جوان آنلاین: آقای جواد ظریف معاون راهبردی سابق رئیس دولت چهاردهم هربار که به صحنه میآید پرخاشگرتر (و اینبار بیادبتر) از قبل شده است. فقط میتوان یکجور او را فهمید: «چیزی از وزارت و صدارت او برای بالیدن تاریخ به آن باقی نمانده است»! اینبار یک فایلضبطشده از ظریف که مربوط به سال گذشته است، منتشر شده که در آن او با اسمآوردن از یک مداح (مطیعی) گفته است «این برجام- ببخشید توهینه- که دارید باهاش استفاده میکنید برای پاککردن یه جاهای بدتون، بدونید که پس فردا باید باهاش بینیتون رو پاک کنیم»!
مذاکرهکنندهی برجام خودش بهتر از همه لمس کرد که ترامپ با کاغذ برجام «آنجا»ی بدش را پاک کرد و آن را دور انداخت. این واقعیت هم برای رئیس دولت وقت و هم برای ظریف خیلی سنگین است و سنگین بود و ظریف و همفکران او نمیتوانند آن را هضم کنند. پس هربار بهناگزیر خروج میکند و چیزی میگوید، بهخصوص وقتی دوباره بوی حمله میآید. اینبار گشته و یک مداح را نشانه گرفته است، گویی اگر آن مداح- و باقی منتقدان برجام- در زمان خود چیزی علیه برجام نمیگفتند، ترامپ آن را پاره نمیکرد و اکنون در اینجایی که هستیم، نبودیم.
ظریف و چند تن از اعضای حزب سازندگی و رئیسان هلدینگهای اقتصادی کلان مشخصاً فرار بهجلو میکنند. منطقه را نگاه کنید، دنیا را نگاه کنید، چهچیز این دستگاه به آن وضعیت برجام که میخواست بین ایران و امریکا دوستی و پیمان صلح برقرار کند، میخورد؟! اگر بخواهید بفهمید معنای فرار بهجلو چیست باید از آقای خاتمی شروع کنید. او ابتدا مسئله را بد فهمید. نظریهی جدید داد (در تقابل با جنگ تمدنهای هانتینگتون) و گفت: «گفتوگوی تمدنها».
نگاه کنید به سیل بیپایان مقالات اصلاحطلبان که نوشتند «دیگر نوع بشر به چنان پختگی و کمالی رسیده است که جنگهای بزرگ در میان ملتها و دولتها درنخواهد گرفت». شاید مرحوم هاشمی متأثر از همین حرفها گفت که دیگر دنیای موشک نیست و دنیای گفتمان است.
همینحالا همزمان با «خشایارشا»ستیزی وزیر خارجه امریکا که دیگر آشکار اسلامهراسی و هراس از جمهوریاسلامی نیست و ایرانهراسی است، هنوز همفکران ظریف میگویند باید به امریکا بگوییم: «صلح بر شما»!یک عضو حزب سازندگی همین حالا وقتی فرصت مییابد تا سرش را از لای حجم افزایش روزانه چندصد میلیارد دلار ثروتی که از رانت هلدینگهای خودرویی و هواپیمایی دارد، بیرون بیاورد، به سران سهقوه هشدار میدهد که باید زودتر با امریکا صلح کنند. او البته مغرضانه و ریاکارانه چنین میگوید، چون هیچچیز مانند تداوم این وضعیت، او و دوستانش را فربه نمیکند.
اینها از اصل و از اول راه را اشتباه رفتند. فکر اولشان صلح با امریکا بود، با آنکه امریکا چنین چیزی را نمیخواست و فقط شعار آن را میداد. بعد دست به خیانت زدند و از امریکا علناً خواستند تا با تحریم ایران، نظام را پاسخگو کند! اکنون کسی میتواند خوب بفهمد چرا ایشان موقع جدیشدن حمله امریکا از این قصهها میبافند که از جلسات خصوصی آنان با خبر باشد.
گروهی از ایشان در همین مواقع چارهسازی میکنند که باید چیزی بگوییم و کاری بکنیم که زاویهی بزرگ خود با نظام را نشان دهیم، زیرا اینبار امریکا دست خالی بازنمیگردد و اگر بر ایران مسلط شود باید قبل از آن نشان داده باشیم که با نظام زاویهی درشت داریم. خوب میفهمند که امریکا به آنان نظر دارد و حتی یکی از ایشان در دو جنگ اخیر ترور نشد. ولی باز میخواهند خودشان را بیشتر ثابت کنند. گروه دیگر چنین نیستند و فقط باور دارند که میتوانند با قدرت کلمات با امریکا صلح کنند.
هیچچیز از شواهد نیمقرن اخیر و حیات انقلاب اسلامی را نمیتوانند بهعنوان شواهدی قطعی برای این صلحطلبی رو کنند بلکه هرچه هست شواهدی علیه آن است. به همینخاطر هرچه میگذرد از اصل واقعیت میدانی دور میشوند. امان این افراد در اماننامههایی است که از امریکا بگیرند و خلاصشان در تضمینی که امضای امریکایی پای آن باشد. حتی الان؟! حتی بعد از دو جنگ؟! وقتی کسی در «بیراهه» باشد، هیچ تابلوی راهنمایی نمیبیند!
منبع: جوان آنلاین

