رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیشبکه شرق3 دقیقه مطالعه

حافظ و علوم اجتماعی

ریا و تزویر از واژگان پرتکرار دیوان حافظ است. هر کسی که اندک آشنایی با دیوان حافظ داشته باشد، می‌داند که حافظ چقدر از ریا و تزویر متنفر است. اگر از حافظ بپرسند که یک چیز را می‌تواند تغییر دهد، بی‌تردید حافظ ریاکاری و تزویر را انتخاب می‌کند. در نظر حافظ ریا و…

ریا و تزویر از واژگان پرتکرار دیوان حافظ است. هر کسی که اندک آشنایی با دیوان حافظ داشته باشد، می‌داند که حافظ چقدر از ریا و تزویر متنفر است.

اگر از حافظ بپرسند که یک چیز را می‌تواند تغییر دهد، بی‌تردید حافظ ریاکاری و تزویر را انتخاب می‌کند. در نظر حافظ ریا و سالوسی مرضی است که باید نخست درمان شود. ریا مسئله همه‌گیری است که به قول حافظ گر نیک بنگری همه تزویر می‌کنند. وقتی ریا وجه غالب زندگی اجتماعی می‌شود، پدیده اجتماعی یا بهتر بگویم واقعیتی اجتماعی است که باید به دقت بررسی شود.

اما علوم اجتماعی مسئله را به گونه‌ا‌ی دیگر توضیح می‌دهد. به‌عنوان مثال گافمن، جامعه‌شناس معروف قرن بیستم، زندگی اجتماعی را به تئاتر تشبیه می‌کند که دارای جلوی صحنه و پشت صحنه است. بازیگر در جلوی صحنه رفتار و گفتار متفاوت‌تری از پشت صحنه دارد. رفتار و عملی که در پشت صحنه انجام می‌شود، هیچ وقت در جلوی صحنه تکرار نمی‌شود. پایگاه و نقش از مهم‌ترین مفاهیم علوم اجتماعی است. در جامعه پایگاه‌ها و جایگاه‌های متفاوتی وجود دارد که متناسب هر پایگاه از افراد انتظار نقشی متفاوت وجود دارد.

یعنی با توجه به ساختار موقعیت، افراد رفتار متفاوتی دارند به همین دلیل جامعه‌شناسی مانند بودون معتقد است کار علوم اجتماعی درک ساختارِ موقعیت است که بتوان بر اساس آن، رفتار افراد را درک کرد. آیا این تلقی در علوم اجتماعی به این معناست که همه افراد در زندگی نقش بازی می‌کنند و خود واقعی‌شان را بروز نمی‌دهند و به قولی در حال تزویر و ریا هستند؟ جامعه‌شناسی معتقد است در کنش متقابل است که فهم، درک و خود ساخته می‌شود و خودی فراتر از کنش متقابل، جامعه و تاریخ وجود ندارد.

آما آیا حافظ متوجه این نبوده است که افراد بنا به شرایط و موقعیت‌های مختلف، رفتار متفاوتی دارند و امکان فاش‌گویی کامل وجود ندارد. در زندگی اجتماعی امکان ندارد که همه رفتارهای اجتماعی بر اساس غرایز و عواطف انجام شود. خود‌کنترلی در زندگی اجتماعی به قول نوربرت الیاس، جامعه‌شناس، اساس زندگی مدرن است. اما اینها به معنای توصیه به ریا نیست بلکه بحث این است که نمی‌توان در همه موقعیت‌ها و شرایط هر چه در دل داشت بیان کرد و هر رفتاری را مجاز دانست.

نکته اصلی این است که حافظ ریاکاری را برای افرادی که دارای موقعیت حکومتی و دینی هستند، نکوهش می‌کند. به عبارتی، کسانی که در منصب و مقام دولتی و ارشادی قرار دارند اگر تزویر و ریا کنند، اعتماد به حکومت و دین از بین می‌رود. کارگزاران دولتی که قدرت قانون‌گذاری و اعمال قدرت دارند اگر مروج تزویر و ریا شوند، اعتماد جامعه به نهاد دولت و دین از بین می‌رود. شخصیت‌هایی که حافظ ریاکاری و نفاق آنها را نقد می‌کند، محتسب، مفتی و واعظ و مانند اینهاست. محتسب کارگزار دولتی و مسئول برقراری نظم است.

مفتی و واعظ هم از نهاد دین هستند و اگر ریا و تزویر داشته باشند و دیگران را هم به چنین کاری وادارند، جامعه‌ نابهنجار می‌شود. کارگزاران دولتی هستند که با رفتار متظاهرانه، سرمایه اجتماعی را کاهش می‌دهند و اعتماد به سازو‌کارهای دولتی و مشارکت در امور کاهش می‌یابد. بنابراین حافظ در مقابل علوم اجتماعی نیست بلکه فهم اجتماعی دقیقی دارد که در میان هم‌عصرانش ویژه و خاص است. حافظ در مقابل کنشگران دولتی و دینی که ریا و تزویر در پیش گرفته‌اند و بر مردم سخت می‌گیرند، قد علم می‌کند. آنها کسانی هستند که با سخت‌گیری، زندگی روزمره افراد را دچار مشکل می‌کنند.

اگر عملی که به نظر آنها نادرست است از افراد سر بزند، گناه و جرم بزرگی است و آنها را سخت مورد هجوم قرار می‌دهند اما برای خود چنین اعمالی را مجاز می‌دانند که این بدترین ریاکاری است. حافظ نگران زندگی اجتماعی و روزمره‌ای است که با ریاکاری و سخت‌گیری کارگزاران دولتی تباه می‌شود.

منبع: شبکه شرق

منبع خبرشبکه شرق
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 21:55
101,364مطلب نمایه‌شده
66,931موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی