رفتن به محتوای اصلی
فرهنگی هنریخبرگزرای مهر6 دقیقه مطالعه

۱۰ دلیل برای این که آن کارسون را تحسین کنیم

یک نویسنده فرانسوی برای تحسین کردن برنده نوبل ۲۰۲۶ یعنی آن کارسون نویسنده کانادایی، ۱۰ دلیل برشمرده است.

۱۰ دلیل برای این که آن کارسون را تحسین کنیم

یک نویسنده فرانسوی برای تحسین کردن برنده نوبل ۲۰۲۶ یعنی آن کارسون نویسنده کانادایی، ۱۰ دلیل برشمرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، ادوارد لویی در متنی با عنوان ۱۰ دلیل برای تحسین کردن آن کارسون، ویژگی‌های برنده نوبل ادبی ۲۰۲۶ را برشمرده است.

این نویسنده فرانسوی که وقتی مسافر اتوبوسی بود که در کولاک گیر افتاده بود، این نویسنده را کشف کرد، می‌گوید از آن زمان مجذوب تخیل بی‌باک او شده است.

چگونه آن کارسون را بشناسیم؟

۱. آن کارسون یکی از بزرگترین نویسندگان زمان ماست. من آثار او را در اتوبوسی که از نیویورک به نیوانگلند می‌رفت، کشف کردم. چند روز قبل‌تر، تصادفی کتاب «آنتیگونیک» را از یک کتابفروشی خریده بودم. از همان سطرهای اول، مجذوب شدم. در حالی که در اتوبوس بودیم، ناگهان کولاک برف جاده‌ها را پوشاند و من و دیگر مسافران ۱۰ ساعت در آمریکای روستایی و در منظره‌ای کاملاً سفیدپوش شده گیر افتادیم. کامپیوترم را از کوله پشتی‌ام بیرون آوردم و شروع به ترجمه «آنتیگونیک» به فرانسوی کردم. خودجوش. آنقدر مجذوب قدرت متن کارسون شده بودم که متوجه گذشت ساعت‌ها توقف اجباری نشدم.

۲. یکی از بزرگترین نقاط قوت کارسون این است که برخلاف بسیاری از نویسندگان معاصر دیگر، سعی نمی‌کند «ادبیات بسازد». او می‌نویسد. گاهی اوقات در آثارش ابرها صحبت می‌کنند و گاهی اوقات هیولاها؛ گاهی اوقات، وسط‌ مجموعه‌ای از شعرهایش، اجازه می‌دهد کاترین دنووی خیالی روایت را به دست بگیرد. گاهی نامه‌ای به خوابی که خودش دیده می‌نویسد و گاهی اوقات یادداشت‌هایی را که روی دستش نوشته، منتشر می‌کند. او درباره هومر می‌نویسد، و در کنارش درباره رزالیا؛ درباره برشت می‌نویسد و در کنارش درباره مریلین مونرو.

۳. در آثار کارسون همانطور که شکسپیر در «هملت» می‌نویسد؛ زمان وارونه است و از هم گسیخته. این یکی از عجیب‌ترین جنبه‌های کار اوست که از همان اولین باری که کتابی از او در دست گرفتم، من را مجذوب خود کرد. در بازنویسی او از «آنتیگونه»، در صحنه اول، آنتیگونه و خواهرش ایسمنه درباره هگل صحبت می‌کنند. با این حال، در نمایشنامه کارسون، مکالمه طوری اتفاق می‌افتد که انگار کاملاً عادی است، انگار آنتیگونه و ایسمنه یونان باستان واقعاً با هم درباره هگل بحث کرده‌اند.

روزی، دوستم ایوو ون هوو تصمیم گرفت «آنتیگونه» سوفوکل را به صحنه ببرد و با کارسون تماس گرفت تا از او بپرسد آیا ترجمه جدیدی از این کتاب در دست دارد؟ کارسون پاسخ داد: «من قبلاً ترجمه‌ای با عنوان «آنتیگونیک» انجام داده‌ام.» ایوو گفت: «البته، اما این ترجمه تحت‌اللفظی سوفوکل نیست، در صحنه اول، دو خواهر درباره هگل صحبت می‌کنند.» کارسون پاسخ داد: «این چیزی است که در متن سوفوکل نوشته شده، تنها کاری که من انجام دادم ترجمه‌اش بود.»

۴. یکی از غم‌انگیزترین متون کارسون «ناکس» (NOX) نام دارد. در این کتاب، او داستان برادرش، یا بهتر بگویم، داستان غیبت برادرش را تعریف می‌کند. وقتی برادرش خیلی جوان بود، توسط دادگاهی در کانادا محکوم شد. او به جای رفتن به زندان، فرار کرد و دهه‌ها با هویت جعلی در اروپا و آسیا پنهان شد. در طول دوران ناپدید شدنش، گاهی اوقات نامه‌ای کوتاه یا کارت پستالی با جملاتی کوتاه که پشت آنها نوشته شده بود، برای خانواده‌اش می‌فرستاد. چند بار هم در تماس تلفنی چند دقیقه‌ای با آنها صحبت کرد. روزی تلفن زنگ زد و خانواده کارسون خبر مرگ او را در کپنهاگ دریافت کردند.

کارسون عکس‌هایی را که از این برادر داشت و تازه فوت کرده بود و به سختی او را می‌شناخت، و همچنین نامه‌هایی را که برایش فرستاده بود، جمع کرد و قطعاتی از خاطراتش از او را همراه تحلیلی از شعری از کاتولوس نوشت. او در این نوشته‌ها تأملاتی در مورد هرودوت و تاریخ و یادداشت‌های بسیار شخصی در مورد درد و فقدان، یادآور «خاطرات سوگواری» رولان بارت، اضافه کرد. سپس همه این یادداشت‌ها را در جعبه‌ای گذاشت.

و بعدها «ناکس» به شکل این جعبه منتشر شد، با یک ورق کاغذ تا شده به سبک آکاردئون در داخلش که تمام یادداشت‌ها و تصاویر و قطعاتی را که او جمع‌آوری کرده بود، در خود جای داده بود. هرگز کتابی به این شکل – یک جعبه با یک تای آکاردئونی عظیم در داخلش – ندیده بودم.

۵. کارسون محدودیت‌های یک کتاب را رد می‌کند؛ اثر او «شناور» از چندین کتابچه با موضوع‌های مختلف است که در یک جعبه پلاستیکی گرد هم آمده‌اند. «ناکس» در واقع یک جعبه است. یک نسخه مستطیلی عریض که قرار دادن آن در قفسه کتاب غیرممکن است. بسیاری از نویسندگان در طول تاریخ سعی کرده‌اند نوشتن را از نو اختراع کنند. تعداد بسیار کمی از آنها ایده بازآفرینی کتاب یا تغییر خود کتاب به عنوان یک شیء را نیز داشته‌اند. آن کارسون بود که این کار را انجام داد.

۶. اما خلاقیت رسمی کارسون نباید ما را به فراموشی بُعد سیاسی قدرتمند اثر او سوق دهد. در «زندگینامه سرخ»، او از شاعر باستانی استسیکوروس الهام می‌گیرد تا داستان هیولایی را که توسط هرکول در طول ۱۲ خوان کشته شد، روایت کند. او ترجیح می‌دهد داستان هیولا، قربانی، را به جای تکرار داستان قهرمان، جلاد، تعریف کند. او داستانی را تصور می‌کند که در آن هرکول جوان و گریون رابطه‌ ویرانگری دارند. کارسون در کتاب‌هایش اغلب خود را در جایگاه شکست‌خورده قرار می‌دهد.

۷. او مدت‌ها با اسکار وایلد همذات‌پنداری می‌کرد، تا جایی که در دوران نوجوانی‌اش همواره لباسی شبیه به لباس‌های وایلد می‌پوشید.

۸. زنان در قلب آثار او قرار دارند و همیشه همین طور بوده‌ است. در «نورما جین بیکر از تروی»، یکی از زیباترین متون او، مریلین مونرو و هلن از ترویا به یک شخصیت واحد تبدیل می‌شوند: دو زنی که با وجود قرن‌ها فاصله، همچنان هدف همان خشونت مردانه و پذیرش همان دستورهای زیبایی اجباری هستند. کارسون همچنین اشعار سافو را ترجمه کرده و در نسخه خود از «باکچه» اثر اوریپید، عمق روانشناختی بی‌نظیری به شخصیت‌های زن می‌دهد.

۹. در سطح شخصی‌تر، کارسون از آن نوع تعامل اجتماعی که معمولاً با زندگی ادبی همراه است، بیزار است. صمیمانه باور دارم او هیچ چیز را بیشتر از بودن در خانه و نوشتن دوست ندارد. روزی که داشتیم نسخه‌های کتاب‌هایمان را کنار هم امضا می‌کردیم، به من گفت: «واقعاً از این کار متنفرم!» یک بار دیگر، بعد از روخوانی کتاب که با هم در خانه ادبیات اسلو انجام دادیم، او پیشنهاد کرد برای جلوگیری از گپ و گفت‌های بی‌اهمیت، سریع آن جا را ترک کنیم.

۱۰. همین چندی پیش درباره سفری که قرار است به ایسلند، محل زندگی‌اش، انجام دهم صحبت می‌کردیم. به او پیشنهاد کردم که مثل گذشته، با هم و با دو صدا، روخوانی کتاب انجام دهیم. اما بعد از این که کاری به زندگی‌اش افزودم احساس بدی پیدا کردم و برایش دوباره پیام فرستادم و گفتم: «اما لازم نیست کاری عمومی در برنامه بگذاریم. می‌توانیم فقط استراحت کنیم. » پاسخ او این بود: «من کار کردن را ترجیح می‌دهم. به این ترتیب مجبور نیستم به دنیا یا به خودم فکر کنم!»

چه چیزی بهتر از این می‌تواند عظمت آن کارسون را خلاصه کند؟

منبع: خبرگزرای مهر

منبع خبرخبرگزرای مهر
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 16:57
98,302مطلب نمایه‌شده
63,017موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی