رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیشبکه شرق11 دقیقه مطالعه

مخاطرات اقلیمی و ضرورت تحول در مدیریت حوادث

تغییرات اقلیمی با سرعتی فزاینده در حال تغییر و تخریب شرایط زندگی بشر است. افزایش دمای زمین، تغییر الگوهای بارش، تشدید خشک‌سالی‌ها، وقوع سیلاب‌های ویرانگر و افزایش فراوانی و شدت رخدادهای حدی آب‌وهوایی، دیگر پیش‌بینی‌هایی برای آینده‌ای دور نیستند؛ بلکه واقعیتی

تغییرات اقلیمی با سرعتی فزاینده در حال تغییر و تخریب شرایط زندگی بشر است. افزایش دمای زمین، تغییر الگوهای بارش، تشدید خشک‌سالی‌ها، وقوع سیلاب‌های ویرانگر و افزایش فراوانی و شدت رخدادهای حدی آب‌وهوایی، دیگر پیش‌بینی‌هایی برای آینده‌ای دور نیستند؛ بلکه واقعیتی هستند که جوامع مختلف، از جمله ایران، هر سال با پیامدهای گسترده آن مواجه می‌شوند.

هم‌زمانی این روند با تحولات اقیانوسی و جوی، از جمله پدیده ال‌نینو و پیامدهای احتمالی آن برای الگوهای بارش و دما در مناطق مختلف جهان، ضرورت بازنگری جدی در شیوه نگرش و عملکرد مسئولان، سیاست‌گذاران، نهادهای اجرایی و حتی شهروندان را دوچندان کرده است. این نوشتار با بهره‌گیری از تجربه نویسنده از تجربه زیسته و مدیریت در ایران و همچنین مشاوره در دیگر کشورها و سازمان‌های بین‌المللی در چهار دهه گذشته به تحلیل و‌ چاره‌جویی مشکل در شرایط کنونی می‌بپردازد.

وقوع مکرر سوانح طبیعی که جان هم‌وطنانمان را می‌گیرد، خانه‌ها، مزارع و زیرساخت‌ها را ویران می‌کند، منابع آب و خاک را آسیب می‌زند و گاه بنیان نظام تولید کشاورزی و معیشت جوامع محلی را متزلزل می‌سازد، به رویدادی تکراری در اخبار کشور تبدیل شده است. بااین‌حال، واکنش رسمی به این حوادث نیز اغلب الگویی تکراری دارد: سازمان هواشناسی با شیوه‌های رسمی و سنتی اعلام می‌کند که هشدارهای لازم به مردم را صادر کرده است؛ دستگاه‌های مسئول از غیرمترقبه‌بودن حادثه و محدودیت امکانات سخن می‌گویند؛

رسانه‌ها تصاویر خسارت‌ها و روایت‌های تلخ قربانیان را منتشر می‌کنند و در نهایت، بی‌‌خبری و کم‌توجهی مردم به هشدارها یا کمبود اعتبارات، به‌عنوان دلایل اصلی فاجعه معرفی می‌شوند. چندی نمی‌گذرد که با فروکش‌کردن بحران توجه افکار عمومی، موضوع به حاشیه می‌رود تا حادثه بعدی بار دیگر همان چرخه را تکرار و جان و مال هم‌وطنان را قربانی کند. این چرخه معیوب نشان می‌دهد که مسئله را نمی‌توان صرفا در ضعف عملکرد یک سازمان، کمبود تجهیزات یا کم‌توجهی و بی‌احتیاطی شهروندان جست‌وجو کرد.

آنچه نیازمند بازنگری جدی است، الگوی حکمرانی مخاطرات طبیعی و رابطه میان دانش، هشدار، تصمیم‌گیری و اقدام است. در سه دهه گذشته، تغییرات اقلیمی و افزایش مواجهه جوامع با مخاطرات جوی، ضرورت آمادگی در برابر این حوادث را بیش از پیش آشکار کرده است. آمارهای بین‌المللی نیز از افزایش تصاعدی و چشمگیر بلایای مرتبط با مخاطرات آب‌وهوایی در دهه‌های اخیر حکایت دارند؛ بنابراین حتی اگر زمان و مکان دقیق هر حادثه قابل پیش‌بینی نباشد، اصل وقوع بسیاری از این مخاطرات و تشدید آن از سوی سیاست‌گذاران و حاکمیت نظام دیگر نباید غیرمترقبه تلقی شود.

در واقع، جهان وارد دوره‌ای شده است که در آن باید بسیاری از رخدادهای حدی را بخشی از شرایط جدید برنامه‌ریزی و مدیریت سرزمین دانست. در چنین وضعیتی، بازگشت به روال گذشته و اتکا به واکنش‌های مقطعی پس از وقوع حادثه، نه‌تنها ناکافی، بلکه پرهزینه و گاه گناهی جبران‌ناپذیر است.

از پیش‌بینی هوا تا پیشگیری از فاجعه

پیشرفت‌های علمی و فناورانه در دهه‌های اخیر، ظرفیت بشر برای شناخت و پیش‌بینی مخاطرات طبیعی را به‌طور چشمگیری افزایش داده است. توسعه سامانه‌های ماهواره‌ای، مدل‌های پیش‌بینی عددی، شبکه‌های پایش زمینی، فناوری‌های دیجیتال و هوش مصنوعی، امکان تحلیل دقیق‌تر شرایط جوی و برآورد پیامدهای احتمالی بسیاری از رخدادها را فراهم کرده است. در برخی موارد، می‌توان پیش از وقوع سیلاب، محدوده‌های در معرض خطر، مسیرهای احتمالی جریان آب، زیرساخت‌های آسیب‌پذیر و جمعیت‌های نیازمند تخلیه را شناسایی کرد.

هرچه این اطلاعات زودتر و دقیق‌تر در اختیار تصمیم‌گیران قرار گیرد، فرصت بیشتری برای کاهش خسارت فراهم خواهد شد. بااین‌حال، پیش‌بینی علمی به‌تنهایی مانع وقوع فاجعه نمی‌شود. ارزش واقعی اطلاعات زمانی آشکار می‌شود که به تصمیم مشخص، اقدام به‌موقع و نتیجه قابل ارزیابی تبدیل شود. یک نظام کارآمد مدیریت مخاطرات اقلیمی باید دست‌کم چهار مرحله به‌هم‌پیوسته را طی کند:

۱. تولید و دسترسی به داده‌های دقیق، بهنگام و معتبر: اطلاعات جهانی، منطقه‌ای و ملی درباره شرایط جوی، بارش، وضعیت رودخانه‌ها، رطوبت خاک، پوشش گیاهی و آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها باید به‌صورت مستمر گردآوری و تحلیل شوند.

۲‌. شناسایی دقیق حوزه جغرافیایی مناطق و جمعیت‌های در معرض خطر: پیش‌بینی بارش شدید در یک استان، به‌تنهایی راهنمای کافی برای اقدام نیست. باید مشخص شود کدام شهر، روستا، مسیر ارتباطی، حوضه آبخیز، تأسیسات حیاتی یا مزرعه در معرض خطر قرار دارد و چه گروه‌هایی بیش از دیگران.

۳. تبدیل پیش‌بینی به هشدار عملیاتی: هشدار باید فراتر از اعلام عمومی احتمال بارش شدید یا وقوع سیلاب باشد. لازم است پیامدهای احتمالی حادثه، زمان و مکان خطر، سطح اطمینان پیش‌بینی و اقدامات ضروری برای مردم و دستگاه‌های اجرایی هر حوزه به زبانی ساده و روشن اعلام شود.

۴‌. اقدام هماهنگ و ارزیابی نتایج: هشدار باید به دستورالعمل‌های اجرایی مشخص، آماده‌باش هدفمند، تخلیه احتمالی مناطق پرخطر، حفاظت از زیرساخت‌ها، مدیریت مسیرهای ارتباطی و پشتیبانی از گروه‌های آسیب‌پذیر منجر شود. پس از حادثه نیز باید بررسی شود که این اقدامات تا چه اندازه مؤثر بوده‌اند و چه اصلاحاتی ضرورت دارد.

ضعف در هریک از این مراحل می‌تواند کارایی کل نظام را کاهش و تلفات را افزایش دهد. ممکن است داده‌ها دقیق باشند، اما مناطق آسیب‌پذیر به‌درستی شناسایی نشوند؛ هشدار صادر شود، اما مخاطب آن را دریافت و حتی به‌درستی درک نکند؛ یا پیام به‌موقع برسد، اما دستگاه مسئول برای اقدام آمادگی نداشته باشد. مسئله اصلی، بنابراین، فقط کمبود دانش یا فناوری و تجهیزات نیست؛ بلکه گسست میان حلقه‌های زنجیره مدیریت مخاطرات است.

هشدار برای چه کسی و با چه پیامی؟

یکی از مهم‌ترین کاستی‌های موجود، برداشت محدود از مفهوم هشدار است. هشدار مؤثر صرفا انتشار یک اطلاعیه عمومی و‌ خبر در تلویزیون، رادیو یا تارنمای یک سازمان نیست. هشدار زمانی کارآمد است که هدفمند به مخاطب واقعی، در مکان درست و در زمان مناسب برسد و به او بگوید دقیقا چه خطری در پیش است و دقیقا چه اقدامی باید انجام دهد. در بسیاری از کشورها، اطلاع‌رسانی عمومی درباره شرایط جوی بر پایه دسترسی گسترده به داده‌های هواشناسی، حساسیت عمومی به تغییرات آب‌وهوایی و استفاده هم‌زمان از رسانه‌های گوناگون شکل گرفته است.

اما نمی‌توان همان الگو را بدون توجه به ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی هر جامعه به کار گرفت. در ایران، اتکای صرف به رسانه‌های رسمی که اعتبار لازم را نزد مردم محلی ندارند، برای انتقال هشدارهای محلی کافی نیست. بخشی از مردم به‌طور مستمر اخبار هواشناسی را دنبال نمی‌کنند؛ برخی هشدارها را جدی نمی‌گیرند و برخی دیگر به دلیل تجربه‌های قبلی یا اعتماد محدود به پیام‌های رسمی، نسبت به آنها واکنش لازم را نشان نمی‌دهند. در چنین شرایطی، مسئولیت اطلاع‌رسانی نباید صرفا به صدور اطلاعیه‌های مرسوم و به انتشار یک پیام عمومی محدود شود.

باید از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی، ارسال پیامک‌های هدفمند، رسانه‌های محلی، دهیاری‌ها، شوراهای روستا، شهرداری‌ها، گروه‌های داوطلب و شبکه‌های ارتباطی مورد اعتماد مردم استفاده کرد. در عین حال، هشدارها باید متناسب با نوع خطر و ویژگی‌های مخاطب طراحی شوند. اعلام اینکه «احتمال بارش شدید در منطقه وجود دارد» با این پیام که «ساکنان محدوده مشخص‌شده از ساعت معینی از عبور از مسیر رودخانه خودداری کنند و برای تخلیه احتمالی آماده باشند» تفاوت اساسی دارد.

پیام دوم، خطر را به اقدام تبدیل می‌کند.

زبان هشدار نیز اهمیت زیادی دارد. اصطلاحات فنی-تخصصی هواشناسی، نقشه‌های پیچیده و توضیحات فنی ممکن است برای کارشناسان قابل فهم باشند، اما لزوما برای عموم مردم یک هشدار یا راهنمای عملی برای اقدام محسوب نمی‌شوند. هشدار باید ساده، روشن، دقیق و متناسب با زبان و گویش محلی باشد. تصاویر، نقشه‌های قابل فهم و دستورالعمل‌های کوتاه می‌توانند به انتقال مؤثرتر پیام کمک کنند.

تجربه موفق دیگر کشورها نشان می‌دهد که نباید از نقش بسیار مؤثر رسانه‌های اجتماعی غافل شد. تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های ارتباطی محلی این امکان را فراهم کرده‌اند که هشدارها با سرعت بیشتری منتشر شوند و اطلاعات میدانی از مردم به نهادهای مسئول بازگردد. استفاده از این ظرفیت‌ها باید از مرحله وقوع حادثه فراتر رود و به بخشی از نظام رسمی آمادگی و پیشگیری تبدیل شود. البته این امر مستلزم سازوکاری برای تأیید سریع اطلاعات، مقابله با شایعات و جلوگیری از انتشار پیام‌های متناقض است. اطلاع‌رسانی مؤثر، نه انحصار کامل دولتی است و نه رهاکردن فضای عمومی به شایعات و اخبار تأییدنشده؛ بلکه مستلزم همکاری سازمان‌یافته میان نهادهای مسئول، رسانه‌ها و جامعه است.

حلقه مفقوده؛ حکمرانی کارا و هماهنگی نهادی

حتی اگر بهترین داده‌ها و پیشرفته‌ترین فناوری‌های پیش‌بینی در اختیار کشور باشد، بدون تقسیم کار روشن و هماهنگی مؤثر میان سازمان‌ها نمی‌توان انتظار داشت که خسارت‌ها به‌طور چشمگیری کاهش یابند. در نظام مدیریت مخاطرات، سازمان هواشناسی ممکن است مسئول پیش‌بینی و صدور هشدار باشد؛ نهادهای مدیریت بحران وظیفه هماهنگی و آماده‌سازی را بر عهده داشته باشند؛ دستگاه‌های محلی مسئول اجرای اقدامات میدانی باشند و سازمان‌های خدماتی و امدادی نیز برای حفاظت از جان مردم و زیرساخت‌ها اقدام کنند.

اما پرسش تعیین‌کننده این است که چه نهادی مسئول پیونددادن این وظایف به یکدیگر و اطمینان از حصول نتیجه نهایی است؟ تفکیک وظایف سازمانی ضروری است، اما به‌تنهایی کارآمدی ایجاد نمی‌کند. در کنار آن، باید سازوکاری وجود داشته باشد که اطلاعات را تجمیع کند، مسئولیت‌ها را به اقدامات مشخص پیوند دهد، اجرای تصمیم‌ها را در زمان مناسب پیگیری کند و در صورت بروز تأخیر یا تعارض، امکان مداخله داشته باشد. این سازوکار باید براساس نتیجه تعریف شود، نه صرفا انجام ظاهری وظایف اداری. معیار موفقیت، تعداد هشدارهای صادرشده یا جلسات برگزارشده و اعلام آمادگی در صداو‌سیما نیست؛

بلکه میزان کاهش تلفات، محدودشدن خسارات مالی، حفاظت از زیرساخت‌ها و توان تاب‌آوری و بازگشت جوامع محلی به زندگی عادی است. برای تحقق این هدف، بازنگری و بازطراحی نظام ملی و محلی مدیریت بحران یک امر عاجل و ضروری است. باید مسئولیت هر سازمان در مراحل پیش‌بینی، هشدار، آماده‌باش، مداخله و بازسازی به‌روشنی تعریف شود و مورد بازخواست قرار گیرد. هم‌زمان، مدیریت محلی باید اختیار، اطلاعات و منابع لازم برای اقدام به‌موقع را در اختیار داشته باشد. نمی‌توان از مدیر محلی انتظار پاسخ‌گویی داشت، اما اطلاعات، ابزار و اختیارات ضروری را از او دریغ کرد.

از سوی دیگر، ارزیابی عملکرد باید به‌صورت مستمر و مستقل انجام شود. بررسی پس از حادثه نباید به توجیه خطاها، تبادل اتهام میان دستگاه‌ها، توجیه کمبود بودجه یا تنبیه چند مدیر میدانی محدود بماند. باید مشخص شود هشدار چه زمانی صادر شده، چه کسی آن را دریافت کرده، چه تصمیمی گرفته شده، چرا اقدام لازم انجام نشده و کدام ضعف ساختاری مانع کاهش خسارت شده است. اگر نتیجه این ارزیابی‌ها به اصلاح دستورالعمل‌ها، تغییر رویه‌های ناکارآمد، تقویت هماهنگی و پاسخ‌گویی نهادی منجر نشود، گزارش‌های پس از حادثه نیز به بخشی از همان چرخه تکراری تبدیل خواهند شد.

از مدیریت بحران به مدیریت ریسک

یکی از بنیادی‌ترین تغییرات مورد نیاز، عبور از رویکرد واکنشی و حرکت به سوی مدیریت پیش‌نگر مخاطرات است. مدیریت بحران، اگرچه پس از وقوع حادثه ضروری است اما نمی‌تواند جبران‌کننده خسارت جایگزین پیشگیری شود. برای نمونه، در مناطق مستعد سیلاب، تنها افزایش ظرفیت امدادرسانی کافی نیست. مدیریت حوضه‌های آبخیز، حفاظت از پوشش گیاهی، جلوگیری از ساخت‌وساز در بستر و حریم رودخانه‌ها، اصلاح ضوابط توسعه شهری، نگهداری زیرساخت‌های زهکشی و بازنگری در مکان‌یابی تأسیسات حیاتی، همگی بخشی از سیاست پیشگیری هستند.

در مناطق روستایی و کشاورزی نیز آمادگی باید متناسب با تقویم تولید، وضعیت منابع آب، زمان برداشت محصولات و آسیب‌پذیری معیشت کشاورزان طراحی شود. گاهی یک هشدار دقیق و به‌موقع می‌تواند فرصت برداشت محصول، جابه‌جایی دام، حفاظت از تجهیزات یا انتقال نهاده‌ها را فراهم کند و از خسارت گسترده اقتصادی جلوگیری کند. این اقدامات باید با سیاست‌های توسعه سرزمینی، مدیریت منابع آب، حفاظت از محیط‌زیست و برنامه‌ریزی اقتصادی پیوند بخورند. در غیر این صورت، هزینه بازسازی پس از هر حادثه افزایش می‌یابد، بی‌آنکه آسیب‌پذیری ساختاری جامعه کاهش پیدا کند.

در این میان، مشارکت فعال مردم و نهادهای محلی نیز اهمیتی اساسی دارد. شهروندان نباید صرفا مستمع و دریافت‌کنندگان منفعل هشدارهای فنی و رسمی اطلاعیه‌های دولتی باشند؛ آنان باید در شناسایی خطرهای محلی، طراحی برنامه‌های آمادگی، انتقال اطلاعات میدانی و ارزیابی عملکرد نهادها مشارکت کنند. البته مشارکت مؤثر مردم زمانی شکل می‌گیرد که اعتماد و‌ ارتباط با نهادهای دولتی برقرار باشد، اطلاعات قابل اعتماد، آموزش مناسب و مسئولیت‌های روشن در اختیار آنان قرار گیرد.

آینده را نمی‌توان با منطق و نظم گذشته مدیریت کرد

تغییرات اقلیمی فقط مسئله محیط‌ زیست یا هواشناسی نیست؛ موضوعی مرتبط با امنیت انسانی، اقتصاد، کشاورزی، مدیریت منابع طبیعی، سلامت عمومی و حکمرانی است. به همین دلیل، مقابله با پیامدهای آن نیز به رویکردی فرابخشی و هماهنگ نیاز دارد. ایران، با توجه به تنوع اقلیمی، محدودیت منابع آب، تمرکز جمعیت و فعالیت‌های اقتصادی در مناطق آسیب‌پذیر و فشار فزاینده بر زیرساخت‌ها، بیش از پیش به یک نظام یکپارچه مدیریت مخاطرات نیاز دارد؛ نظامی که پیش‌بینی علمی را به تصمیم اجرایی، تصمیم را به اقدام محلی و اقدام را به نتیجه قابل سنجش پیوند دهد.

۱. اصلاح نگرش عمومی و مدیریتی نسبت به رخدادهای حدی و پذیرش این واقعیت که بسیاری از آنها بخشی از شرایط جدید اقلیمی هستند.

۲. بازطراحی دقیق و سیستمیک نظام هشدار و ارتباطات خطر با تکیه بر فناوری‌های نوین، اعتماد عمومی و مشارکت فعال محلی.

۳. اصلاح ساختار مدیریت بحران با تأکید بر هماهنگی نهادی، پاسخ‌گویی روشن و ارزیابی مستمر و ارزشیابی سیستمیک بر اساس نتایج.

باید به خاطر داشت که هیچ فناوری پیشرفته‌ای نمی‌تواند به‌تنهایی جایگزین حکمرانی کارآمد شود و هیچ هشدار دقیقی نیز بدون آمادگی سازمانی و همکاری مردم، تضمین‌کننده کاهش خسارت نیست. طبیعت ممکن است زمان و شدت دقیق حادثه بعدی را از ما پنهان کند، اما تکرار و عادی‌سازی مخاطرات نباید ما را غافلگیر کند. در عصر تشدید تغییرات اقلیمی، فاجعه صرفا آن چیزی نیست که طبیعت بر سر جوامع می‌آورد؛ فاجعه زمانی شکل می‌گیرد که دانش موجود به اقدام مؤثر تبدیل نشود، هشدارها به گوش مخاطبان واقعی نرسند و تجربه هر حادثه نتواند نظام مدیریت مقابله با حوادث را اصلاح کند. کلام آخر آنکه؛

ضرورت امروز ایران صرفا تقویت تجهیزات امدادی یا افزایش نیروی امدادگر و اعتبارات پس از بحران نیست؛ بلکه تحول در شیوه اندیشیدن، برنامه‌ریزی و حکمرانی مخاطرات اقلیمی است. باید از انتظار برای حادثه و مدیریت پیامدهای آن عبور کنیم و به پیش‌بینی، پیشگیری و آمادگی هوشمندانه روی آوریم. هزینه این تحول، هر اندازه باشد، در برابر جان‌های ازدست‌رفته، زیرساخت‌های ویران‌شده و منابع طبیعی تخریب‌شده، سرمایه‌گذاری برای ارتقای تاب‌آوری، پایداری و آینده کشور است.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرشبکه شرق
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 22:40
101,457مطلب نمایه‌شده
67,008موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی