیرهایی که طی چند دهه گذشته ایجاد شدهاند. شهرداری نیز قرار شد این کانالها را بهطور مستمر زیر نظر داشته باشد تا از تجمع آب و ایجاد شرایط بحرانی جلوگیری شود.
در داخل ساختمان موزه نیز در حال حاضر دو تیم، با همکاری دانشگاه هنر، مشغول بررسی و مطالعه هستند». مدیر موزه هنرهای معاصر در پایان نیز به آوش میگوید: «ما به عنوان یک موزه باید همه سناریوها را در نظر بگیریم. وقتی از مدیریت بحران صحبت میکنیم، باید طیف مختلفی از مخاطرات، از جمله جنگ، آتشسوزی، سرقت و موارد دیگر را مورد توجه قرار دهیم. در این زمینه نیز مطالعات لازم انجام شده و طراحی آسیبشناسی و برنامهریزی برای مدیریت حفاظت پیشگیرانه صورت گرفته است تا در صورت نیاز بتوانیم اقدامات عملیاتی لازم را انجام دهیم». این پاسخ، هر چند در ظاهر آرامشبخش است؛
اما یک خلأ مهم باقی میماند که آیا ارزیابی خطر، یک مطالعه رسمی و قابل انتشار است؟ آیا نقشه پهنهبندی سیلاب، سناریوی بارش با دوره بازگشت مشخص، ارتفاع آب، مسیر ورود احتمالی و زمان لازم برای انتقال آثار منتشر شده است؟ اگر پاسخ مثبت است، انتشار آن میتواند به جای جدل رسانهای، مسئله را به داده قابل راستیآزمایی تبدیل کند. مساله اصلی، سیلاب نیست؛ شفافیت است موزه هنرهای معاصر تهران اکنون در نقطهای ایستاده که سه ریسک در آن شاید به یک نقطه خاص رسیده اند؛
تغییرات اقلیمی و بارشهای حدی، فرسودگی زیرساختهای یک ساختمان ۴۹ساله و ارزش استثنایی مجموعهای که قیمت رسمی و بهروز آن حتی برای افکار عمومی روشن نیست. در چنین شرایطی، گفتن این که «خطر جدی وجود ندارد» کافی نیست؛ همانطور که گفتن «فاجعهای یک میلیارد دلاری در راه است» نیز بدون مدل فنی و سند، کافی نیست. در موزهای با چنین جایگاهی، حفاظت نباید در لحظه حادثه سنجیده شود. استاندارد حفاظت از یک اثر تاریخی دقیقاً برای این است که پیش از آن که آب وارد مخزن شود، پیش از آن که رطوبت به بوم برسد و پیش از آنک ه سیستم برق از کار بیفتد، سناریوی حادثه نوشته شده باشد؛
مسیر تخلیه مشخص باشد؛ اولویت آثار معلوم باشد و مسئولیت هر تصمیم از پیش تعیین شده باشد. گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران حاصل یک خرید تاریخی است، اما امروز دیگر صرفاً میراث همان دوره نیست. در طول نزدیک به نیم قرن، این آثار به بخشی از حافظه فرهنگی ایران تبدیل شدهاند. ارزش آنها نیز فقط در رقمهایی که گاه در بازار جهانی هنر برای نام سازندگانشان ثبت میشود خلاصه نمیشود. برخی از این آثار، اگر از میان بروند، چیزی بیش از یک شیء هنری از دست رفته و در واقع شاید یک امکان تاریخی برای دیدن، مطالعه و روایت بخشی از هنر مدرن جهان نیز از بین میرود.
از این منظر، مناقشه بر سر سیلاب را میتوان به شکلی دیگر خواند. مساله این نیست که آب بالاخره به موزه خواهد رسید یا نه؛ هیچ ارزیابی مسئولانهای نمیتواند چنین قطعیتی بدهد. موضوع این است که آیا نهادی که چنین میراثی را در اختیار دارد، بدترین سناریوی ممکن را آنقدر جدی گرفته که حتی در صورت وقوع، غافلگیر نشود؟ برای یک موزه، فاصله میان آمادگی و غافلگیری گاهی فقط چند سانتیمتر آب است.
منبع: آوش



