با توجه به شخصیت بیثبات و متغیر ترامپ نمیتوان گفت که طرفین به مذاکرات باز خواهند گشت یا درگیری شعلهور میشود. اما آنچه مسلم است هم طرفین برای جنگ آمادگی دارند هم برای مذاکره و توافق. برای بررسی تحولات اخیر «آرمان ملی» با جلال خوشچهره تحلیلگر مسائل بینالملل گفتوگو کرده که میخوانید. * ارزیابی شما از تحولات میان ایران و آمریکا و مواضع اعلامی از مذاکره تا احتمال جنگ چگونه است؟ بعد از سه رویارویی مستقیم باید طرفین را در برابر سه پرسش قرار داد؛ نخست اینکه دو طرف چه بهدست آوردند؟
دوم چه چیزی را از دست دادند و سوم اینکه آیا ادامه این منازعه ارزش دارد یا نه؟ اگر رویکرد مذاکراتی را در نظر بگیریم قاعدتاً باید به سه نکته توجه کنیم. آیا دو طرف به مذاکره به عنوان تاکتیک نگاه میکنند یا استراتژی؟ اگر راهبرد استراتژیک در دستور کار باشد قاعدتاً باید تصمیم قاطعی برای حل تضادها در مذاکرات داشته باشند. دوم اینکه شاهد اراده چشمپوشی از موارد مانع حل جامع اختلافات یا منازعه در دو طرف باشیم و سوم تلاشهای طرفین برای یافتن راه حل منطقی در خدمت به رسیدن به نقطه تعادل اختلافات.
اما ۴ عامل میتواند از موانع مذاکرات به همین شکلی که وجود دارد بر شمرده شود. نخست اینکه دو طرف در منازعه به دلیل نداشتن تصمیم روشن زمینگیر شدند. دوم؛ تضادهای نظری داخلی که هر دو طرف به آن دچارند. هم در واشنگتن اختلافاتی بین جناحهای سیاسی و حزبی وجود دارد و هم در ایران. سومین مسئله تفاوت در انگیزهها است. پرسشی که بالاتر مطرح کردم آیا انگیزهها برای مذاکرات یک نگاه راهبردی استراتژیک است یا یک نگاه تاکتیکی؟ به نظر من ترامپ به رغم ادعاهایش نه به راه حلها بلکه بر تمرکز بر اختلافات توجه دارد. همین مهم مانع قبول تمامیت خواهی ترامپ از طرف تهران میشود.
تمام تلاش ترامپ این است که زمان برای تهران تمام شده و باید به تعلل و تغییرها پایان دهد. * با این تفاسیر امکان مذاکره یا رسیدن به توافق را تا چه حد میدانید؟ من امکانسنجی توافق را در سه سطح تحلیل میکنم. یعنی معمولا توافقات عالم دیپلماسی سه سطح دارند؛ یک قدرت محور یعنی ادامه منازعه مثل شکلی که الان هست بدون چشمانداز روشن. یک بحث این است که ما این امکان را بسنجیم که مذاکرات بر پایه منفعت محوری است. یعنی تصمیم عقلانی بر حسب محاسبه هزینه و فایده. مساله دیگر حل اختلافات با راهبرد تاکتیک اجبار است. یعنی روشی که ترامپ دنبال میکند.
دست بالا گرفتن و امتیازگیری و در نهایت به شکل قطرهچکانی امتیازدادن؛ و این مانع پذیرش تهران است. اگر قرار است مذاکراتی صورت گیرد، باید به موانع و بستری که میشود به نتیجه بخش بودن مذاکره امید بست در چند وجه نگریست. اگر قرار است مذاکره کنیم باید نگاه رادیکال را از سیاست خارجی دور کنیم. تهران باید توجه داشته باشد همه میتوانند درباره جنگ و ادامه آن نظریهپردازی کنند، اما شروع آن میتواند غافلگیر کننده باشد و در عین حال نتایج آن ممکن است که با چشماندازی مبهم همراه باشد.
لازم است تهران به سیاست به عنوان هنر و فن نگاه کند که در این صورت باید کار از دست نیروهای افراطی بیرون بیاید. نیروهای افراطی که الان تریبونهای مختلف را در اختیار دارند و هر روز ممکن است اظهارنظر کنند که برای سیاست خارجی یا سیاست کلان کشور هزینهزا باشد. نقطه قوتی هم در این میان وجود دارد که تهران به خوبی میداند ترامپ و دولت آمریکا نسبت به جنگهایی که دستاوردهای آنها پیروزی قطعی نیست آسیبپذیر است. مثل جنگ کره، ویتنام، عراق و افغانستان و به نظر من تهران میتواند از این گسل استفاده کند.
تهران باید خود را دقیقا برای بازی ۴ گانهای که ترامپ در اختیار گرفته آماه کند. یعنی چارهاندیشی واقعی، برنامهریزی شده و استراتژیک. نخست در مقابل فشار حداکثری، دوم چارهاندیشی واقعی و منطقی در برابر افزایش تحریمها و سوم چارهاندیشی درباره رویکردی که ترامپ در ایجاد ائتلافهای موقتی دارد. الان شاهدیم که ترامپ ائتلافهایی را زیرپوستی و علنی دنبال میکند که بتواند مقابل تهران ایستادگی کند. مهمترین نکته است که ترامپ از یک سو اعلام میکند ایران خیلی ضعیف شده همه امکاناتش را هم از دست داده، اما این حرف به شکل دیگر یعنی ایران بیاندازه خطرناک شده است.
تهران باید برای چنین مواردی برنامهریزی داشته باشد و این هنگامی میسر است که ما دست از تحقیر دیپلماسی که از سوی افراطیها تکرار میشود برداریم. * این نگاه ترامپ که تهران تضعیف شده به چه معناست و از چه بابت قابل تحلیل است؟ این یک حالت دو وجهی دارد یعنی یک موقع است که گفته میشود ایران خیلی قوی است، اما بحث دیگری وجود دارد که در عالم سیاست معمولا از آن به واژههای دو وجهی یاد میکنند. مثلا وقتی میگویند طرف سیاستمدار گرگی است معنای توهین ندارد؛ بلکه به معنای باهوش بودن طرف مقابل است؛
لذا ترامپ وقتی میگوید ایران ضعیف شده به عبارتی میخواهد هم برای کشورهای منطقه و هم برای جامعه جهانی بگوید که ایران همان اندازه برای امنیت آنها خطرناک است. اینجا تهران است که باید با دیپلماسی و اعتمادزایی در جامعه جهانی و منطقه تلاش کند صرفا باگفتن کلمات قصار ممکن نیست و باید که راه حلهای عملی را برای این کار دنبال کنند. منبع: آرمان ملی
منبع: آوش



