رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریخبرگزرای مهر5 دقیقه مطالعه

شعر «حق طبیعی» همه کودکان است نه یک کالای لوکس شهری

یک شاعر کودک معتقد است: شعر کودک به‌دلیل پیوند با احساسات خالص، راهی برای رسیدن به دورترین نقاط است؛ اما عدالت فرهنگی یعنی کودک روستایی هم خود را در شعرها پیدا کند.

شعر «حق طبیعی» همه کودکان است نه یک کالای لوکس شهری

یک شاعر کودک معتقد است: شعر کودک به‌دلیل پیوند با احساسات خالص، راهی برای رسیدن به دورترین نقاط است؛ اما عدالت فرهنگی یعنی کودک روستایی هم خود را در شعرها پیدا کند.

به گزارش خبرنگار مهر، 19 مهرماه 1405 در تقویم هفته ملی کودک با عنوان «کتاب؛ هزار راه به سوی فردا» نام‌گذاری شده است. این روز به خواندن، قصه، تخیل، عدالت فرهنگی و کشف جهان‌های تازه اختصاص دارد.

شعرها برای کودکان جزو اولین نشانه‌های دنیای انسانی هستند؛ چراکه کودک قبل از اینکه به دنیا بیاید با صدای مادرش با شعرها آشنا می‌شود و وقتی در سن نوزادی به سر می‌برد، با شعرها می‌خوابد و وقتی بزرگ‌تر می‌شود، در مدرسه و حتی پیش از آن، اولین قدم به سوی سواد و دانش را با شعر خواندن و شعر حفظ‌ کردن برمی‌دارد. بنابراین شعر در دنیای رنگارنگ کودکان و در تخیل بی‌مرز آن‌ها، جایگاهی بی‌نظیر دارد.

به بهانه نام‌گذاری امروز در تقویم هفته ملی کودک، با طیبه شامانی، شاعر حوزه کودک گفت‌وگویی داشته‌ایم پیرامون کارکرد شعر در آینده‌سازی برای کودکان، عدالت فرهنگی، شهدای دبستان میناب و آنچه که کودکان می‌توانند از شعرها دریافت کرده و با خود به دنیای بزرگ‌سالی ببرند. شامانی کتاب‌های شعر متعددی برای کودکان تألیف کرده است که از جمله آن‌ها می‌توان به کتاب‌های «خدا، اینجا و اونجا»، مجموعه «بگو الان وقت چیه؟»، «آسمان از همیشه آسمان‌تر است» و «بانوی باران‌ها» اشاره کرد.

طیبه شامانی در این گفت‌وگو در پاسخ به این سؤال که شعار امسال می‌گوید «کتاب؛ هزار راه به سوی فردا». به نظر شما شعر کودک چطور می‌تواند این راه‌ها را برای نسل جدید باز کند؟ گفت: شعر، کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به دنیای خیال است. کتاب‌های درسی، راه‌ها را با دلیل و منطق نشان می‌دهند؛ اما شعر همان راه‌ها را با جادوی کلمات باز می‌کند. وقتی کودکی شعر می‌خواند، یاد می‌گیرد فراتر از دیوارهای اتاقش فکر کند و دنیا را با چشم‌های کنجکاو ببیند. شعر، خیال کودک را بیدار می‌کند و همین خیال، اولین قدم برای ساختن یک فردای قشنگ‌تر است.

او در این خصوص که «بسیاری معتقدند قصه دنیا را روایت می‌کند اما شعر کودک به بچه‌ها عینکی می‌دهد تا چیزهای ساده را شگفت‌انگیز ببینند. یک شعر چطور می‌تواند بدون افتادن در دام پند و اندرز مستقیم، پنجره‌ای به کشف جهان‌های تازه برای کودک باز کند؟» توضیح داد: شعر کودک باید مثل یک «آینه» باشد، نه یک «تخته‌سیاه». اگر شعر به دنبال اندرز باشد، تبدیل به درس می‌شود و کودک از آن می‌گریزد؛ اما وقتی شعر به‌جای «راهنمایی کردن»، «همراهی» کند، جادو اتفاق می‌افتد. شعر باید با زبان تصویر و استعاره، کودک را به‌جای «نتیجه‌گیری»، به «کاشف» تبدیل کند.

ما به‌جای اینکه به او بگوییم «باید مهربان باشی»، باید شعر را طوری بنویسیم که او صدای ضربان قلب یک گنجشک خسته را بشنود؛ آن‌وقت مهربانی، نه به‌عنوان یک تکلیف، بلکه مانند یک کشف زیبا در دل کودک ریشه می‌بندد.

این شاعر حوزه کودک نظر خود را درباره این مسئله که کودکان امروز در احاطه تصویر، انیمیشن‌های پرسرعت و ریلزهای کوتاه هستند. چطور یک شعر کوتاه می‌تواند هنوز برای کودک جذاب باشد و قوه تخیلش را فعال کند؛ جایی که کلمات باید فضاسازی کنند نه تصاویر آماده گوشی و تلویزیون؟ این‌طور بیان کرد: تفاوت شعر با تصویر در این است که تصویر «پاسخ» می‌دهد اما شعر «سؤال» می‌پرسد. انیمیشن‌ها هر چیزی را به کودک نشان می‌دهند و جای تخیل را می‌گیرند؛ اما شعر یک «سفینه خالی» است که کودک باید با تخیل خودش آن را پر کند.

یک شعر کوتاه، با ایجاد «سکوت‌های معنادار» و «تصاویر متناقض»، کودک را به چالش می‌کشد تا خودش تصویر را در ذهنش خلق کند. جذابیت شعر در این است که به کودک اجازه می‌دهد «کارگردان» دنیای خودش باشد، نه فقط تماشاگر یک نمایش آماده.

یکی از محورهای امروز، «عدالت فرهنگی» است. به‌عنوان یک شاعر، فکر می‌کنید ترانه‌ها و شعرهای کودک چقدر به دست بچه‌های مناطق محروم، روستاها و شهرهای دوردست می‌رسند؟ آیا کتاب شعر توانسته مرزهای جغرافیایی و طبقاتی را رد کند؟، شامانی در پاسخ گفت: شعر، زبانی جهانی دارد که از هر مرزی می‌گذرد. شعر کودک، چون با احساسات خالص سروکار دارد، راحت‌ترین وسیله برای رسیدن به دورترین نقاط است؛ اما عدالت فرهنگی یعنی اینکه شعر «فقط برای شهر» نباشد و کودک روستایی هم بتواند خودش را در شعرهای ما پیدا کند.

کتاب شعر می‌تواند مرزها را رد کند اما به شرطی که زبانش بوی خاک، بوی باد و صدای زندگی واقعی تمام کودکان را بدهد. هدف ما باید این باشد که شعر، از یک کالای لوکس شهری به یک «حق طبیعی» برای هر کودکی تبدیل شود، چه در قلب تهران و چه در دورترین روستای مرزی.

این شاعر با اشاره به جنایت آمریکا و اسرائیل در به شهادت رساندن دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب گفت: من تلاش زیادی کردم تا این غم عمیق و این جنایات را در قالب شعر بگنجانم و چندین شعر در این زمینه سروده‌ام. در واقع، اکنون یک مجموعه شعر برای کودکان در دست چاپ دارم که در مورد شهدای میناب است و در کنار آن، مجموعه‌ای را هم برای نوجوانان در حال نگارش هستم که آن هم درباره شهدای میناب است. شعر برای من تنها راهی بود که می‌توانستم صدای این فرشتگان کوچک را به دنیا برسانم. برای آن‌ها این ابیات را سرودم:

درخت و کفتری که نیست

کتاب و دفتری که نیست

کدام در؟ دری که نیست!

طیبه شامانی در پایان، در پاسخ به این سؤال که اگر قرار باشد کودک امروز فقط یک بیت یا یک تصویر از شعرهای شما را برای فردای خودش به یادگار ببرد و با آن بزرگ شود، دوست دارید آن تصویر یا مصرع چه باشد؟ بیان کرد: دوست دارم کودک امروز، تصویری از «آرامش» را با خودش ببرد؛ اینکه بداند در این جهانِ بزرگ و پرتلاطم، تنها نیست و کسی ناخدای این دریاست. من برای خدا شعرهای زیادی نوشته‌ام و دوست دارم از میان همه آن‌ها، این تصویر در ذهنش بماند:

دلم می‌خواهد این چند کلمه برای همیشه در ذهن کودک بماند؛ چون اگر کودکی باور کند که «یک خدای مهربان» همیشه هست، به فردا با ترس نگاه نمی‌کند بلکه با اعتماد به‌سویش قدم برمی‌دارد.

منبع: خبرگزرای مهر

منبع خبرخبرگزرای مهر
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 19:52
101,154مطلب نمایه‌شده
66,657موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی