به گزارش خبرگزاری صداوسیما سخنرانی اخیرمارکو روبیو در پای آکروپولیس آتن بیش از آنکه یک روایت تاریخی باشد، تلاشی برای بازسازی یک دوگانه سیاسی بود دوگانهای که جهان را به «تمدن غرب» و «دیگران» تقسیم میکند. او با اشاره به جنگهای ایران و یونان باستان، تلاش کرد منازعات امروز آمریکا با ایران را امتداد نبردی ۲۵۰۰ ساله معرفی کند. روبیو تاریخ را نگفت بلکه تاریخ را گزینش کرد. آنچه او پنهان کرد، شاید مهمتر از آن چیزی باشد که بر زبان آورد. آمریکا وارث آتن یا وارث قدرت؟
دراین سخنرانی روبیو یونان باستان را نماد آزادی، دموکراسی و تمدن معرفی میکند، اما در همان سخنرانی از «پیگیری بیعذرخواهانه قدرت ملی» دفاع میکند. دراینجا این پرسش مطرح میشود که اگر معیار، ارزشهای آتن است، چرا زبان سخنرانی بیشتر به ادبیات امپراتوریها شباهت دارد تا فلسفه سیاسی دموکراسی. منتقدان غربی سالهاست هشدار میدهند که دولتهای نوین بیشتر از مفاهیم یونانی مانند آزادی و دموکراسی برای مشروعیتبخشی به سیاستهای قدرتمحور خود استفاده میکنند. تاریخ انتخابی در سخنان روبیو، فقط آتش زدن آتن توسط سپاه هخامنشی دیده میشود.
اما به این واقعیت اشاره نمیکند که: امپراتوری هخامنشی یکی از مداراگرترین امپراتوریهای عصر باستان شناخته میشود. کوروش بزرگ در بسیاری از منابع غربی به عنوان یکی از نخستین حامیان آزادیهای مذهبی معرفی شده است. تمدن یونان و ایران قرنها بر یکدیگر اثر فرهنگی و علمی گذاشتند. اما در روایت روبیو، تاریخ هزار ساله تعامل دو تمدن، به یک صحنه جنگی تقلیل داده شد، زیرا برای هدف سیاسی روز برای او مناسبتر است. محکوم کردن گذشته و تکرار همان گذشته روبیو حمله خشایارشا به یونان را نماد تهدید یک تمدن معرفی میکند.
اما رئیس جمهور آمریکا در جلسه سازمان ملل به صراحت از نابودی یک تمدن سخن میگوید و ایالات متحده در دهههای اخیر نیز در عراق، افغانستان، لیبی و سایر نقاط جهان از نیروی نظامی و جنگ و تجاوز استفاده کرده است. حال باید پرسید این کشور چگونه میتواند اقدام امپراتوریهای باستانی را محکوم کند و در عین حال درباره عملکرد نظامی معاصر خود از زبان «قدرت ملی» بهره بگیرد. مصادره تاریخ یونان یکی از جنبههای بحثبرانگیز سخنان روبیو، معرفی آمریکا به عنوان وارث مستقیم یونان، روم و سپس تمدن غرب بود.
با این ادعا، یونان باستان دیگر یک موضوع تاریخی نیست، بلکه به ابزار تبلیغاتی برای سیاست خارجی آمریکا تبدیل میشود. نادیده گرفتن سهم شرق در تمدن غرب ریاضیات، نجوم و پزشکی یونانی عمیقاً از تمدنهای شرقی تأثیر پذیرفتند. فلسفه یونان از تعامل با مصر، بینالنهرین و ایران بیتأثیر نبود. تمدن اسلامی و ایرانی در انتقال میراث یونانی به اروپا نقش محوری داشت؛ بنابراین مفهوم «غرب خالص» که روبیو ترسیم میکند، بیشتر یک ساختار خودساخته و فریبنده است تا یک واقعیت تاریخی. در رسانههای خارج از ایران این سخنان با انتقاد روبهرو شد.
تحلیل منتشرشده در Al Jazeera، رویکرد روبیو را «ناهمزمانسازی تاریخ» توصیف کرد؛ یعنی انتقال سادهانگارانه منازعات عصر باستان به سیاست قرن بیستویکم. این گزارش تصریح میکند که روبیو از جنگهای ایران و یونان برای ساختن یک روایت تمدنی در حمایت از سیاستهای امروز آمریکا استفاده کرده است. مشکل اصلی سخنان مارکو روبیو نه در رجوع به تاریخ، بلکه در استفاده ابزاری از تاریخ است. او از میان هزاران سال تعامل ایران و یونان، تنها بخشی را انتخاب میکند که بتواند ایران امروز را در جایگاه «دشمن تمدن» قرار دهد و آمریکا را وارث «نجاتدهندگان غرب» معرفی کند.
این رویکرد بیش از آنکه پژوهش تاریخی باشد، نوعی تاریخنویسی سیاسی است تاریخی که گذشته را نه برای فهم واقعیت، بلکه برای توجیه سیاست امروز بازسازی میکند. اما آنچه روبیو با غرض سیاسی از تاریخ حذف کرد چه بود؟ حذف نقش ایران در شکلگیری همان تمدنی که از آن دفاع میکند روبیو جنگ را برجسته کرد، اما تعامل را نادیده گرفت. او درباره سوزاندن آتن سخن گفت، اما آتش زدن تخت جمشید از یک طرف و از دیگر طرف هیچ اشارهای به قرنها مبادلات فرهنگی، تجاری و سیاسی ایران و جهان یونانی نکرد. نتیجه این حذف، تبدیل یک رابطه تاریخی پیچیده به داستانی ساده از «خیر و شر» است.
حذف بخش ناخوشایند تاریخ غرب وقتی از حمله امپراتوری هخامنشی به یونان سخن گفته میشود، انتظار میرود به فتوحات بعدی یونان نیز اشاره شود. اما در روایت روبیو، خبری از لشکرکشیهای اسکندر مقدونی، ویرانی شهرهای ایرانی و سقوط امپراتوری هخامنشی نیست. این حذف یعنی تلاش برای معرفی کردن یک طرف در تاریخ به عنوان متجاوز. حذف نقش آمریکا در جنگهای معاصر روبیو از تهدیدهای تمدنی سخن گفت و از «پیگیری بیعذرخواهانه قدرت ملی» دفاع کرد. اما در این روایت جایی برای پرسش درباره ونزوئلا، عراق، افغانستان، لیبی و سایر مداخلات و جنایات و تجاوزات آمریکا به ایران وجود ندارد.
در نتیجه، مفهوم «تهاجم» فقط برای رقیب به کار میرود، نه برای خود آمریکا. تبدیل یک اختلاف سیاسی به جنگ تمدنی اگر اختلاف آمریکا و ایران یک اختلاف سیاسی باشد، درباره آن میتوان مذاکره کرد. اما اگر به شکل «نبرد تمدنها» معرفی شود، مصالحه تقریبا دست نیافتنی میشود. او از آکروپولیس استفاده کرد تا پیام امروز واشنگتن را در قالب یک روایت ۲۵۰۰ ساله عرضه کند. این روشی قدیمی در سیاست است. تبدیل یک مناقشه در حوزه جغرافیای سیاسی به یک مأموریت تاریخی و تمدنی.
ساختن یک دشمن تاریخی برای انسجام داخلی غرب وزیر خارجه امریکا در آتن از احیای اعتمادبهنفس غرب و هویت مشترک غربی سخن گفت. برای ساخت چنین هویتی معمولاً نیاز به یک «دیگری» وجود دارد. در این روایت، ایران فقط یک کشور نیست؛ بلکه به نماد تاریخی «تهدید بیرونی» تبدیل میشود. مصادره یونان باستان برای اهداف سیاسی امروز در سخنان روبیو، آتن باستان مستقیماً به آمریکا متصل میشود و آمریکا وارث طبیعی یونان معرفی میگردد.
اما این ادعا یک پرسش مهم را بیپاسخ میگذارد: اگر آمریکا وارث آتن است، چرا فقط میراث قدرت و پیروزی را برمیگیرد و نه سنت گفتوگو، نقد قدرت و مخالفت با جنگ را که بخش مهمی از فلسفه سیاسی یونان بود.
یادداشت: عباس کلهر
منبع: خبرگزاری صدا و سیما



