رفتن به محتوای اصلی
علمی و فناوریدنیای اقتصاد8 دقیقه مطالعه

تغییر نقش استراتژیست‌های انسانی

چطور با هوش مصنوعی، مزیت رقابتی ایجاد کنیم؟ برای بیشتر شرکت‌ها پاسخ صادقانه گزینه دوم است. مانع اصلی تصمیم‌گیری‌های استراتژیک، هرگز کمبود گزینه‌ها نبوده، بلکه ظرفیت محدود ذهن انسان‌هایی بوده که این تصمیم‌گیری‌ها را بر عهده دارند.

تغییر نقش استراتژیست‌های انسانی

چطور با هوش مصنوعی، مزیت رقابتی ایجاد کنیم؟

برای بیشتر شرکت‌ها پاسخ صادقانه گزینه دوم است. مانع اصلی تصمیم‌گیری‌های استراتژیک، هرگز کمبود گزینه‌ها نبوده، بلکه ظرفیت محدود ذهن انسان‌هایی بوده که این تصمیم‌گیری‌ها را بر عهده دارند. ما فقط می‌توانیم حجم محدودی از اطلاعات را در ذهن خود نگه داریم. در یک چرخه برنامه‌ریزی استراتژیک، تنها تعداد محدودی از گزینه‌ها و دیدگاه‌ها را می‌توانیم ارزیابی کنیم چون خستگی، محدودیت زمانی و سیاست‌بازی‌ها مانع می‌شوند. در واقع، تصمیم‌گیرندگان انسانی، هرچقدر هم توانمند باشند، با محدودیت توجه، حافظه و قدرت پردازش مواجه هستند.

این محدودیت‌ها آنقدر ریشه‌دارند که به ندرت متوجهشان می‌شویم، اما به شکلی بی‌سر‌و‌صدا تمام روش‌های موجود در کتابچه راهنمای استراتژی را شکل داده‌اند. چارچوب‌های قدیمی استراتژی مثل SWOT (نمایان‌گر فرصت‌ها، تهدیدها، نقاط ضعف و نقاط قوت سازمان) به این دلیل ساده طراحی شده‌اند که با توان محدود ذهن انسان تناسب داشته باشند، نه اینکه دنیای واقعی تجارت این‌قدر ساده باشد.

برای دهه‌ها، این چارچوب‌ها بهترین ابزارهایی بودند که در اختیار داشتیم، اما دیگر این‌طور نیست. نسل فعلی هوش مصنوعی، صرفا ابزارهای کمکی برای برنامه‌ریزی نیستند، بلکه تکنولوژی‌هایی هستند که محدودیت‌های ذهنی حاکم بر تصمیم‌گیری‌های کلان شرکت‌ها را کم می‌کنند. هوش مصنوعی می‌تواند هزاران گزینه استراتژیک را تولید و غربال کند، درحالی‌که یک تیم انسانی شاید فقط بتواند تعداد انگشت‌شماری از آنها را بررسی کند. هوش مصنوعی برخلاف چارچوب‌ها، پویاست. می‌تواند سناریوهای متعدد بسازد، آنها را به‌روزرسانی کند، دیدگاه‌های گوناگون را ترکیب کند و فرضیات را به چالش بکشد، آن هم بدون سلسله‌مراتب و محدودیت زمانی که در جلسات واقعی استراتژی وجود دارند.

البته حتی به واسطه هوش مصنوعی هم محدودیت‌ها به طور کامل از بین نمی‌روند، اما مرزهای آنها به عقب رانده می‌شود. مزیت آن بسیار فراتر از بهره‌وری است. وقتی بتوانید گزینه‌های بیشتری را بررسی کنید، مسیرهای بهتری به سمت جلو پیدا می‌کنید و فرصت‌ها و تهدیدها را بهتر می‌بینید. و ده‌ها حسن دیگر که به مرور تبدیل به مزیت رقابتی شما خواهند شد. تحقیقات ما در زمینه تصمیم‌گیری استراتژیک نشان می‌دهد برنامه‌های کسب ‌و کاری که هوش مصنوعی تولید کرده، از نظر سرمایه‌گذاران باتجربه حتی از طرح‌های کارآفرینان برتر هم یک سر و گردن بالاتر بوده‌اند.

به‌علاوه، جمع‌بندی هوش مصنوعی از دیدگاه‌های کل گروه سرمایه‌گذاران، دقیق‌تر و یکدست‌تر از قضاوت‌های خود آنها بود؛ موضوعی که ثابت می‌کند هوش مصنوعی نه تنها گزینه‌های استراتژیک عالی تولید می‌کند، بلکه آنها را با دقتی بالا می‌سنجد. گرچه هوش مصنوعی هنوز جایگزین انسان نمی‌شود، اما فعالیت‌های ذهنی استراتژی دیگر در انحصار انسان نیست.

گسترش تفکر استراتژیک

هر تصمیم استراتژیک سه وظیفه اصلی را شامل می‌شود: «جست‌وجوی» اقدامات ممکن، «ترسیم» محیطی که این اقدامات در آن اجرا خواهند شد و «ترکیب» قضاوت‌های افرادی که در تصمیم دخیلند.

از چند گزینه محدود تا هزاران گزینه. بزرگ‌ترین مانع در طراحی استراتژی سنتی، جست‌وجوی گزینه‌هاست. تیم‌ها معمولا از میان ده‌ها ایده، فقط سه یا چهار گزینه را انتخاب و تمام انرژی خود را صرف بحث درباره همان چند مورد می‌کنند. در نتیجه بخش عظیمی از امکان‌ها دست‌نخورده باقی می‌مانند، نه به این دلیل که ارزش بررسی یا پتانسیل موفقیت ندارند، بلکه به این دلیل که تیم، محدودیت زمانی و ذهنی دارد. هوش مصنوعی هزینه و زمان جست‌وجو و ارزیابی گزینه‌ها را به شدت کاهش می‌دهد.

به عنوان مثال، یک شرکت نرم‌افزاری با کمک هوش مصنوعی، پایگاه داده ۴۰‌میلیون شرکت را بررسی کرد، ظرف چند ساعت ۵۰۰ گزینه خرید را رده‌بندی کرد، ۱۵ گزینه را نهایی کرد و نهایتا سه ادغام موفق را به انجام رساند.

این تحول صرفا درباره سرعت نیست، بلکه کیفیتی تازه در جست‌وجو ایجاد می‌کند. به جای آنکه از یک تیم بخواهید که در جلسه بارش فکری، اهداف ممکن را ارزیابی کنند، حالا می‌توانید کل فضای بازار را به صورت همزمان ارزیابی کنید.

پیشنهاد به مدیران: جست‌وجوی اولیه و تولید فهرست طولانی از گزینه‌ها را به هوش مصنوعی واگذار کنید و تحلیل و تصمیم‌گیری روی فهرست کوتاه نهایی را به انسان‌ها بسپارید. هوش مصنوعی دامنه گزینه‌ها را گسترش می‌دهد و انسان از بین آنها انتخاب نهایی را انجام می‌دهد.

از چارچوب‌های ایستا تا مدل‌های پویا. دومین محدودیت، مدلسازی و ترسیم محیط کسب ‌و کار است. اکثر سازمان‌ها از ترکیبی از چارچوب‌ها، جدول‌های اکسل و گزارش‌های سه‌ماهه استفاده می‌کنند؛ ابزارهایی که کارآمدند، اما ماهیت ایستایی دارند. این ابزارها مهم‌ترین روندهای اصلی را ثبت می‌کنند، اما به ناچار حجم عظیمی از جزئیات، بستر و تغییرات لحظه‌ای را از قلم می‌اندازند.

هوش مصنوعی امکان ساخت مدل‌های بسیار غنی‌تر و پویاتری را فراهم می‌کند. برای مثال، شرکت «مای‌بنک» تصمیم داشت کسب‌ و کارهای کوچکی را که متقاضی خدمات مالی بودند اما شرایط سنتی وام گرفتن را نداشتند اعتبارسنجی کند. این شرکت با کمک هوش مصنوعی، معیار اعتبارسنجی این کسب‌ و کارها را از چند متغیر محدود (مثل گردش مالی) به بیش از ۳۰۰۰ متغیر (شامل داده‌های زنجیره تامین و حتی تصاویر ماهواره‌ای) ارتقا داد. نتیجه این مدل باکیفیت و با وضوح بالا، اعطای تسهیلات به بیش از ۵۳‌میلیون کسب ‌و کار کوچک بود که بخش عظیمی از آنها از دید بانک‌های سنتی پنهان بودند.

پیشنهاد به مدیران: مدل‌های اصلی سازمان خود مانند بخش‌بندی مشتریان یا نقشه بازار را شناسایی کنید و آنها را با هوش مصنوعی به ابزارهای پویا و با وضوح بالا تبدیل کنید تا فرصت‌ها و خطرهایی که اکنون از نظرتان پنهانند، نمایان شوند.

از تفکر گروهی تا چالش ساختاریافته. سومین محدودیت، نحوه جمع‌بندی دانش و قضاوت افراد برای تصمیم‌گیری است. قاعدتا تصمیم‌گیری یک تیم متشکل از افراد متنوع باید بهتر از تصمیم‌گیری انفرادی باشد. اما در عمل، عواملی مثل سلسله‌مراتب، ملاحظات، ترس از مخالفت، نفوذ افراد ارشد و محدودیت‌های زمانی اجازه نمی‌دهند تصمیم درستی گرفته شود. گاهی نظر ارشدترین فرد، وزن بیشتری دارد، مخالفت، ریسک دارد و گروه خیلی سریع به یک جمع‌بندی شتاب‌زده می‌رسد.

هوش مصنوعی راهکار جدیدی به نام «تحلیل ترکیبی/شبیه‌سازی‌شده» ارائه می‌دهد؛ فرآیندی که ایده‌ها را بدون اصطکاک‌های رفتاری و فشارهای روانی و گروهی، ارزیابی می‌کند. این فرآیند به چند روش اجرا می‌شود؛ مثلا جریان چندعاملی؛ به این صورت که یک ایجنت، تحلیل را آماده می‌کند و ایجنت دیگری در نقش منتقد، نقاط ضعف را پیدا می‌کند. یا شبیه‌سازی بازی‌های استراتژیک جنگی؛ به این صورت که ایجنت‌های هوش مصنوعی نقش ذی‌نفعان، رقبا، مشتریان و نهادهای ناظر را بازی می‌کنند تا سناریوهای غیرمنتظره کشف شوند.

تحقیقات شرکت «پروکتر‌اند گمبل» نشان داد افرادی که از هوش مصنوعی استفاده می‌کردند، کیفیتی معادل تیم‌های دو نفره سنتی (بدون هوش مصنوعی) داشتند. همچنین تیم‌های مجهز به هوش مصنوعی ۱۲ درصد سریع‌تر بودند، راه حل‌های بهتری ارائه می‌دادند و شکاف دیدگاه بین بخش‌های مختلف (مثل تحقیق و توسعه و بخش تجاری) را پر می‌کردند.

پیشنهاد به مدیران: نقش‌های مشخصی مانند «موافق»، «مخالف» و «رقیب» را به هوش مصنوعی بسپارید. اولی از مسیر استراتژیک پیشنهادی دفاع می‌کند، دومی استدلال مخالف می‌آورد و سومی، پاسخ یک رقیب احتمالی را شبیه‌سازی می‌کند. هدف این است که برنامه‌ها پیش از جلسه نهایی ارزیابی شوند. البته فراموش نکنید که هوش مصنوعی نیز ممکن است پاسخ‌های ظاهرا موجه اما اشتباه تولید کند. به همین خاطر، ارزیابی داده‌ها و قضاوت نهایی همچنان بر عهده انسان است و نقش استراتژیست‌های انسانی پررنگ‌تر از قبل خواهد بود.

وقتی مدل‌های هوش مصنوعی در دسترس همگان هستند، مزیت رقابتی زمانی شکل می‌گیرد که آن را نه یک ابزار ساده، بلکه بستری برای بازآفرینی مدل کسب‌وکارتان ببینید، درست مثل شرکت‌هایی که در سال ۱۹۹۵ اینترنت را بستری برای دگرگونی قرار دادند. مدل‌های عمومی به خودی خود دستاوردی خلق نمی‌کنند، اما می‌توانید با سه روش از آنها مزیت رقابتی بسازید:

۱. آموزش داده‌های اختصاصی شرکتتان به هوش مصنوعی: مدل‌های عمومی هوش مصنوعی با داده‌های همگانی آموزش دیده‌اند و طبیعتا قابل کپی عمومی هستند. اما وقتی آنها را با داده‌های اختصاصی خود (مثل تاریخچه مشتریان و تحلیل‌های داخلی) ترکیب می‌کنید، مزیتی غیرقابل کپی می‌سازید که رقبا صرفا با خرید همان نرم‌افزار نمی‌توانند به آن برسند.

۲. ادغام هوش مصنوعی در فرآیندهای منحصر‌ به فردتان: منظور از فرآیندهای منحصر‌به‌فرد، فرآیندهایی هستند که بر پایه دانش سازمانی، منطق استراتژیک و بستر رقابتی خودتان شکل گرفته‌اند. در این حالت، مزیت رقابتی شما خود الگوریتم نیست، بلکه گره خوردن هوش مصنوعی با سخت‌افزار، زیرساخت و شبکه عملیاتی شماست که تقلید از آن را برای رقبا غیرممکن می‌کند.

۳. حرکت سریع‌تر به سوی مرزهای جدید. در دوران تحول تکنولوژی، تفاوت میان کارآیی عملیاتی و استراتژی پررنگ‌تر می‌شود و شرکت‌هایی به مزیت می‌رسند که به «مرزهای جدید عملکرد» دست یافته باشند، چرا که مدل‌های عمومی هوش مصنوعی در دسترس همگان قرار دارند، اما توانمندی‌های اختصاصی مبتنی بر داده، فرآیند و سرعت اجرا غیر قابل کپی هستند. شرکت‌هایی که هوش مصنوعی را صرفا یک کالای خریدنی می‌دانند، فقط استاندارد اولیه را بالا می‌برند، اما آنان که آن را بستری برای خلق توانمندی‌های استراتژیک می‌دانند، به مزیت رقابتی پایدار دست می‌یابند.

به عنوان رهبران کسب ‌و کار در عصر هوش مصنوعی، وقت آن رسیده که فرآیند تصمیم‌گیری استراتژیک را بازطراحی کنید و بخشی از آن را به این تکنولوژی واگذار کنید، از جمله تولید لیستی از گزینه‌ها، مدل‌سازی پویا و لحظه‌ای و خلق چالش‌های ساختاریافته. اما قرار نیست انسان‌ها از این معادله حذف شوند. با ورود هوش مصنوعی به فرآیند تصمیم‌گیری استراتژیک، نقش استراتژیست‌های انسانی از گردآوری و تحلیل داده به طراحی فرآیندها و قضاوت ارزش‌ها تغییر پیدا می‌کند.

منبع: دنیای اقتصاد

منبع خبردنیای اقتصاد
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 01:39
99,151مطلب نمایه‌شده
64,095موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی