به گزارش گروه ورزشی برنا، فریده هادوی، استاد دانشگاه تربیت بدنی، در گفتوگو با رادیو ورزش، با اشاره به اظهارات وزیر ورزش و جوانان پس از بازیهای آسیایی ناگویا اظهار کرد: دکتر دنیامالی از معدود وزیران ورزش بوده که پس از پایان بازیهای آسیایی، درباره ابعاد مختلف عملکرد کاروان ایران صحبت کرد و علاوه بر نقاط قوت، نقاط ضعف را نیز مطرح کرد؛ حتی مواردی که بخشی از آن به خود وزارت ورزش بازمیگشت. وی افزود: هنگامی که درباره بازیهای قارهای و المپیک صحبت میکنیم، با مجموعه گستردهای از رشتههای ورزشی مواجه هستیم.
نتایج این رقابتها صرفاً به عملکرد یک فدراسیون تخصصی محدود نمیشود، بلکه به کل نظام مدیریت ورزش کشور ارتباط دارد. از این رو، باید بررسی کنیم که آیا نتایج ناگویا محصول یک سیستم پایدار بوده و قابلیت تکرار در دورههای بعدی را دارد یا به عملکرد چند قهرمان وابسته بوده است. این استاد دانشگاه ادامه داد: مسئله اصلی این است که بدانیم آیا پشت مدالهایی که به دست آمده، برنامهای مشخص و ساختاری پایدار وجود داشته است یا خیر. من از صحبتهای وزیر ورزش هفت فراز استخراج کردهام که هرکدام میتواند زمینه بحث و بررسی کارشناسی قرار گیرد. فراز نخست؛
نظارت علمی وزارت ورزش بر عملکرد فدراسیونها هادوی با اشاره به موضوع نظارت وزارت ورزش و جوانان بر عملکرد فدراسیونها گفت: وزارت ورزش بهعنوان متولی اصلی ورزش کشور باید با حفظ شأن فدراسیونها بهعنوان نهادهای تخصصی، نظام نظارتی مؤثری داشته باشد. فدراسیونها باید در قبال بودجهای که دریافت میکنند و نتایجی که به دست میآورند، پاسخگو باشند؛ در عین حال، وزارتخانه نیز نباید بدون ضابطه و رابطه کارشناسی در امور فنی آنها دخالت کند. وی افزود: چنین رویکردی میتواند به شکلگیری یک نظام نظارتی علمیتر، دقیقتر و مستدلتر منجر شود؛
نظامی که در آن، عملکرد فدراسیونها بر اساس شاخصهای مشخص ارزیابی شود و مسئولیتها و نتایج قابل سنجش باشند. فراز دوم؛ حرکت از مدالمحوری به سیستممحوری این استاد دانشگاه با تأکید بر ضرورت بازنگری در رویکردهای مدیریتی ورزش کشور اظهار کرد: موفقیت در ناگویا ارزشمند بود، اما به نظر میرسد وزارت ورزش باید از مدالمحوری به سمت سیستممحوری حرکت کند. سیستممحوری یعنی بتوانیم شرایطی ایجاد کنیم که موفقیتها قابلیت تکرار داشته باشند و به حضور چند ورزشکار خاص وابسته نباشند. هادوی ادامه داد: این مسئله حتی در نحوه ارزشگذاری مدالها و تعیین پاداشها نیز قابل بررسی است.
ما معمولاً مدالهای طلا، نقره و برنز را بر اساس یک معیار کمی ارزشگذاری میکنیم، اما باید دوباره بررسی کنیم که آیا این شیوه ارزشگذاری بهتنهایی میتواند تمام ابعاد موفقیت ورزشی را نشان دهد یا به معیارهای دقیقتری نیاز داریم. فراز سوم؛ تفکیک ظرفیت مدالهای آسیایی از ظرفیت مدالآوری در المپیک وی با اشاره به تفاوت سطح رقابتهای آسیایی و المپیک گفت: بازیهای آسیایی با المپیک تفاوت زیادی دارد. ممکن است ایران در رشتهای در سطح آسیا قدرت بالایی داشته باشد و به مدال طلا برسد، اما این موفقیت لزوماً به معنای برخورداری از ظرفیت مشابه در سطح جهانی و المپیک نیست.
هادوی افزود: با توجه به اینکه یکی از اهداف بازیهای آسیایی ناگویا، آمادهسازی برای المپیک لسآنجلس است، باید مشخص شود مدالهایی که در ناگویا کسب کردهایم تا چه اندازه قابلیت تبدیل شدن به مدال جهانی و المپیکی را دارند. پاسخ به این پرسش بر برنامهریزی، تخصیص بودجه و حتی سطح توقع جامعه از رشتههای مختلف تأثیر میگذارد. وی تأکید کرد: وزارت ورزش میتواند بر اساس ارزیابی دقیق این ظرفیتها، درباره واقعیتهای پیش روی ورزش کشور و فاصله میان موفقیتهای آسیایی و جهانی، آگاهیبخشی مناسبی انجام دهد. فراز چهارم؛
پاسخگو کردن فدراسیونها با شاخصهای عملکردی این استاد دانشگاه با بیان اینکه بازیهای آسیایی فرصتی برای ارزیابی عملکرد فدراسیونها پیش از المپیک فراهم میکند، گفت: یکی از ارزشهای مهم ناگویا، امکان بررسی عملکرد فدراسیونها پیش از المپیک پیش رو است. باید بتوانیم فدراسیونها را با اعداد و معیارهای مشخص پاسخگو کنیم؛ اینکه چه بودجهای دریافت کردهاند، چه اهدافی داشتهاند، چه اقداماتی انجام دادهاند، چه نتایجی گرفتهاند و برای دوره باقیمانده تا المپیک چه برنامهای دارند.
هادوی ادامه داد: بر این اساس، هر فدراسیون باید برای دو سال باقیمانده تا المپیک، برنامه راهبردی متناسب با شرایط، ظرفیتها و موقعیت خود تدوین کند. برنامه راهبردی نسخهای یکسان برای همه نیست و نمیتوان برنامه یک فدراسیون یا کشور را بدون توجه به شرایط خاص، برای مجموعه دیگری کپی کرد. وی افزود: وزارت ورزش باید بر اساس عملکرد گذشته هر فدراسیون و کیفیت برنامه راهبردی آن برای المپیک، درباره میزان حمایت و اعتماد به برنامههای آینده تصمیمگیری کند. فراز پنجم؛
تبدیل نتایج ناگویا به ساختار و موفقیت پایدار هادوی با تأکید بر ضرورت عبور از موفقیتهای مقطعی اظهار کرد: ارزش واقعی نتایج ناگویا زمانی مشخص میشود که بتوانیم آنها را به برنامه، ساختار، پاسخگویی و در نهایت موفقیت پایدار در المپیک تبدیل کنیم. وی ادامه داد: وزارت ورزش باید سازوکاری برای بررسی و راستیآزمایی برنامههای فدراسیونها داشته باشد. نمیتوان صرفاً بر اساس وعده یک فدراسیون درباره کسب مدال، برای آن هدفگذاری و منابع تخصیص داد. باید منطق برنامهها، امکانات موجود و ظرفیت واقعی مدالآوری بررسی شود.
این استاد دانشگاه افزود: در بازیهای آسیایی، برخی فدراسیونها پیشبینیهایی درباره کسب مدال مطرح کرده بودند که لازم بود مبانی کارشناسی آنها دقیقتر بررسی شود. بنابراین، ارزیابی ادعاها و سنجش واقعبینانه ظرفیتها باید بخشی جدی از فرایند تصمیمگیری وزارت ورزش باشد. فراز ششم؛ تقویت جایگاه ورزش زنان در برنامهریزی قهرمانی هادوی با اشاره به عملکرد بانوان ایران در بازیهای آسیایی ناگویا گفت: یکی از پیامهای مهم این رقابتها، ثبت بهترین نتیجه تاریخی بانوان ایران در بازیهای آسیایی بود؛
با این حال، به نظر میرسد ورزش زنان همچنان با ظرفیت واقعی خود در سطح آسیا و بهویژه المپیک فاصله دارد. وی افزود: ورزش زنان باید جایگاهی فراتر از یک بخش فرعی در ورزش قهرمانی داشته باشد. برای چهار سال آینده و بازیهای آسیایی بعدی و همچنین المپیک پیش رو، لازم است هدفگذاریهای مشخص و منطقی صورت گیرد. این استاد دانشگاه ادامه داد: یکی از محورهای مهم، بازنگری در سهم بودجه و اعتبارات ورزش زنان است. همچنین باید امکانات، مربیان، مسابقات تدارکاتی، استعدادیابی و پشتیبانی اداری ورزش زنان با توجه بیشتری دنبال شود.
من بهعنوان فردی که در حوزه ورزش قهرمانی و فدراسیون بسکتبال فعالیت دارم، اهمیت مسابقات تدارکاتی را بهخوبی درک میکنم. کمبود تجربه بینالمللی و محدودیت حضور در این رقابتها میتواند بر عملکرد ورزشکاران زن تأثیر بگذارد. هادوی با اشاره به آمار حضور بانوان در ناگویا گفت: بر اساس ارقام مطرحشده، سهم زنان از کل کاروان ایران حدود ۳۱ درصد، سهم آنها از مجموع مدالها نزدیک به ۲۷ درصد و سهمشان از مدالهای طلا حدود ۱۶ درصد بوده است.
این ارقام میتواند مبنایی برای هدفگذاری وزارت ورزش باشد تا در دوره بعدی بازیهای آسیایی و المپیک، حضور و مدالآوری زنان افزایش پیدا کند. وی تأکید کرد: باید به تنوع رشتههای ورزشی بانوان، افزایش تعداد ورزشکاران نخبه زن در رشتههای دارای ظرفیت مدالآوری و استمرار حضور آنها در سطوح بالای رقابتهای آسیایی و جهانی توجه بیشتری شود. این رویکرد علاوه بر دستاوردهای فنی، میتواند پیام روشنی درباره اهمیت جایگاه زنان در ورزش کشور داشته باشد. فراز هفتم؛
بازنگری در برنامه بلندمدت مدالآوری و توسعه نخبگان این استاد دانشگاه با اشاره به پیشنهاد تدوین برنامهای ۲۰ ساله در دورههای پنجساله برای مدالآوری گفت: وزیر ورزش به موضوع برنامهریزی بلندمدت اشاره کرد، اما باید توجه داشت که دوره مدیریتی فدراسیونها چهار سال است و بخشی از این دوره نیز صرف امور اداری، تحویل گرفتن مسئولیت و انتقال مدیریت میشود. بنابراین، عملیاتی کردن چنین برنامهای با ساختار فعلی مدیریت فدراسیونها نیازمند بررسی بیشتر است. هادوی افزود: در این زمینه دو مسیر قابل بررسی است؛
نخست اینکه تناسب دوره مدیریت فدراسیونها با برنامه بلندمدت توسعه ورزش بازنگری شود و دوم اینکه نظام مستقلی برای توسعه نخبگان در وزارت ورزش یا کمیته ملی المپیک شکل بگیرد. وی ادامه داد: در مسیر دوم، ورزشکاران نخبه مستقل از تغییرات مدیریتی فدراسیونها و بر اساس یک برنامه عملیاتی همهجانبه رصد میشوند. چنین نظامی نباید صرفاً به مسائل فنی محدود باشد، بلکه باید مسیر رشد ورزشکاران را از جنبههای مختلف دنبال کند تا توسعه استعدادها با تغییر مدیران و سیاستهای کوتاهمدت دچار وقفه نشود.
هادوی در پایان این بخش گفت: هر یک از این هفت محور میتواند موضوع گفتوگو و بررسی کارشناسی بیشتر قرار گیرد و مبنایی برای اصلاح سیاستها و برنامههای ورزش کشور باشد. سه پیشنهاد پژوهشی برای مرکز مطالعات وزارت ورزش هادوی در ادامه، سه محور را برای پژوهش در مرکز مطالعات وزارت ورزش و جوانان پیشنهاد کرد و گفت: اگر قرار است این مرکز با رویکردی جدید به دنبال شناسایی دقیق مشکلات و ارائه راهکارهای عملی برای اداره بهتر ورزش کشور باشد، سه موضوع میتواند در اولویت مطالعات آن قرار گیرد.
وی اظهار کرد: نخستین موضوع، بررسی علل افزایش تعداد مدالهای طلا از ۱۳ مدال در دوره قبل به ۱۹ مدال در ناگویا، همزمان با کاهش مجموع مدالها از ۶۲ به ۵۲ مدال است. باید با پژوهشی عمیق مشخص شود چه عواملی باعث شده تعداد طلاها افزایش پیدا کند، اما مجموع مدالهای کاروان کاهش یابد. این استاد دانشگاه افزود: لازم است سهم برنامهریزی، مدیریت و عملکرد رشتههای مختلف در این نتایج مشخص شود. چنین پژوهشی میتواند نشان دهد که این تغییرات تا چه اندازه ناشی از سیاستهای اتخاذشده بوده و چه عواملی در عملکرد متفاوت رشتهها نقش داشتهاند.
هادوی با اشاره به موضوع ارزشگذاری مدالها گفت: باید بررسی کنیم که آیا ارزش مدال طلا در رشتههای مختلف را میتوان صرفاً بر اساس یک معیار یکسان سنجید یا لازم است ویژگی رشتهها و اهداف توسعهای ورزش نیز در نظر گرفته شود. برای مثال، باید بررسی شود که موفقیت در یک رشته انفرادی چه تفاوتی با کسب مدال در یک رشته تیمی دارد و این تفاوتها چه اثری بر سیاستگذاری و تخصیص منابع میگذارد.
هادوی دومین محور پژوهشی را بررسی تطبیقی عملکرد ایران و کشورهای آسیایی دانست و گفت: لازم است عملکرد کشورهایی مانند هند، ازبکستان، تایلند و قزاقستان که در جدول مدالها در جایگاههای نزدیک به ایران قرار گرفتهاند، بهصورت علمی بررسی شود. وی افزود: برای مثال، اگر هند و ازبکستان هرکدام ۲۱ مدال طلا کسب کردهاند، آیا میتوان موفقیت هند را صرفاً به جمعیت زیاد آن نسبت داد؟ عملکرد ازبکستان میتواند این فرضیه را به چالش بکشد و نشان دهد که عوامل دیگری نیز در کسب مدال نقش دارند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: همچنین باید بررسی شود چرا ایران با ۱۹ مدال طلا و تایلند با ۱۸ مدال طلا، در مجموع مدالها نتایج متفاوتی داشتهاند و چگونه قزاقستان با ۱۲ مدال طلا توانسته مجموع مدالهای بیشتری کسب کند. چنین مقایسهای میتواند تفاوتهای مدیریتی، ساختاری و برنامهای کشورها را روشن کند و به شناسایی راهکارهای مؤثر برای توسعه ورزش ایران بینجامد.
وی سومین محور پیشنهادی را بررسی سهم زنان و مردان در کاروان ورزشی و نتایج بازیهای آسیایی عنوان کرد و گفت: باید مقایسهای عدالتمحور از حضور و عملکرد زنان و مردان داشته باشیم و بر اساس دادههای دقیق، برای دوره بعدی بازیهای آسیایی هدفگذاری کنیم. هادوی افزود: باید مشخص شود آیا افزایش تعداد ورزشکاران نخبه زن، توسعه رشتههای دارای ظرفیت مدالآوری در بخش بانوان و اختصاص منابع بیشتر به این رشتهها میتواند به بهبود نتایج منجر شود. همچنین استمرار حضور زنان در سطوح بالای رقابتهای آسیایی و جهانی باید بهصورت جدی دنبال شود.
وی تأکید کرد: اگر این سه محور با عمق و دقت پژوهشی بررسی شوند، میتوانند راهکارهایی عملی برای بازیهای آسیایی آینده و ارتقای عملکرد ورزش کشور ارائه کنند. مرکز مطالعات وزارت ورزش؛ پیوند پژوهش با تصمیمگیری اجرایی هادوی در بخش پایانی گفتوگو، درباره ماهیت و مأموریت مرکز مطالعات وزارت ورزش و جوانان توضیح داد: مدتی پیش نیز این موضوع را با وزیر ورزش مطرح کردم. به نظر من، مرکز مطالعات وزارت ورزش باید مأموریتی مشخص داشته باشد و هدف آن، دستیابی به راهکارهای عملی برای اداره بهتر ورزش کشور از طریق پژوهش باشد.
وی افزود: در جامعه گاهی این تصور شکل میگیرد که با ایجاد یک مرکز مطالعاتی، هر فردی میتواند هر نوع پژوهشی را در حوزه ورزش در آنجا انجام دهد. در حالی که مأموریت مرکز مطالعات وزارت ورزش باید با یک دانشگاه یا پژوهشگاه عمومی تفاوت داشته باشد؛ این مرکز باید مسائل واقعی سازمان اجرایی ورزش را شناسایی کند و با استفاده از پژوهش، راهکارهایی برای حل آنها ارائه دهد. این استاد دانشگاه ادامه داد: وزارت ورزش و جوانان یک سازمان اجرایی و عملیاتی است و برای اجرای درست برنامهها به پشتوانه علمی نیاز دارد.
پژوهش باید ابزار تصمیمسازی و حل مسئله باشد تا مدیران اجرایی بتوانند بر اساس یافتههای علمی، برنامهریزی و اقدام کنند. هادوی با تأکید بر ضرورت پیوند دانش و تجربه مدیریتی گفت: به اعتقاد من، نمیتوان گفت صرفاً حضور یک فرد کاملاً علمی در رأس مرکز، بهتنهایی موجب علمی شدن مدیریت ورزش خواهد شد. یک مدیر اجرایی توانمند نیز میتواند با شناخت مسائل عملیاتی، زمینه حضور دانشمندان و پژوهشگران و استفاده از ایدههای آنها را فراهم کند. مهم این است که مرکز بتواند یافتههای علمی را به راهکارهای اجرایی تبدیل کند.
وی تصریح کرد: بنابراین، مرکز مطالعات باید پژوهشمحور و مسئلهمحور باشد و خروجیهای آن به تصمیمگیریهای وزارت ورزش کمک کند. هدف نباید گردهم آوردن افراد یا انجام پژوهشهای پراکنده باشد، بلکه باید بر اساس نیازهای واقعی ورزش کشور، اولویتهای پژوهشی مشخص شود و نتایج آنها در اختیار مدیران قرار گیرد. هادوی در پایان خاطرنشان کرد: آنچه اهمیت دارد، شکلگیری ارتباط مؤثر میان علم و عمل است؛ بهگونهای که پژوهشها در مسیر حل مسائل ورزش کشور قرار بگیرند و یافتههای آنها امکان اجرا و ارزیابی داشته باشند. انتهای پیام/
منبع: خبرگزرای برنا



