رفتن به محتوای اصلی
اجتماعیآوش11 دقیقه مطالعه

ریه‌های تهران چگونه از نفس افتاد؟/ مرگ درختان پارک‌های جنگلی؛تاوان سال‌ها سومدیریت و ضعف نظارت

حسین خودکار / این روزها در حالی خم شدن کمر درختان چیتگر به چشم همه آمد که نه فقط ریه تنفسی غرب پایتخت، بلکه عمده پارک‌های جنگلی تهران سال‌هاست از دو سمت تحت فشارند؛ از سویی، خشکسالی، افزایش متوسط دمای هوا و تغییر اقلیم درختان را بیشتر در معرض خشکیدگی قرار…

ریه‌های تهران چگونه از نفس افتاد؟/ مرگ درختان پارک‌های جنگلی؛تاوان سال‌ها سومدیریت و ضعف نظارت

حسین خودکار / این روزها در حالی خم شدن کمر درختان چیتگر به چشم همه آمد که نه فقط ریه تنفسی غرب پایتخت، بلکه عمده پارک‌های جنگلی تهران سال‌هاست از دو سمت تحت فشارند؛ از سویی، خشکسالی، افزایش متوسط دمای هوا و تغییر اقلیم درختان را بیشتر در معرض خشکیدگی قرار داده و از سویی دیگر، سال‌ها بی‌برنامگی، سوءمدیریت و ضعف نظارت، تیشه به ریشه این پارک‌ها زده است. نتیجه این روند، مرگ ده‌ها هزار درخت در چیتگر، سرخه‌حصار و دیگر جنگل‌های دست‌کاشت پایتخت است؛

عرصه‌هایی که حدود ۳۵ سال قبل، مدیریت آن‌ها از سوی سازمان منابع طبیعی به شهرداری تهران واگذار شد و امروز در بحران نابودی قرار گرفته‌اند. هر سال دریغ از پارسال حالا توصیف حال و روز پارک‌های جنگلی تهران است؛ عرصه‌هایی که قرار بود ریه‌های تنفسی پایتخت باشند، اما در چند سال گذشته، تن سبز آن‌ها بیش از پیش نحیف شده و خشکیدگی و قطع درختان، حالشان را نزارتر کرده است. وضعیت چیتگر به جایی رسیده که براساس آمار اعلام‌شده از سوی نقی شعبانیان، معاون سازمان بوستان‌های شهرداری تهران، ۴۱ درصد درختان آن کاملاً خشک شده و ۲۸ درصد دیگر در وضعیت بحرانی قرار دارند.

مرکز رسانه قوه قضاییه نیز اخیراً در گزارش مربوط به بازدید علی صالحی، دادستان تهران از این پارک جنگلی، از خشک‌شدن ۳۵ هزار درخت چیتگر و قطع و خروج از محل ۲۵ هزار درخت از این تعداد خبر داده است. بحران البته محدود به چیتگر نیست. سرخه‌حصار، لویزان، شیان، خرگوش‌دره و دیگر جنگل‌های دست‌کاشت تهران نیز با درجات مختلفی از خشکیدگی مواجه‌اند؛ درختانی که باید پس از مرگ برای جلوگیری از گسترش آفات و خطر سقوط، قطع و از عرصه خارج شوند.

آمار ارائه‌شده از سوی محمد رحیم مرتضوی، شهردار منطقه ۱۳ در خرداد امسال نیز از قطع حدود ۶ هزار درخت در سرخه‌حصار به دلیل خشکیدگی و آفت‌زدگی در چند سال گذشته حکایت دارد؛ اگرچه به گفته او، حدود ۳۵ هزار نهال جایگزین شده‌اند. این ماجرا تازه شروع نشده و سال‌هاست درباره کاهش منابع آبی، افت میزان تخصیص حقابه، سوءمدیریت و ضعف رسیدگی و نگهداشت و ضرورت اجرای عملیات بهداشتی – پرورشی در این عرصه‌ها هشدار داده می‌شود و برنامه‌های احیایی یا در دستور کار قرار نمی‌گیرد، یا به کندی اجرا می‌شود.

در چنین شرایطی، ابعاد بحران در چند سال اخیر بزرگ‌تر شده و پرسش اصلی این است که چه میزان از این خشکیدگی ناشی از تبعات اجتناب‌ناپذیر تغییر اقلیم بوده و چه میزان می‌توانست با مدیریت صحیح، آبیاری به‌موقع، کنترل آفات و نگهداشت اصولی کاهش یابد؟ متولی حفظ جنگل‌های تهران کیست؟ تهران ۱۳ پارک جنگلی دارد که چیتگر و سرخه‌حصار مشهورترین آن‌ها هستند.

بیشتر این عرصه‌ها طی دهه‌های گذشته و در قالب طرح‌های جنگل‌کاری توسط سازمان منابع طبیعی (با نام سابق سازمان جنگل‌ها و آبخیزداری کشور) ایجاد شدند، اما از اواخر دهه ۶۰، مدیریت بسیاری از آن‌ها از جمله چیتگر و سرخه‌حصار به شهرداری تهران واگذار شد؛ در حالی که این پارک‌ها همچنان در زمره عرصه‌های طبیعی و به نمایندگی از دولت تحت مالکیت سازمان مذکور قرار دارند. در عمل، مدیریت روزمره، نگهداری و آبیاری پارک‌های جنگلی تهران طی بیش از ۳۵ سال گذشته برعهده شهرداری بوده و مدیریت شهری نیز سال به سال با پیمانکاران گوناگونی برای اجرای این کارها قرارداد بسته است.

سازمان بوستان‌ها و فضای سبز شهرداری نیز موظف بوده بر عملکرد پیمانکاران نظارت کند و سازمان منابع طبیعی هم می‌بایست نقش حاکمیتی و نظارت عالیه خود را ایفا می‌کرد. وظیفه تخصیص آب براساس حقابه مورد توافق میان شهرداری و وزارت نیرو برای هر پارک جنگلی نیز برعهده شرکت آب و فاضلاب استان تهران است. همین تعدد نقش‌ها، مهمترین دلیل ضرورت شفاف‌سازی مسئولیت‌هاست تا از این طریق بتوان به تقصیر و قصور هر دستگاه پی برد؛ سوءمدیریت‌هایی که البته محصول یک سال و دو سال و یک دوره یا دو دوره مدیریتی نیست.

رضا بیانی، مدیرکل منابع طبیعی استان تهران، شهریور امسال درباره چیتگر اعلام کرد که آبیاری نامناسب و پایان عمر زیستی برخی درختان از عوامل اصلی خشکیدگی هستند. به گفته او، حقابه چیتگر که در گذشته نزدیک به یک مترمکعب بر ثانیه بود، در سال ۱۴۰۲ به حدود ۱۰ لیتر بر ثانیه رسید و در مقطع اخیر به حدود ۷۰ لیتر بر ثانیه افزایش یافت. او کاهش شدید منابع آب را تهدیدی برای فضای سبز و پارک‌های جنگلی تهران دانست و البته از تشکیل پرونده قضایی درباره قطع تعدادی از درختان این پارک جنگلی نیز خبر داد.

تغییر اقلیم مقصر است، اما بهانه نیست کارشناسان منابع طبیعی معتقدند کم‌آبی و تغییر اقلیم از مهمترین عوامل تشدیدکننده بحران هستند، اما خشکیدگی گسترده درختان پارک‌های جنگلی تهران را نمی‌توان صرفاً پیامد خشکسالی دانست و این موضوع نباید به بهانه‌ای برای انکار سوءمدیریت‌ها تبدیل شود. علی بناگر، رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی منابع طبیعی و محیط‌زیست ایران در گفت‌وگو با خبرنگار آوش تأکید دارد که وضعیت فعلی، حاصل تلاقی چند بحران است و نمی‌توان خشکیدگی درختان را به یک عامل واحد نسبت داد.

به گفته او، تنش آبی، کاهش و اختلال در تأمین آب، خشکسالی‌های متوالی و افزایش دما در کنار ضعف مدیریت جنگل‌داری، تأخیر در عملیات بهداشتی – پرورشی، تراکم بالا، ترکیب گونه‌ای نامتناسب، آفات و فشارهای انسانی در شکل‌گیری وضعیت امروز نقش دارند. بناگر معتقد است تک‌کشتی بودن یک عرصه و ترکیب و ساختار توده و یکنواختی گونه‌ها خود عامل ضعف توده خواهد شد و اکنون نیز با استفاده از گونه‌های متنوع و متناسب با اقلیم تهران، می‌توان پایداری توده را برای آینده تضمین کرد.

این کارشناس منابع طبیعی با تفکیک خشکسالی از تغییر اقلیم، در توضیح بیشتر می‌گوید: افزایش دما، تبخیر و تعرق و تغییر الگوی بارش، فشار آبی بر پوشش گیاهی را افزایش داده است، اما کیفیت مدیریت تعیین می‌کند که یک خشکسالی به بحران گسترده تبدیل شود یا نه. او همچنین خاطرنشان می‌کند: اگر پایش سلامت درختان، مدیریت تراکم، تنک کردن اصولی، کنترل آفات، اصلاح شبکه آبیاری و استفاده از منابع جایگزین زودتر انجام می‌شد، دامنه خسارت می‌توانست کمتر باشد. سوءمدیریت؛

حلقه اصلی زنجیره بناگر با تأکید بر این که پارک‌های جنگلی را نمی‌توان مانند یک فضاهای سبز معمولی داخل شهرها اداره کرد، می‌گوید: موجودی، سن، تراکم، ترکیب گونه‌ای، ساختار توده، وضعیت خاک و ریشه، آفات و ظرفیت آبی پارک‌های جنگلی باید به‌طور مستمر پایش شود و عملیات پرورشی نیز متناسب با شرایط انجام گیرد. البته همه این موارد باید تحت نظارت متخصصان حوزه منابع طبیعی انجام شود.

رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی منابع طبیعی و محیط‌زیست ایران، وظیفه مدیریت روزمره پارک‌ها را در وهله نخست متوجه شهرداری می‌داند و تأکید دارد که نگهداری، آبیاری، حفاظت، پایش و اجرای عملیات بهداشتی – پرورشی باید با منابع مالی و نظارت کافی انجام شود. او در عین حال معتقد است سازمان منابع طبیعی باید در این زمینه نظارت عالیه داشته باشد و کوتاهی شهرداری در رسیدگی به این پارک‌ها کوتاهی کند، نافی مسئولیت این دستگاه نیست.

او به موضوع قطع درختان پس از خشکیدگی و آفت‌زدگی نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: باقی ماندن درخت خشک یا آلوده در توده می‌تواند به گسترش آفت کمک کند و تنک کردن علمی، حذف درختان بیمار و آلوده، اصلاح ساختار سنی و تراکمی و پایش سلامت باید پیش از گسترده شدن بحران انجام شود.

درختان پیر، توده‌های متراکم وحید اعتماد، عضو هیأت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران و استاد پیشکسوت رشته جنگل‌داری نیز در گفت‌وگو با خبرنگار آوش معتقد است خشکیدگی پارک‌های جنگلی تهران را نمی‌توان صرفاً به کمبود آب نسبت داد و مجموعه‌ای از عوامل از انتخاب گونه تا آبیاری، عملیات پرورشی، نگهداری، نظارت و تغییر الگوی بارندگی در آن نقش دارند. او با اشاره به سابقه جنگل‌کاری‌های تهران در دهه ۱۳۴۰، توضیح می‌دهد: بسیاری از این عرصه‌ها در دوره‌ای ایجاد شدند که شرایط آبی با امروز متفاوت بود و برخی برای تأمین آب به منابعی مانند چاه و سد کرج وابسته بودند.

همچنین اساساً نهال‌ها در زمان کاشت باید با فاصله مشخص قرار بگیرند تا با رشد آن‌ها عملیات پرورشی انجام شود، اما در آن زمان در بسیاری از موارد، این عملیات به شکل مناسب ادامه پیدا نکرد. به گفته اعتماد، در طول دهه‌های گذشته با افزایش سن درختان و تراکم توده، رقابت بر سر آب و منابع غذایی بیشتر شده و تشدید کم‌آبی و افت منابع آب زیرزمینی در دو دهه اخیر این رقابت را شدیدتر کرده است. در چنین شرایطی، وقتی آب یک عرصه کاهش پیدا می‌کند، باید جمعیت درختی نیز متناسب با ظرفیت آبی مدیریت شود؛

کاری که البته در طول این سال‌ها مانند بسیاری از اقدامات فنی دیگر لازم برای حفظ درختان پارک‌های جنگلی تهران، نسبت به انجام آن بی‌توجهی شد. وقتی حتی تعداد درختان در قراردادها مشخص نیست اعتماد بخش دیگری از مشکلات را در ساختار مدیریتی و نظارتی شهرداری به‌عنوان مسئول اصلی نگهداری پارک‌های جنگلی تهران می‌داند. به گفته او، رسیدگی به این پارک‌ها به پیمانکاران واگذار می‌شود، اما اگر تعداد واقعی درختان، نیاز آبی و شرایط عرصه در قرارداد مشخص نباشد، اجرای صحیح عملیات با مشکل مواجه می‌شود.

او مثال می‌زند که ممکن است قرارداد براساس وجود ۴۰ هزار درخت تنظیم شود، در حالی که پیمانکار پس از ورود به عرصه با ۷۰ هزار درخت مواجه شود. در چنین شرایطی، محدودیت قراردادی می‌تواند بر فاصله آبیاری و دیگر اقدامات نگهداری اثر بگذارد. اعتماد در توضیح بیشتر در این زمینه می‌گوید: در یک طرح اصولی باید کارشناس و ناظر وجود داشته باشد و دفترچه طرح، فاصله کاشت، دوره آبیاری، عملیات پرورشی و سایر اقدامات را مشخص کند. بنابراین وقتی تعداد دقیق درختان یا میزان آب مورد نیاز مشخص نیست، مشکل فقط متوجه پیمانکار نیست و کل زنجیره طراحی، اجرا و نظارت نیازمند اصلاح است.

لزوم کاشت گونه‌های مناسب برای اقلیم تهران کارشناسان منابع طبیعی معتقدند ترکیب گونه‌ای پارک‌های جنگلی نیز باید با شرایط امروز تهران سازگار شود. بناگر در این زمینه بر استفاده تدریجی از گونه‌های بومی و مقاوم‌تر به خشکی و حرکت به سمت توده‌های آمیخته و چندگونه‌ای تأکید دارد. اعتماد نیز می‌گوید انتخاب گونه باید با توجه به خاک، آب‌وهوا، رویشگاه و هدف ایجاد پارک انجام شود. به گفته او، صرفاً کم‌آب‌بر بودن یک گونه کافی نیست؛ زیرا برخی گونه‌های بومی ممکن است آب کمی مصرف کنند، اما نتوانند سایه‌انداز مورد انتظار یک پارک جنگلی را ایجاد کنند.

این استاد پیشکسوت رشته جنگل‌داری، استفاده متنوع از گونه‌هایی مانند سرو، سنجد و بلوط ایرانی را در طراحی متناسب با شرایط منطقه قابل بررسی می‌داند. آب کمتر، مدیریت دقیق‌تر موضوع مهمی که بسیاری از کارشناسان منابع طبیعی روی آن تأکید دارند، این است که کاهش آب در دسترس، یکی از عوامل اصلی بحران است؛ اما باید میان «کمبود آب» و «نحوه مدیریت آب» تفکیک قائل شد. اعتماد در این باره می‌گوید دبی آب ورودی به پارک‌ها در سال‌های گذشته کاهش یافته و باید دقیقاً بررسی شود که چه میزان آب در مبدأ تخصیص یافته و چه میزان واقعاً به پارک می‌رسد.

او درباره چیتگر نیز خواستار بررسی مسیر انتقال و انشعاب‌های احتمالی از خطوط تأمین آب شده است. عضو هیأت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران در عین حال تأکید دارد: اگر منابع آب کافی برای تمام درختان وجود ندارد، باید درباره تراکم تصمیم مدیریتی گرفته شود و نمی‌توان بدون توجه به ظرفیت آبی، جمعیت درختی را افزایش داد. بناگر نیز در این زمینه می‌گوید: کاهش حقابه پارک‌های جنگلی تهران در سال‌های اخیر یا بروز اختلال در تحویل حقابه بدون جایگزین پایدار، موضوعی است که دستگاه متولی آب را موظف به پاسخگویی می‌کند؛

اما این مسأله بازهم نافی مسئولیت شهرداری در مدیریت مصرف آب و لزوم اجرای دقیق اقدامات فنی برای نگهداشت جنگل‌ها نیست؛ آن هم در شرایطی که با اقداماتی مثل تمیز کردن. اصلاح وضعیت جوی‌ها و شبکه آبیاری، آب دادن به درختان در شب به‌جای روز و برخی دیگر از کارهای ساده و روزمره، می‌شد تا حد زیادی همین حقابه ناکافی را بهینه مصرف کرد.

پساب تصفیه شده باید جایگزین آب چاه شود در حالی که براساس وعده علیرضا زاکانی در سال‌های ابتدایی دوره مدیریتی‌اش در شهرداری قرار بود در افق ۱۴۱۰، آبیاری تمام بوستان‌های شهری و پارک‌های جنگلی تهران با استفاده از پساب تصفیه‌شده انجام شود و آمارهای رسمی از این حکایت دارد که اکنون میزان استفاده از پساب برای آبیاری درختان پایتخت هنوز کمتر از ۳۰ درصد است، وحید اعتماد تأکید دارد استفاده از پساب تصفیه‌شده همچنان مهمترین راهکار کاهش وابستگی فضای سبز تهران به آب چاه است.

به گفته این استاد دانشگاه، اگر زیرساخت تصفیه تکمیل شود و مواد زیان‌آور برای گیاه به میزان مناسب حذف شوند، پساب می‌تواند برای آبیاری فضای سبز مورد استفاده قرار گیرد. او معتقد است تأمین آب درختان باید در شرایط بحران در اولویت قرار گیرد و تهران باید برای جایگزینی تدریجی آب چاه با منابعی مانند پساب برنامه مشخص داشته باشد.

لزوم نجات درختان، پیش از مرگ اگرچه این روزها سازمان بوستان‌های شهرداری ناچار به قطع هزاران درخت خشکیده در پارک‌های جنگلی تهران است، اما اگر مدیریت شهری و سازمان منابع طبیعی با کمک گرفتن از متخصصان امر، دقیق بررسی کنند، لابه‌لای درختان این پارک‌ها هنوز سهراب‌های زنده‌ای پیدا می‌شوند که باید نوشدارو را پیش از مرگ به آن‌ها رساند. اعتماد برای درختانی که هنوز زنده‌اند، اما دچار آفت شده یا در آستانه خشکیدگی کامل قرار دارند، اقدامات اضطراری مانند آبرسانی با تانکر را پیشنهاد می‌کند و در بلندمدت، کاهش تراکم و مدیریت جمعیت درختی را ضروری می‌داند.

او همچنین تأکید دارد که تنها آبیاری کافی نیست و باید رطوبت خاک حفظ شود. استفاده از مواد آلی و بقایای گیاهی، ایجاد جوی و پشته و مدیریت روان‌آب می‌تواند به کاهش تبخیر و نگهداری آب در محدوده ریشه کمک کند. عموم کارشناسان منابع طبیعی بر یک نکته مشترک تأکید دارند: خشکسالی و تغییر اقلیم واقعیت‌های انکارناپذیرند، اما نمی‌توان همه خشکیدگی درختان پارک‌های جنگلی تهران را به آن‌ها نسبت داد. کم‌آبی، ضعف نگهداری، تراکم، انتخاب گونه، عملیات پرورشی، نظارت بر پیمانکاران و کیفیت مدیریت شهری در طول سال‌های گذشته در یک زنجیره به هم پیوسته‌اند.

پرسش امروز فقط این نیست که چه کسی در شکل‌گیری بحران نقش داشته است؛ مسأله مهم‌تر این است که آیا مدیریت شهری تهران از این بحران برای اصلاح شیوه اداره جنگل‌های دست‌کاشت پایتخت درس خواهد گرفت یا چند سال دیگر، بازهم باید شاهد شمارش ده‌ها هزار درخت مرده دیگر در تهران بخصوص جنگل‌های دست‌کاشت آن باشیم.

منبع: آوش

منبع خبرآوش
نمای زنده فرهاببه‌روزرسانی 13:27
97,723مطلب نمایه‌شده
62,220موضوع و برچسب
30منبع خبری
14حوزه موضوعی